پرچم عدالت خواهي را همواره پيامبران الهي و پيروان راستين آنان بر دوش كشيده‌اند.امروز و هميشه مجاهدت در زير اين پرچم، صادقانه ترين نشانه‌ي پيروي از رسولان الهي است. آنچه در كنار همه‌ي الزامات اين حركت، ضروري و حياتي است آن است كه اوّلاً مراقبت شود كساني با انگيزه هاي ديگر، اين شعار حق را ابزار نكنند. و ثانياً به نام عدالت طلبي، حركتي غير منصفانه از سر جهل يا غفلت انجام نگيرد. صبر و بصيرت را براي شما و ديگر تشكلهاي عزيز دانشجوئي از خداوند متعال مسألت ميكنم. مقام معظم رهبري

"مدير عدالتخانه به اضافه قافيه‌پردازي"از وبلاگ اميد مهدي نژاد:
متهم خرم و خندان قدح باده به دست... تا سحر رقص کنان در بغل قاضي بود  (هنروادبیات‌انقلاب)  

مطلب مهدي نژاد در واكنش به حكم مدير عدالتخانهحقش است. تا او باشد ديگر «عدالتخانه» راه نيندازد. اگر هم راه انداخت کاري به کار از ما بهتران نداشته باشد و به برقراري عدالت در ميان خودمان رضايت دهد. اول هم از خودش شروع کند. مثلاً به اين بپردازد ‌که در قهوه‌خانه سر کالج بايد چندتا پک به قليان بزند و رد کند براي بغلي..

  
 
دوشنبه 22 مهرماه 1387  

 

امید مهدی نژاد (به نقل از وبلاگ وی)

مدير سايت «عدالتخانه» به جرم نشر اکاذيب و تشويش چيزهاي عمومي و از اين‌جور کارهاي بد، محکوم شده است به تحمل شش ماه زندان به همراه تحمل بيست ضربه شلاق.

تحملش سخت است، اما بايد تحمل کند. درد هم دارد البته که نوش جانش.

گيريم هر چه اکاذيب نشر داده به نقل از خبرگزاري‌هاي رسمي يا مثلاً يک وبلاگ بوده باشد. به هر حال مقصر خود اوست. چرا؟ چون غلط مي‌کند اکاذيب ديگران را بازنشر مي‌دهد. اصلاً بازنشر اکاذيب از نشر آن هم بدتر است و موجب شلاق دنيوي و ضمان اخروي مي‌شود.

حقش است. تا او باشد ديگر «عدالتخانه» راه نيندازد. اگر هم راه انداخت کاري به کار از ما بهتران نداشته باشد و به برقراري عدالت در ميان خودمان رضايت دهد. اول هم از خودش شروع کند.

مثلاً به اين بپردازد ‌که يک ساندويچ بيکنِ ساندويچي ويلا را چطوري بايد نصف کند، يا اين‌که در قهوه‌خانه سر کالج بايد چندتا پک به قليان بزند و رد کند براي بغلي، يا وقتي از کوبا سيگار برگ مي‌آورد چندتايش را بدهد به من و چندتايش را به بقيه و از اين قبيل عدالت‌ها. براي همه بهتر است.

به همين مناسبت، شعري را که مناسبت خاصي با اين موضوع ندارد پست مي‌کنم:

يادباد آنکه سرم گرم غزل‌سازي بود
طبع ارباب نظر از غزلم راضي بود

يادباد آنکه زمين گرد خودش مي‌چرخيد
سر هر کوچه مهي نيز به طنازي بود

گرچه هر گوشۀ اين ملک زمين‌خواري هست
دل ما در گرو مورد شيرازي بود

دوش رفتم به در محکمه خواب‌آلوده
نصفه‌شب بود و بُتي گرم سندسازي بود

متهم خرم و خندان قدح باده به دست
تا سحر رقص کنان در بغل قاضي بود

قوۀ عدليه پشم فقرا را مي‌کند
قوۀ مجريه سرگرم «غني»سازي بود

خورد بر فرق «جهانشاهي» و ناکارش کرد
سر آن چوب که در پاچۀ «شهبازي» بود

شاکي از زور شکايت به خدا برد پناه
قاضيي گفت: «خدا اول اين بازي بود»

نه که ايمان و يقينش خللي داشت؛ نه خير
منطفش کانتي و فلسفه‌اش فازي بود

هاتفم گفت که: «در کوچه و در گرمابه
متهم با پسر قاضي همبازي بود

گر که يک لقمه زمين خورد شبي، عيبش چيست
چه بسا نيت او رونق نوسازي بود

ربط شيراز و زمين‌خواري بر فرض مثال
مثل ربط پسر حاکم و سربازي بود»

هرچه او ريخت به پيمانۀ ما نوشيديم
آروغي نيز پرانديم که پروازي بود

دوغ خورديم که اين قصه دروغ است، ولي
همه ديدند که نوشيدنيِ گازي بود...

                       ***

ياد باد آنکه سرم گرم غزل‌سازي بود
(گرچه اين جمله همان مصرع آغازي بود)

نه کسي بود که ناگاه زميني بخورد
نه کسي درصدد پشت‌هم‌اندازي بود

نه خري بود که افشاگري آغاز کند
نه کسي در پي آشوب و براندازي بود

عابري بي خبر از کوچه گذر مي‌کرد و
شاعري نيز پي قافيه‌پردازي بود.

            نظرات کاربران :

خیلی خوب بود!
نويسنده نظر :محمد نیک دل


 
نظر شما درباره اين مطلب:







به خاطر سپردن اطلاعات؟



   

 

 

اعتراض بسيج دانشجويي دانشگاه شريف به احضار مسئول بسيج دانشجويي اميركبير
دانشجویان به اقدام های عملی دفاع از مسجد الاقصی، جایزه 200 هزار دلاری می دهند
رونمایی از پوستر جایزه 200 هزار دلاری دفاع از مسجد الاقصی
لزوم پايان دادن به شعارها و اقدام عملي جدي در مبارزه با مفاسد اقتصادي و دانه درشت ها و اعتراض به برخي برخورد ها با عدالت خواهان
خاطره شيخ‌الاسلام از صدور انقلاب اسلامي به فيليپين
محاصره غزه؛ تداوم درد و رنج كودكان يتيم فلسطيني
مراسم رونمایی پوستر جایزه 200 هزار دلاری عملیات موفقیت آمیز علیه اماکن صهیونیستی+سخنراني دكتر كوشكي درباره مسائل جاري فلسطين
خدمت به مردم، و حضور در زمان نیاز به حضور، كارهای خدایی هستند
زبان مشترک!
النفط وماادریک ماالنفط!
ویرایش جدید "لبنان به روایت امام موسی صدر"
مناظرات انتخاباتی از واجبات بود
مهار قدرت در مردم سالاری دینی
طرح تدوین تاریخ شفاهی جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی
بصیر در فراز و فرودهای تاریخ
چگونه می مکند این اقویا خون ضعیفان را
ما پیروزیم
مسجد الاقصی ماست نه معبد آنها ...
آنان که امام را پذیرفتند/ اسلام قیام را پذیرفتند
جنگ با ظلم و فساد و ستم و جور و جفا/ کنم از راه وفا
نمی بینی مگر این فتنه سازان را؟
ما صبح عدالتیم، اینک
بنویسید که اسلام غریب است هنوز . . .
راهبردهای رهبری در مهار فتنه
عید ما روزی بود کز ظلم آثاری نباشد
جايي­که­زندگي­دردِ­مردمه
ای گوشه نشینان! بكوشيد و بجوشيد و غوغاي زندگي را برپا داريد...
دومين يادنامه "محمدرضا آقاسي" نوشته شد
عرضه 50 هزار نسخه كتاب تاریخ انقلاب در یک ماه
"تبسم‌هاي فيروزه‌اي"
«پیاده‌ها» راهی بازار نشر شدند
انشای احکام قضایی ساده و قابل فهم می شود
مناسبات قدرت و قانون در ايران معاصر
خواستم بی خبر نمانی!
شمع های صف کشیده!
نظريه ولايت و دولت در دوران معاصر
عباس سلیمی‌نمین و مظلومیتی مضاعف
قوه‌ی قضائیه؛ بیم ها و امیدها/ نگاهی به عملکرد هاشمی شاهرودی و آینده لاریجانی آملی:
یدالله مع الجماعه
صاویری ناب از قبه الصخره و مسجد الاقصی

    


 


   

    



 

استفاده و باز نشر  مطالب سايت با ذکر ماخذ بلامانع مي‌باشد  |  ارتباط با ما
طراحي و برنامه‌نويسي از موسسه نرم‌افزاري آرمان