جناب آقای دکتر جلیلی، دبیر شورای امنیت ملی!
عدم برخورد قاطع و ریشه برانداز با قضات متخلف، برخورد و تهدید نمایندگان مجلس از سوی برخی جریانهای مشکوک در دستگاه قضایی، بی اهتمامی برخی نهادهای نظارتی و بازرسی در برخورد با مفسدین اقتصادی و مسئولین متخلف، مصلحت سنجی های غیر منطقی برخی نهادها و ارگانها در برخورد با متخلفان و از سویی دیگر برخورد با نیروهای ارزشی و عدالت طلب، محدود کردن فضای انتقاد و آزاد اندیشی در جامعه اسلامی، برخوردهای غیر اخلاقی و حذفی و حذف صورت مسأله مفاسد اقتصادی برخی مسئولان متخلف، هزینه مند کردن شدید فعالیت های انتقادی و حتی دانشجویی، برخورد با فعالان دانشجویی و تشکلهای دانشجویی منتقد و مستقل متعهد، عدم مجوز دادن به تشکلهای دانشجویی منتقد از سوی وزارت علوم پرمدعا و انتقادناپذیر، برخورد با عدالتخواهان و منتقدان و معترضان ارزشمدار از سوی نیروهای دولتی و امنیتی دولتی و حکومتی بدون پاسخگویی و ارائه دلایل قانع کننده، تماس با خانواده های دانشجویان معترض و منتقد متعهد و تهدید آنها به اخراج از دانشگاهها، توهین به منتقدان و برنتافتن هر گونه انتقاد و اعتراضی و حتی مخالف و معاند دانستن آنها از سوی برخی مسئولان دولتی و حکومتی! و دامن زدن به فضای بی تفاوتی به انقلاب اسلامی، کشور و نظام جمهوری اسلامی، نمونه کوچکی از مسائلی بود که ما بارها آنها را طی این سه سال و در دوران روی کار آمدن دولت نهم در جامعه و دانشگاه ها مشاهده کرده ایم.
تسامح و تساهل با متخلفان دولتی و حکومتی، نظارت ضعیف بر عملکرد آنها و همچنین عدم برخورد قاطعانه با متخلفین و مفسدین اقتصادی باعث شده است که آنها جولان بیشتری در جامعه بدهند. آنچه که در تاریخ، همه این اعمال و رفتارها، به اشتباه، به پای اصولها و ارزشها و گفتمان عدالت نوشته می شود. آنچه ما را بر آن داشت تا نامه ای سرگشاده برای شما بنویسیم نگرانی و دغدغه و تهدیدات بالقوه و حتی بالفعل شده ای است که مدتهاست تلاشی جدی برای رفع آنها صورت نگرفته است. اگرچه شاید این نامه، برای شما و دیگر مسئولین تلخ و تند باشد اما شنیدن و خواندن آن، برای هر مدعی عدالت و پایبند به اصول اسلامی و ارزشی، ضروری و حیاتی است و علی الخصوص از دولت و دولتمردانی که با شعار عدالت گستری و مبارزه با مفاسد روی کار آمدند!
از منظری دیگر، این نامه هم از باب اینکه جنابعالی بر ضرورت اعتمادسازی حاکمیت، گسترش دیپلماسی مردمی و نقش عظیم امید و اعتماد مردم به حکومت و همراهی شان در پیشبرد اهداف آن حکومت تأکید می کردید و از نقش هر کدام از عوامل تقویت کننده بنیانهای هر حکومت مطلعید، برایتان نگاشته می شود. امید که شما و همکارانتان، امنیت ملی و تهدیدات ملی را از این منظر هم مورد توجه قرار دهید و در صدد اصلاح این گونه سیاست ها و رویکردها و برخورد با عملکردهای غلطی بر آئید که نقش و حضور مجموعه تحت امرتان در حل و فصل آنها، انکار نشدنی است. پیش از این هم نامه های سرگشاده ای خطاب به رئیس جمهور، رئیس قوه قضائیه و رئیس دادگاه ویژه روحانیت نوشته شده است و ادامه خواهد یافت تا مسئولان کشور بدانید همواره جمعی از دانشجویان منتقد و ارزشی، همواره آرمانهای انقلاب و اسلام را از آنها مطالبه می کنند، و همگان در قبال اتفاقی که در کشور می افتد و لو جزئی و ناچیز، با شدت و ضعف، مستقیم و غیر مستقیم، به نوعی مسئولند و مورد بازخواست قرار می گیرند.
جناب آقای جلیلی!
بهانه اصلی سخن، ماجرای زمین خواری سیرجان، برخورد با معترضین و طلاب و دانشجویان و جوانان عدالت طلب این منطقه، عدم برخورد با زمین خواران و مفسدین این شهر و کوتاهی و مسامحه و شاید همکاری مسئولین دولتی و امنیتی منطقه و استان کرمان است. قضیه زمین خواری سیرجان و پیگیری های علیرضا جهانشاهی، طلبه انقلابی و متعهد این منطقه، چند سالی است که رسانه ای شده و پیگیری آن به یکی از مسائل مهم جریان عدالتخواه و ارزشمدار کشور، تبدیل شده است. مسئولان مختلفی آن هم در سطوح مختلف وعده پیگیری دادند ولی کو تا عمل!
مسئولان منطقه و استانی، زمین خواری صورت گرفته برخی دستگاههای دولتی و امنیتی منطقه و استان را تأیید کردند که در رسانه های کثیرالانتشار و خبرگزاری ها و سایتهای خبری تحلیلی منتشر شد. اما دریغ از برخورد با زمین خوران و مسئولان متخلف و مسامحه کار منطقه و استان!

دبیر شورای امنیت ملی!
نام جهانشاهی را شاید این طرف و آن طرف، شنیده اید همو که تمام تلاشهای قانونی وی و همراهانش در این چهارسال اخیر نتیجه لازم را نداده و فقدان عزم و اراده در برخورد با مفسدین و زمین خواران این منطقه را بر همگان آشکار کرده است! اما وی اینطور نبوده که به خاطر بی ارادگی و سکوت مسئولان، پیگیری هایش را متوقف کند! راهها و شیوه های مختلفی را امتحان و اجرا کرد، نشد ولی عزمش جزم تر و اراده اش قویتر شد که تا پای جان خویش بر سر این مسأله پافشاری کند که صد البته چنین کرد.
خلاصه اینکه، او کوتاه نمی آید تا اینکه برخی نهادهای دولتی و امنیتی این شهرستان و حتی استان از وی شکایت می کنند و وی به جرم "تشویش اذهان عمومی" ـ یعنی همان عدم سازشکاری ـ به زندان می افتد، بدون اینکه جرمش را به وی و خانواده اش به صورت رسمی اعلام کنند و شاکیانش را به وی معرفی کنند. پنجاه روز زندانی می شود. همگان فکر می کردند که وی با یک زندان رفتن و برگشتن، مبارزه با فساد را رها می کند! اما جهانشاهی کوتاه نیامد و همچنان بر سر حرفش ماند. وی ضرب الاجلی را برای مجازات زمین خواران تعیین می کند و نهایت امر، پیاده روی اعتراض آمیز خویش را آغاز می کند تا داد مردم مظلوم سیرجانی را بستاند.
تا اینکه پس از گذشت چند هفته پیاده روی در هوای گرم تابستان و کویری منطقه، پس از چندین بار بیماری، مأموران دولتی و امنیتی، با حکمی از دادگاه ویژه روحانیت، رفتار وی را «خلاف شأن روحانیت» دانسته، وی را در حوالی آباده فارس بازداشت و به شیراز منتقل می کنند، بدون اینکه پاسخی بدهند که منظورشان از «شأن روحانیت!» چیست؟ و جهانشاهی چه شئونی را از شئون روحانیت رعایت نکرده است؟! البته برخی در دادگاه ویژه روحانیت استان فارس، سوت و کف مسافران و رانندگان وسائل نقلیه برای این طلبه انقلابی و عدالتخواه را رفتار خلاف شأن وی اعلام کرده اند!
آیا فکر نمی کنید که عدم برخورد قاطع با مفسدین و مسئولان متخلف، عدم پاسخگویی و استنکاف از پاسخگویی در دستگاههای قضایی و دولتی و مسئولان به مردم، پاسخ های واهی و غیر منطقی به مطالبات بحق و منطقی مردم و دانشجویان، برخورد با معترضین و منتقدین قانونمدار و ارزشگرا، سلب اعتماد و ناامیدی به نظام را به همراه دارد؟ آیا بی اعتمادی و ناامیدی مردم خطری جدی برای امنیت ملی کشور محسوب نمی شود؟ آیا شما و همکارانتان، تابحال از این منظر به مسأله تهدید امنیت ملی، نگریسته اید؟! آیا فکر نمی کنید بی تفاوتی و بی اعتمادی مردم به نظام و حاکمیت، تهدیدی برای هر نظام و حاکمیتی است ولو مقدس و دینی!
جناب آقای جلیلی!
مسأله دیگر، مسأله برخورد با منتقدین، هزینه مند کردن شدید فعالیت های دانشجویی و حتی حذف جریانهای انتقادی ارزشمدار و متعهد به انقلاب و آرمانهای انقلاب در فضای جامعه و دانشگاه است که به صورت هماهنگ و کاملا برنامه ریزی شده از سوی چند جریان مختلف از جمله وزارت علوم، برخی نهادهای انقلابی و امنیتی صورت می گیرد و بدون هیچ مخالفتی همچنان به جولان خودش می دهد، بدون با مخالفتی جدی مواجه شده باشد. نتایج این حرکت محافظه کارانه و غیر انقلابی آنها، آن هم در پرتو شعارهایی چون حفظ مصالح نظام و مبارزه با دشمن، چیزی جز بی تفاوتی و بی انگیزگی دانشجویان و رکود جنبش دانشجویی به عنوان چشم بیدار جامعه و نیروی پیشتاز انقلاب اسلامی، و بی اعتمادی به مسئولان و حاکمیت، به همراه نخواهد داشت. برخورد قاطع با عاملان و طراحان چنین پروسه واضح و آشکاری، در هر نهاد و در هر لباس و وابسته به هر جایی که باشند، ضروری و حتمی است و گرنه بی تفاوتی و بی اعتمادی بدنه دانشجویی نظام، تهدید بالقوه ای است که بیش از هر چیز به نفع استکبار جهانی و دشمنان قسم خورده انقلاب و اسلام ناب محمدی(ص) خواهد بود. آیا شما و همکارنتان، تابحال از این منظر، به مسأله تهدید امنیت ملی، نگریسته اید؟! آیا فکر نمی کنید بی تفاوتی و بی اعتمادی جنبش دانشجویی و دامن زدن به شائبه همدستی برخی مسئولان متخلف حکومتی با مفسدین، فرصتهایی برای استکبار جهانی و تهدیداتی برای هر نظام ولو مقدس و دینی است!
دبیر شورای امنیت ملی!
مسأله عدم برخورد قاطع در مبارزه با مفسدان و متخلفان و زمین خواران، کندی رسیدگی به پرونده های مختلف قضایی دانشگاه آزاد، عدم برخورد با قضات متخلف در پرونده های مفاسد اقتصادی و حتی بی توجهی به مستندات فراوان یکی از نمایندگان مجلس، و عدم اعلام برائت دستگاه قضایی از مواضع و سخنان ناشایست دادستان تهران و قانون شکنی اش در عدم رعایت شأن نظارتی مجلس و... نمونه هایی از خروار درد و دغدغه همه دانشجویان دردمند و آرمانخواهیست که خطرات بی توجهی و عدم موضع گیری قاطعانه درباره این مسائل، دست کمی از تهدیدات بین المللی و دشمنی های استکبار جهانی و صهیونیزم بین الملل ندارد و نخواهد داشت. هر کدام از اینها، مانند موریانه هایی هستند که پایه های دانشجویی و مردمی نظام را سست می کنند و مردم را از این نظام ناامید و بی اعتماد می کنند و قطعا" این نکته را بدانید که یکی از مهمترین عواملی که عزم مردم مقاوم ایران را در مبارزه با استکبار جهانی و صهیونیزم بین الملل سست می کند، وجود این مفسدان، عدم برخورد با آنها و حتی رشد و نمو و حتی فربه گی آنها در سیستم های دولتی و حکومتی است. چه اشتباه است که همه تهدیدات را از بیرون از مرزها بجوییم و از فساد و فقر و تبعیضی که گسترده تر و عمیق تر می شود غافل شویم. پیش از این هم به رئیس جمهور مردمی و پرتلاش، هشدار داده ایم که دولتمردان و مسئولین نظام، بیش از اینکه متوجه تهدیدات خارجی باشند باید متوجه جریانهای خزنده فاسدی باشند که هر روز امید و اعتماد مردم و علی الخصوص دانشجویان را به سلامت این نظام و انقلاب و دولتمردان و مسئولان کمتر و کمتر می کند و بر شائبه همدستی برخی مسئولین با مفسدان دامن می زنند.
جناب آقای جلیلی!
سکوت و صرف تماشاگری شورای امنیت ملی و دیگر ارگانها، نهادها و مسئولانی که در جایگاه حفظ و پاسداری از نظام در قبال تهدیدها و خطرات دارند و علی الخصوص خواص و نخبگان جامعه، که بارها و بارها مقام معظم رهبری(دام ظله) بر ضرورت نقش آفرینی آنها تأکید کرده است، نه تنها ناگوار و نابخشودنی است، بلکه چیزی جز جولان بیشتر این جریان های خزنده مفاسد و گسترده و عمیق شدن آنها را، به همراه نخواهد داشت که فردا روز، برای برخورد با آنها خیلی دیر و شاید حتی نشدنی باشد!
سخن پایانی اینکه دانشجویان انقلابی و ارزشی ایران اسلامی، ضمن امید به شما و رئیس جمهور مردمی و پر تلاش، در برخورد ریشه براندازنده با مفاسد و مفسدین و همچنین برخورد قاطع عوامل بسته شدن فضای نقد در جامعه و دانشگاه، از هیچ گونه تلاشی در این راه دریغ نخواهند کرد و به وظایف انقلابی و اسلامی خویش عمل خواهند کرد تا نشان دهند که جنبش دانشجویی بیدار و عدالت طلب ایران اسلامی، عقد اخوت با هیچ جریان و گروه و حزبی نبسته اند و همچنان با همتی عظیم گفتمان عدالت محور انقلاب اسلامی را فریاد خواهند زد.
الهم ثبت قلوبنا علی دینک
جمعی از دانشجویان و جوانان پیگیر مبارزه با زمین خواری سیرجان
نظرات کاربران :