
هفته گذشته سایت عدالتخواهی(ارگان جنبش عدالتخواه دانشجویی) به گفتگویی با دکتر صادق کوشکی، منتقد و کارشناس مسائل سیاسی درباره اخبار گشایش دفتر حافظ منافع آمریکا در ایران و تمایل دستگاه دیپلماسی و مقامات دولتی پرداخته بود. سرکار خانم فروز رجایی فر، منتقد و کارشناس مسائل سیاسی نیز در نامه ای استدلالهای دکتر کوشکی را به نقد کشید و دلایل مخالفت با مذاکره و رابطه با آمریکا را به صورت مبسوط آورده است. با تشکر از خانم رجایی فر که متن نامه شان را برای انتشار در اختیار ما قرار داده اند، متن کامل یادداشت انتقادی ایشان را در زیر خواهید دید. سایت عدالتخواهی آماده انتشار پاسخ های احتمالی دکتر کوشکی و دیگر موافقان رابطه و مذاکره با آمریکا هست. اما متن کامل نامه خانم رجایی فر:
به نام خدا
با سلام و عرض ارادت خدمت برادران عدالتخواه
گفتگوي سايت عدالتخواهي را با برادرم جناب آقاي دكتر كوشكي در مورد گشايش دفتر حافظ منافع آمريكا در ايران خواندم. نكاتي را قابل عرض ميدانم كه اميدوارم با انعكاس در سایت، از جريان طرح دلايل مخالفان مذاكره و رابطه با آمريكا ـ آن هم در اين شكل عجيب و غریب فعلا" موجود ـ حمايت نماييد.
1-اين كه رابطه را آمريكاييها قطع كردهاند و براي حفظ عزت ما، آنها بايد بيشتر قدم شوند استدلال صحيحي براي آغاز روند آشتي طلبي نيست. گيريم كه آنها پيش قدم هم بشوند و اين اقدام با پيگيريهاي مصالح و منافع مورد نظر آنها كه بارها اظهار شده "براندازي" نظام ج.ا.ا است، قابل توجيه باشد.
آيا مصالح عالي نظام ج.ا.ا هم اقتضا ميكند كه چنين پيش شرط در عمل بيارزشي را – گرچه نوعي تغيیر آمريكا از آن استنباط شود – مطرح كند؟ البته اعتراض من به آقاي دكتر كوشكي است كه فكر ميكنم از مواضع مشابهي به قضيه مينگريم؛ و گر نه از سطح ذوق زدگي آقايان و از اظهارات زنندهاي چون، «ملت آمريكا، برترين ملت» – نه از برترين ملتهاي – جهان است و از آن هم زشتتر اين كه تضمين كامل امنیت ديپلماتهاي آمريكايي را به عهده ميگيريم» و از آن هم زشت تر اين كه «ايران همواره بدنبال گسترش روابط خود با آمريكا بوده» و یا اين كه «هيچ کس تا به حال گفتگو را نفي نكرده»، بيخبر نيستم.
2- بحث امتيازات قانوني كه عنوان كرده اند، اولا آزمودن راه طي شده اي است كه به هر عاقلي اجازه نميدهد كه از يك سوراخ براي بار دوم( و يا n ام؟!) گزيده شود. آقاي دكتر كوشكي حتماً جزييات قرارداد الجزاير را به خاطر دارند و به قول و قرارها و تعهدات آمريكا در خصوص عدم مداخله در امور ايران و بقيه موارد از من مطلع ترند. لازم به يادآوري نيست كه تعهدات قبلي در هيچ زمينهاي جامة عمل نپوشيده است. لكن برادر عزيز! آيا اين هوشمندانهتر نيست كه بر فرض قبول امر يقيني پيش شرط و مطالبه امتياز، از نقدترين مناقشه كه آغاز كنيم كه قبول آن نشان دهندة حسن نيت كامل آمريكا باشد. چيزي در سطح موافقت كامل و بی قيد و شرط آمريكا با همه نوع فعاليت ايران در حوزه تأمين انرژي هستهاي و گسترش سطح و عمق دانش هستهاي ايران بدون هيچ مانع تراشي و تهدید علني و غيرعلني؟! و خدا رحمت كند رفتگان شما را كه حداقل به فكر مطالبه امتيازات هستيد، بعضي از آقايان به صرف مؤدب و متين بودن نماينده آمريكا را براي ترك مخاصمات و احياي مناسبات كافي ميدانند و بيخيال 55 سال سابقة استكباري و مصائب تحميل شده به ملت ايران ميشوند و ذوق ميكنند كه «آمريكا، احترام ايران را حفظ كرد!» گويا فكر ميكردهاند كه احتمال داشته آمريكا در اجلاس ژنو براي هيئت ايراني جك بكشد و يا اعضاي هيئت را به گوانتانامو هدايت كند و حال كه چنين نكرده، بايد اختلافات را خاتمه يافته تلقي كرد و با يك روبوسي صميمانه به خصومتها خاتمه داد!
3- فرض كنيم آمريكا قبول كند نوع امتيازات مطرح شده از سوي جناب عالي را به ضرورت روز كه گذشتن «خر براندازي» از «پل رابطه» ميباشد، اعطا(!) كند و ديپلتماتهاي ما هم آن قدر زبل باشند كه مطالبات را در مذاكرات تا آخر پيش برده و محقق سازند. شما از كجا اطمينان داريد كه در طول زمان، آمريكا قائل به عمل به تعهدات خود باشد؟ شايد ظاهراً شما شرط خود را با لزوم دادن «تضمين» همراه كنيد، (مانند تضمينهايي كه NPT به اعضاي خود براي حمايت از فعاليتهاي صلح آميز هستهاي داده است! ) در عالم قدرت ودر سطح روابط مبتنی بر ابزارهای قدرت و اکراه و اجبار ، بحث از امکان اعمال حقوقی تضمينها، سادهانديشانه و خوش باورانه بوده و فقط و در عمل، تكيه بر واژههايي چون امتياز و تعهد و تضمين، به ابزاري جهت پيشبرد موضع فعلي آقايان مشتاق مذاكره و ايجاد رابطه تبديل خواهد شد، بدون آن كه فيالواقع تضمين قابل مطالبهاي در عالم خارج از ذهن وجود داشته شد. شما ميدانيد كه علت اصلي عدم تجويز حضرت روحالله(ره) به امر مذاكره با آمريكا اين بود كه «آمريكا به هيچ تعهدي پاي بند نيست». و سئوال ديگر اين كه آيا معقول است فرض كنيم در اين روند آشتي جويانه، خصوصاً با موضع مشتاقانه طرف ايرانی كه باعث شگفتي و ناباوري نه تنها در محافل داخلي، بلكه صد چندان آن نزد غربيها – شده است، آمريكا مطالبه هيچگونه امتيازي را متقابلاٌ نخواهد كرد؟ خصوصاٌ در حوزه امنيت و ؟عدم تهدید حتی ایدئولوژیک اسراييل؟!
4- با اين نكته كه تاسیس دفتر و دستك حتي در سطح سفارت خانه، كمكي به امنيت پايدار ايران و تضمين حفظ و گسترش منافع منطقهاي و جهاني ما نميكند موافقم و مقام معظم رهبري هم پيش از اين مضمون را فرمودهاند؛ لكن بايد ياد آور شوم كه آمريكا به عنوان «شيطان بزرگ» فقط يكي از وجوهش «خوي استكباري» است و وجوه ديگري از جمله «نيرنگ» و «فريب» و ... نيز دارد و احتمال نميدهيد كه چه بسا به خدعه، شروط ما را بپذيرد، بدون آن كه در واقع از خوي استكباري خود دست برداشته باشد و فقط گذشت زمان و پرداخت هزينههاي سنگين و جبران ناپذير آشكار سازد كه تصور نفي خوي استكباري از سوي دولتي كه امروزه بيشتر از هميشه نماد جهانخواري است، توهمي كودكانه بوده است كه همان كاربرد سابقالذكر را در تسهیل بازسازی رابطه داشته و آيا واقعاً باور ميكنيد آمريكا ماهيت و مؤلفههاي هويت خود را يك شبه نفي كند؟!
5- بازگشايي نمايندگي سياسي در هر سطحي كه به معناي تجمع مجدد شياطين در لانه جاسوسي خود خواهد بود، از خوابهايي است كه آمريكا در چند سال اخير ديده و خوشبختانه عليرغم تمام چراغهاي سبز چشمك زن سياستمداران داخلي از جناحهاي مختلف به دليل ايستادگي رهبري و مردم تاكنون تعبير نشده است. همان گونه كه آقای دکتر كوشكي و دوستان عدالتخواه مطلع هستند، و به اختصار عرض ميكنم در سياستمداران آمريكايي كلاً دو طرز فكر در مورد نظام اسلامي ايران وجود دارد. 1- تغيير رژيم 2- تغيير رفتار رژيم تا حد اطاعت کامل از نظم نوین جهان تك قطبي و جالب است كه جناح مايل به ايجاد رابطه و بازگشايي نمايندگي سياسي، در همان دسته اول قرار ميگيرد كه پروژه حمله نظامي را نيز دنبال ميكند؛ زيرا اعتقاد دارد كه بدون داشتن جاسوسهاي مستقر در خاك ج.ا.ا نميتوان اقدام به براندازي اين نظام كرد و اظهار ميدارند دليل اين كه در اين سي سال موفق به اجراي چنين توطئهاي نشدهاند، همين عدم حضور فيزيكي جاسوسان در خاك ايران بوده است.
پس نميشود مسامحهكارانه گفت كه گشايش سفارت آنها در ايران هم مشكل ندارد. برادران! چنين اقدامي مشكل جدي و اصولي دارد و در تعارض با تداوم و بقاي نظام ج.ا.ا ميباشد كه در مباحث پيگيري منافع ملي، نخستين سطح از منافع ملي هر كشور را تشكيل ميدهد: "حفظ هويت فيزيكي و سياسي و فرهنگي نظام"
6- در خصوص دفتر حفاظت منافع، كاش آقاي دكتر كوشكي توضیحات مبسوطي ارائه ميفرمودند، از اين دست كه دفتر حفاظت از منافع هر دو كشور، هم اكنون نه تنها موجود، بلكه فعال است. دفتر حفاظت از منافع آمريكا در سفارت سويس در ايران واقع در خيابان آفريقا – كوچه فرزان غربي ميباشد و دفتر حفاظت از منافع ايران هم در سفارت پاكستان در واشنگتن قرار دارد. چنانچه عنوان شود گشايش دفتر حافظ منافع به نفع مسافران ايراني و موجب تسهيل سفر به آمريكا خواهد بود، اين ادعا نوعي مردم فريبي است، چون ارائه خدمت صدور ويزا در ظرفيت همين دفتر حافظ منافع نيز ميباشد؛ چنانچه هم اكنون دفتر حفاظت از منافع ايران در آمريكا همة خدمات لازم از جمله صدور ويزا را براي گردشگران، خبرنگاران، مسافران رنگارنگ آمريكايي به ايران ارائه ميدهد و اين دولت آمريكاست كه در يك اقدام ایذایی براي وهن مقام ملت ايران، به صراحت در سايت مربوطه – سايت سفارت سويس در تهران – دريافت ويزا را موكول به سفر به يكي از كشورهاي همسايه ايران كرده است و چنانچه بخواهد، خود ميتواند بدون جنجال سياسي اين مشكل را حل كند. پس اگر طرفين ریگي براي افزايش سطح مناسبات از دفتر حفاظت منافع به سطح كنسولي و يا تبادل كاردار و سفير در كفش ندارند، چرا با وجود موجود بودن چنين دفتري، حرف از گشايش مجدد آن ميزنند؟ آيا اين اقدام از طرف دو دولت، به معنای قصد فریب مردم ايران نيست؟
7- اين كه ما فكر كنيم دستگاه ديپلماسي ما آن قدر فعال و آن قدر قوي عمل ميكند كه ميتواند حقوق معوقه، حال و آينده ملت ايران را از آمريكا مطالبه و او را مجبور به تأديه و اعاده آنها بنمايد، نوعي خوشبيني زيادي نسبت به دستگاه ديپلماسي است كه در چندين ساله اخير با سستي و رخوت و پيروي از سياست انفعال، مسائل مبتلا به سياست خارجي نظام را مديريت كرده است و يا در صورت خوشبيني، حداكثر توانش همين است كه ديدهايم و به نظر ميرسد به ناگاه با قضيه «هسته اي» به عنوان پروندهاي كه حيات و ممات ايران را رقم ميزند، مواجه شدهاست. البته لازم به يادآوري نيست كه شيوه كنوني پيگيري اهداف و حقوق مسلم ملت ايران در پرونده هستهاي، جز از ناحيه نظارت و تدبير بلاواسطه مقام معظم رهبري اتخاذ نشده است و چنانچه آقايان ادعايي غير از اين دارند، كارنامه خود را در مواردي كه ذيلاً ذكر ميشود ارائه كنند و تعريف خود را از نحوه حفظ منافع ايدئولوژيك يا حداقل منافع ملي در اين حوزههاي رها شده اعلام نمايند.
الف: مطالبه خسارات جنگ 8 ساله تحميلي از سوي عراق كه آغازگر جنگ را هم سازمان ملل به طور رسمي معین كرد.
ب: مطالبه خسارات جنگ خليج {فارس}
ج: مسائل جزاير سه گانه يا امارات
د: تعيين رژيم حقوقی درياي خزر
هـ: جستجوي حقوق ايران كه با پذیرش معاهدة منع كامل آزمايشهاي هستهاي (CTBT) كه قبل از الزام آور و نافذ شدن در سازمان ملل، دستگاه ديپلماسي آن را امضا كرده و هم اكنون دستگاههاي آنها در مكانهاي مختلف ايران بررسي كسب اطلاع از آزمايشهاي تخصصي ما نصب شده است.
و: در رژيم كنترل تكنولوژي موشكي MTCR كه برنامه محدود كردن موشكهاي نظامي را دنبال ميكند كه خودمان كنفرانس آن را در رامسر برگزار كرديم و با افتخار و شادي عضو شديم غافل از آن كه شامل انواعي از موشكهاي خودمان هم خواهد شد.
ز: و موارد متعددي چون نحوه تقسیم و استفاده از آب هیرمند با افغانستان و از جمله موارد خلق الساعه و مستحدث چون شکستن تابوي مذاكره با آمريكا و اعلام آمادگی براي بازسازي نوعي رابطه با آمريكا (آن هم بدون هر گونه پيش شرط معقول كه داراي وزني همسنگِ وانهادن سي سال مقاومت سرسختانه و تحمل تبعات و عواقب مثبت و منفي آن باشد) و مسأله توجيه نشدهاي چون تجديد رابطه با رژيم نامبارك مصري و غفلت از هر گونه زمينهسازي داخلي با اطلاع رساني به موقع و تبليغات لازم كه منجر به شكاف عميق بين ملت انقلابي و وزارت خارجه شده است. به همين سبب تفكيك ذهني اقتدار ج.ا.ا از اين دولت و اين ديپلماسي – اگر چه در حقيقت وجود دارد – امّا به اعتبار اين كه همين دولت و همين ساز و كار كارشناسي و اعضاي هيئتهاي ديپلماتيك خواهند بود كه از موضع ج.ا.ا وارد امر مذاكره، طرح مشروط، چانهزني و جمعبندي و نتيجهگيري خواهند شد، كاري ناپخته است. آيا از آسمان براي پيشبرد مذاكرات و پيگيري اهداف ملائكهاي نازل خواهند شد؟!
8- در خصوص علت مطرح شدن مذاكره از سوي دو دولت آمريكا و ايران، بايد اين طور گفته شود كه دولتمردان آمريكا بارها دليل واحد خود رابراي لزوم حضور فيزيكي جاسوسهايشان در ايران اعلام و هدف نهايي خود را كه «براندازي نظام اسلامي» است. بدون پرده پوشي اظهار كردهاند. ولي اين كه چه ضرورتي دولت هاي قبل و اينك «دولت نهم از جنس مردم» را بر این داشته است كه چنين مشتاقانه و شتابان جاده را براي دولتهای بعدي كه ممكن است به دلايل مختلف اجتماعي، سياسي و اقتصادي از همين وضع و با تركيب دولت نهم نباشد، صاف كند و آخرين سنگرهاي مقاومت تفكر حزبالله را ساقط كرده و پس از تصرف، بدون كمترين هزينه براي رقباي انتخاباتي خود، به آنها كه عامل بسياري از نابسامانيهاي اجرايي و مديريتي کشور هستند واگذار كند، كاملاً معلوم و روشن نيست و بيم آن ميرود كه با روشنتر شدن قضايا و مواضع، مسائل پشت پرده و پيچيدهاي عيان شود كه باعث حیرت و حسرت طرفداران و اميد بستگان به دولت نهم شود! هم چنين طرح مساله تحقير آمريكا به عنوان دستاورد مقاومت سرسختانه، ساده كردن جواب مساله است نه حل صحيح آن كه معطوف به تأمين منافع حياتي نظام باشد.
9- و مهمترين مورد اين كه چرا برادر عزيز اشاره نكردهاند كه اختلاف بين دو دولت آمريكا و ايران، نه از جايگاه منافع ملي دو گانه و يا مطالبه شروط و امتيازات متقابل، بلكه از جايگاه تقابل تام و تمام ايدئولوژيك در عرصه سياست ورزي و كسب قدرت سياسي در جغرافياي قرن بيست و يكم است؟! تناقضي كه با هيچ نحو مذاكره و هيچ تبادل امتيازي قابل رفع نيست؟ چرا كه هر يك را ناچار از حذف ديگري ساخته است. ما نه به دولت جهاني آمريكا، بلكه به دولت جهاني عدالت محور حضرت صاحب الامر(عج) چشم دوختهايم و او با تئوريزه كردن خوي جهانخوارگي خود، رقم خوردن پايان تاريخ به سود «ليبرال دموكراسی» ادعايي آمريكايي و ضرورت درگير شدن «جنگ تمدنها» و از همه مهمتر پيروزي رژيم اشغالگر و نژاد پرست صهیونيست را در آرماگدون، نبرد آخر الزمانی در جهان در دستور كار دارد، كه اين، جز با شكست و حذف نظام سياسي اسلامي و انقلابي ايران ممكن نيست.
كلام آخر اين كه به سبب شناخت و اردات ده ساله نسبت به برادرم دكتر كوشكي، با اطمينان عرض ميكنم كه به نظر ميرسد تلخيص مصاحبه ايشان و يا شتابزدگي احتمالي در تنظيم آن، موجب عدم انعكاس نظريات واقعي ايشان شده است كه يقيناً از مخالفان سرسخت و سازش ناپذير در مباحثات كنوني هستند. سازش ناپذیر مساله مذاکره و رابطه در شرایط کنونی - خصوصا با طرح ضرورت ترک خوی استکباری که نوعی تعلیق مساله به وقوع محال است - می باشند و ، ميپندارم هر گونه برداشت مثبت و همراه با مسامحه و قابل بهرهبرداري جناح موافق رابطه از گفتگوي ايشان – به عنوان يك فرد شناخته شده حزب اللهي – به واقع نادرست بوده و نوعي بيانصافي در حق مواضع اعتقادي و سياسي ايشان است.
نياز به گفتن نيست كه در باب ضرورت رابطه و حتي مذاكره با شيطان بزرگ بسيار بیش از اين جاي نوشتن و استدلال هست و اين نوشتار فقط در حد استيضاح گفتگوي ياد شده بوده است.
رجایی فر
7/5/87
نظرات کاربران :