پرچم عدالت خواهي را همواره پيامبران الهي و پيروان راستين آنان بر دوش كشيده‌اند.امروز و هميشه مجاهدت در زير اين پرچم، صادقانه ترين نشانه‌ي پيروي از رسولان الهي است. آنچه در كنار همه‌ي الزامات اين حركت، ضروري و حياتي است آن است كه اوّلاً مراقبت شود كساني با انگيزه هاي ديگر، اين شعار حق را ابزار نكنند. و ثانياً به نام عدالت طلبي، حركتي غير منصفانه از سر جهل يا غفلت انجام نگيرد. صبر و بصيرت را براي شما و ديگر تشكلهاي عزيز دانشجوئي از خداوند متعال مسألت ميكنم. مقام معظم رهبري

وبلاگ زمبور(مهدی خالقی):
خطره ای از قادر طهماسبی  (هنروادبیات‌انقلاب)  

  

 
دوشنبه 4 شهریورماه 1387  

 

بسم الله الرحمن الرحيم


طبق معمول وقتي به كمبود وقت مي رسم، ياد خاطرات قديمي مي افتم. البته اينبار اين ترفند، زمان بيشتري از وقتم را گرفت. به فكر افتادم،‌ خاطرات مصاحبه با قادر طهماسبي را برايتان بنگارم. مصاحبه اي كه در سوره شماره 14 به چاپ رسيد. اصل مصاحبه هم در صفحه ادامه مطلب قرار دارد. تا حال دار ترها بخوانند و لذت ببرند.

براي تحقيق فيلمنامه يك بازي رايانه اي تهران بودم ويك ماهي از مصاحبه ام با محمد كاظم كاظمي گذشته بود. در مورد مصاحبه با فريد با وحيد آقا[جليلي] صحبت كردم. گفت فكر نمي كنم وقت بدهد. يكبار تلاش كرده ايم ولي موافقت نكرده است. با علي محمد مؤدب مشورت كردم. اطلاعاتي داد و مشكل چشمهايش را مطرح كرد. تماس گرفتم. با ته لحجه تركي و آواي شاعرانه اش و خيلي خوب برخورد كرد. وبه نحوي باورنكردني، مصاحبه را قبول كرد. قرار را براي فرداي آنروز گذاشتيم.نزديك 10 توي ماشين بودم. دوباره تماس گرفتم. خواهش كرد مصاحبه را به روز ديگري موكول كنم. وقت پزشك داشت.

براي قرار بعدي، جلوي خانه اش رسيدم. توي يكي از كوچه هاي دور از خيابان آزادي. سه طبقه را بالا رفتم.وارد هال كه شدم. رختخواب و كنار آن يك ضبط سي دي دار،‌ كنار آن جلب توجه مي كرد. يك مرد ميانسال با عينكي دودي جلوي پايم بلند شد و خوش آمد گفت. بهت زده بودم. قادر طهماسبي همين آدم است؟ سريع نگاهي به اطراف انداختم. كمترين وسايل ممكن دراطراف خانه به چشم مي خوردو اين نشانه يك زندگي مجردي بود.  به آشپزخانه نگاه كردم، روي گاز قابلمه اي درحال جوشيدن بود. نشستيم و اندكي بعد شروع به صحبت كرديم. كم كم مي فهميدم فريد واقعاً يك شاعر است. از آنها كه شعر توي خونشان است. از آنها كه گوشه نشينند. اواسط مصاحبه عكاس مجله هم از راه رسيد. تا عكاس كار را شروع كرد. فريد رو به عكاس كرد و گفت : عكسم را قشنگ بيندازي ها... كم كم خودماني تر مي شديم. يكدفعه وسط مصاحبه گفت واي مثل اينكه غذا سوخت. به آشپزخانه رفتم. اجاق را خاموش كردم. سرقابلمه را برداشتم. تركيبي از حبوبات مختلف، به نشانه یک زندگی مجردی، توي قابلمه بود. اواخر مصاحبه ديگر فريد خودماني ترشده بود. دليل تنها زندگي كردنش راپرسيدم. سرنوشتش خيلي شبيه احمد احمد بود. همسر اوهم به سازمان مجاهدين پيوسته بود و فريد طلاقش داده بود. مي گفت با بچه ها هم كه مثل مادرشان هستند و كرج زندگي مي كنند، اختلاف نظر داشته و از آنها جدا شده و بعد فهميدم كه از ازدواج مجدد هم استقبال مي كند.  مي گفت در مدتي نسبتاً كوتاه نزديك 1000 رمان خوانده است. مصاحبه مان حدود سه ساعت و نيم طول كشيد. وقت خداحافظي بدرقه ام كرد. و من با همان بهت موقع ورود تركش كردم. البته اين شروع دردسرها بود. من كه آنزمان هنوز در مصاحبه گري خام دست بودم، با سختي مصاحبه را پياده و تنظيم كردم. و باعجله زياد به مجله رساندم. درحالي كه مطلب بدون اشاره بود. دوستان اشاره اي به مطلب اضافه كردند كه به هيچ وجه مورد پسندم نبود. اما از آنزمان تا امروز فكر آن نوع زندگي منزوي همراه با مشقت و شايد عسرت رهايم نمي كند. يعني واقعاً فريد يكي از بزرگترين شعراي انقلاب است؟! يعني او قسمتي از بهترين غزلها و شعر سپيدهاي معاصر را گفته است؟! خدا آخر و عاقبت همه هنرمندان انقلاب را ختم به خير گرداند...

            نظرات کاربران :


 
نظر شما درباره اين مطلب:







به خاطر سپردن اطلاعات؟



   

 

 

اعتراض بسيج دانشجويي دانشگاه شريف به احضار مسئول بسيج دانشجويي اميركبير
دانشجویان به اقدام های عملی دفاع از مسجد الاقصی، جایزه 200 هزار دلاری می دهند
رونمایی از پوستر جایزه 200 هزار دلاری دفاع از مسجد الاقصی
لزوم پايان دادن به شعارها و اقدام عملي جدي در مبارزه با مفاسد اقتصادي و دانه درشت ها و اعتراض به برخي برخورد ها با عدالت خواهان
خاطره شيخ‌الاسلام از صدور انقلاب اسلامي به فيليپين
محاصره غزه؛ تداوم درد و رنج كودكان يتيم فلسطيني
مراسم رونمایی پوستر جایزه 200 هزار دلاری عملیات موفقیت آمیز علیه اماکن صهیونیستی+سخنراني دكتر كوشكي درباره مسائل جاري فلسطين
خدمت به مردم، و حضور در زمان نیاز به حضور، كارهای خدایی هستند
زبان مشترک!
النفط وماادریک ماالنفط!
ویرایش جدید "لبنان به روایت امام موسی صدر"
مناظرات انتخاباتی از واجبات بود
مهار قدرت در مردم سالاری دینی
طرح تدوین تاریخ شفاهی جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی
بصیر در فراز و فرودهای تاریخ
چگونه می مکند این اقویا خون ضعیفان را
ما پیروزیم
مسجد الاقصی ماست نه معبد آنها ...
آنان که امام را پذیرفتند/ اسلام قیام را پذیرفتند
جنگ با ظلم و فساد و ستم و جور و جفا/ کنم از راه وفا
نمی بینی مگر این فتنه سازان را؟
ما صبح عدالتیم، اینک
بنویسید که اسلام غریب است هنوز . . .
راهبردهای رهبری در مهار فتنه
عید ما روزی بود کز ظلم آثاری نباشد
جايي­که­زندگي­دردِ­مردمه
ای گوشه نشینان! بكوشيد و بجوشيد و غوغاي زندگي را برپا داريد...
دومين يادنامه "محمدرضا آقاسي" نوشته شد
عرضه 50 هزار نسخه كتاب تاریخ انقلاب در یک ماه
"تبسم‌هاي فيروزه‌اي"
«پیاده‌ها» راهی بازار نشر شدند
انشای احکام قضایی ساده و قابل فهم می شود
مناسبات قدرت و قانون در ايران معاصر
خواستم بی خبر نمانی!
شمع های صف کشیده!
نظريه ولايت و دولت در دوران معاصر
عباس سلیمی‌نمین و مظلومیتی مضاعف
قوه‌ی قضائیه؛ بیم ها و امیدها/ نگاهی به عملکرد هاشمی شاهرودی و آینده لاریجانی آملی:
یدالله مع الجماعه
صاویری ناب از قبه الصخره و مسجد الاقصی

    


 


   

    



 

استفاده و باز نشر  مطالب سايت با ذکر ماخذ بلامانع مي‌باشد  |  ارتباط با ما
طراحي و برنامه‌نويسي از موسسه نرم‌افزاري آرمان