استاد اقتصاد دانشگاه علامهطباطبايي با طرح اين پرسش كه «آيا در هر بستر سياسي اجتماعي، ميتوان هر نوع سياست اقتصادي را به كار برد؟»، گفت: امروز مشخص شده است كه تأثير مؤلفههاي نرم در قدرت ملي پررنگتر از مؤلفههاي سخت است.
به گزارش خبرنگار «تابناك»، دكتر فرشاد مؤمني، در ادامه افزود: در سالهاي اوليه 1980 به ابتکار بانک جهاني، کاري فوقالعاده صورت گرفت. از شماري از برندگان جايزه نوبل در بحث اقتصادي خواسته شد تا راجع به مباحث توسعه، داوري کنند. پس از آن، تعدادي از آنها به ارزيابي و نقد آن پرداختند. جمعبندي آن در اختيار سردبير يکي از نشريات معروف، قرار ميگيرد و او ميگويد براي شناسايي تنگناي اصلي توسعه، ما در برابر يک پرسش دوگزينهاي قرار ميگيريم و آن، اين است که کمبود منابع و کاستيها يا تصميمگيري، کدام يک مؤثرند؟ که نتيجه ميگيرد تصميم و جز آن، خيلي مهم است؛ يعني ميتوان با تصميم درست بر کمبود منابع، غلبه کرد.
اين استاد اقتصاد در ادامه سخنانش در نشست پژوهشكده علوم و انديشه سياسي افزود: تصميمات در ساخت سياسي گرفته ميشود و قاعده بازي در دو کادر، قابل تصميمگيري است که نهادهاي رسمي و غير رسمي هستند. با پذيرش اين مبنا، نتيجه مهمي گرفته ميشود که ميتواند پيامدهاي مهمي در ايران نيز داشته باشد. وقتي زير سيستم اقتصادي، خوب کار نميکند، دستکاري ديگر دادهها فايده ندارد.
اين عضو هيأت علمي دانشگاه علامه طباطبايي در ادامه ضمن اشاره به درهم تنيدگي حوزههاي سياست و اقتصاد گفت: هرچند قاعدههاي رسمي بازي را به راحتي ميتوان تغيير داد، ولي قواعد غير رسمي را نميتوان به اين سادگي متحول كرد. هر تحولي در حوزه سياست بر ديگر حوزهها هم اثر ميگذارد.
وي با اشاره به مطالعه مؤسسه وايدر (وابسته به سازمان ملل) که ارزيابي تجربيات توسعه در قرن بيستم پرداخته است، گفت: دو متغير تكنولوژي و سياستهاي اقتصادي را به عنوان مؤلفههاي تعيين در قرن بيستويكم ميتوان برشمرد و افزود: نابرابري درون كشورها و بين آنها در قرن حاضر تحت تأثير عوامل سنتي شكلدهنده به نابرابري قرار دارد.
وي سپس با اشاره به مطالعه مؤسسه «رنت» كه موضوع اصلي آن، يافتن مؤلفههاي جديد قدرت ملي است، گفت: در قرن حاضر، مؤلفههاي سخت، جاي خود را به مؤلفههاي نرم ميدهند و ارتباط تنگاتنگ قدرت ملي و مسائل اقتصادي باعث شده كه هر نوع نابساماني در اينها به سرعت، آثار خود را در ديگري نشان و در اينجا ميتوانيم پرسشي را بدين صورت مطرح کنيم که: آيا در هر بستر سياسي اجتماعي، ميتوان هر نوع سياست اقتصادي را به کار بست؟ بايد گفت: خير، در هر ساخت سياسي، هر سياست اقتصادي قابل عمل نيست كه مسئله مهم، تناسب شرايط سياسي اقتصادي با اقتضائات آن برنامه است.
وي در ادامه با بيان اين مطلب كه تورم، رکود، رکود تورمي در بحث متغيرهاي اقتصادي تنشزا مطرح ميشودند، اظهار داشت: از اواسط دهه 1970، پديده ركود تورمي در مباني نظري اقتصاد مطرح شده است و الان حدود هفده سال است که ما در ايران در معرض رکود تورمي هستيم. در نيمه نخست دهه 1370 شاهد پديده شورشهاي شهري بوديم، در حالي که بر مضمون غير سياسي آن تأکيد داشتند.
اما بايد توجه داشت كه براي کشورهاي نفتي، ما با پديدهاي مهم روبهرو هستيم که در اقتصاد نفتي، شوکهاي برونزا، تأثير زيادي بر اقتصاد دارند.
اين استاد دانشگاه در ادامه اظهار داشت: در شرايط شکوفايي درآمد نفتي گفته ميشود قاعده سياستگذاري اقتصادي، پيرامون سه محور است: کوته نگري، شتاب زدگي و علم گريزي. افق ديد سياستگذار، مبتني بر کوتاه مدت است. در شتاب زدگي هم نوعي توهم قدرت و دانايي پديد ميآيد. در علم گريزي هم اين بحث پيش ميآيد که نيازي به دانايي نيست، چون از درآمد مازاد نفتي استفاده ميشود.
وقتي دانشهاي بيثمر، محوريت پيدا ميکند، به طور نظاموار انگيزههاي دانايي در مقياس ملي تضعيف ميشود. از منظر پيامدها هم ناپايداري اين وضعيت را به آساني ميتوان ديد.
وقتي با شکوفايي درآمد نفتي روبهرو ميشويم، طيفي از پيامدها به لحاظ تئوريک انتظار ميرود که آن پيامدها ناپايدارند. پيامدها عبارتند از:
1ـ تضعيف بخشهاي مولد و محوريت بخشهاي غير مولد
2ـ فزايندگي انواع نابرابريها
3ـ شهرمحوري در تخصيص منابع و
4ـ گسترش و تعميق فساد مالي.
بنده گزارههايي را انتخاب کردهام که مربوط به شوک نفتي است:
1ـ درآمد نفت در سال 1353 جهش را آغاز کرد
2ـ شاه در سوم آبان 1355 با کيهان مصاحبه کرد و در آن مصاحبه گفت: اگر بار ديگر چنين فرصتي نصيب ما شود، اين بار پولهايمان را آتش نخواهيم زد.
3ـ رژيم پهلوي سقوط کرد
وي با هشدار نسبت به آثار شوك نفتي چند سال گذشته در آينده گفت: در پيش گرفتن رويه انبساط مالي به اعتبار استلزامات مقدماتي و پيامدهاي آن به اندازه کافي، پتانسيل بحران آفريني را تا مرز فروپاشي دارد.
سياستهايي که در داخل در پيش گرفته ميشود، پتانسيل بحران آفريني و بي ثباتي را دارد. ما بايد تجربه گذشته را مرور کنيم. تک تک رويدادهايي که در ساخت سياسي ما اتفاق افتاده، رد پاي آن در تجربه قبلي ديده ميشود.
پيام اين تجربه، آن است که اقتصادهاي نفتي در زمان شکوفايي نفتي، به دلايلي و در زمان افت نفتي به صورت جدي در معرض بيثباتي سياسي قرار ميگيرند.
تابناك
نظرات کاربران :