سليمينمين در گفتگو با فارس:
جاسبي شخصا دستور اخراج فرزند من را از دانشگاه آزاد صادر كرد
خبرگزاري فارس: مدير دفتر مطالعات و تدوين تاريخ معاصر ايران گفت: جاسبي از هر ابزاري براي روشن نشدن تخلفات مديريتي استفاده ميكند و شخصا دستور اخراج فرزند من را صادر كرد.

عباس سليمي نمين مدير دفتر مطالعات و تدوين تاريخ معاصر ايران در گفتگو با خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس با اشاره به ارائه مدارك به دادگاه در خصوص تخلفات مديريتي دانشگاه آزاد، گفت: اولين مدارك اثبات تخلفات دانتشگاه آزاد به دادگاه ارائه شد . به تدريج اين مدارك را به افكار عمومي منعكس ميكنيم و اين مدارك شامل سوء استفادههاي مالي، مفاسد مديريتي و خروج سرمايهها از دانشگاه آزاد و فروش زمينهاي دانشگاه آزاد به صورت غير قانوني از جمله مواردي است كه در مورد آنها مدارك متعددي وجود دارد.
وي در خصوص واكنش مديريت دانشگاه آزاد به اين مدارك گفت: جاسبي با توجه به امكانات متعددي كه در اختيار دارد به دنبال مخدوش كردن اطلاع رساني از جانب من و ديگر دوستان است .
مدير دفتر مطالعات و تدوين تاريخ معاصر ايران با اشاره به جعل سخنان وي در دانشگاه قزوين، گفت: برخي رسانههاي آقاي جاسبي مطالبي را كه من در دانشگاه قزوين بيان نكرده بودم را به سخنان من اضافه كردند و زماني كه طي نامهاي اين مطالب را تكذيب كردم اين تكذيبيه هرگز درج نشد و رسانههاي دانشگاه آزاد بگونهاي رفتار كردند كه انگار بنده به بسيج دانشجويي نقدي را وارد كردم و يا به ديگران توهين كردم در صورتي كه اينگونه نيست.
سليمي نمين در ادامه اظهار داشت: رئيس دانشگاه آزاد در تلاش است تا به افكار عمومي اينگونه القاء كند كه انتقادات به شخص ايشان و مديريت و تخلفات رياست اين دانشگاه نيست و بحث اصلي زير سوال بردن دانشگاه آزاد است در حالي كه بحث اصلي بنده تخلفات مديريت دانشگاه آزاد و سوء مديريت آقاي جاسبي در اين دانشگاه است چراكه دانشگاه آزاد، دانشگاهي است كه با امكانات مردم و سرمايههاي ملي تشكيل شده و كسي به دنبال تخريب اين مكانات نيست.
وي تصريح كرد: بحث اصلي ما در خصوص دانشگاه آزاد اين است كه آقاي جاسبي از امكانات ملت ايران عليه آنها استفاده ميكند و در جهت تضعيف ملت ايران از اين امكانات بهره ميگيرد و مديريت اين دانشگاه براي حفظ منافع و مصالح خود به ساختار نظارتي و مديريتي نظام لطمه ميزند و به دنبال ترويج دنيا گرايي در ميان مديران است و زماني كه اين مسائل مطرح ميشود آقاي جاسبي موضوع را به گونهاي جلوه ميدهد كه انگار انتقادات ما از دانشگاه آزاد است، تا بتواند پشت دانشگاه آزاد پنهان بشود.
مدير دفتر مطالعات و تدوين تاريخ معاصر ايران با اشاره به اخراج فرزندش از دانشگاه آزاد به دليل انتقادات وي از اين دانشگاه، گفت: اين موضوع بر كسي پوشيده نيست كه آقاي جاسبي از هر وسيله و ابزاري براي روشن نشدن وقايع در خصوص تخلفات مديريت خود استفاده ميكند و سكوت يكي از مديران آقاي جاسبي كه يكي از منتقدين جاسبي است، نمونه بارزي از اين مسئله است.
سليمي نمين در ادامه افزود: آقاي جاسبي فرزنده بنده را كه هيچ ربطي به انتقادات من از مديريت دانشگاه آزاد ندارد، از دانشگاه اخراج كرده است و حتي مدرك ليسانس وي را هم مفقوده كرده و برخي از عناصر دلسوز كه پيگير اين موضوع شدهاند اعلام كردند كه آقاي جاسبي شخصا دستور اخراج فرزند من را صادر كرده است.
وي برخوردهاي غير اصولي مديريت دانشگاه آزاد را مربوط به اين موضوعات نداشت و اظهار داشت: يكي از افرادي كه در گذشته در دانشگاه آزاد مسئوليت بالايي داشت به دليل انتقاداتي كه داشت از فعاليت در اين دانشگاه انصراف داد و ايشان از جمله افرادي بود كه اطلاعاتي را به بنده و ساير دستگاههاي نظارتي از جمله هيئت تحقيق و تفحص از دانشگاه آزاد ارائه كرده بود. وي را تهديد كردند كه اگر ...
مدير دفتر مطالعات و تدوين تاريخ معاصر ايران افزود: برخورد شديد جاسبي با منتقدينش نشان ميدهد كه رئيس دانشگاه آزاد از هر ابزاري براي به سكوت كشاندن منتقدين خود استفاده ميكند تا تخلفات وي افشا نشود.
مدير مسئول محترم روزنامه اعتماد
جناب آقاي حضرتي
باسلام، لطفاً در پاسخ به اظهارات آقاي حمزه كرمي (از مسئولان دانشگاه آزاد) توضيحات ذيل را براساس قانون مطبوعات جهت اطلاع خوانندگان منعكس فرمائيد.
جناب آقاي حمزه كرمي، كه خبرنگار محترم روزنامه اعتماد وي را يكي از «مرداني» ميخواند كه «در حلقه اطرافيان و معتمدان دكتر عبدالله جاسبي جاي دارد» در ارتباط با اخراج فرزندم از دانشگاه آزاد ميگويد: «پسر ايشان تا آنجايي كه اطلاع داريم مدرك ليسانس نگرفته و ايشان آمده در فوقليسانس شركت كرده و بعداً به همين روالي كه در دانشگاه وجود دارد كه يك كسي مدرك ليسانسش را ارائه بدهد... در حالي كه تحصيل ايشان منتهي به ليسانس نشد. يعني مدرك به ايشان داده نشده است كه مدرك ليسانساش را به آن مقطع بالاتر ارائه بدهد. در نتيجه مقطع بالاتر قبولي ايشان را زير سؤال برده و اين مسئله كاملاً قانوني است... اتفاقاً من تا آنجايي كه ميدانم آقاي جاسبي از اينكه چرا پسر آقاي سليمينمين به اين سرنوشت دچار شدند از اين منظر ناراحت هستند چرا كه اين را در شأن خودشان نميدانند كه مثلاً با سرنوشت يك جوان بازي كنند.» (ويژهنامه روزنامه اعتماد، سهشنبه 26 آذر 87 ، ص9)
اولاً؛ براي اينكه مشخص شود كه اتفاقاً شأن آقاي جاسبي در اين حد قرار دارد كه با سرنوشت يك جوان بازي كند و ليسانس و فوق ليسانساش را باطل سازد، مناسب است نامه دانشگاه آزاد واحد تهران مركز را خطاب به رياست اداره كل وظيفه عمومي نيروي انتظامي تهران بزرگ، به چاپ رسانيد تا شأن كسي كه خود را رياست دانشگاه آزاد ميخواند روشنتر گردد. همانگونه كه در نامه شماره 17535 مورخه 9/3/86 (پيوست 1) كاملاً مشخص است، فرزندم در تاريخ 19/11/85 دوره كارشناسي رشته مديريت بازرگاني را به پايان برده و «فارغالتحصيل» شده است. همچنين دانشگاه آزاد اسلامي واحد علوم و تحقيقات طي نامه مورخه 30/7/86 (پيوست 2) به معاونت وظيفه عمومي تهران بزرگ اعلام ميدارد كه فرزندم در دوره كارشناسي ارشد رشته روابط بينالملل آن دانشگاه پذيرفته شده است كه بر اين مبنا از سوي اداره وظيفه عمومي، معافيت تحصيلي براي مشاراليه صادر ميگردد. لازم به ذكر است كه فرزندم ترم اول كارشناسي ارشد را با معدل 17 در سال 86 به پايان رسانده است (پيوست 3) و در سال جاري نيز مشغول ادامه تحصيلات خود بود كه در اواخر اين ترم، انتقادات اينجانب، آقاي رئيس را به اين وادي كشانيد كه شأن خود را در حد بازي با سرنوشت يك جوان تنزل بخشد!
ثانياً؛ اگر به فرض، فرزند اينجانب بدون داشتن مدرك ليسانس در دوره فوق ليسانس پذيرفته شده و ثبت نام كرده است (كه البته جزو محالات ميباشد) و نزديك به دو سال مسئولان محترم دانشگاه آزاد، فريب خوردهاند! براستي چرا بايد آقاي جاسبي از اينكه ايشان به چنين سرنوشتي دچار شده ناراحت باشد و به اصطلاح بر قرباني خود اشك تمساح بريزد؟! آيا مكدر شدن وجدان آقاي جاسبي جز به اين دليل است كه با سرنوشت يك جوان بازي كرده و ليسانس و فوقليسانساش را صرفاً به خاطر انتقادات پدر وي نابود ساخته است.
ثالثاً؛ اگر «مرداني» در اطراف آقاي جاسبي وجود داشتند كه توجيهگر هر مفسدهاي نبودند، وي دچار چنين سقوطي نميشد كه با سرنوشت جواناني كه در چنگال وي چون اسيرانند، بازي كند.
هنوز صدها دانشجو در سالن اجتماعات دانشگاه تهران فراموش نكردهاند كه فردي به نام آقاي بدرقه همانند آقاي كرمي در مقام دفاع از آقاي جاسبي پشت تريبون قرار گرفت و به عنوان يك دانشجو اعلام كرد: «من دست جاسبي را به خاطر خدماتش ميبوسم.» تنها به فاصله يك ماه، اين فرد بدون برخورداري از هيچگونه صلاحيت علمي و مديريتي، به رياست دانشگاه آزاد واحد اسلامشهر گماشته شد و در زمره مردان!؟ همراه آقاي جاسبي قرار گرفت.
رابعاً؛ آيا چنين رفتاري بر همگان روشن نميسازد كه وقتي آقاي جاسبي ميتواند سوابق تحصيلي دانشجويان دانشگاه آزاد را به طرفهالعيني نابود سازد، به طريق اولي ميتواند به يُمن داشتن چنين مردان!؟ دست بوسي، به سهولت مدارك تحصيلي متنوعي را براي وامدار ساختن مسئولان ذينفوذ صادر كند.
خامساً؛ اين نكته بر اهل نظر پوشيده نيست كه در سيستم مديريتي طراحي شده آقاي جاسبي، هيچ كاري جز به فرمان وي صورت نميگيرد، ضمن اينكه برخي دستاندركاران واحد علوم و تحقيقات در پاسخ بعضي از مسئولان كه پيگير ماجراي اخراج فرزندم بودهاند، به صراحت اعلام كردهاند دستور چنين اقدامي را (بازي با سرنوشت يك جوان) مستقيماً از آقاي جاسبي دريافت داشتهاند. بنابراين پرواضح است كه با ريختن اشك تمساح، چنين پروندههاي سياهي از نگاه تيزبين جامعه مخفي نخواهد ماند.
با تشكر
مدير دفتر مطالعات و تدوين تاريخ ايران
عباس سليمينمين
نظرات کاربران :