"روزنامهنگاران و مصاحبهگران رسانههاي ايران در بستري فعاليت ميكنند كه از يك سو در كنش تا حدودي يكسويه و كمتر متقابل با نهاد دولت هستند و از سويي در كنشي مشابه و معكوس با مخاطبان يا به عبارتي ملتاند. در واقع اين همان است كه دنيس مككويل در كتاب نظريههاي ارتباط جمعي خود ميگويد و رسانهها را ميانجي روابط اجتماعي ميداند.
هنگامي كه بخواهيم به وضعيت حرفهي روزنامهنگاري در يك جامعه بينديشيم، به گونهاي اجتنابناپذير بايد به انديشه دربارهي دولت و رسانهها و متعاقبا به تفكر دربارهي رابطهي دولت و ملت روي آوريم؛ زيرا ميان اين مقولهها، كنشي متقابل وجود دارد. آيزايا توماس كه از نخستين مورخان رسانههاست، ميگويد در طول تاريخ، حكومتهاي اقتدارگرا چندان تمايلي به روي آوردن مردم به مطبوعات نداشتهاند زيرا ناآگاهي آنان ميتوانست در مطيع بودنشان موثر باشد.
وقتي ميگوييم «دولت»، مقصودمان مجموعهاي از نهادهاست كه قواي اجرايي، قانونگذاري، ادارهي امور مركزي و محلي، دادگستري، پليس و نيروهاي مسلح را در بر ميگيرد و آنگونه كه آبركرامبي در فرهنگ جامعهشناسي ميگويد، حق انحصاري به كار بردن مشروع زور را در اختيار دارد.
عامل تشكيل دولت، «ملت» است؛ يعني تا ملتي نباشد، دولت و حكومتي نيست؛ البته ميتوان گونههاي مختلفي از رابطهي دولت – ملت را در طول تاريخ ديد. در واقع هرچه اصالت بيشتري به جامعه داده شده، دولت به عنوان نمايندهي جامعه، تلقي و بر اقتدار دولت افزوده شده است. از همين رويكرد است كه دولتهاي اقتدارگرايي چون فاشيسم ايتاليا و آلمان خلق شدهاند.
در واقع دولتها همواره اعتبار يكساني براي ملتهاي تحت حكومت خود قائل نشدهاند. هرگاه كشوري در معرض خطر يا تجاوز قرار ميگرفته، مفهوم «ملت» جان تازهاي مييافته است و هرگاه ملت عليه حكومت سر به شورش برميداشته و انقلاب آغاز ميشده، حكومت از واژه «ملت» ميگريخته است. از سوي ديگر، گاه دولتها آنچنان ملتها را كنار ميگذاشتهاند و همه چيز را در دست ميگرفتهاند كه شرايط دولتمداري به وجود ميآمد و از همين دولتمداري بود كه «ياساي چنگيزي» يا مقررات استاليني شكل ميگرفت. هزاران سال است كه ملتها با اين سوال مواجهند كه چه نوع دولتي، دولت آرماني است.
شايد اگر توانمنديهاي امروز رسانهها در جهان در اختيار انديشمنداني چون افلاطون، ارسطو، ابن خلدون و ديگران قرار ميگرفت، صورت مساله دربارهي رابطهي آرماني دولت – ملت كمي تغيير ميكرد."(1)
خبرنگار تاريخ ايسنا به مناسبت روز جهاني آزادي مطبوعات در گفتوگويي با دكتر مهدي محسنيانراد، عضو هيات علمي دانشگاه امام صادق(ع) چالشهاي پيش روي مطبوعات در شرايط فعلي كشور و بحث رابطه دولت، ملت و مطبوعات را به بحث گذاشت.
دكتر مهدي محسنيانراد در گفتوگو با خبرنگار تاريخ ايسنا درباره مهمترين چالشهاي پيش روي مطبوعات در ايران با بيان اينكه برخي عوامل چالش برانگيز مطبوعات در ايران كلي و ديرينه و بخشي به زمان حال نزديكترند، خاطرنشان كرد: عوامل بزرگ، كلان و ديرينه اثرات زيادتري دارند.
تداوم نگاه نظارتي دولت بركار مطبوعات ازعوامل ديرينه چالشهاي پيشروي مطبوعات است
وي با اشاره به اينكه يكي از عوامل ديرينه، تداوم نگاه نظارتي دولت بر كار مطبوعات است، اظهار داشت: فرد براي انتشار نشريه بايد ابتدا مسيري طولاني براي گرفتن امتياز طي كند و بعد شروع به انتشار كند.
اين استاد ارتباطات در ادامه گفت: از 1903 ميلادي تاكنون يعني حدود 90 و اندي سال است كه تمام دولتها در طول تاريخ ايران فكر ميكردند، حق دارند كه رفتار كاملا نظارتي بر مطبوعات ايران داشته باشند.
محسنيانراد گفت: به نظر من كاري كه ناظر ميكند، مشابه همان كار نظارتي است كه در زندانها فردي يك نورافكن در دستش ميگيرد و نور آن را به پايين مياندازد و آنچه را كه در حصار زندان ميگذرد، چك ميكند و ضوابط يكسويه و سليقهيي تعيين ميكند. اين ميشود نظارت و اگر شما در طول تاريخ نگاه كنيد و جوامع مختلف را بررسي كنيد ميبينيد كه مقرراتي كه در بالا و داخل برجهاي نظارت شكل ميگرفته چقدر متنوع بوده و در اعصار تاريخ، مقرراتي متناسب با نياز ناظر تعيين ميشده است. من شواهد زيادي در آرشيو خود دارم كه پشت سر نظارت تنوع بود.
وي افزود: هرگاه نشريهاي نسبت به يكي از سران كشورهاي جهان سوم و كارمندان دولت كاري ميكرد كه به آنها بر بخورد، قابل مجازات بود. اگر الان چنين حرفي خندهدار است اما آن زمان از آن دفاع ميكردند.
دولتها بايد بر كار مطبوعات مراقبت كنند نه نظارت
عضو هيات علمي دانشگاه امام صادق(ع) اظهار داشت: آن اصطلاحي كه به نظر من بايد اصلاح شود اين است كه بايد دولتها بر كار مطبوعات مراقبت ميكردند نه نظارت يعني كاري كه مادر با بچهاش ميكند مراقبت و مواظبت است نه اينكه مانند ناظري كه بالاي برج ايستاده مراقبت كنند.
مرگ زودرس مطبوعات ناشي ازمشروع دانستن نظارت صدوهفتادواندي ساله بود
محسنيانراد به ايسنا گفت: اين يك مشكل اساسي است كه سبب ميشود اين همه چالش در طول چند دهه در مطبوعات ايران به وجود بيايد. اگر ميانگين عمر مطبوعات را در هر سال به دست آوريد، از زمان انتشار تا روزي كه آن نشريه مرده است - كه برخي خودشان مردند و برخي اعدام شدند- مساله مشخص ميشود. من در سال 1986 كه حدود 20 سال پيش بود، اين كار را براي مطبوعات ايران از آغاز تا آن موقع انجام دادم و درهامبورگ مدلي درست كردم و عنوان كردم كه اين مرگ زودرس مطبوعات است كه مطبوعات در سنين كم ميميرند و اين ناشي از مشروع دانستن نظارت درطول صد و هفتادو اندي سال است كه به مطبوعات گذشته است كه به نظر من اين يكي از مهمترين عوامل است.
حدود 94 درصد فارغالتحصيلان دانشكدههاي ارتباطات جذب مطبوعات نشدهاند
كار مطبوعات امنيت شغلي ندارد و پرتنش است
وي ادامه داد: عوامل ريز و درشت ديگري هم هست كه تحقيقات من نشان داده در حاليكه چهلمين سال تاسيس دانشكده ارتباطات و روزنامهنگاري را ميتوانستيم جشن بگيريم- كه نگرفتيم- اگر نگاه كنيم كه چقدر فارغ التحصيلان اين دانشكدهها جذب مطبوعات و رسانهها شدند، ميبينيم چقدر جذب آنها پايين است. نتايج تحقيق من نشان ميداد كه حدود 94 درصد فارغالتحصيلان جذب مطبوعات نشدهاند و به مشاغل ديگري پرداختهاند؛ چون كار مطبوعات امنيت شغلي ندارد و شغل پرتنشي است در حاليكه مطبوعات وقتي ميتوانند اعتلا پيدا كنند كه متخصصان اين رشته در آنها كار كنند.
مطبوعات هرگز نتوانستند ياد بگيرند كه يك شرايط آزاد را طي كنند
هر گاه از قدرت حكومت درايران كاسته شده،مطبوعات به سمت مطبوعات فحاش رفتند
محسنيانراد در ادامه افزود: مطبوعات هرگز نتوانستند ياد بگيرند كه يك شرايط آزاد را طي كنند. تحقيق ديگري كه در كتاب «انقلاب، مطبوعات و ارزشها»ي من به چاپ رسيد نشان ميداد كه هر گاه از قدرت حكومت در ايران كاسته شده، مطبوعات به سرعت به سمت مطبوعات فحاش رفتند زيرا هميشه اقتدار و استبداد مزاحم بوده كه مطبوعات بياموزند كه در يك شرايط آزاد عمل كنند اما تقصير از خود دولتهاست كه فرصت نهادينه شدن را به مطبوعات ندادند.
اين استاد ارتباطات و روزنامه نگاري با اشاره به دسته ديگري از عوامل كه نزديك با زمان حال هستند به ايسنا گفت: پس از جنگ يا از زمان دولت هاشمي به بعد، مطبوعات به واقع حزبي و اما به ظاهر كاملا غير حزبي با تيراژ بالا وارد بازار شدند و جنگهاي قدرت نوبتي حساب اينها را رسيدند و به آنها آسيب زدند و خراب كردند و فرصت آشتي مردم با مطبوعات در اين جدل گروهها و جناحها در واقع آسيب ديد.
هيچ حمايت مالي از مطبوعات نبايد شود اما مطلقا امتياز مطبوعات بايد حذف شود
محسنيانراد درخصوص حمايت مالي دولت از مطبوعات ابراز عقيده كرد: مطلقا هيچ حمايت مالي از مطبوعات نبايد شود اما مطلقا امتياز مطبوعات بايد حذف شود و ثبت انتشار روزنامه در يك دفتر مانند برخي كشورهاي ديگر دنيا انجام شود. اگر روزنامه روي پيشخوان روزنامهفروشيها باشد مردم آن را ميخرند و نياز به حمايت دولت وجود ندارد.
وي درخصوص رابطه دولت، مطبوعات و ملت عنوان كرد: روزنامهنگاران و مصاحبهگران رسانههاي ايران در بستري فعاليت ميكنند كه از يك سو در كنش تا حدودي يكسويه و كمتر متقابل با نهاد دولت هستند و از سويي در كنشي مشابه و معكوس با مخاطبان يا به عبارتي ملتاند. هنگامي كه بخواهيم به وضعيت حرفهي روزنامهنگاري در يك جامعه بينديشيم، به گونهاي اجتنابناپذير بايد به انديشه دربارهي دولت و رسانهها و متعاقبا به تفكر دربارهي رابطهي دولت و ملت روي آوريم؛ زيرا ميان اين مقولهها، كنشي متقابل وجود دارد.
مطبوعات ميتوانند وسيلهي ارتباط سهسويه ملت – مطبوعات – دولت باشند
در پيشگيري يا ممانعت از رشد فساد، ميتوان از مشاركت مردم بهره جست
محسنيانراد با اشاره به اينكه رسانهها و در ميان آنها مطبوعات ميتوانند وسيلهي ارتباط سهسويه ملت – مطبوعات – دولت و ابزار ايجاد حداكثر مشاركت در ميان اين سه قطب باشند اظهار داشت: تنها به اين وسيله است كه ميتوان فضاي مناسب براي انتقاد را فراهم كرد و در پيشگيري يا ممانعت از رشد فساد، از مشاركت مردم بهره جست؛ فسادي كه متاسفانه بذرش هرگز خشكيده نميشود.
ارتباط دولت و مطبوعات نبايد ارتباطي عمودي، از بالا به پايين و يكسويه باشد
وي در توضيح مدل آرماني ارتباط سه سويه ملت -مطبوعات- دولت گفت: ارتباط دولت و مطبوعات نبايد ارتباطي عمودي، از بالا به پايين و يكسويه باشد. مطبوعات بايد بهرغم تنوع و تعدد و داشتن تمامي ويژگيهاي تكثر و با مشاركت يا حضور نخبگان در آن و بدون سلطهي حكومت بر آن و در زير چتر قانون، به صورت يك عقل مستقل، از يك سو ناظر بر عملكردها (چه دولت و چه ملت) و از سوي ديگر، تحليلگر و منعكس كنندهي عملكردها باشند. در اين صورت است كه خواهند توانست نقش انتقادي و هشدار دهندهي خود را به خوبي ايفا كنند.
ميزان ارتباطات مطبوعات با مردم بسيار مهمتر از ارتباطات مطبوعات با دولت است
مطبوعات نبايد كارگزار دولتها باشند
اين استاد ارتباطات ادامه داد: اين رابطه ميگويد كه ميزان ارتباطات مطبوعات با مردم بسيار مهمتر از ارتباطات مطبوعات با دولت است. در واقع اگر چنين نباشد مطبوعات پيش از آنكه دلنگران عكسالعملهاي مردم در مقابل پيامهاي خود باشند، نگران عكسالعملهاي دولت در برابر پيامهاي خويش خواهند بود. همچنين دولت بايد دريچههاي ارتباطي خود را بر روي مطبوعات باز نگه دارد. مدل ميگويد دولت بايد به مطبوعات داده بدهد نه پيام و برعكس، مطبوعات بايد به مردم پيام بدهند نه داده. علاوه بر آن، مدل ميگويد كه مطبوعات نبايد كارگزار دولت باشند؛ يعني دولت به آنان پيام دهد و آنان به صورت يك وسيلهي تكثير، آن را به مردم منتقل كنند.
محسنيانراد با تاكيد بر اينكه هرچه حضور نخبگان در مطبوعات بيشتر باشد، مدل به طرف وضعيت آرماني گرايش بيشتري خواهد يافت گفت: كشورهاي در حال توسعه، به دليل ويژگيهاي عقبماندگي از جمله بالا بودن سهم بيسوادي و سهم كم سوادي بايد از يك سو رسانههاي تحت مديريت خود را به ابزاري براي گفتوگوي سه سويه ميان دولت، ملت و نخبگان قرار دهند و از سوي ديگر كوشش كنند كه به جاي سرازير كردن اطلاعات به رسانهها امكان دستيابي مستمر نخبگان و در نتيجه رسانهها را به دادههاي خام فراهم كنند. در واقع به جاي اينكه رسانهها سخنگوي حكومتها باشند، پردازشگر دادهها به منظور ساخت اطلاعات محسوب شوند.
وي افزود: من در اين توصيه علت اينكه نخبگان را جدا از ملت مطرح ميكنم نه از سر تمايز طبقاتي است بلكه با توصيفي كه از نخبگان دارم آنان را در طبقه يا قشري خاص قرار نميدهم بلكه همان گونه كه باتومور و موسكا توصيف ميكنند، آنان را كساني ميدانم كه به علت آموزشهاي فكري سخت خويش- نه الزاما آموزشهاي مدرسهاي و دانشگاهي- داراي اصالت منش، افقهاي وسيع فكري و تواناييهاي گستردهاي چون شجاعت، بيپروايي، پايمردي و روحيه فدا كردن منافع خصوصي خويش براي منافع عمومي ميدانم و البته با اين اصل موافقم كه قطعا سرچشمه تمامي اين خصايص اوضاع و احوال اجتماعي است.
محسنيانراد در ادامه عنوان كرد: قرآن اين گروه را دانايان توصيف ميكند؛ ضمن آنكه براي آنان خصيصه خشيت را بر ميشمارد و نزد خود، آنها را بسيار بسيار گرامي ميدارد. در آيه 28 سوره فاطر آمده فقط دانايان هستند كه از خداي متعال خشيت دارند. خشيت، سواي مفهوم خوف و ترس از خدا، مفهوم ديگري دارد كه دقيقا منطبق با روحيه نخبگان مورد نظر ماست.
وي با اشاره به اينكه در فرهنگ معين، خشيت به معناي تالم قلب است به سبب توقع و انتظار مكروهي در آينده كه گاه به واسطه ارتكاب جنايت است و گاه به واسطه جلال خداست افزود: خداوند در آيه 11 سوره مجادله نخبگان را گرامي داشته و ميگويد "خداوند كساني را كه دانشمندند به درجات بر ديگران ترجيح داده و بايد بر همه مقدم باشند و از همه بالاتر بنشينند". و در آيه 16 سوره جن خداوند به ابزار مورد نظر ما براي نخبگان يعني قلم قسم ميخورد؛ قسم به مقام قلم و آنچه قلمها بر كاغذ ميآورند.
باحضور بيشترنخبگان با شرط خشيت در رسانهها ارتباط سه سويه ملت رسانهها حكومت كاراتر ميشود
محسنيانراد در ادامه گفت: من دانايان مورد نظر قرآن را فقط روحانيون نميدانم و شامل آنها و تمام دانشمنداني ميدانم كه آن خشيت مورد نظر قرآن را دارند يعني پيش از آنكه نگران خودشان باشند نگران جامعه هستند؛ به نظر من هر قدر حضور نخبگان با همان شرط خشيت در رسانهها بيشتر باشند ارتباط سه سويه ملت رسانهها حكومت كاراتر خواهد شد و امكان دستيابي به حداكثر مشاركت در ميان اين سه قطب فراهمتر خواهد شد. به اين وسيله است كه ميتوان در پيشگيري از رشد فساد به ويژه در ميان سران جامعه از مشاركت مردم بهره جست.
نظرات کاربران :