نقد انقلابي
1- در انديشه تشيع، حكومتي آرماني وجود دارد كه همواره شيعيان را به حركت واميدارد. حكومت علوي و نبوي، در حقيقت آرمانشهر ماست كه در تاريخ لباس وجود پوشيده است. ما در طول تاريخ خواستهايم تا با حركت به سوي جامعهاي با همان ارزشها حركت كنيم. زمينهسازي ظهور مهدي(عج) و اميد به جامعه مهدوي برگرفته از همان آرمانشهري است كه شهد آن پس از قرنها هنوز در كاممان شيريني ميدهد.
2- انقلاب اسلامي، تجلي انديشه ناب اسلامي است كه پس از سالها ركود و رخوت، توسط عالمي دردآشنا به مسائل امت مطرح شده است. اين انديشه، از ديدن عالم واقع و نيمنگاهي به عالم مطلوب و ديدن فاصله ميان آنها، نشأت گرفته است.
انقلاب از نوع اسلامي، به خودي خود ارزش و جايگاهي ندارد، اما بالعرض با ديدن فاصله زياد ميان آرمان و واقع و نبودن راهي براي اصلاح جز انقلاب مطرح ميشود.
انقلاب در اينجا تغيير ساختار سياسي، اقتصادي، فرهنگي و... است كه طبقات حاكم و محكوم را كاملا جابجا ميكند.
3- تصور انقلاب، بدون نظرداشت به جامعهاي آرماني بيمعني است. يعني اين گونه نيست كه انقلاب فقط براي مبارزه و برهم زدن نظم موجود باشد، بلكه انقلاب همواره داراي ارزشهايي است كه معمولا فاصلهاي زيادي با وضع موجود دارد. شعارهاي انقلاب حامل آرمانها و ارزشهاي آن انقلابند. «استقلال، آزادي، جمهوري اسلامي» و «برابري، برادري، حكومت عدل علي» از جمله آنها هستند. از اين روست كه ميگوئيم انقلاب ميتواند مرجع معرفتي هم باشد.
4- انقلاب به پيروزي رسيد. نهضت و جنبش اسلامي بدل به يك نظام و نهااد گرديده است كه آن هم داعيه همان اسلام و همان ارزشهاي اسلامي را دارد. انقلابيون، حال در جايگاه حاكمان قرار گرفتهاند و مدعي همان مدينه آرماني انقلاب. نهادها و سازمانهايي از دل نظام اسلامي سر بر آوردند. انحرافي بزرگ در كمين ارزشهاست. قرار گرفتن در جايگاههاي اجرايي مقتضياتي دارد از آن جمله: روحيه محافظهكاري و جمود از سويي و نيز مصلحتانديشيهاي مفرطانه از سوي ديگر است.
5- امر به معروف و نهي از منكر از واجبات و فروع ديني ماست. بزرگترين و مهمترين نوع امر و نهي، آن است كه اثرگذاري بيشتري دارد، يعني نسبت به حاكم. «لايصلح الحكم و لا الحدود الا بامام عادل: احكام و حدود الهي جز با حاكمي عادل ]و صالح] اصلاح نميشود.» امر به معروف و نهي از منكر امري است واجب و مأذون به اذن كسي نيست.
6- از راههاي حفظ ارزشهاي انقلاب و جلوگيري از انحراف آن، امر به معروف و نهي از منكر مستمر است. يعني همواره ما با نگاهي به ارزشهاي انقلاب و آرمانشهرمان، مسئولان و دولتمردان جمهوري اسلامي نقد كنيم. مبناي نقد، همان ارزشهايي است كه ما را به انجام انقلاب واداشته بود و قبول جمهوري اسلامي از سوي مردم متكي بر همين ارزشهاي الهي و انساني است.
بهترين امر به معروف و نهي از منكري كه در مورد جمهوري اسلامي متصور است، آن چيزي است كه از جنس خودش باشد، برآمده از انقلاب اسلامي و با همان ارزشها و مباني فكري و فلسفي. يعني با پذيرش مباني مشترك، بر سر مصاديق و كاستيها مطالبه آرمان كنيم.
7- در اولين گام در رسيدن به نقد بايد انفكاك قائل شويم ميان انقلاب و انقلابيون، ميان اصول و اصولگرايان. براي آنكه دچار شيفتگيهاي غير عقلاني و غير منطقي نشويم و با شجاعت بتوانيم فردي را نقد صحيح كنيم، اين انفكاك لازم است. بسا انسان وجيه و به ظاهر مقيد به ارزشها و اصول كه در عمل به مباني پايبند نباشند. صرف اينكه شخصي سلبقه انقلابي دارد، نميتواند او را از زير تيغ نقد نجات داد. انسان به علت آنكه انسان است، امكان و احتمال خطايش ميرود. در اين امر تفاوتي ميان انقلابي و غير آن وجود ندارد.
8- بسيج و بسيجي نماينده انديشهاي است برآمده از تفكر امام(ره) و ارزشهاي انقلاب اسلامي. بسيج تبلور آن انديشه است. وظيفه بسيجي حفظ اين آرمانها و ارزشهاست. وظيفه حفظ نظام اسلامي نيز با اين نگاه، حفظ آرمانها و ارزشهاي انقلاب معنا مي شود. پس نقادي بر اساس ارزشها، وظيفه تمام افراد به خصوص بسيجيان است. جايگاه بسيجي، سكوت، توجيه و تطهير مسئولان و عملكرد آنها نيست.
9- چند سال پیش از رهبری سئوال شد که شما جایگاه دانشجویان را چه میدانید؟ فرمودند: «آرمانخواهی» پرسیدند که این آرمانخواهی چگونه با مصلحتاندیشی حاکمان جمع میشود؟ فرمودند: «وظیفهی شما آرمانخواهی است و وظیفهی مسئولان مصلحتاندیشی. برآیند این دو است که باعث میشود که آرمانها در مصلحتاندیشیها گم و به مزبلهی تاریخ سپرده نشود.» (نقل به مضمون) جایی دیگر در پاسخ دانشجویی دربارهی عدالتخواهی فرمودند: « بنده معتقد به این نیستم که دانشجویان باید سکوت کنند و هیچ حرفی نزنند.»
10- سال ۸۳ را رهبری به نام «پاسخگویی سران سه قوه» نام نهادند. این یعنی آنکه مسئولان در نظام اسلامی ملزم به پاسخگوییاند. « هرکس به هر اندازه که حوزه اختیارات اوست، باید پاسخگو باشد.» (امام خامنهای. ۲۲/۲/۸۲) و از سوی دیگر برای دنبال کردن این هدف نیاز به آن است که گروهی دیگر با این دغدغه به دنبال پاسخخواهی بروند. «یک غرض عمده از طرح این شعار در سال ۸۳ این بود که روح پرسشگری در ذهن ملت ایران زنده شود و مسؤولان احساس کنند که در مقابل مردم باید پاسخگو باشند.» (امام خامنهای. پیام نوروزی ۱۳۸۴)
11- جریان اصولگرایی که امروز در کشور ما به قدرت رسیده است، امر ذاتاً جدیدی نیست. چرا که دولتهای گذشته نیز هر کدام ادعای پیروی از خط امام و رهبری را داشتهاند و به زبان نیز آوردهاند. جایگزینی مصادیق به جای مفاهیم همان دردی را در پی خواهد داشت که سالها اهل تسنن با آن مواجه بوده است. یعنی درد توجیه و پاکجلوهدادن حاکمان و این دور از عقلانیت و مبانی تشیع است. باید امروز ما بتوانیم افراد را از جریانات جدا کرده تا اگر روزی یکی از این افراد نتوانست کار را به درستی پیش ببرد یا در کارش مرتکب خطا شد کل جریان و افرادش زیر سئوال نروند و دیگری بتواند آن را ادامه دهد. از سوی دیگر نقد مستمر خود ضامن سلامت یک جریان خواهد بود. امروز ما باید حساب جریان اصولگرایی را از مصادیقاش جدا کنیم، تا در آینده نیز بتوانیم باز خود و اندیشهمان را به جامعهی خود و نیز تمام دنیا عرضه کنیم.
12- نقد درون گفتمانی امروز بهترین راهکاری است که دولت، مجلس، قوهی قضائیه و تمام نظام را از خطر انحراف نجات دهد. امروز ما نیاز به نقادانی محکم و معتقد به مبانی داریم تا با اعتقاد به مبانی مشترک و با همان ادبیات انقلابی دست به نقد دولت و حاکمان دولتی بزنند. این نیازی است ضروری که اگر انجام نشود، هیچ کس را ملامت نکنیم، جز خود را.
یادداشتی از محمد صالح مفتاح
به نقل از نسریه دانشجویی حیات
• احمدی نژاد را یاری کنیم(2)
• احمدي نژاد را ياري کنيم (1)
نظرات کاربران :