عماد افروغ، تصريح كرد: ايجاد حس پرخاشگري، مبارزه و طرد و نفي وضع نامطلوب يكي از خصوصيات اسلام است. بنابراين كساني كه به نام فضيلتگرايي و به نام اسلامگرايي ميخواهند اين روحيهي مبارزه، جهاد، پرخاشگري، نقادي و پرسشگري را بگيرند، اصولگرا نيستند.
اين نماينده مردم تهران در دوره هفتم مجلس شوراي اسلامي، در گفتوگو با خبرنگار پارلماني خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، كه در آخرين روزهاي مجلس هفتم به انجام رسيد، در بيان تفاوت اصولگرايان داخل و خارج از قدرت، اظهار داشت: اگر تعريف درستي از اصولگرايي ارايه دهيم و برخوردهاي ابزارگرايانه و مصلحتگرايانه غير روشمند، پراگماتيستي و ماكياوليستي را از اصولگرايي خارج بدانيم، قهرا اصولگرايي در قدرت و اصولگرايي خارج از قدرت، يك نزديكي مفهومي و مكاني پيدا ميكند.
به گفتهي وي، اگر قرار باشد اصولگرايان به محض اينكه وارد قدرت ميشوند، با لطايف الحيلي اصولگرايي را كنار بزنند يا با نام اصولگرايي، منافع و مصالح گروهي و جناحي خاصي را دنبال كنند و اهداف انقلاب اسلامي و مفهوم جمهوري اسلامي و دو مولفهاي بودن مشروعيت در نظام را با هر عنوان و القابي كه شده فراموش كنند، خواه ناخواه با دو دايره مفهومي مجزا از اصولگرايان داخل و خارج قدرت روبرو هستيم و ديگر نميشود از اشتراك معنايي و مكاني اصولگرايي در قدرت و اصولگرايي خارج از قدرت نام برد.
وي با بيان اينكه در اين صورت اصولگرايي در قدرت و خارج از قدرت، دو حوزهي مفهومي جدا از هم است كه شايد فقط در عنوان اشتراك دارند اما در معنا اشتراكي نخواهند داشت، تصريح كرد: چون همواره خطري اصحاب قدرت را تهديد ميكند بنابراين وظيفه اصولگرايان خارج از قدرت رسمي به مراتب خطيرتر و حساستر از اصولگرايان در قدرت است.
به گفتهي اين استاد دانشگاه، مراقبت مضاعف از رفتارها و حالات و تصميمگيريهاي خود، وظيفه اصولگرايان در عرصه قدرت است، اما چون آنها در معرض خطر توجيهگري هستند، وظيفهي اصولگرايان خارج از قدرت براي جلوگيري از انحراف در بخش اصولگرايي در قدرت، وظيفهي بسيار سنگيني است، چرا كه آنها بايد عهدهدار نقد در عرصهي عمومي و تقويت اين عرصه باشند.
نماينده مردم تهران در مجلس هفتم، افزود: اگر به فرمايشات امام (ره) دقت كنيم و اگر روح تلاشهاي فكري و سياسي نظريهپرداز اصلي انقلاب را درك كنيم، همواره اين ملت هستند كه سر منشاء و هدف اصلي اين حكومت به شمار ميروند.
افروغ در بيان نقل قولي از حضرت امام(ره)، گفت: ايشان ميفرمايند "در اين كشور آراء ملت حكومت ميكند و اين ملت است كه حكومت را در دست دارد و اين ارگانها را هم ملت تعيين كرده و تخلف از حكم ملت براي هيچ يك از ما جايز نيست." حسب اين فرمايش بايد دقت كنيم كه آنچه در وهلهي اول اصالت دارد خواست مردم است، علاوه بر اينكه بخشي از خواست مردم در عرصهي رسمي تعين يافته، بخشي از آن نيز در عرصهي غير رسمي، جريان دارد.
به گفتهي وي، وظيفهي اصولگرايان كه پايبندان به آرمانهاي انقلاب و انديشههاي حضرت امام(ره) هستند، مراقبت از همين ارزشها و مراقبت از حضور ملت و اسلاميت و جمهوريت است.
وي دفاع از جمهوريت را در شرايط فعلي، از وظايف سنگين همه گروههاي سياسي از جمله اصولگرايان خارج از قدرت دانست و در عين حال اين سوال را مطرح كرد كه چه كسي ميتواند بين اسلاميت و جمهوريت در ادارهي كشور تفكيك قائل شود، چگونه ميشود تفسيري از اسلاميت را به دست داد كه مردم را كنار بزند، يا تفسيري از جمهوريت را به دست داد كه توجهي به گرايشات و ارزشهاي ديني و تاريخي مردم نداشته باشد.
اين نمايندهي دوره هفتم مجلس شوراي اسلامي، در ادامه گفتوگو با ايسنا با بيان اينكه به عنوان دانشپژوه سياسي نتوانستهام چنين تفكيكي را سامان دهم، گفت: يك رابطهي پيچيده، تو در تو و ديالكتيكي بين اسلاميت يا وجه فضيلت و حقانيت و وجه جمهوريت فلسفهي سياسي ما وجود دارد.
وي افزود: آنها كه سعي ميكنند به نام دفاع از اسلاميت و فضيلت، قشريگري كرده و مردم را از صحنه خارج كنند، در حق اسلاميت جفا كردهاند و بالعكس كساني كه صرفا علم جمهوريت را بلند ميكنند و غافل از ارزشها و گرايشات اسلامي و تاريخي مردم هستند نيز، در حق جمهوريت جفا كردهاند چون بيتوجهي به ارزشهاي ديني مردم، موجب كم رمق كردن حضور آنها در عرصهي حيات سياسي و اجتماعي است.
افروغ با تاكيد بر اينكه بايد روح انديشههاي امام(ره) را كماكان درك كرد و آن را در ظرف زماني و مكاني خود قرار داد، افزود: هيچكس به ما اجازه نداده كه از حضور آزادانه مردم در سرنوشت شان، جلوگيري به عمل آوريم، هيچكس به ما اجازه نداده كه جلوي آزادي بيان و تجليات ديگر حضور و مشاركت مردم را بگيريم.
اين استاد دانشگاه، در خصوص آزادي بيان به فرازي از فرمايشات حضرت امام(ره) اشاره و خاطرنشان كرد: ايشان ميفرمايند "همه بايد نظر خودشان را بدهند و هيچكدام هم برايشان، حتي جايز نيست كه يك چيزي را بفهمند و نگويند، بايد وقتي ميفهمند اظهار كنند، اين موافق هر كه باشد، باشد، مخالف هر كه هم باشد، باشد." (صحيفه نور، جلد 13، صفحه 102).
وي اين سخن حضرت امام(ره) را داراي عمق بسيار و پرمغز دانست و گفت: اين صحبتها و صحبتهاي شبيه به اين سخن ايشان را، با لحاظ وضع جاري كشور در نظر بگيريد كه البته اين وضع جاري را خود ما با دست خود شكل ميدهيم و با تفسير غلطي كه از انسان مطلوب در جمهوري اسلامي ميكنيم مردم را دعوت به سكوت، ركود و خمودگي ميكنيم و فراموش ميكنيم كه عنصري كه باعث شد انقلاب شكل بگيرد، به تعبير استاد شهيد مرتضي مطهري، عنصر جهاد و امر به معروف و نهي از منكر بود.
نمايندهي دوره هفتم مجلس، به استناد سخنان استاد مطهري، گفت: ايشان ميفرمايند" اگر در مكتبي عنصر تعرض و تهاجم نسبت به ظلم و ستم و اختناق وجود داشته باشد، اين مكتب ميتواند بذر انقلاب را در ميان مردم خود بكارد. اسلام ميگويد معترض باش، مهاجم باش، قيام كن، شورش كن و وضع نامطلوب موجود را در هم بريز، تا وضع مطلوب را به وجود بياوري و الا نشستن و ناراضي بودن از آن طرف هم آه كشيدن و آرزومند بودن [كافي نيست]. با آرزو چيزي به انسان نميدهند."
افروغ تصريح كرد: نكته اينجاست كه ايجاد حس پرخاشگري، مبارزه و طرد و نفي وضع نامطلوب يكي از خصوصيات اسلام است. بنابراين كساني كه به نام فضيلتگرايي و به نام اسلامگرايي ميخواهند اين روحيهي مبارزه، جهاد، پرخاشگري، نقادي و پرسشگري را بگيرند، اصولگرا نيستند. در واقع اينها يك جامعهي سيال و پويا را به يك جامعه صامت و ساكت تبديل ميكنند.
وي افزود: حضرت امام(ره) هر حضوري را به قيمت توطئه، حرمتشكني، ناديده گرفتن قانون اساسي و انقلاب اسلامي و مصالح مردم برنميتابند؛ در غير اين صورت بايد دقت كنيم كه حضور مردم، حضور معناداري است.
وي با اشاره به سخني از حضرت امام(ره) مبني بر اينكه عدهاي نميتوانند آراء خود را هر چقدر هم صحيح باشد، به ملت تحميل كنند، اين نكته را بسيار اساسي دانست و يادآور شد: ممكن است اكثريت، خواهان امري باشند، اما عدهاي چيز ديگري را ترجيح دهند، حتي اگر ترجيح آن عده صحيح هم باشد اما حق تحميل نظر خود بر مردم را ندارند.
افروغ با اشاره به فرازي از فرمايشات حضرت امام(ره)، گفت: ايشان فرمودهاند «اكثريت هر چه گفتند آراي ايشان معتبر است ولو به خلاف، به ضرر خودشان باشد. شما ولي آنها نيستيد كه بگوييد اين به ضرر شماست ما نميخواهيم بكنيم. شما وكيل آنها هستيد ... شما آن مسائلي كه مربوط به وكالتتان هست و مسيري كه ملت دارد روي آن ميرود آن مسير را برويد؛ شايد مسيري كه ملت رفته خلاف صلاحش است، خب باشد، ملت ميخواهد اينطور كند، به ما و شما چه كار دارد، خلاف صلاحش را ميخواهد، ملت راي داده، رايي كه داده متبع است.»
وي با بيان اينكه اين عبارات، دايره اختيارات ما را محدود ميكند، گفت: اين عبارات ما را محدود از اين ميكند كه به تشخيص صرف خود عمل كنيم و به گونهاي با سلب آزادي از مردم، بخواهيم مردم را به صلاح و فلاح برسانيم. حضرت امير (ع) ميفرمايند "لا اري اصلاحكم با فساد نفسي". يعني من نميتوانم به قيمت فساد و تباهي خود، شما را اصلاح كنم. سلب آزادي از مردم يعني به تباهي كشاندن فردي كه دارد سلب آزادي ميكند.
اين عضو جريان اصولگرايان مستقل در ادامه گفتوگو با ايسنا، اظهار داشت: اصولگرايان اگر واقعا پايبند به اصول هستند، آن اصول را خوب فهم كرده، تئوريزه كنند و آن را معيار و ملاكي براي نقد اصحاب قدرت چه اصولگرا و چه غير اصولگرا قرار دهند.
وي انديشههاي سياسي حضرت امام(ره) و پشتوانهي فلسفي ايشان را يك معيار بسيار ارزشمند براي نقد دانست و گفت: امروز ما سخت به معيارها و ملاكهايي كه حضرت امام (ره) در اختيار ما گذاشتهاند نيازمنديم. همچنين قانون اساسي، شعارهايي كه در انقلاب اسلامي داده شد از جمله استقلال، آزادي و جمهوري اسلامي، و در مرحلهي اول آموزههاي اسلامي ما ملاك نقد هستند.
وي با بيان اينكه حضرت امام(ره) همواره ميفرمودند كه حاكميت از آن خداست و كسي را حق سلطه بر ديگري نيست، يادآور شد: اين حرف بدان معناست كه اگر قرار است كه اعمال ولايتي شود، با اذن خدا، پيامبر و معصوم است و از سوي ديگر مردم هم حقي دارند. مردم حق نظارت دارند. اگر فرمان ولي امر مسلمين، عطف به اينكه اين شرعيت را به صورت سلسله مراتب و عطف به محوريت قانون خدا از طريق خدا، رسول و معصوم به دست آمده و شرعي است، حضور مردم و نظارت آنها نيز شرعي است و اين عطف به همان محوريت قانون خداوند است.
افروغ تاكيد كرد: خداوند اين اختيار را به مردم داده كه مردم خود، حاكم بر سرنوشت خود، از طريق انتخاب يك ولي امر و فردي كه واجد ويژگيهايي از جمله علم و عدالت و كفايت و صلاحيت است، باشند.
وي تصريح كرد: هر قدر هم حقانيت يك فرد و يك نظام بالا باشد تا مردم او را نخواهند و از رضايت و مقبوليت عامه برخوردار نشود، نظام سياسي متشكله مشروع نخواهد بود. همانطور كه مردم مسلمان و شيعه ما حق ندارند كه هر كس را به عنوان رهبر انتخاب كنند، به همين طريق افراد فضليتگراي ما حق ندارند منهاي مقبوليت و رضايت مردمي، دم از مشروعيت بزنند.
افروغ در اين راستا به سخني از حضرت امام(ره) اشاره و خاطرنشان كرد: ايشان ميفرمايند «اگر حكومت مشروعيت الهي داشته باشد ولي مقبوليت مردمي نداشته باشد، فقيه عملا موفق به تشكيل حكومت نشده و قدرت اجرايي ندارد. اما اگر مقبوليت مردمي وجود داشت بر فقهاي ديگر واجب است از او اطاعت كنند.» (كتاب البيع، جلد دوم، صفحه 465 الي 466)
به گفتهي اين نمايندهي مجلس هفتم، مشروعيت نه به معناي شرعيت بلكه به معناي قانوني بودن در نظام جمهوري اسلامي، دو مولفهاي است يعني حقانيت و مقبوليت؛ هم بايد به ويژگيهاي شخص حاكم و محتواي حكومت كه احكام اسلامي است توجه شود و هم بايد از پشتوانه مردمي برخوردار باشد.
وي معتقد است كه اصولگراياني كه خارج از عرصه قدرت هستند بايد اهميت عرصه نقد و عرصهي عمومي را درك كنند چرا كه عرصهي نقد و عرصهي عمومي به مراتب مهمتر از عرصهي قدرت است. منتهي متاسفانه به دلايلي، به عرصه نقد بيتوجهي كرده و فكر كردهايم كه همين كه جمهوري اسلامي تاسيس شد كافي است كه ما عنان اختيارمان را به اصحاب قدرت و اهالي پاستور و بهارستان بدهيم و بعد خودمان كنار بكشيم.
اين عضو جريان اصولگرايان مستقل، با طرح اين پرسش كه چه كسي چنين تفسيري كرده و چه كسي ميتواند مستندات مستحكمي براي اين تفسير ارايه دهد، گفت: اگر بار ديگر اهداف انقلاب اسلامي و شرايط پيدايش اين انقلاب را بازخواني كنيم، متوجه اهميت حضور مردم و نهادهاي مدني و مردمي براي اين حضور ميشويم و كاري ميكنيم كه اصحاب قدرت، تابع راي مردم باشند و نه بالعكس.
افروغ خاطرنشان كرد: اين در حالي است كه فقط در هنگامهي انتخابات ميبينيم كه نامزدهاي انتخاباتي مهربانانه با مردم برخورد و ارتباط دوستانه برقرار ميكنند، اما به محض اينكه به قدرت ميرسند منشا به قدرت رسيدن خود را فراموش ميكنند.
وي، در بيان علت اينكه اگر عنصر پررنگ مردمي و عنصر جهاد و امر به معروف و نهي از منكر نبود انقلاب شكل نميگرفت، افزود: ما اصولي مثل امر به معروف و نهي از منكر، حق متقابل، نصحيت ائمه مسلمين و مشورت را داريم كه مورد تاكيد اسلام است؛ چرا از اين اصول استفاده نميكنيم؟ مردم بايد متوجه باشند كه وظيفه دارند يعني فقط مسئله حق مردم نيست كه مثلا بگويند فعلا نميخواهيم از اين حق استفاده كنيم، بلكه مردم طبق تعابير ديني وظيفه دارند كه حقوق خود را بشناسند و در صحنه باشند.
وي با بيان اينكه حضرت امير(ع) ميفرمايند مرا بر شما حقي است و آن اين است كه در نهان و آشكار مرا نصحيت كنيد، آن را بدين معنا دانست كه مردم نسبت به حضرت وظيفه دارند و خاطرنشان كرد: نصيحت كردن اصحاب قدرت يعني فهم حضور، فهم نقادي، فهم نظارت، فهم فرياد و طغيان.
وي، سخنان خود را در چارچوب اهداف انقلاب اسلامي و قانون اساسي عنوان كرد و اين چارچوب را به حد كافي موسع دانست كه به افراد اجازهي مانور سياسي، فرهنگي، اقتصادي و مرتبط با حقوق شهروندي را بدهد و افزود: وقتي اين گفتمان مترقي را در اختيار داريم، اگر از آن استفاده نكنيم خداي ناكرده فرصت از آن گفتمانهاي غيرانقلابي ميشود و اگر به طور طبيعي اين ظرفيتها را به فعليت نرسانيم به تعبير حضرت امام(ره) شاهد اين خواهيم بود كه مردم به خيابانها ريخته و شورش كنند.
به گفتهي وي، حضرت امام(ره) ميفرمايند:" شما گمان نكنيد كه قدرت نظامي شما را نگه داشته است، قدرت ايمان شما را نگه داشته است و پشتيباني ملتها، ملت. اين را بايد، اين پشتوانه را بايد حفظش كنيد اگر اين پشتوانه خداي نخواسته، يك وقتي از دست ما برود همه ما از بين خواهيم رفت و اسلام هم دستخوش باز يك مسائل ديگر ميشود ... ما بايد حفظ كنيم مردم را. اگر يك وقتي مردم توي خيابان ريختند و شعار بر ضد ما دادند، شعار بر ضد كساني دادند، خوب، آن وقت چه مصيبتي است. "(صحيفه نور، جلد 17، ص 252 و 251)
اين عضو جريان اصولگرايان مستقل، در بيان رسالت خود پس از نمايندگي مجلس، گفت:به اعتقاد من آنچه مردم سخت بدان نيازمندند، فهم دقيق از حضورشان و حقوقشان است و اين حقوق، حقوق جامعي است كه هم مربوط به آزاديهاي اساسي آنها و هم مربوط به عدالت فردي و اجتماعي آنهاست، هم مربوط به ثبات سياسي و اقتدار ملي و هم مربوط به حقوق فرهنگي، رفاه عامه و آزادي فردي آنهاست.
وي با بيان اينكه مردم استحقاق يك آگاهيبخشي تمام عيار و زيستن اخلاقي را دارند، افزود: فراموش نكنيم كه حضرت امام(ره) به عنوان مبدع اين انقلاب و جمهوري اسلامي، مهمترين هدف از حكومت اسلامي را بسط عدالت ميدانند اما بلافاصله اضافه ميكنند كه البته هدف غايي، معرفت خدا و بسط معنويت است.
اين استاد دانشگاه، با بيان اينكه در واقع يكي از ويژگيهاي برجسته انقلاب اسلامي مربوط به توسعه اخلاق و معنويت و معرفت خداست، به صبغهي عرفاني اين انقلاب اشاره و خاطرنشان كرد: طبعا اين انقلاب يك هدف عرفاني را نيز دنبال ميكند. يعني يكي از رسالتهايي كه ما بايد براي خود تعريف كنيم توجه به هدف اخلاقي و فرهنگي اين انقلاب و توسعه معنويت، عرفان و معرفت خداوند در كنار آشنايي با حقوق اقتصادي و سياسي است.
افروغ توجه به هدف اخلاقي و فرهنگي انقلاب و توسعه معرفت خداوند را از رسالت روشنفكران عنوان و خاطرنشان كرد: از خداوند بزرگ ميطلبم كه سعادت را نصيب من هم بكند كه فعاليتهايي در اين جهت داشته و بتوانم جنبش اخلاقي را در كشور ساماندهي كنم.
نظرات کاربران :