پرچم عدالت خواهي را همواره پيامبران الهي و پيروان راستين آنان بر دوش كشيده‌اند.امروز و هميشه مجاهدت در زير اين پرچم، صادقانه ترين نشانه‌ي پيروي از رسولان الهي است. آنچه در كنار همه‌ي الزامات اين حركت، ضروري و حياتي است آن است كه اوّلاً مراقبت شود كساني با انگيزه هاي ديگر، اين شعار حق را ابزار نكنند. و ثانياً به نام عدالت طلبي، حركتي غير منصفانه از سر جهل يا غفلت انجام نگيرد. صبر و بصيرت را براي شما و ديگر تشكلهاي عزيز دانشجوئي از خداوند متعال مسألت ميكنم. مقام معظم رهبري


افروغ: نیازمند دولتی هستیم که عدالت را کنار آزادی بخواهد  (ويژه)  

دولتی از نظر من مطلوب است که اولاً شعار عدالت بدهد، اما نگاه جامعی به عدالت داشته باشد. شعار حقوق شهروندی را بدهد، اما نگاه جامعی به حقوق شهروندی داشته باشد. ثانیاً به اخلاق و فرهنگ اهمیت داده شود واین اخلاق و فرهنگ نیز موضوعیت داشته باشند، هدف باشند و ابزار قرار نگیرند. ثالثاً مردم ما آگاه و عاقل پنداشته شوند، مردم ما حق زیستن اخلاقی دارند، مردم ما منتظر این هستند که دولتمردان شان اهل عقلانیت سیاسی باشند.

  
 
دوشنبه 25 آذرماه 1387  

 

افروغ از مخالفان بحث «دولت وحدت ملی» به شمار می رود و پیشنهاد تشکیل جریانی از دو طیف اصولگرا و اصلاح طلب را مغایر با عقلانیت سیاسی و تحزب می داند و آن را راهکاری عوام فریبانه از سوی برخی فرصت طلبان عنوان می کند.این نماینده سابق اصولگرای مجلس هفتم، نگاه فله ای به سیاست و اقتصاد را نیز یکی از بزرگ ترین آفت ها توصیف کرده و بر این اعتقاد است که نمی توان به نام وحدت، جلوی رقابت و مشارکت سیاسی و تحزب را سد کرد.افروغ همچنین مورد استفاده قرار ندادن بحث کارشناسی را از بزرگ ترین نقاط ضعف دولت می داند و بر این عقیده است که همین موضوع سبب مطرح شدن پیشنهاد تشکیل وحدت ملی در دوره کنونی شده است.
-------------------

- اجازه بدهید بحث را در مورد مقایسه عملکرد دولت کنونی با معیارها و شعارهایی که براساس آن شکل گرفت شروع کنیم. به عقیده شخص شما آیا توقعاتی که قبل از تشکیل این دولت مطرح شده بود، اکنون با گذشت سه سال از دوره کاری در کجا قرار دارد و در چه مرحله ای به سر می برد؟
در ابتدا باید این نکته را یادآور شوم که اگر بخواهیم دولت را با گذشته مقایسه کنیم یک بحث است و اگر بخواهیم آن را با معیارهای مطلوب اصولگرایی مقایسه کنیم، بحث دیگری را دارد.اما به هر حال یکسری از توقعاتی است که براساس آن توقعات می توان دولت فعلی را ارزیابی کرد.من فکر می کنم با توجه به آن معیارها و توقعات در مجموع می شود گفت دولت در یکسری از فعالیت های خود توفیق داشته و در جاهای دیگر توفیقات شایسته ای به دست نیاورده است.

- توقعات شما به عنوان یک اصولگرا از دولت اصولگرای نهم در چه زمینه هایی بود که اکنون مدعی آن هستید که توقعات در دولت فعلی محقق نشده است.
یکی از مهم ترین توقعات ما این بود که نگاهی همه جانبه و جامع نگر به عدالت از سوی دولت صورت بگیرد و عدالت تبدیل به بعد اقتصادی - توزیعی در جامعه نشود.
باید این موضوع را مدنظر قرار داد که عدالت در حقیقت باید ابعاد تولیدی و توزیع را در بر بگیرد و فقط معطوف به بعد اقتصادی نباشد و بتواند ابعاد سیاسی و فرهنگی را هم در خود جای دهد.
دولت با توجه به مقایسه ای که با یک نگاه جامع به عدالت می شود در ابعاد فرهنگی، سیاسی و تولیدی عدالت آنچنان که باید و شاید توفیقی به دست نیاورده است. اما در وجهه توزیعی عدالت، به هر حال قرار به آن است که اتفاقاتی در دولت صورت بگیرد که حالا این اتفاقات تا چه اندازه با سیاست های نظام همخوانی دارد و دچار مشکل نمی شود، بحث دیگری است. گذشتگان بنا به دلایلی مخاطب عام را فراموش کرده بودند و بیشتر مخاطب خاص را هدف قرار داده بودند، اما دولت فعلی عکس این قضیه را در پیش گرفت. مخاطب خاص را به فراموشی سپرد و مخاطب عام را مورد توجه قرار داد که البته مدنظر قرار گرفتن این موضوعات و شیوه مملکت داری هم نقطه قوت خود را دارد و هم نقطه ضعف.

- نقطه قوت و ضعف آن در چیست؟
نقطه قوت از این بابت که مخاطب عام که در دولت گذشته به دست فراموشی سپرده شده بود دوباره در دولت فعلی مورد توجه قرار گرفت.نقطه ضعف هم از آن جهت بود که مخاطب خاص به دست فراموشی سپرده شد که البته این نگاه جامعه نگر اقتضا می کند که رئیس یک دولت باید هر دو مخاطب (عام و خاص) را مورد توجه قرار بدهد و در برابر آن خاص گرایی نباید وارد عام گرایی افراطی شود.اما یکی دیگر از ضعف هایی که دولت با آن روبه رو بود، بهره نگرفتن آن از بدنه کارشناسی کشور در موقعیت هایی که نیاز به کار کارشناسی داشت، بود. حتی ما شاهد آن بودیم که دولت از بدنه کارشناسی مستقر در اردوگاه اصولگرایی نیز به خوبی استفاده نکرد.اما بحث دیگر موضوع سفرهای استانی دولت است که قطع نظر از ابعاد استراتژیک این سفرها، دولت توانست با اجرای آن یک رابطه عاطفی میان خود و مردم به وجود بیاورد و برقراری همین رابطه بود که شکاف موجود میان دولت و توده عام را یک مقدار برطرف کرد.

- پس با این تفاسیر شما باید موافق حجم زیاد سفرهای انجام شده از سوی دولت باشید.
من موافق این هستم که دولت با مردم ارتباط داشته باشد، اما موافق آن نیستم که در همان سفر نطفه تصمیمات منعقد و اجرایی شود. تصمیمات باید مبنای کارشناسی و استراتژیک داشته باشد.
اما سوال اصلی که در اینجا طرح می شود این است که آیا تصمیمات استانی براساس مطالعات قبلی است یا خیر؟ و اگر براساس مطالعات قبلی و کارشناسی است این مطالعات کجا انجام شده و اگر مربوط به دولت های قبلی است اخلاقی نیست که دولت های قبل زیر سوال بروند و اگرنه مربوط به دولت فعلی است و روی آن مطالعه صورت گرفته مجموع این مطالعات در کجا قرار دارد که ما بتوانیم به آن رجوع کرده و از پشتوانه استراتژیک و کارشناسی آنها اطمینان حاصل کنیم.اگر تصمیمات اتخاذ شده واقعاً از پشتوانه مطالعاتی برخودار نبوده باشد از دیدگاه من به هیچ عنوان قابل قبول نخواهد بود.البته من منکر این ارتباط و حضور نیستم و حتی ممکن است جرقه برخی از مصوبات در همین سفرهای استانی زده شود، این موضوع هم قابل قبول است ولی اگر قرار بر این است که دولت تصمیمی برای استان ها و مناطق محروم بگیرد این برنامه ریزی دیگر نباید استانی باشد بلکه باید برنامه ریزی کشوری باشد.

- شما در اول صحبت تان در مورد مقایسه دولت اصولگرای نهم با شاخص های اصولگرایی اشاره کردید و به این موضوع تاکید داشتید که این دولت را باید با معیارهای اصولگرایی نیز سنجید و بعد مورد قضاوت قرار داد که آیا موفق بوده است یا خیر. سوال من از شما این است که آیا این دولت که با نام و شعار اصولگرایی روی کار آمد اکنون می تواند به عنوان نماینده تمام عیار اصولگرایی قدعلم کند؟
متاسفانه از نظر اصولگرایان خلاق و انتقادی، نگاه جامعی به عدالت و حقوق شهروندی صورت نگرفت. عدالت در دولت فعلی منهای آزادی دنبال شد و ابعاد سیاسی و فرنگی عدالت در آن لحاظ نشد. در وجه اقتصادی عدالت هم تنها به بخش توزیعی آن اکتفا و از وجه تولیدی آن غافل شد، به گونه ای که یک ناهمخوانی بین این وجه اقتصادی توزیع عدالت و سایر برنامه های کشور به وجود آمد. به عنوان مثال من هنوز نتوانسته ام یک رابطه هماهنگ بین سیاست های ابلاغی مقام معظم رهبری در مورد اصل 44 و لایحه طرح تحول اقتصادی در دست بحث و بررسی دولت پیدا کنم.لذا آنچه که هست و احساس می شود که نه تنها هماهنگی وجود ندارد بلکه تضادی است در بین این لایحه و فرمایشات مقام معظم رهبری در مورد اصل 44 که باید در مورد آن راه چاره ای اندیشید.به هر حال این برنامه سیاست ابلاغی اصل 44 یک اصل اساسی است که مجلس روی آن کار کرد و به یک قانون قابل قبول و مصوبی رسید اما به نظر من این لایحه (طرح تحول اقتصادی) با اصل 44 مغایرت هایی دارد که من در همین جا فرصت را غنیمت دانسته و بر آن تاکید می کنم که یارانه ها در این مملکت باید به دست اهلش برسد و فلسفه وجودی یارانه در حقیقت باید برای پرکردن شکاف های طبقاتی باشد.
اما به عقیده من اگر دولت بیاید و به جای توزیع این یارانه ها آن را در اختیار اشتغال زایی محرومان قرار بدهد نه تنها گامی بلند برای پرکردن شکاف طبقاتی برداشته بلکه یارانه را نیز به اهلش می رساند که متاسفانه ما این کار را از سوی دولت نهم شاهد نبوده ایم.

- البته ما شاهد این بودیم که دولت برای اجرای صحیح طرح تحول اقتصادی شروع به جمع آوری اطلاعات از مردم کرد. دیدگاه شما که معتقد به تعلق گرفتن یارانه ها به اهلش هستید در این مورد چیست؟
این یارانه ها باید به اهلش از طریق تاسیس کارگاه های اشتغال زا تعلق بگیرد. البته به نظر می رسد هیچ ارتباط منطقی میان فلسفه وجودی مطلوب تخصیص یارانه ها و کسب اطلاعات از همه شهروندان وجود ندارد. به نظر من به اندازه کافی اطلاعات در این مورد موجود بود.ضمن اینکه دولت صحبتی کرد که نباید این صحبت را بیان می کرد. دولت اظهار داشت: «همه مردم در این همه پرسی شرکت کردند.» ظاهراً مثل اینکه قرار بر این بوده که یک همه پرسی انجام شود؟ وقتی رئیس دولت در جلوی دوربین تلویزیون قرار می گیرد و «همه پرسی» را بیان می کند در افکار عمومی یک شائبه سیاسی ایجاد می شود.در مجموع فکر می کنم اگر دولت مردم را عاقل تر می پنداشت یک مقدار بهتر بود.

- اشاره داشتید به اینکه این دولت در زمینه ایجاد رابطه عاطفی با مردم در نقطه قوت قرار داشته آیا به نظر شما در عمل هم توانسته به این توفیق دست پیدا کند و تا چه اندازه توانسته شعارهای خود را عملی کرده و به آن تحقق ببخشد؟
از این جهت که شعارهای دولت فعلی عام گرایانه تر و به نیازهای مردم نزدیک است بحثی نیست. اما در عمل ما توفیقی را در این جهت از سوی دولت شاهد نبودیم.
اگر بخواهیم دولت را با دولت قبلی همانطور که در اوایل صحبت هایم به آن اشاره کردم، مقایسه بکنیم خواهیم دریافت که اگر قرار بر این بود که توسعه سیاسی کاملاً رعایت شود این توسعه سیاسی باید در کنار عدالت پیش می رفت. همچنین آزادی و عدالت را باید در کنار هم پیش می برد.اگر در زمان آقای خاتمی آزادی با عدالت پیش می رفت اکنون نوبت به دولتی نمی رسید که عدالت را منهای آزادی پیش ببرد. امروز ما نیازمند دولتی هستیم که هم به آزادی توجه داشته باشد و هم به عدالت و این نکته بسیار اساسی است به این دلیل که حقوق شهروندی مردم جامع است که البته انتقاد من به دولت این است که چرا به آزادی توجهی نداشته است.
اما به نظر من به هر حال دولت ها هر کدام به نحوی با یکدیگر مرتبط هستند، در حقیقت دولت ها نتیجه منطقی هم هستند.از درون آن نگاه، این نگاه زاده می شود و در اینجاست که نمی توان گفت کدام دولت بهتر از دولت دیگر است.
اما در رابطه با سوال شما باید بگویم که اگر دولت بگوید من در روز اول شعاری که مطرح کردم در مورد توزیع ثروت بود نه تولید آن، می توان گفت دولت در تحقق شعارش موفق بوده که البته این توزیع ثروت باعث به وجود آمدن تورم و گرانی در سطح کشور شده است، پس در این صورت باید دولت بپذیرد که مسبب اصلی این تورم و گرانی ها از روز اول خود او بوده است، اما اگر دولت این را نپذیرد، در این صورت است که ما می توانیم بلافاصله این مساله را مطرح کنیم پس آن وجه مولد اقتصادی و عدالت امروز کجا رفته است؟

- دولت فعلی براساس طرح شعار «عدالت محوری» توانست به نوعی اکثریت آرا را در دوره ای به دست بیاورد. با توجه به صحبت های شما اگر این عدالت را در سه وجه سیاسی، فرهنگی و اقتصادی بخواهیم تعریف کنیم متاسفانه در کنار این عدالت آزادی و تحول فرهنگی را نمی توان دید، یکی دیگر از شعارهای دولت که نشان از پوپولیسم بودن دولت داشت، آوردن نفت بر سر سفره ها بود اما با طرح این شعارها و گذشت سه سال از دوره کاری دولت اکنون با افزایش نرخ تورم و گرانی روبه رو هستیم. به نظر شما چه نسبتی می تواند بین شعارهای مطرح شده از سوی دولت نهم و تورم به وجود آمده در کشور باشد؟ و آیا محرومان در توزیع عدالت دولت به اندازه کافی بهره مند شده اند و آیا این بهره مندی با تورم و گرانی همخوانی دارد؟
با نگاهی جامع به عدالت و ابعاد سیاسی، فرهنگی و اقتصادی آن پی می بریم وجه اقتصادی عدالت شامل ابعاد تولیدی، توزیعی و مصرف است.بسیاری از اقتصاددانان که فقط دلمشغول وجه توزیعی عدالت هستند در واقع فرض را بر این می گذارند که دولت فعلی را باید تنها عطف به وجه توزیعی عدالت مورد ارزیابی قرار داد. در این صورت باید به این سوال پاسخ داد که آیا با تورم و گرانی موجود این وجه محقق شده است یا خیر؟بنابراین در مجموع و در یک مقایسه کلی می توان گفت هرچند شعارهای دولت فعلی عام گرایانه تر از دولت های قبلی است و از این منظر تناسب بیشتری با شعارهای انقلاب دارداما با توجه به شاخص های تورم و گرانی موجود تحقق این شعارها محل تردید است ضمن آنکه در برخی موارد شاهد برخورد ابزاری با مردم و شعارهای انقلابی نیز توسط دولت بوده ایم.مصادیق زیادی در این دولت وجود دارد که استفاده ابزاری از دین و اخلاق شده است که اجازه بدهید من وارد این مسائل نشوم و سربسته باقی بماند.

- سوال اساسی که در اینجا مطرح می شود این است که از دل این نقدها چه چیزی به دست می آید و دولت مطلوب چگونه دولتی است؟
دولتی از نظر من مطلوب است که اولاً شعار عدالت بدهد، اما نگاه جامعی به عدالت داشته باشد. شعار حقوق شهروندی را بدهد، اما نگاه جامعی به حقوق شهروندی داشته باشد. ثانیاً به اخلاق و فرهنگ اهمیت داده شود واین اخلاق و فرهنگ نیز موضوعیت داشته باشند، هدف باشند و ابزار قرار نگیرند. ثالثاً مردم ما آگاه و عاقل پنداشته شوند، مردم ما حق زیستن اخلاقی دارند، مردم ما منتظر این هستند که دولتمردان شان اهل عقلانیت سیاسی باشند. بتوانند از همه قابلیت های کارشناسی موجود استفاده کنند و همه را تا جایی که می توانند به کار گیرند و مساله جناح ها و اختلاف بین آنها در بدنه کارشناسی رخنه نکند و بالاخره باید یک طیفی در راس امور قرار بگیرد، اما قرار بر این نیست که به کل بدنه تصمیم گیری کشور این رقابت های سیاسی تسری پیدا کند.

- با توجه به سابقه حمایت شما از آقای احمدی نژاد قبل از رسیدن بر مسند ریاست جمهوری چگونه بعد از قرارگرفتن احمدی نژاد به کرسی ریاست ورق حمایت شما هم از وی برگشت. دلیل این تغییر موضع از جانب شما چه بود؟
فکر می کنید من از موضع خود برگشتم یا شخص آقای احمدی نژاد؟ من از شعارهایم فاصله گرفتم یا خود ایشان؟ من دیگر تمایلی برای وارد شدن به این قضایا ندارم اما شایسته است که این را دیگران قضاوت کنند که ما تغییر موضع دادیم یا ایشان تغییر رویه داده اند و متناسب با شعار هایشان عمل نکرده اند.
رئیس دولت فعلی در قالب شعارهای اصولگرایانه چه توجیهی برای انتخاب وزیر کشور قبلی و وزیر کشور فعلی و بسیاری از مقامات منصوب خود دارد.یک زمانی فشارها و تهمت ها بر سر همین نقدها روی من بسیار زیاد بود و یکی از دلایل کناره گیری بنده از کاندیداتوری مجلس هشتم برطرف کردن هرگونه شبهه سهم خواهی و قدرت طلبی در ذهن حامیان دولت بود که بتوانم به راحتی حرف ها و نقدهای خود را بزنم.البته آن زمان عده ای می کوشیدند که رقیب آقای احمدی نژاد وارد کارزار نشود. من می کوشیدم که رقیب وارد عرصه شود، چون بر این اعتقاد بودم که رقابت و برد بدون رقیب معنایی ندارد.در دوره اول که تعداد اصولگرایان به نسبت زیاد بود، من موضعی نگرفتم اما در دوره دوم من به نفع احمدی نژاد موضع خود را بیان کردم، اما درست چند روز قبل از اینکه انتخابات انجام شود، برحسب آن درک شهودی که از سیاست دارم، اعلام موضع کردم که «من احساس می کنم در دولت بعدی باید از منتقدان باشم.» چون در آن زمان احساس کردم که دولت هم از جنس مجلس خواهد بود و همزمان با نقدهای من از دولت نهم بود که برخی در این خصوص بی اخلاقی کردند و نقدهای من را به پای سهم خواهی نوشتند و البته دولت هم در برابر این بی اخلاقی سکوت را پیشه کرد و بر نقاط ضعف خود افزود.اما به محض اینکه کابینه آقای احمدی نژاد بسته شد در همان زمان بود که من پیش بینی کردم این کابینه دوام نخواهدآورد و همگان قضاوت کنند که با اتفاقی که بر سر کابینه آمد حق با چه کسی است؟
من یک ذره از نقدهای خودم دور نشده ام و هنوز بر نقدهای خودم استوار باقی مانده ام و آنها که تهمت سهم خواهی به من زدند، دیدند که امروز چه اتفاقاتی در عزل و نصب ها افتاد.دولتی که می توانست با مشورت بیشتر کابینه مقتدر و بهتری را ببندد، اما به دلیل مشکل منش شخصی آقای احمدی نژاد که زیاد به مشورت اهمیتی نمی دهد، کابینه ای ناهماهنگ ونه چندان قوی را برای اداره کشور برگزید.عقلانیت سیاسی اقتضا می کند ما بدانیم چه گفتمانی دارد امتحان پس می دهد و اگر قرار بر این باشد که کابینه آشفته باشد دیگر عقلانیت سیاسی معنایی ندارد.

- پیش بینی شما و اخطار به نقد دولت که براساس درک سیاسی که به گفته خود شما چند روز مانده به انتخابات مطرح شد، آیا شما از قبل اطلاع کافی از نحوه مدیریتی آقای احمدی نژاد نداشتید یا صرفاً برحسب شعارها از ایشان به حمایت برخاستید؟
من چندان آشنایی با آقای احمدی نژاد نداشتم، اما رقیب ایشان را به خوبی می شناختم. من نمی خواهم به شخص جسارتی بشود و بارها هم گفته ام که باید بین فرد و الگو و تفکر او تفاوت قائل شد. به هر حال بخشی از حمایت من از رئیس جمهوری فعلی به خاطر الگویی بود که من از رقیب ایشان سراغ داشتم و بارها هم گفتم اگر با شناختی که امروز من از رئیس جمهوری فعلی به دست آوردم به زمان انتخابات ریاست جمهوری نهم بازگردم این طور نیست که به رقیب ایشان رای خواهم داد، بلکه رای سفید را به صندوق خواهم انداخت.من تا قبل از این آقای احمدی نژاد را در کسوت رئیس جمهوری نمی شناختم و شعارهای آقای احمدی نژاد شعارهای بنده نیز بود، آشنایی من با شخص رئیس جمهوری به دوران قبل از انتخابش برای ریاست جمهوری برمی گردد.زمانی که آقای احمدی نژاد به عنوان شهردار انتخاب شد یک تیم مشورتی تشکیل داد که من هم جزء آن بودم و در آن زمان بود که دیدم ایشان مرد عمل است و از مباحث نظری و تئوری فاصله دارد و آن زمان گفتمان ایشان برای من مهم بود که همین گفتمان برخاسته از شعارهای انقلابی بود.

- به کلیدی شدن شعارها و فاصله گرفتن آن از عمل اشاره کردید، علت این فاصله و راه حل آن چیست؟
زمانی که ما حزب در کشور نداریم، شعارها حرف اول را می زنند و این است که ما باید از گذشته عبرت بگیریم تا برنامه ها به رقابت با یکدیگر برخیزند. در واقع باید تلاش کنیم دو طیف اصولگرا و اصلاح طلب (تاکیدم بر طیف است نه قطب) با برنامه واحد گفتمانی شان حضور پیدا کنند تا مردم نیز بتوانند با برنامه و کابینه ائتلافی درون گفتمانی انتخاب خود را انجام بدهند که این راهکار به مراتب به عقلانیت سیاسی نزدیک تر است.
در این صورت است که انتخابات به دوقطبی بودن نزدیک می شود اما دو قطبی نیست که بر همین اساس دو طیف اصولگرا و اصلاح طلب می توانند هر کدام درون طیف خود دور هم جمع شوند و از بین خود یک کاندیدا را معرفی کنند و بقیه اعضای کابینه را از میان چهره های سرشناس و استراتژیست این طیف انتخاب کنند، آن وقت است که ما به رقابت های خوبی که به عقلانیت نیز نزدیک تر است روبه رو می شویم.و اما راه حل دوم این است که ما بیاییم و یک طیف را لحاظ کنیم و بگوییم طیف اصولگرایان و اصلاح طلبان با یکدیگر جمع شوند و یک ائتلاف از هر دو طیف صورت بگیرد که من به شدت با این نوع ائتلاف مخالف هستم.

- بحث دور هم قرار گرفتن دو طیف اصولگرا و اصلاح طلب موضوعی است که امروز به عنوان طرح دولت وحدت ملی از سوی برخی احزاب مطرح شده است و بر این اعتقاد هستند که دولت وحدت ملی باید در شرایط کنونی صورت بگیرد.علت مخالفت شما با این طرح چیست و این طرح در حقیقت چه چیزی را در برمی گیرد؟
دولت وحدت ملی یعنی اینکه ما این صف آرایی سیاسی و عقلانیت سیاسی موجود را نادیده می گیریم و یک مرتبه می آییم به صورت فله ای از هر دو طیف یک نفر را می گذاریم آن بالا و بعد اسمش را می گذاریم دولت وحدت ملی.دولت وحدت ملی برگشت به دوران قجری است. ما صد سال مشروطه و 30 سال انقلاب اسلامی را داریم اما با مطرح شدن این طرح درحقیقت به عقب بازمی گردیم.در کدام دنیای توسعه یافته دیده شده که اینگونه کابینه چیده شود. بحث دولت وحدت ملی مخصوص کشورهای بحران زده ای مانند لبنان است. آیا ما هم لبنان هستیم؟ ما از برخوردهای پوپولیسم و توده وار ناراحت هستیم، مگر برخورد توده وار فقط در یک قالب متجلی می شود؟ ممکن است در قالب طرح دولت وحدت ملی هم
نفوذ پیدا کند.

- آیا با توجه به اوضاع و شرایط کنونی این طرح جوابگو نخواهد بود؟
من می گویم جوابگو نیست بنابر چند دلیل؛اولاً خلاف عقلانیت سیاسی و بی حرمتی به جمهوری اسلامی و ایران است یعنی اینکه ما سابقه صد سال مشروطه و 30 سال انقلاب را نادیده می گیریم اگر ما با این نگاه بیاییم سراغ وحدت ملی دیگر نمی توانیم دم از تحزب بزنیم.برای ما جای تعجب دارد که یک عده ای که از طرفداران دولت فعلی هم هستند از یک طرف مخالف تحزب و از طرف دیگر مخالف طرح دولت وحدت ملی هستند.من متوجه نمی شوم اگر کسی مخالف تحزب است در حقیقت باید موافق با دولت وحدت ملی و یکپارچگی باشد کسی که مخالف تحزب است نگاه فله ای به سیاست دارد حتی در قالب مفاهیم انقلاب اسلامی ولی من نگاه می کنم و می بینم که انگار برخی معنای تحزب و وحدت ملی را به درستی نمی دانند و نگاه به دولت وحدت ملی در حقیقت نگاه فله ای است.ما می توانیم بدون درهم آمیختن طیف ها به منافع گروه ها توجه کنیم. به نظر من بحث دولت وحدت ملی مخصوص کشورهای بحران زده است و نوعی بازگشت به عقب و بازگشت به دوران بعد از جنگ خواهد بود.

- مخالفت و دلایل مخالفت خود را در مورد دولت طرح وحدت ملی بیان کردید، راه حل این قضیه چیست؟
هنوز در جامعه وجه فردی حکومت می کند یعنی رئیس جمهوری هنوز فکر می کند در واقع تنها منجی کشور است. آقای احمد ی نژاد به تنهایی معرف تمام نمای اصولگرایی نیست و اینکه ما بخواهیم با یک شخص خاص روبه رو شویم کاری اشتباه و غلط است بلکه ما باید با برنامه و راهکارها روبه رو باشیم.
اگر دولت وحدت ملی فقط یک شعار و فقط ناظر به کسب قدرت سیاسی نیست راه حل آن این است که هرکدام از جناح های مخالف برنامه های خود را در اختیار عقلای رقیب قرار داده و نظر آنها را هم جویا شوند. به عقیده من اگر عده ای نمی خواهند با طرح دولت وحدت ملی به قدرت برسند این راه حل آن است و دولت وحدت ملی همان وحدت در عین کثرت خواهد بود.

- چند هفته پیش مجلس به مناسبت بزرگداشت شهادت آیت الله مدرس همایشی را تحت عنوان «30 سال قانونگذاری» برگزار کرد و در این همایش از نمایندگان همه دوره های مجلس نیز دعوت کرد.با توجه به اینکه برگزارکنندگان این مراسم بر این عقیده بودند که تمامی نمایندگان این مراسم دعوت شدند علت حضور نیافتن شما یا عدم دعوت شما به این همایش چه بوده است؟
شایعه بود که افروغ کم لطفی کرده و در این همایش شرکت نکرده اما اصلاً این طور نبوده و از من برای شرکت در این همایش دعوتی نشده بود.البته یکی از برگزارکنندگان اصلی این همایش هم در واکنش به دعوت بنده گفته بوده که ما از طریق تلویزیون فراخوان داده بودیم و افروغ می توانست شرکت کند. باید به عرض این نماینده محترم برسانم که بنده در بسیاری موارد با داشتن کارت از رفتن به جایی خودداری می کنم، چه اینکه کارتی نیز دریافت نکرده باشم. این صحبت در حالی است که من متوجه شدم نمایندگان به وسیله کارت دعوت، تلفن و sms دعوت شدند. حتی یکی از نمایندگان مشهد هم کارت همایش را دریافت کرد و هم از طریق تلفن و sms به این همایش دعوت شد، بعد من دیدم که راست می گویند فاصله تهران تا مشهد به خاطر ترافیک به مراتب کمتر از بهارستان تا سعادت آباد است و به هر حال انگار سهمیه بندی بنزین هم مشکل ترافیک را حل نکرده و البته من گله ای هم در این مورد نکردم.

- چه نمره ای به این همایش می دهید؟
این همایش بیشتر در حد یک دید و بازدید بود و از نظر من نمره بالایی هم به آن تعلق نمی گیرد. چیزی که از ظاهر امر پیدا بود اینکه همایش اصلاً کیفی نبوده است و اگر قرار است که به یک راهکار برسند اولاً باید فرصت را برای آسیب شناسی فراهم می کردند و ثانیاً محمل و ساز و کارهایی تعبیه می کردند و اینکه صرفاً روسای مجالس گذشته حرف بزنند و عده ای هم گوش بدهند دیگر برنامه نیست.

منبع: روزنامه‌ی سرمایه

            نظرات کاربران :


 
نظر شما درباره اين مطلب:







به خاطر سپردن اطلاعات؟



   

 

 

معرفي سايت تخصصي بررسي شبكه هاي هرمي
شهید بهشتی و جنبش سبز
تجمع دانشجویان صنعتی شاهرود در حمایت از ولایت فقیه
نقش عمار در جنگ صفین
سفره های رنگین سیما،حسرت کودک گرسنه و عرق شرم پدر
جدال جمهوري با زنگيان کافوري
راه 43 منتشر شد
موقعیت امروز جمهوری اسلامی موقعیت "قلب جهان" است
اگر از همت و متوسلیان برای نسل سوم گفته بودند، امروز کسی جرات دزدیدن نام آنها را نداشت
تقدیر و حمایت ویژه جنبش عدالتخواه دانشجویی از بیانات آیت ا... صادق آملی لاریجانی در تأکید بر مبارزه با مفاسد اقتصادی
انتقاد رئيس دستگاه قضا از مبارزه ضعيف با مفسدان اقتصادي/ مسير كنوني جواب نمي دهد
سخنراني شهيد حسين الحوثي در عيد غدير 1423
تأملی گذرا بر عملکرد دستگاه ها و نهادها در تحقق اسلام ناب
چرا حل مشكلات اساسي كشور روي زمين مي‌ماند؟
نشست تحليلي پيرامون ابعاد و پيامدهاي اجراي طرح هدفمند كردن يارانه‌ها
نقشه راه دانشجویان دانشگاه اسلامی
روشن فکران غرب زده نخواهند توانست رأی ملت را وتو کنند
سیر عدد شدی احمد جان!
مردم همچنان در انتظار سبد غذایی دولت
الحوثي: عربستان از بمب فسفري استفاده مي‌کند
گر "غدیر" به درستی محقق می‌شد،امروز نیازهای بشر اینقدر ابتدایی نمی‌ماند
اشاره به مافیای رسانه و سیاست در یک سریال
تظاهرات معلولان فلسطینی برای پایان دادن به محاصره غزه
وعده وزارت اطلاعات براي جمع كردن هرمي ها
نیمی از مساجد در طول سال فعالیتی ندارند
تشدید هجوم هوایی عربستان به یمن
تقابل اسلام ناب و اسلام التقاطی در انتخابات 88
نظریه ولایت فقیه و عقلانیت
روایت شهادت حسین الحوثی
جديدترين گزارش مركز پژوهشها از آثار فعاليت شركتهاي هرمي
مناظره بايد دور از فضاي جنجال سياسي و هياهو صورت گيرد
تشكل‌هاي دانشجويي نسبت به اتفاقات و فضاي كشور هوشيار باشند
انتقاد شديد نماينده جنبش از عملکرد صدا و سيما در به تصوير کشيدن تجملات و اشرافي گري
موقعیت امروز جمهوری اسلامی موقعیت "قلب جهان" است
رویش باید آگاهی مردم را نشانه بگیرد
اسكيزوفرني سياسي‏، انفجار جنسي‏، لكنت زبان، تفاوت فرهنگي‏ و انتخابات دهم
مردم، جریانات ریزشی را كنار می‌زنند
گفتگو با دکتر کوشکی درباره موضع نظام نسبت به یمن
همدستي نيروهاي القاعده با دولت صنعاء در سركوب شيعيان الحوثي
راز نسخه دوم

    


 


   

    



 

استفاده و باز نشر  مطالب سايت با ذکر ماخذ بلامانع مي‌باشد  |  ارتباط با ما
طراحي و برنامه‌نويسي از موسسه نرم‌افزاري آرمان