پرچم عدالت خواهي را همواره پيامبران الهي و پيروان راستين آنان بر دوش كشيده‌اند.امروز و هميشه مجاهدت در زير اين پرچم، صادقانه ترين نشانه‌ي پيروي از رسولان الهي است. آنچه در كنار همه‌ي الزامات اين حركت، ضروري و حياتي است آن است كه اوّلاً مراقبت شود كساني با انگيزه هاي ديگر، اين شعار حق را ابزار نكنند. و ثانياً به نام عدالت طلبي، حركتي غير منصفانه از سر جهل يا غفلت انجام نگيرد. صبر و بصيرت را براي شما و ديگر تشكلهاي عزيز دانشجوئي از خداوند متعال مسألت ميكنم. مقام معظم رهبري

به مناسبت حماسه سه تیر/مطالبه خانگي(میزگرد دانشجویی)
احمدی نژاد را یاری کنیم(2)  (يادداشت)  

معتقديم امروز پايه‌هاي انقلاب خيلي محکم است. به طوري که مي‌شود جدي‌ترين انتقادها را امروز مطرح کرد بدون اينکه شاکله‌ي اصلي نظام ودولت ضربه ببيند. اگر بخواهيم گوش به حرف محافظه‌کاران کنيم، هميشه شرايط، شرايط حساس و بحراني است. امروز هم كه كل حاكميت در اختيار به اصطلاح اصولگرايان است اگر بخواهيم دولت را نقد کنيم مي‌گويند آقا نگاه کن شرق ، مشاركت و موتلفه و... دارند دولت را مي‌كوبند شما ديگر كوتاه بيائيد. اين‌ها کارهاي بدي مي‌کنند

  
 
دوشنبه 3 تیرماه 1387  

 

مطالبه خانگي(میزگرد دانشجویی)
براي اينكه در نگاه ماه اين شماره فقط ديدگاه خودمان را مطرح نكرده باشيم تصميم گرفتيم ميزگردي با حضور فعالان جنبش دانشجويي در دانشگاه امام صادق(ع) برگزار كنيم. فكر نمي‌كرديم پيدا كردن اين سه نفر و گرفتن يك وقت مشترك از آنها اين قدر مشكل باشد. اما بالاخره اين ميزگرد برگزار شد.
«علي نادري» مسئول واحد سياسي بسيج دانشجويي دانشگاه، «محسن لبخندق» مديرمسئول نشريه پابرهنه و از فعالان دفتر اعزام مبلغ و «سعيد خورشيدي»، عضو شوراي بسيج دانشجويي دانشگاه به ارائه ديدگاه‌ها و نظرات خود درباره نحوه تعامل جنبش دانشجويي با دولت جديد پرداختند.:
لبخندق: پیش از تبیین وظیفه جنبش دانشجویی، پيرامون دولت جديد لازم است مقدمه‌اي را مطرح کنم. به نظرم می آید دولت جدید در مقایسه با دولت‌هایی که تاکنون وجود داشته‌اند و نیز سایر کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری دوره نهم تنها دولتی است که ادبیاتش با آن ادبیاتی که ما به عنوان ادبیات ناب انقلابی مطرح می کنیم هم‌پوشانی داشت. در عرصه‌ي عمل و شعارها تمامي كانديداهاي رقيب از اين ادبيات فاصله داشتند. مطلب دوم اینکه در ادامه مطلب اول اولویت‌هایی که این دولت حداقل در مقام شعار تبیین کرد، من به عملکرد کاری ندارم، اولویت‌هایی بود که دقیقا شخص مقام معظم رهبری و جبهه حزب‌الله دنبالش بود و من احساسم این است که واقعا صادقانه این شعارها را مطرح کردند. البته بقیه هم به نحوی این را مطرح می کردند ولی آن خلوص و صداقت در حرف‌هایشان خیلی آشکار نبود. مطلب سوم اینکه صداقتي در حرف‌هاي احمدي‌نژاد موج مي‌زد كه باعث شده بود اين حس در مردم به وجود بيايد كه او واقعا مي‌خواهد به شعارهايش عمل كند. نكته‌ي بعد اينكه پدیده‌ی رخ دادن دولت جدید یک چیزی شبیه پدیده‌ی انقلاب بود. یک پدیده‌ای که کاملا مستقل از تشکیلات و جریانات حزبی سر کار آمد و این انفکاکش از جریانات حزبی و تشکیلاتی تبعاتی برایش داشت. طبیعی است که وقتی شما تشکیلات و حزب و سابقه نداشته باشی در جریانات سیاسی-اجتماعی مقداری کارهایت بی‌سروسامان و بی‌نظم خواهد بود و قدرتت خیلی کمتر است و نسبت به بقیه که حزب و تشکیلات دارند ضعف‌ها و کاستی‌هایت خیلی روتر است. وقتی که یک مجموعه باشند و حزب و تشکیلات داشته باشند اشتباهاتشان را با همدیگر می پوشانند و صدایش را درنمی آورند، دستگاه تبلیغاتی دارند، خیلی موجه همه چیز را جلو می برند. بدون تشکیلات این اتفاقات نمی افتد. کوچکترین مسائل و اشکالات علم می شود و در مورد آن جوسازی می شود. فضای دولت جدید دقیقا به این شکل بود. بعد به علت نبود حزب و تشکیلات شناسایی افراد برای پست‌ها و مسئولیت‌های کلیدی خیلی سخت است. شاید مجبور باشی با آزمون و خطا جلو بروی مثل اول انقلاب. بازرگان می آید بنی صدر می آید. باید آزمون و خطا کنی چون هنوز قوام پیدا نکرده‌ای. از طرف دیگر چون فضا خیلی مسموم است میزان اطمینانت نسبت به بقیه کم است چون می داني به خاطر عدم شناخت دقیقی که از بقیه داري، ممکن است هر کس با رنگ و لعاب خاصی بخواهد خودش را به شعار تو بچسباند. لذا خیلی با احتیاط عمل می کني و آن وقت ممکن است خیلی از نیروهای ارزشمند هرز بروند و مدت زمانی طول می کشد تا این فضا قوام پیدا کند و مهره‌های اصلی شناخته شوند. تمام این مجموعه شرایطی که عرض کردم یک رسالتی برای ما ایجاد می کند که من آن را در دو شاخه تعریف می کنم: یکی رسالت دانشجو بماهو دانشجو و دیگری به عنوان جبهه ی حزب‌الله، اگر خودمان را در این جبهه تلقی کنیم. دانشجو یکی از خصوصیاتش نگاه به قله‌ها و آرمانخواهی است دیگری نقد منصفانه است. نقد منصفانه لازمه‌اش دانش و بصیرت است که علی‌القاعده از خصوصیات محیط دانشگاهی است یعنی ما باید بیشتر واقعیات را در نقدهایمان لحاظ کنیم. این دو فاکتور یعنی آرمانخواهی و نقد منصفانه رسالت همیشگی جنبش دانشجویی بوده لذا کنترل، نظارت، بازخواست و مطالبه همواره در دستور کار جنبش دانشجویی بوده است. مرحله سوم ارائه راهکار و پیشنهاد است. الان یک نقطه امیدی وجود دارد که راهکارها و پیشنهادات اگر واقعا عملیاتی و کارشناسی شده باشد، قابلیت اجرایی شدن دارد. به خاطر اینکه طالب آن هستند و اولویت‌های دولت با ما یکی است. اما به عنوان جبهه حزب‌الله چند نکته به نظرم می رسد. این دولت به خاطر عدم وجود پشتوانه حزبی و ساز و کارهای تشکیلاتی که سابقه ی ده بیست ساله داشته باشند و در تمام سطوح نفوذ کرده باشند نیاز به یک پشتوانه حزبی قوی دارد. خیلی از تصمیم‌گیری‌هایی که ما در تحلیل آن عاجز می مانیم و اعتراض می کنیم که این چه تصمیمی است که دولت گرفته نیاز به یک پشتوانه تصمیم‌گیری دارد چون می دانیم که یک سنخیتی با آرمان‌هایمان دارد، این پشتوانه توسط جبهه ی حزب‌الله و با حمایت آگاهانه نه کورکورانه تامین می شود.
مطلب ديگر آنكه همه‌ي حزب‌الله براي برداشتن بارهايي كه بر دوش دولت است بايد وارد ميدان شود. در هر عرصه‌اي دولت يك نوع نياز به نيروي انساني دارد يك جا نياز به حضور صرف مردم در صحنه دارد مثل سياست خارجه، يكي نياز به طرح‌دهي و توليد ايده و حتي نيروي اجرايي دارد مثل حوزه‌ي فرهنگ و ... خلاصه تمام حزب‌الله خود را براي حضور جدي در اين چهار ساله بايد آماده كند.
خورشیدی: من قبل از ورود به بحث دو نکته را تذکر دهم. بنده چندان معتقد به جنبش دانشجویی با این تعاریفی که ارائه می شود نیستم مثلاً می گویند جنبش دانشجویی محافظه‌کار نیست و آرمان‌طلب است و... در حالی که این دو ویژگی اصلا ویژگی‌های شیعه است.
فکر می‌کنم اگر ادبیاتمان بخواهد دینی باشد بهترین تعبیری که می‌توان ارائه كرد "جنبش آگاهان" باشد. به همان میزان که انسان در جامعه اسلامی آگاه‌تر باشد مسئولیت بیشتری هم دارد. در نگاه دینی بین مسئولیت و آگاهی رابطه‌ای وجود دارد. آن جمله حضرت علی(ع) که می فرمایند: «ما اخذ الله علی العلما ان لا یقاروا علی کظه ظالم و لا سغب مظلوم» می تواند شاهدي بر اين ديدگاه باشد. لذا بحث ما محدود به تشكل‌هاي دانشجويي نيست بلكه می‌تواند ناظر به بچه‌های بسیجی که در مساجد فعالیت می کنند هم باشد.
نکته دوم این‌که، امروز مشکل ما عمدتا این است که آن فرهنگ اسلام نابی که حضرت امام می‌فرمودند حتي به عموم یچه حزب‌اللهی‌ها هم منتقل نشده است. لذا امروز مهمترین وظیفه‌ی ما این است که این فرهنگ احیا بشود. مبتنی بر اين آسیب‌شناسی، به نظر من جنبه‌ي فرهنگ‌سازی‌اي كه حرکات دانشجویی دارد بر تاثیر عملیاتی که این حرکات بر فضاي اجرايي كشور مي‌‌گذارد اولویت دارد. با اين نگاه مهم‌تر از تاثيرگذاري سلبي و ايجابي كه تعامل ما با احمدي‌نژاد مي‌تواند بر فضاي اجرايي كشور بگذارد، تاثيري است كه بر فرهنگ عمومي مردم وبچه حزب‌‌اللهي‌ها مي‌گذارد. ما بايد اين تجربه جديد را ارائه كنيم كه ممكن است نيروهاي انقلابي بر اساس آرمان‌هاي ديني خود از فردي حمايت كنند تا بر كرسي مسئوليت بنشيند ولي چنان‌چه همين فرد دچار اشتباه يا انحرافي بشود اولين منتقدين او، حاميان او خواهند بود، وعملاً نشان دهيم كه ملاك، تلاش در راستاي آرمان‌هاست نه وابستگي به اين قبيله يا آن قبيله. به عبارت ديگر ما امروز بايد اين حديث شريف امام حسن مجتبي عليه‌السلام را نهادينه كنيم كه فرمود: «.....»
بنده از اين حيث تفاوتي ميان دولت احمدي‌نژاد و ديگر دولت‌ها قايل نيستم. اما قبول دارم كه انجام اين وظيفه در دولت احمدي‌نژاد كه عَلم شعارهاي انقلابي را بلند كرده است از ظرافت بيشتري برخوردار است. به طور مثال اگر قبلاً لازم بود دو ساعت فکر کنيم و به يک تحليل برسيم، امروز لازم است که پنج ساعت فکر کنيم تا به تحليل برسيم ولي وقتي به نتيجه رسيديم بايد محكم پايش بايستيم و عمل کنيم و نبايد محافظه‌کاري كرد.
در دولت‌هاي قبل شرايط به‌گونه‌اي بود كه خيلي وقت‌ها ما بايد آرمان‌ها واهداف را شعار مي‌داديم و فرياد مي‌زديم تا فراموش نشوند ولي امروز كه همه، حتي مسئولين تندترين شعارهارهاي انقلابي را مطرح مي‌كنند براي زنده ماندن همان آرمان‌ها بزرگترين وظيفه‌ي ما مطالبه‌ي اجراي آن‌هاست. تا ماجراي "آش‌نخورده و دهان سوخته" پيش نيايد. تا به قول يكي از بزرگواران اين تلقي ايجاد نشود كه ما ارزش‌ها را براي شعاردادن و راي‌آوردن مي‌خواستيم نه براي عمل كردن.
برخي معتقدند كه جنبش دانشجويي همواره بايد حرف‌هاي تندتر ازدولت بزند تا حالت پيشرو داشته باشد (مثلاً اگر احمدي‌نژاد مي‌گويد تحريم اقتصادي، ما بايد بگوئيم تسخير سفارت) و بر اساس اين تحليل حركت‌هايي از قبيل آتش زدن سفارت دانمارك و وقايع باغ انگليس و... توجيه مي‌شود بنده اين تحليل را به عنوان يك قاعده‌ي كليه قبول ندارم بلكه معتقدم جنبش دانشجويي در مسير آرمان‌خواهي خود بايد عملكردي عقلاني و واقع‌گرايانه داشته ‌باشند. در همين موضوع جهان اسلام هنوز ابتدايي‌ترين كارها مثل برقراري ارتباط با دانشجويان وتشكل‌هاي دانشجويي جهان اسلام و يا تشكيل يك حركت دانشجويي در حمايت از فلسطين و... صورت نگرفته است ولي عمده پتانسيل‌ دانشجويان در امور احساسي صرف ‌مي‌شود.
نادري: در واقع بحث از جنبش دانشجويي بين بچه حزب‌اللهي‌ها قطعاً متفاوت است از جنبش دانشجويي مدنظر مثلا حزب مشارکت. يعني جنبش آگاهان، حالا نخبه را من زياد اصطلاح خوبي نمي‌بينم. اما نخبگان بچه حزب‌اللهي‌ها کساني هستند که با يک بصيرت و آگاهي، مي‌روند و يک عملي را انجام مي‌دهند و اين عملشان منشاء اثر مي‌شود. با توجه به فضايي كه به همراه دولت جديد به ‌وجود آمده، اين مجموعه و پرداختن به وظيفه‌ي آن در برهه‌ي كنوني بسيار ضروري است و مي‌تواند منشا اثر باشد. چرا كه ما بارها چه در انتخابات، چه در بحث انرژي هسته‌اي و...، ديده‌ايم که دانشجوي مسلمان مي‌تواند با يك حركت آگاهانه، منشا ايجاد يك جريان سياسي- اجتماعي در بين مردم و اقشار مختلف جامعه باشد. مثلاً همين شعار "انرژي هسته‌اي حق مسلم ماست" از همين دانشگاه درآمد و الان يک شعار ملي شده است. يکي از بحث‌هايي که خيلي مطرح است و خيلي جاي کار دارد اين است که حالا اين مجموعه‌‌ي صاحب بصيرت كه منشاء اثر است، چه تعاملي مي‌تواند با دولت داشته باشد. وقتي واقعاً ايرادات را مي‌بينيم بايد چه کار کند؟ يکي مي‌گويد که کاري نکنيم و محافظه‌کاري، يکي مي‌گويد نه اين از ماست و بايد حمايتش کنيم. يكي مي‌گويد چه فرق دارد؟ بر او بتازيم. اما به نظر من فرق است بين انحراف و اشتباه. در مقابل انحراف طبق همان فرمايش امام حسن(ع) بايد بايستي و فرياد بزني و به شيوه‌هاي ديگر عمل کني. منتها وقتي اشتباه از دولت ديده مي‌شود جاي بحث دارد. شايد نياز باشد که حتي براي رفعش کمک شود. و حتي جايي نياز باشد سکوت شود. منتها فرياد نزدن ما در مقابل اشتباه دولت دليل بر اصولگرا نبودن نيست. اما در مقابل انحراف اصولگرايي اقتضا مي‌کند که سکوت نکنيم و بايد در مقابل آن فرياد زد. چون اشتباه لطمه به اصل آرمان‌ها نمي‌زند.
اما با چه رويکردي مي‌خواهيم اين حرکات سياسي و اجتماعي را ايجاد كنيم و يا با آن همراهي كنيم. يك رويکرد ما مي‌تواند اصالت نقد و يا اصالت دادن به آسيب‌شناسي باشد. يعني فقط به دنبال پيدا كردن انتقادات و شناسايي آسيب‌ها باشيم و اين منشا عمل ما باشد. اما در همين امر به معروف و نهي از منكر يك جا داريم كه بايد فرياد زد. ولي جايي مي‌فرمايد يقيمون الصلوه. يعني فرياد زدن براي اقامه‌ي نماز كارساز نيست اينجا بايد نماز را برپا كني.
با اين پيش‌فرض كه همه‌جا واجب نيست با ديد آسيب‌شناسانه وارد عمل شويم و در بسياري موارد نياز به يك ديد طراح و پيشنهاد دهنده و در واقع فعال و نه منفعل داريم، مي‌خواهم وارد فضايي شوم که دولت جديد به وجود آورد و اينکه روشن شود كه فرق دولت خاتمي با دولت احمدي‌نژاد واقعاً چيست؟ اول اينکه شما فرموديد ادبياتي که دولت جديد مطرح کرد، يک ادبيات انقلابي بود و غالباً آن چيزهايي كه امام و رهبري مطرح كرده بودند، البته با يک لسان ديگر. اين شعارها و اين حرکت آمد و راي آورد. يک اقبال عمومي به آن شد و فضايي که خيلي به فضاي اول انقلاب شباهت داشت به وجود آمد يک "نه" در راي مردم بود و يك "آري". نه به بي‌عدالتي‌ها و بي‌توجهي‌ها به دين. "آري" به حرکت به سمت يک زندگي ديني‌تر. يکي ديگر از خاصيت‌هايش مردمي بودنش بود بدون اتکا به هيچ حزب و هيچ گروهي سرکار آمد و باعث شد آدم‌هايي که قرار است بيايند و کار کنند، آدم‌هاي کارکشته و حرفه‌اي نباشند. مانند اول انقلاب كه مدتها طول کشيد تا مسائل اجرايي انقلاب به دست حزب‌اللهي‌ها افتاد.
بحثي كه مطرح كردم در مورد عملكرد دولت و نحوه‌ي مواجهه ما با اين عملكرد بود. كه همان واكنش منفعلانه است، اما اگر بخواهيم به صورت فعال در فضاي جديد وارد عمل بشويم هم به نظر مي‌رسد دو حوزه بسيار جاي كار دارد: يكي اينكه دولت يک سري شعارهايي را مطرح کرده كه شعارهاي انقلابي اوائل انقلاب است اما يک احساس ضعفي در زمينه محتواي اين شعارها و آنكه پشتوانه‌ي محتوايي ندارند، مي‌شود. اين احساس خطر است. از طرفي دولت متهم به عدم ارتباط با نخبگان است. اينجا كار جنبش دانشجويي آغاز مي‌شود: مفهوم‌سازي و محتواسازي براي اين شعارها. فرصتي را که در اول انقلاب از دست داديم. يک سري حرف‌هايي داشتيم و نتوانستيم به آنها شاخ و برگ و پروبال دهيم. حرف‌هاي مهمي كه در بحث عدالت و مهرورزي و ساير شعارهاي دولت در بحث اصولگرايي در سياست خارجي يا در بحث‌هاي فرهنگي و غيره مطرح است.
دوم اينکه سوم تير در حالي اتفاق افتاد که دولت قبل كمر همت بر ترويج تساهل و تسامح و ليبرال كردن جامعه ايراني بسته بود با اين حال مردم به كسي كه به گفته‌ي همين ليبرال‌ها آنقدر راديکال است 17 ميليون راي دادند. دليل نه به آن طرف و آري به اين طرف چه بود؟ اين يک کاري است که در دوم خرداد خوب انجام شد و دوم خرداد در تاريخ ايران مستند شد. جامعه‌شناسشان از بعد جامعه‌شناسي و تاريخ‌دانشان کتاب تاريخ نوشت، همه‌شان مطلب نوشتند. ما نياز داريم حرکت سوم تير در تاريخ ثبت شود. يعني کاري که باز هم در مورد انقلاب اسلامي نشد و به‌جاي آنكه خود انقلابيون انقلاب را ثبت كنند و آرمانهايش را تبيين کنند.بيشترين كتاب‌هاي پيرامون انقلاب اسلامي را بايد در آثار نويسندگان خارجي پيدا كنيم.
بحث ديگر فرصت ايجاد شده براي جريان دانشجويان حزب‌اللهي در پرتو دولت احمدي‌نژاد است و آن اين که احمدي‌نژاد قبل از هر چيز يک فرد دانشگاهي است. او اصلاً از دانشجويان خط امام بوده و از آن طريق فعاليت انقلابي مي‌كرده در عملكردش هم مي‌بينيم كه حساب ويژه‌اي براي دانشجويان باز كرده اصلا طرح مشاورين جوان (حالا کار به نحوه‌ي اجرا ندارم) از يك نگاه حكايت مي‌كند. در اين فرصت بايد برويم به سمت ايجاد جبهه‌ي دانشجويان حزب‌اللهي در کشور. اين جبهه الان وجود ندارد. چند تشکل ما داريم که جبهه نيستند. وقتي اين جبهه در دانشگاهها تشكيل شد، ديگر فقط آموزه‌هاي سکولار غربي طرح نمي‌شود و اين جبهه‌ي حزب‌اللهي حرف براي مطرح کردن خواهد داشت که اين مي‌تواند مقدمه‌اي براي گام‌هاي بعدي باشد. براي حركت به سوي توليد علم و حرکت به سمت داشتن حرف آکادميک، دانشگاهي و ديني در فضاي دانشگاهها. الان فقط مي‌توانيم يك سري خدمات به مردم بدهيم. پل بسازيم، سد بسازيم و کارهايي از اين قبيل. منتها مي‌توانيم بيائيم از اين فرصت استفاده کنيم و نيروها را جمع کنيم و جهت‌دهي کنيم ويك جهش داشته باشيم به سمت دولت اسلامي.
خورشيدي: اين‌كه دوستان مطرح كردند كه شرايط شبيه با اول انقلاب است، به نظر من با اول انقلاب از يک جهاتي شباهت دارد و از يک جهاتي نه. معتقديم امروز پايه‌هاي انقلاب خيلي محکم است. به طوري که مي‌شود جدي‌ترين انتقادها را امروز مطرح کرد بدون اينکه شاکله‌ي اصلي نظام ودولت ضربه ببيند. اگر بخواهيم گوش به حرف محافظه‌کاران کنيم، هميشه شرايط، شرايط حساس و بحراني است. امروز هم كه كل حاكميت در اختيار به اصطلاح اصولگرايان است اگر بخواهيم دولت را نقد کنيم مي‌گويند آقا نگاه کن شرق ، مشاركت و موتلفه و... دارند دولت را مي‌كوبند شما ديگر كوتاه بيائيد. اين‌ها کارهاي بدي مي‌کنند ولي معتقديم که شاکله‌ي دولت محکم است. با اين نقدها هم آسيبي نمي‌بيند و برعکس تقويت مي‌شود. بعد از انتقادهاي مفصلي که جنبش عدالتخواه به احمدي‌نژاد کرد، ديدم شرق تيتر زده بود که «انتقاد مهمترين حاميان احمدي‌نژاد در دانشگاهها از دولت». ناظر بيروني مي‌گويد جنس مطالبات شما از احمدي‌نژاد، جنس آرمانگرايي و انتقادهاي شما، از جنس آرمان‌هايي است که احمدي‌نژاد مي‌گويد. لذا اگر درست انتقاد شود مخاطب بيروني هم تشخيص مي‌دهد که اين‌ها از يک جبهه‌اند، يعني احساس تضعيف نمي‌کنند.
نادري: نه اينکه نظام به مشکل بر مي‌خورد. نه! يعني اگر دولت با اين شعارها آمده و دارد به سوي عمل به اين شعارها حرکت مي‌کند، يک جايي نياز به حمايت دارد. و اين حمايت وقتي نياز به آن پررنگ‌تر مي‌شود كه جنگ رواني عليه آن وجود دارد. اين حمايت دليل نمي‌شود که از اشتباهات چشم‌پوشي كنيم. ولي من مي‌گويم وقتي در يک جبهه قرار مي‌گيريم يک جايي است که بايد همديگر را ياري کنيم.
الان بحث اين است تفاوتي که دولت احمدي‌نژاد با دولت قاليباف، دولت لاريجاني و دولت خاتمي دارد. اين است که دولت احمدي‌نژاد دولت جبهه‌ي حزب‌الله است. وقتي که کسي از جبهه‌ي ما يعني جبهه‌ي حزب‌الله در راس امور رفته، نوع رابطه و مناسباتي که ما با او برقرار مي‌کنيم قطعاً متفاوت خواهد بود.
خورشيدي: تفاوتي نمي‌كند تا موقعي که حزب‌اللهي عمل مي‌کند از او حمايت مي‌کنيم و اگر نمي‌کند از او انتقاد مي‌کنيم.
نادري: با اين جنگ رواني حاكم عليه دولت، آيا صلاح است كه دولتي را كه ما آن را از جبهه‌ي خودمان مي‌دانيم و حرف اين دولت را هم عملي كردن آرمان‌هاي مشترك مي‌دانيم، ما هم جزء كساني قرار بگيريم كه ضربه مي‌زنند؟ خرد مي‌كنند و در مقابل دولت شدت به خرج مي‌دهند؟ مگر واقعا اعضاي اين دولت چه كساني هستند؟ شايد بسياري از شدت عمل‌ها تف سربالا باشد.
لبخندق: بعضي از اشتباهات ممکن است منجر به انحراف شود. يعني اشتباه اينقدر بزرگ و مبنايي و در حوزه‌هاي حساسي است که نمي‌شود از آن چشم پوشيد. مثلاً در بعد فرهنگ به نظرم در عملكرد دولت مشکل وجود دارد و خيلي هم عرصه‌ي حساسي است و يکي از پايه‌هاي رسالت حکومت اسلامي است. به نظرم واقعاً بايد منسجم وارد اين عرصه شد و هم انتقاد کرد و هم راهکار ارائه داد.
خورشيدي: من فکر مي‌کنم انتقاد جدي کردن در مقابل اشتباه است و اگر انحراف ببينيم عمل ما بستگي به ميزان انحراف دارد. مثلاً کار فرهنگي مي‌کنيم تا در دوره‌ي بعد فرد بهتري سركار بيايد. ولي ما الان قبول داريم که اين آقا انقلابي است. مي‌گوئيم تو باش، کار هم بکن ولي اشتباه نکن و در مقابل اشتباه‌ها هم تذكرمي‌دهيم.
از اين بحث كه بگذريم نكته‌ي ديگر اين‌كه آرمان‌هاي انقلاب نخ تسبيح اتصال ما با دولت احمدي‌نژاد هستند. و ما را با وي در يك جبهه قرار مي‌دهند. لذا ما خيلي وقت‌ها با پيگيري درست آرمان‌ها مي‌توانيم براي دولت احمدي‌نژاد فضاسازي مثبت کنيم مثلا الان احمدي‌نژاد مقوله‌ي حقوق بشر اسلامي را مطرح کرده، چرا دو تا همايش نمي‌گذاريم در بحث حقوق بشر. بالاخره دولت به فضاسازي فرهنگي هم نياز دارد. از اين حيث هم جنبش دانشجويي ضعيف عمل مي‌کند.
يکي ديگر از مواردي که در عملکرد و جهت‌گيري جنبش دانشجويي موثر است آسيب‌شناسي دولت است. با همين چند ماه فعاليت دولت و باتوجه به سابقه‌ي قبلي‌اي که عمده کارگزاران دولت داشته‌ا‌ند مي‌توان به يک آسيب شناسي کلي دست پيدا کرد و برمبناي آن استراتژي‌هايي براي جنبش دانشجويي تعريف کرد. از جمله اين‌كه آرمان‌ها تنها منحصر در شعار عدالت و آن هم فقط عدالت اقتصادي و معيشت شود و از بقيه‌ي جوانب غافل شويم. لذا پيگيري جامع ارزش‌هاي اسلام ناب جدي‌تر مي‌شود. يعني لازم است روي مقوله‌هايي مثل آزادي و مانند آن بيشتر تکيه کنيم. مثلاً در جريان اعتصاب کارکنان اتوبوسراني(حالا به درستي و غلطي‌اش کار ندارم) يکدفعه تعدادي دستگير مي‌شوند وآزادي‌هاي اجتماعي ناديده گرفته‌ مي‌شود. جايي است که يک حزب‌اللهي بايد موضع بگيرد و هويت انقلابي خود را نشان دهد. عَلم تحجرستيزي و آزادي‌خواهي بايد در دست حزب‌اللهي‌ها باشد و با اين ديدگاه دولت جديد را نقد کنند.
لبخندق: نكته‌اي كه بايد روي آن تاكيد كنم اين است كه بنده نقد صرف را کار تلقي نمي‌کنم. نقد خالي کردن کار خاصي نيست. باز هم بر مي‌گردم به نظرات حضرت امام. اگر نگاه بکنيم يکي از فريادهايي که حضرت امام مي‌کشد از اين نوع نقدهاست. چه جايگزيني براي اين حرفهايت داري؟ يعني تو که نگاه سلبي داري به اين مقوله، نگاه ايجابي ات چيست؟ مثلاً اگر بخواهيم مشابه‌سازي کنيم در رده‌هاي حکومتي مثلاً آقاي توکلي، آقاي خوش‌چهره، شمايي که اين انتقاد را داري در عرصه‌ي اقتصاد يا در بحث فرهنگ شما چه جايگزيني برايش داري؟ آن وقت حرف‌هايمان شنيده شود و در کفه‌ي ترازو نقد شود آن وقت مي‌فهميم کدام يك درست قضاوت کرده‌ايم.
خورشيدي: هنگامي که از انجام كاري انتقاد مي‌کنيم. يعني داريم پيشنهاد مي‌کنيم که اين کار نشود. لذا هر انتقادي در خودش يک پيشنهاد دارد و قبول ندارم که فقط دارد انتقادي نگاه مي‌شود. نکته‌ي ديگري که يادم آمد اين است که دو سه سال پيش آقا در دانشگاه شهيد بهشتي سخنراني داشتند يکي از دانشجويان از ايشان پرسيده بود که ما تجمع جلوي قوه‌ي قضائيه مي‌کنيم يا از اين دستگاها که منتسب به نظام‌اند انتقاد مي‌کنيم بعد به ما مي‌گويند شما نظام را تضعيف مي‌کنيد. آقا فرمودند که «يک وقت است که قوه‌ي قضائيه مي‌خواهد با مفاسد اقتصادي مبارزه کند و يک وقتي است که نمي‌خواهد. اگر مي‌خواهد، اين کاري که شما داريد مي‌کنيد کمک به قوه‌ي قضائيه است چون کمک مي‌کنيد که اين کار را انجام دهد.» از اين منظر اگر دولت اشتباه مي‌کند انتقادهايي که مي‌شود، کمک به دولت است.
نادري: اين کمک با چه ادبياتي باشد مهم است؟
خورشيدي: مي‌شود وارد مصداق شد. مثلاً آقاي مشايي مسئول فرهنگي هنري شهرداري بوده و به اندازه‌ي کافي نقد شده و نقدها هم صريحاً ابراز شده و حتماً به گوش آقاي احمدي‌نژاد رسيده. ولي پس از رياست جمهوري ايشان، جزء اولين انتصاب‌هايش اين بود که همين آدم را مسئول يکي از دستگاه‌هاي بزرگ فرهنگي کشور مي‌گذارد. اين نشان مي‌دهد نگاه فرهنگي ايشان اين تيپ آدم‌ها را مي‌پسندد. لذا فکر مي‌کنم اينجا مشخص است که بايد چه طوري برخورد کرد.
نادري: ببينيد اشتباه فرقش با انحراف اين است که در اشتباهي که شخص مي‌كند، آن فرد اين آرمان‌ها را قبول دارد ولي در نوع حركت اشتباه كرده. اما درا نحراف ممكن است اصلا آن آرمان را قبول نداشته باشد كه به آن سمت حركت كند.
خورشيدي: واقعاً از کجا مي‌فهمي؟آيا فقط از روي صحبت‌ها و شعارها ...
نادري: من از روي صحبت‌ها نمي‌گويم بلكه رويکردشان. رويکرد خيلي چيزها را در بر مي‌گيرد از صحبتهايي که مي‌کند تا آدمهايي که مي‌گذارد تا سياستهايي که تنظيم مي‌کند تا اولويت‌بندي‌هايي که براي خودش مي‌کند، مي‌تواني بفهمي که او اين اصول را قبول دارد اما در عمل کردن به اين اصول يک جايي اشتباه ‌کرده است.
خورشيدي: پس شما خودت مي‌گويي اشتباه هم درجات دارد در اين جا مشترکيم ما هم مي‌گوئيم درجات دارد.
نادري: قطعا همين طور است. يك اشتباه را بايد چشم‌پوشي كني و يكي را صريح بروي و بحث كني. يعني با همه‌ي اشتباهات و انحرافات نمي‌شود با يك ادبيات برخورد كرد كه تو ديگر اصولگرا نيستي!
خورشيدي: مثلاً وزير اقتصادش را کسي مي‌گذارد که اصلاً با آن شعارهاي داده متناسب نيست. يکي را وزير نفت مي‌گذارد که اصلاً سنگ بناي آن انحراف بعدي است. شما در اينجا چه برخوردي داريد؟
نادري: من که الان نمي‌خواهم روي مصداق بحث کنم. من مي‌خواهم بگويم نحوه‌ي برخوردمان را بيائيم اصلاح کنيم. يعني اينکه نياييم بگوئيم با همه بايد با سيلي برخورد کرد. يکي‌اش را بايد سيلي زد و يکي‌اش را بيانيه داد.
ما بايد با فضاسازي بستر را فراهم کنيم در جهتي که اين دولت براي آرمانگرايي اش حركت كند. اين براي ما الان به نظر مي‌آيد که خيلي جا نيفتاده است. اين قطاري که راه افتاده بايد با سرعت 120 برود ما مي‌پرسيم الان چرا دارد با سرعت 70 مي‌رود در حاليكه غافليم از اينكه به جاي اينکه صفر باشد الان 70 کيلومتر دارد راه مي‌رود. اين 50 تاي ديگرش را ما برويم کمکش کنيم.
خورشيدي: در پايان صحبت‌هايم هم مي‌خواهم به اين نكته بپردازم كه بالاخره امروز دولتي سرکار است که به قول دوستان نماد حزب‌اللهي‌ها است. عملکرد اين دولت براي يکسري از افراد جامعه که رابطه‌ي کمتري با دين دارند، به منزله‌ي ارائه‌ي تعريفي از اسلام و دينداري است. به عبارت ديگر اولويت‌سنجي‌هاي دولت، تقديم و تاخر برخي ارزشها، پافشاري بيشتر روي بعضي از ارزش‌ها چارچوبي از دين را در ذهن مخاطب ايجاد مي‌کند. مثال ملموسش اين‌که وقتي آقاي احمدي‌نژاد شهردار بود، آقاي مشايي در سازمان فرهنگي و هنري شهرداري، يک جرياني راه انداخته بود به عنوان نمايشگاه‌هاي فرهنگي در سطح شهر که سي‌دي‌هاي مداحي و امثال آن را پخش مي‌کردند، من به دوستان مي‌گفتم جواني‌ كه اولين مواجهه‌اش با محصولات فرهنگي ديني سي‌دي هلالي و از اين قبيل چيزهاست چه تلقي‌اي از دين وديندار خواهد داشت؟ بالاخره تو به اين ضريب داده‌اي. مي‌خواهم بگويم نوع پرداختن به ارزش‌هاي دولت هم در ترويج نوع نگاه به اسلام در مردم تاثير مي‌گذارد. لذا از اين حيث خطر ترويج نگاه کاريکاتوري به دين هست در نتيجه کار خيلي حساس مي‌شود يعني خيلي وقت‌ها ما از اين حيث که دغدغه‌ي دين داريم بايد مراقب باشيم، خصوصاً در عرصه فرهنگ وجلوي اشتباهات را بگيريم.
لبخندق: در مورد رابطه آرمانخواهي و واقعيات يك مطلبي به ذهنم مي‌رسد. پيش از پرداختن به آن چند نكته را بايد ذكر كنم. اول آنكه محافظه‌كاري با تبيين صحيح، عالمانه و عادلانه شرايط متفاوت است. وقتي شما پا در عرصه نقد مي‌گذاري وارد حوزه قضاوت شده‌اي، عالي‌ترين خصوصيت براي قضاوت‌ علم و عدالت است. شما نقدي كه داري بايد مبتني بر اطلاعات صحيح و دقيق باشد، ضمن اينكه وضعيت شخص مورد قضاوت نيز در نتيجه‌گيري بسيار دخيل است. به زبان ديگر وقتي خروجي يك معادله نتايجي است كه به هيچ عنوان نمي‌توانيد آن را تغيير دهيد ولو آن نتايج نامطلوب‌تر باشد، تا وقتي آن معادله وجود دارد نمي‌توانيد نتيجه را مورد نقد قرار دهيد، اگر مي‌توانيد بايد معادله را تغيير دهيد. لدا شخصي را هم كه با اين معادله مواجه است به خاطر نتايج آن نمي‌توان مورد نقد قرار داد. اگر شخصي در شرايطي مي‌توانسته كاري كند و نكرده بايد مورد عتاب قرار گيرد، اما وقتي در شرايطي هستيم كه خروجي اين شرايط الا و لابد گزينه x است، اصلا نقد معنايي ندارد. خوب نقد با آرمانخواهي رابطه تنگاتنگ دارد اما معناي آرمانخواهي چيست؟ يعني اينكه چشمت را ببند، چون گزينه y كه مطلوبتر بوده و رخ نداده؛ بالا تا پايين كار را به نقد بكش، خير اين معناي آرمانخواهي نيست، اين عين بي‌عدالتي و بي‌تدبيري است چون شما با اين كار نيروي مخلص قوي خود را داري در موضع ضعف قرار مي‌دهي، روي سخنم با اشتباهات و مشكلاتي كه واقعا بايد نقد شود نيست، بلكه برخي از ضعف‌هايي را مي‌گويم كه خيلي طبيعي و عادي است و در صورت شنيدن استدلال‌هاي طرف مقابل كاملا پذيرفتني است، ضمن آنكه انتقاد به عملكرد ناصحيح هم ادبيات ديني خود را دارد، آن هم وقتي طرف مقابلت يك نيروي خودي حزب‌اللهي است. برخي از اين نقدها و موضع‌گيري‌ها را از جانب برخي جريانات به اصطلاح اصولگرا بيشتر فحاشي مي‌دانم تا نقد.. اين خود مبحث مفصلي است كه ان‌شاء‌الله در مجالي مناسب به آن خواهيم پرداخت. اصلا اين نوع موضع‌گيري‌ها خود نشان‌دهنده‌ي خروج از خط اصولگرايي است. تازه اگر تا حالا برخي آقايان در جبهه اصولگرايي بوده باشند كه حالا خارج شوند.
خلاصه اين‌كه تبيين شرايط در نتيجه‌اي كه در قضاوت گرفته مي‌شود بسيار نقش كليدي دارد و اين عين عدالت و مطابق با تفكر اسلامي است.
خوب تعامل آرمانگرايي و واقعگرايي چه حد و مرزي دارد؟ اين حد و مرز دقيقا مبحث عدالت است يعني شما در نقد آرمانگرايانه‌تان نسبت به عملكردها بايد واقعيت ها را مدنظر قرار دهيد و با عدالت سخن بگويي و خروج از اين عملكرد عين بي‌عدالتي و بي‌آرماني است چون ممكن است در برخي جاها با موضع‌گيري‌هاي خود ريشه‌ي يك جريان آرمانگرا رابزنيم.
اتفاقا ماهايي كه بر واژه‌هايي مانند آرمانخواهي و يا مطالبه بسيار تاكيد داريم بايد اين قضايا را بيشتر مدنظر قرار دهيم. يادم هست در ديدارا سال 83 دانشجويان با حضرت آقا در ماه مبارك نماينده‌ي يكي از تشكل‌هاي دانشجويي شروع به خواندن مطالب خود كرد. شروع كرد به انتقادهاي شديد و غليظ از همه‌ي ارگان‌هاي مسئول كشور در باب عدالت و مبارزه با فقر و فساد و تبعيض و... آقا بر خلاف روال جلسه بلافاصله بعد از سخنان اين دانشجو صحبت‌هايي مطرح كردند پيرامون چگونگي و نحوه‌ي مطالبه، استدلال‌هاي مطالبه، لزوم آگاهي از همه‌ي عملكرد افراد براي خودداري از قضاوت ناعادلانه در مطالبه و... نهايتا هم فرمودند: جون همه عضو يك خانواده‌ايم، مطالبه‌ي ما از نوع خانگي بايد باشد، لفظ "مطالبه‌ي خانگي" را آقا آنجا مطرح كرد. اين تذكري بود به افرادي كه ممكن است احيانا در تبيين مفاهيم از جمله "آرمانخواهي" دچار افراط و تفريط بشوند. اگر در تاريخ ائمه هم سيري داشته باشيم به رفتارهايي از آنها برمي‌خوريم كه اگر آنها امام نبودند و ما معتقد به عصمتشان نبوديم شايد جرات مي‌كرديم به آنها خرده بگيريم، مانند برخي از انتصاب‌هاي حضرت امير(ع) در حكومت‌داري كه در ميان آنها فاسق و مجرم هم ديده مي‌شد. اين همان تبيين شرايط است كه لازمه‌ي قضاوت مي‌باشد.

منبع:نشریه دانشجویی حیات

احمدي نژاد را ياري کنيم (1)

            نظرات کاربران :


 
نظر شما درباره اين مطلب:







به خاطر سپردن اطلاعات؟



   

 

 

معرفي سايت تخصصي بررسي شبكه هاي هرمي
شهید بهشتی و جنبش سبز
تجمع دانشجویان صنعتی شاهرود در حمایت از ولایت فقیه
نقش عمار در جنگ صفین
سفره های رنگین سیما،حسرت کودک گرسنه و عرق شرم پدر
جدال جمهوري با زنگيان کافوري
راه 43 منتشر شد
موقعیت امروز جمهوری اسلامی موقعیت "قلب جهان" است
اگر از همت و متوسلیان برای نسل سوم گفته بودند، امروز کسی جرات دزدیدن نام آنها را نداشت
تقدیر و حمایت ویژه جنبش عدالتخواه دانشجویی از بیانات آیت ا... صادق آملی لاریجانی در تأکید بر مبارزه با مفاسد اقتصادی
انتقاد رئيس دستگاه قضا از مبارزه ضعيف با مفسدان اقتصادي/ مسير كنوني جواب نمي دهد
سخنراني شهيد حسين الحوثي در عيد غدير 1423
تأملی گذرا بر عملکرد دستگاه ها و نهادها در تحقق اسلام ناب
چرا حل مشكلات اساسي كشور روي زمين مي‌ماند؟
نشست تحليلي پيرامون ابعاد و پيامدهاي اجراي طرح هدفمند كردن يارانه‌ها
نقشه راه دانشجویان دانشگاه اسلامی
روشن فکران غرب زده نخواهند توانست رأی ملت را وتو کنند
سیر عدد شدی احمد جان!
مردم همچنان در انتظار سبد غذایی دولت
الحوثي: عربستان از بمب فسفري استفاده مي‌کند
گر "غدیر" به درستی محقق می‌شد،امروز نیازهای بشر اینقدر ابتدایی نمی‌ماند
اشاره به مافیای رسانه و سیاست در یک سریال
تظاهرات معلولان فلسطینی برای پایان دادن به محاصره غزه
وعده وزارت اطلاعات براي جمع كردن هرمي ها
نیمی از مساجد در طول سال فعالیتی ندارند
تشدید هجوم هوایی عربستان به یمن
تقابل اسلام ناب و اسلام التقاطی در انتخابات 88
نظریه ولایت فقیه و عقلانیت
روایت شهادت حسین الحوثی
جديدترين گزارش مركز پژوهشها از آثار فعاليت شركتهاي هرمي
مناظره بايد دور از فضاي جنجال سياسي و هياهو صورت گيرد
تشكل‌هاي دانشجويي نسبت به اتفاقات و فضاي كشور هوشيار باشند
انتقاد شديد نماينده جنبش از عملکرد صدا و سيما در به تصوير کشيدن تجملات و اشرافي گري
موقعیت امروز جمهوری اسلامی موقعیت "قلب جهان" است
رویش باید آگاهی مردم را نشانه بگیرد
اسكيزوفرني سياسي‏، انفجار جنسي‏، لكنت زبان، تفاوت فرهنگي‏ و انتخابات دهم
مردم، جریانات ریزشی را كنار می‌زنند
گفتگو با دکتر کوشکی درباره موضع نظام نسبت به یمن
همدستي نيروهاي القاعده با دولت صنعاء در سركوب شيعيان الحوثي
راز نسخه دوم

    


 


   

    



 

استفاده و باز نشر  مطالب سايت با ذکر ماخذ بلامانع مي‌باشد  |  ارتباط با ما
طراحي و برنامه‌نويسي از موسسه نرم‌افزاري آرمان