مگر نه آن است که حسین ابن علی، درود خدا بر او باد، فرزند دختر رسول خدا، به پا خاست تا دین جدش را احیا کند؟ مگر نه آن است که او کشته شد تا اسلام زنده بماند. مگر نه آن است که خون پربرکت خویش، سرخ ترین خون خلق خدا، را پای نهال نوپای اسلام ریخت تا بالنده گشته و از گزند آفات در امان ماند؟ و مگر نه آن است که فریاد «هل من ناصر ینصرنی» وی همچنان بانگ جرس کاروان تاریخ است؟
مگر نه آن است که حسین ابن علی، امام زمان، را میان دو نهر تشنه اش کشتند و سر بر نیزه اش کردند و چل منزل گرداندند تا اسلام را دفن کنند؟ مگر نه آن است که خدایگان شرک و جهل، فرمانده سپاه عشق و عقل را به مسلخ بردند تا یاد و نام رسول خدا را به فراموشی سپارند؟ و مگر نه آن است که دشمنی دشمنان خدا با حسین علیه السلام بر سر اسلام بود؟
مگر نه این است که ما «شیعیان و پیروان حسین»، خود را شیعیان و پیروان حسین می دانیم؟ مگر نه این است که مخاطب «هل من ناصر ینصرنی» وی ماییم؟ مگر نه این است که حسین، پیشوای ماست و مگر نه این است که اطاعت از مراد، مریدان را فرض است؟
مگر نه این است که اسلام را سر میبُرند؟ مگر نه این است که «پسرانشان را می کشند و زنانشان به اسارت میبرند که در آن عذابی عظیم است اگر بدانی»؟ مگر نه این است که «تباه و بزه در خشکی و دریا به خاطر کرده های «ما و مردم» آشکار گشته است؟ مگر نه این است که «فرزندان قردة و الخنازیر» برادران و خواهرانمان را در غزه و کرانه ی باختری و قدس شرقی و چه و چه و چه گردن میزنند و در خونشان غسل میکنند … و ما همچنان تماشاگریم؟
نه اندیشه ی حسین _ سلام خدا و پیامبرش بر او باد _ در زاویه ی غروب تاریک عصر دهم محرم سال فلان شهید شد، و نه آرمان وی در کربلا دفن گردید. ما را چه شده است که حسین _ علیه السلام _ را در شمایل و عاشورا را در کتب تاریخی حبس کردهایم؟ هیچ نمی اندیشیم آن اسلام که حسین _ درود بی کران خدا بر او _ به خاطرش خروج کرد، چه بود؟
کربلای امروز، غزه است و اسلام امروز، مظلوم تر از آنچه در ۶۱ هجری بود. یزید امروز؛ آنکه فرمان کشتن مسلمانان میدهد، عمر سعد امروز؛ هر آینه همان که می کشد برادر و خواهرانمان را در غزه و قانا و کابل و بصره و …، و حسین امروز؛ همان که دست به کمر زده از کمبود یاور و فراق یار، و ما حسینیان؛ خوابیده و تکیه زده بر دیوار، که «مردی از خویش برون آید و کاری بکند.»
و همانا پیروی از حسین ابن علی _ علیهما افضل صلوات المصلین _ پیروی از حسین زمانه است، که چشم به راه لبیکی از جانب من و توست.
کربلای امروز غزه است؛ در یابیمش …
منبع:وبلاگ جسد زنده
نظرات کاربران :