اشاره: شناخت جریانهای نوانديش دينى در حوزههاى علمى ايران معاصر از موضوعات مهمی است که استاد محسن اراكى، استاد حوزه و دانشگاه و عضو مجلس خبرگان خبری بدان پرداخته است. اراکی پیش از این مدیریت مرکز اسلامی لندن را بر عهده داشت. مقاله وی پیش از این در شماره 44 رواق اندیشه منتشر شده و بنا به اهمیت در این قالب ارائه می شود.
نوشتار حاضر در يك بررسى مختصر، به تحولات و نوانديشى دينى در حوزههاى علمى ايران در نيمه دوم قرن بيستم؛ يعنى پس از جنگ جهانى دوم مىپردازد و مسائلى چون تعليم و تربيت (مواد درسى و كتابهاى درسى و شخصيتهاى برجسته اين برهه) تحقيقات و شيوههاى آن و استفاده از امكانات جديد ورود در مباحث سياسى و ايجاد سازمان و تشكيلات ادارى از جمله تحولات ايجاد شده در اين دوره است كه مورد بحث قرار مىگيرد.
پس از پايان جنگ جهانى دوم، تحولات فراوانى در جامعه جهانى، از جمله جامعه ايران به وجود آمد كه دامنه آن اوضاع سياسى، اقتصادى، فرهنگى و دينى را فرا گرفت. از جمله تحولات عمدهاى كه در جامعه ايران در اين برهه تاريخى بوجود آمد، تحولات مربوط به اوضاع دينى بود.
در ميان تحولات مربوط به اوضاع دينى جامعه ايران، آنچه در اين بررسى كوتاه مورد توجه است، جنبش نوانديشى دينى در حوزههاى علمى است كه در اين دوره، عمق و گسترش ويژهاى يافت و سرانجام از درون همين جنبش نوانديشى دينى، انقلابى بى نظير در تاريخ ايران، بلكه در تاريخ جهان سربرآورد، كه از آغاز تا به امروز خبرسازترين حادثه سياسى و فرهنگى جامعه بشر بوده است.
پيش از اينكه به اصل مطلب بپردازيم تبيين دو واژه به عنوان مقدمه بحث ضرورى است:
1ـ نو انديشى
مقصود ما از نوانديشى، برنامه، اثر علمى، روش يا سازمان جديدى است كه در گذشته اوضاع دينى ايران سابقه نداشته يا آنكه به ندرت وجود داشته و در دوره مورد بحث شيوع و گسترش يافته است.
2ـ حوزههاى علمى
مقصود از حوزههاى علمى مراكزى است كه علوم اسلامى در آن تدريس مىشود، در عين حال، مركز اصلى رهبرى و ساز و كار تشكيلات ارشاد و هدايت دينى است. در برهه تاريخى مورد بحث، مهمترين حوزه علمى ايران، حوزه علميه قم بوده كه در حال حاضر نيز از بزرگترين حوزههاى علمى ايران بلكه، جهان تشيع به شمار مىرود.
رشتههاى اصلى نوانديشى دينى
جنبش گسترده نوانديشى دينى در حوزههاى علمى ايران شامل پنج رشته اصلى است كه به ترتيب مورد بحث قرار مىدهيم:
الف) تعليم و تربيت:
تحولاتى كه در زمينه تعليم و تربيت در حوزههاى علمى ايران بويژه حوزه علميه قم، در برهه تاريخى مورد بحث رخ داده است به طور خلاصه شامل موارد زير است:
1ـ مواد درسى
در اين دوره پرداختن به موادى چون فلسفه اسلامى، فلسفه مقايسهاى، تفسير، علوم قرآن، تاريخ، مكالمه عربى، زبانهاى خارجى بويژه زبان انگليسى در حوزههاى علمى، رواج بى سابقهاى يافت و به تازگى نيز پس از پيروزى انقلاب اسلامى گسترش استفاده از كامپيوتر، موجب رواج آموزههاى كامپيوترى شده است؛ همچنين تدريس رشتههاى گوناگون علوم انسانى بويژه حقوق، اقتصاد، روانشناسى، جامعهشناسى نيز به طور قابل توجهاى گسترش يافته است.
نخستين كسى كه تدريس فلسفه اسلامى را در حوزه علميه قم به طور رسمى و گسترده آغاز نمود حضرت امام خمينى(رحمهالله) بود. ولى پس از فعال شدن حوزه درس فلسفى مرحوم علامه طباطبايى(ره)، امام از تدريس فلسفه دست كشيد و به تدريس فقه و اصول روى آورد. علامه طباطبايى با همت و پشتكار عجيبى به تعميق و توسعه مباحث فلسفى پرداخت تا آنجا كه جنبش فلسفى بى سابقهاى را در حوزه علميه قم بنياد گذاشت كه شعاع تأثير آن نه تنها ساير حوزههاى علمى تشيع را در برگرفت، بلكه به تعدادى از مراكز علمى و تحقيقى دانشگاهى در ايران و خارج از آن نيز رسيد.
علامه طباطبايى علاوه بر توسعه فلسفه نقش منحصر به فردى نيز در گسترش و تعميق علوم قرآنى و تفسير داشتند. جلسات مستمر تفسير ايشان، يكى از پرنشاطترين حوزههاى علم و تحقيق قرآنى به شمار مىرفته و منشأ تحول عميق و بنيادين در بسيارى از مباحث علمى و فكرى در حوزههاى علمى تشيع شده است. تا آنجا كه شخصيتهاى علمى و برجستهاى نظير شهيد آيت الله مطهرى، شهيد آيت الله بهشتى، شهيد آيت الله مفتح، آيت الله جوادى آملى، آيتالله حسنزاده آملى، آيت الله مكارم شيرازى، آيت الله جعفر سبحانى، آيت الله مصباح يزدى،... كه از برجستهترين چهرههاى علمى و فكرى حوزه در نيم قرن اخير به شمار مىروند و در فلسفه و همچنين معارف قرآنى داراى آثار علمى فراوان و برجستهاى هستند، همگى از پاى درس فلسفه و تفسير آن استاد بزرگ برخاسته و در هر دو رشته، محصول تربيت علمى اين مرد بزرگ به شمار مىروند.
در زمينه فلسفه، از علامه طباطبايى(ره) سه اثر مهم به يادگار مانده است:
1ـ بدايه الحكمه. اين كتاب شامل خلاصهاى از فلسفه كلاسيك اسلامى است.
2ـ نهايه الحكمه. اين كتاب نيز به سبك فلسفه كلاسيك اسلامى نگارش يافته است ولى از كتاب بدايه الحكمه مفصلتر و عميقتر است.
اين دو كتاب از آغاز انتشار تا كنون از مهمترين متون تدريس فلسفه كلاسيك اسلامى در حوزههاى علمى شناخته شدهاند.
3ـ اصول فلسفه و روش رئاليسم. اين كتاب با سبك و شيوه جديدى به نگارش درآمده و در نوع خود بى سابقه و ابتكارى است. ايشان در اين كتاب علاوه بر فلسفه اسلامى، نظريات فلسفى رايج را نيز مورد بررسى قرار داده است. پاورقى مشروح و محققانه استاد شهيد مطهرى بر ارج و فايده اين كتاب افزوده و آن را در نوع خود بى نظير ساخته است.
در زمينه تفسير، مهمترين و ماندگارترين اثر علامه طباطبايى تفسير بزرگ و بىنظير «الميزان» است كه بحق انقلابى در جهان تفسير به شمار مىرود. اين كتاب در 20 جلد به زبان عربى نگاشته شده و به زبانهاى ديگر از جمله زبان انگليسى ترجمه شده است.
شاخص ترين چهرههاى علمى پس از علامه طباطبايى در زمينه فلسفه و تفسير كه راه ايشان را ادامه دادهاند، پنج تن از برجستهترين شاگردان ايشان بودند:
1ـ استاد شهيد آيت الله مرتضى مطهرى
آثار فلسفى ايشان بسيار است كه از جمله مهمترين آن:
1ـ پاورقى اصول فلسفه و روش رئاليسم؛
2ـ شرح اسفار ملاصدرا؛
3ـ شرح شفاى بوعلى سينا؛
4ـ شرح منظومه سبزوارى (مبسوط و مختصر)؛
5ـ عدل الهى؛
6ـ انسان و سرنوشت؛
7ـ جامعه و تاريخ؛
8ـ علل گرايش به مادى گرى؛
در زمينه تفسير نيز آثار متعددى از ايشان به يادگار مانده است.
2ـ استاد آيت الله جوادى آملى
مهمترين آثار ايشان در فلسفه، رحيق مختوم (شرح اسفار) و در تفسير، تفسير موضوعى قرآن، كه اثرى، ابتكارى و محققانه است.
3ـ استاد آيت الله مصباح يزدى
ايشان در زمينه فلسفه كلاسيك، التعليقه بر نهايه الحكمه، و آموزش فلسفه را نگاشتهاند. اين دو كتاب هم اكنون در حوزههاى علمى ايران مورد استفاده دانشجويان فلسفه كلاسيك مىباشند. روش نوين در تدريس فلسفه از آثار ديگر ايشان است.
در زمينه تفسير، سبك جديد تفسير قرآن كه نوعى از تفسير موضوعى به روش مخصوصى است و تحت عنوان معارف قرآن به نگارش درآمده است، از دست آوردهاى بسيار ارزشمند اين استاد بزرگ است. آثار علمى فراوان اين استاد در زمينه فلسفه و تفسير قرآن همگى مورد توجه فراوان محققان و دانش پژوهان علوم اسلامى و بويژه فلسفه و تفسير است.
4ـ استاد آيت الله مكارم شيرازى
آيت الله مكارم شيرازى از پيشتازان نوآورى در حوزه علميه قم و از محققان و نويسندگان پركارى است كه در زمينههاى گوناگون علمى اسلامى، داراى آثار فراوانى است. در زمينه مباحث فلسفى، اثر معروف فيلسوف نماها و نيز آفريدگار جهان از شاخصترين آثار فلسفى ايشان است كه در اين رشته به نگارش درآمده است.
در زمينه تفسير نيز، تفسير نمونه از مهمترين آثار اين محقق گرانقدر است.
در زمينههاى گوناگون علوم اسلامى، بويژه فقه، كلام، فلسفه و تفسير آثار فراوان ديگرى بوسيله ايشان به رشته تحرير درآمده، كه همگى مفيد و مورد استفاده علما و محققان علوم اسلامى است.
5ـ استاد آيت الله جعفر سبحانى
ايشان از پركارترين چهرههاى علمى حوزه علميه قم، بلكه حوزههاى شيعى به شمار مىرود. در ميان معاصرين، كمتر كسى از لحاظ تنوع و عمق و كثرت آثار علمى، به پاى ايشان مىرسد. ايشان در زمينههاى گوناگون علوم اسلامى نظير، فقه، تفسير، فلسفه، كلام، رجال و غيره داراى آثار فراوانى هستند. از جمله آثار فلسفى و كلامى ايشان مجموعه اصول عقايد، و بويژه خداشناسى و نيز الالهيات را مىتوان برشمرد. در زمينه تفسير مجموعه مفاهيم القرآن از آثار جاودان ايشان به شمار مىرود. كليه آثار و تأليفهاى اين استاد فرزانه مفيد و ارزشمند و مورد توجه اهل فضل و تحقيق است.
در ميان آثارى كه در زمينه تفسير و علوم قرآنى در اين دوره به نگارش درآمده و منشأ تحول گرديدند، علاوه بر كتاب بىنظير الميزان فى تفسير القرآن كه نام برده شد، به چند اثر با ارزش ديگر نيز اشاره مىكنيم:
1ـ البيان فى تفسير القرآن، تاليف آيتالله العظمى سيد ابوالقاسم خويى كه شامل مباحثى در علوم قرآنى و تفسير سوره حمد است.
2ـ التمهيد فى علوم القرآن، نوشته آيت الله محمد هادى معرفت. اين كتاب شامل مطالب ابتكارى فراوانى است و از برجستهترين آثارى است كه در اين موضوع به نگارش درآمده و در 5 جلد منتشر شده است.
3ـ مواهب الرحمان فى تفسير القرآن كه در حدود 25 جلد توسط آيت الله العظمى سيد عبدالاعلى سبزوارى به نگارش درآمد.
در دو دهه اخير يكى از موثرترين چهرههاى حوزه علمى كه از پيشتازان نوآورى در حوزه علميه به شمار مىآيد استاد علامه آيت الله محمد تقى مصباح يزدى است. ايشان با تأسيس دفتر همكارى حوزه و دانشگاه و سپس دانشكده باقرالعلوم و سرانجام مؤسسه آموزشى، پژوهشى امام خمينى، زمينه تحقيقات اسلامى در موضوع علوم انسانى را فراهم ساخت و بدين ترتيب يكى از بهترين نوآوريها در زمينه مواد درسى در حوزههاى علمى شكل گرفت.
2ـ مدارس و شيوههاى كلاسدارى
در گذشته كلاسدارى در حوزههاى علميه منحصر به «حلقههاى آزاد» بود. در اين شيوه، تعدادى از محصلين استاد مورد نظر خود را آزادانه انتخاب مىكنند. علاقمندان به تحصيل نزد استاد مذكور، در يكى از محلهاى مناسب نظير مساجد يا اطاقهاى مدارس علمى، گرد استاد مورد نظر خود حلقه وار جمع مىشوند و از تدريس او بهرهمند مىگردند.
اين شيوه كه از آن به حلقههاى آزاد تعبير مىشود، تا كنون نيز شيوه رايجى است، ولى آنچه به عنوان يك تحول جديد در كلاسدارى، نخست در حوزه علميه قم و سپس در حوزههاى علمى ديگر بوجود آمد، مدرسه منتظريه معروف به حقانى بود. اين مدرسه با همت و ابتكار شهيدان بزرگوار، آيتالله قدوسى و آيت الله بهشتى تاسيس شد. شخصيتهاى علمى ديگرى چون آيت الله على مشكينى و آيت الله مصباح يزدى و آيت الله جنتى و برخى ديگر از چهرههاى علمى سرشناس حوزه علميه قم نيز، در پشتيبانى و حمايت از اين مدرسه نقش موثرى داشتند.
در اين مدرسه، علوم اسلامى تا پايان دوره سطح(1) تدريس مىشد و با مديريت متمركز و تشكيل كلاسهاى مخصوص به هر دوره و مواد علمى ويژه آن اداره مىشد. پس از تأسيس موفقيتآميز اين مدرسه در قم، مدارس فراوان ديگرى به همين سبك در قم و ديگر مراكز حوزههاى علمى در ايران و خارج از آن بوجود آمد.
اين مدرسه توانست در جريان انقلاب اسلامى، نقش محور جنبش انقلابى را در حوزه علميه قم ايفا كند و تربيت يافتگان آن در جريان انقلاب و پس از پيروزى آن، نقش فعال و تعيين كنندهاى داشتند.
موسساتى از جمله موسسه «در راه حق» كه حدود سال 1347 هجرى شمسى با همكارى آيت الله مصباح يزدى و آيت الله محسن خرازى تاسيس شد و نيز موسسه آموزشى پژوهشى امام خمينى(رحمهالله) كه به دستور آيت الله خامنهاى و با ابتكار و مديريت آيت الله مصباح يزدى بوجود آمد از جمله موسساتى هستند كه نقش مهمى در تحولات گذشته و حال حوزه علميه قم ايفا نمودهاند.
3ـ كتابهاى درسى
در اين مورد، تحولات متعددى در زمينه كتابهاى درسى دورههاى مقدمات و سطح بوجود آمد كه مهمترين آنها كارهايى بود كه بوسيله مديريت مدرسه منتظريه (حقانى)، يا با درخواست آن انجام گرفت. در زمينه ادبيات عرب، به جاى كتابهاى قديم نظير صرف مير، تصريف، بدايه، صمديه و امثال آنها، كتابهاى جديدى نظير مبادى العربيه، و النحوالوافى كه از پيش، توسط برخى از ادب شناسان عرب به نگارش درآمده بود استفاده شد. در زمينه منطق، از كتاب المنطق شيخ محمد رضا المظفر كه از شخصيتهاى علمى بزرگ حوزه علميه نجف اشرف كه خود از بنيانگذاران جنبش نوآورى در حوزه نجف بود، استفاده شد. كتاب اصول الفقه همين استاد بزرگ نيز مورد استفاده فراوان قرار گرفت.
كتابهاى تحريرالمعالم، و الرسائل الجديدة دو اثر نوين علمى بود كه به منظور جايگزينى معالم و رسائل كه در گذشته مورد استفاده قرار مىگرفت به درخواست مديريت مدرسه منتظريه توسط آيت الله على مشكينى به نگارش درآمد. به درخواست همين موسسه، در رشته فلسفه، استاد علامه آيت الله طباطبايى(ره) دو اثر ارزشمند خود به نامهاى بدايهالحكمه و نهايه الحكمه را كه حاوى يك دوره كامل فلسفه در سطح مقدماتى و متوسط بودند به نگارش درآورد. اين دو اثر، نخست در اين مدرسه و سپس در ساير مدارس و حلقههاى آزاد تدريس، رواج پيدا كرد و جايگزين كتابهايى نظير شرح تجريد علامه حلى، و شرح منظومه سبزوارى، و نيز شرح اشارات خواجه نصيرالدين طوسى گرديد.
كتاب التمهيد فى علوم القرآن تأليف آيت الله معرفت كه قبلاً بدان اشاره شد، پس از تلخيص، به عنوان كتاب درسى در رشته علوم قرآنى مورد استفاده قرار گرفت.
در دو دهه اخير، كتابهاى استاد علامه شهيد آيت الله سيد محمد باقر صدر(ره)، به تدريج در حوزه علميه قم رواج يافت و در رشته فلسفه كتاب فلسفتنا، در رشته علم اصول كتاب دروس فى علم الاصول كه حاوى سه دوره اين علم است در سه مرحله ابتدايى، متوسط و عالى به عنوان جايگزين كتابهاى معالم، رسائل و كفايه رواج نسبى يافت.
يكى از مهمترين تحولات در رشته تعليم، تحولاتى است كه در زمينه دروس عالى فقهى و اصولى در حوزه رخ داده است. در رشته علم اصول نوآورىهاى استاد گرانقدرمان، شهيد آيت الله سيد محمد باقر صدر، تحول بزرگى در تاريخ اين علم به شمار مىرود كه در اينجا فرصت پرداختن به آن نيست. تدوين منطق استقراء و بكارگيرى آن در مباحث اصولى يكى از نادرترين نوآورىهايى است كه توسط ايشان در علم اصول به وجود آمد.
در مباحث فقهى، يكى از مهمترين تحولات، مطرح شدن فقه سياسى است كه آغازگر آن در اين برهه امام خمينى رحمهالله است. ايشان در نجف اشرف در سالهاى 1349ـ1348 هجرى شمسى، با طرح مساله حكومت اسلامى در مباحث فقهى، كه پس از آن به عنوان «حكومت اسلامى» منتشر شد، فصل نوينى در مباحث فقهى گشود، كه مباحث و تحقيقات فراوانى در پى داشت و مسير مباحث فقهى را به سوى مباحث سياسى و ديگر مباحث زنده اجتماعى تغيير داد. پس از پيروزى انقلاب، دامنه اين مباحث بسيار گسترده شد و منجر به تحقيقات فراوانى در زمينههاى گوناگون مسائل سياسى و اجتماعى گرديد.
ب ـ مطالعات و تحقيقات:
در زمينه مطالعات و تحقيقات، تحولات متنوعى در حوزه علميه قم بوجود آمده است كه در چند مطلب خلاصه مىشود:
1ـ شيوههاى تحقيق
در مقطع زمانى مورد بحث تحولات گوناگونى در روش تحقيق در حوزههاى دينى بوجود آمده است كه بطور خلاصه مىتوان به چند مورد از آن اشاره كرد:
1ـ1ـ شيوه كار دسته جمعى
اين روش در گذشته حوزهها به ندرت بكار مىرفته است، ولى در نيم قرن اخير به خصوص پس از پيروزى انقلاب اسلامى در حوزه علميه قم رواج گستردهاى يافت و كارهاى علمى گوناگونى با اين روش انجام گرفت كه از آن جمله مىتوان به جامع احاديث الشيعه اشاره كرد كه توسط جمعى از علماى قم زير نظر آيت الله العظمى بروجردى به نگارش درآمد و نيز تفسير نمونه كه توسط جمعى از فضلاى حوزه علميه قم زير نظر آيت الله مكارم شيرازى به رشته تحرير درآمد.
اين روش پس از پيروزى انقلاب به طور بىسابقهاى گسترش يافت و موسسات تحقيقاتى فراوانى با استفاده از روش كار دسته جمعى، كارهاى مطالعاتى و تحقيقاتى گستردهاى انجام دادند.
1ـ2ـ شيوه تحقيق تطبيقى
اگر چه شيوه كار تطبيقى در تحقيق، از سابقه زيادى در حوزههاى دينى شيعى برخوردار است ولى گسترشى كه اين شيوه در مقطع زمانى مورد بحث پيدا كرد، در سه قرن اخير سابقه نداشته است. آثار تحقيقاتى گرانبهايى كه با اين شيوه تدوين شد، نظير اصول فلسفه و روش رئاليسم نوشته علامه طباطبايى و پاورقىهاى محققانه استاد شهيد آيت الله مطهرى بر آن، همچنين تعدادى ديگر از آثار استاد شهيد مطهرى نظير مجموعه گرانسنگ و كم نظير مقدمهاى بر جهان بينى اسلامى، فلسفه تاريخ، و نظرى به اقتصاد اسلامى و همچنين برخى از آثار آيات عظام مكارم شيرازى، مصباح يزدى، جعفر سبحانى و ديگران نيز به همين شيوه نگارش يافته است.
1ـ3ـ دائرةالمعارف نگارى:
يكى از شيوههاى جديدى كه به تازگى در تحقيقات حوزههاى علمى شيعه بخصوص قم رواج يافته، شيوه دائرةالمعارف نگارى است. مجموعه بزرگ و ارزشمند ميزان الحكمه كه توسط دانشمند گرانقدر جناب آقاى محمدى رى شهرى نگارش يافته، يكى از بارزترين كارهاى علمى دائرةالمعارفى است كه در اين دوره نگاشته شده است. در موسسه مجمع انديشه اسلامى مجموعه گرانقدر الموسوعة الفقية الميسرة كه يك دائرةالمعارف فقهى شيعه است و در نوع خود كارى ابتكارى است، توسط دانشمند گرانقدر شيخ محمد على انصارى به رشته تحرير درآمده و تاكنون 4 جلد آن تا كلمه «استعمال» چاپ و منتشر شده است. مجموعه معجم فقه الجواهر در 7 جلد به وسيله موسسه دائرةالمعارف فقه جعفرى كه زير نظر آيت الله محمود هاشمى فعاليت مىكند و به دستور آيت الله خامنهاى، رهبر بزرگوار انقلاب اسلامى تاسيس شده نيز، نمونهاى جالب از كارهاى دائرةالمعارفى حوزه علميه قم محسوب مىگردد. در حال حاضر تعداد فراوانى از اين نوع كارهاى علمى در حوزه علميه قم در دست اقدام است.
2ـ امكانات و ابزار تحقيق
كمبود امكانات تحقيقاتى يكى از مشكلات ديرينه حوزههاى علمى شيعه است؛ اما با وجود اين در نيم قرن اخير با تاسيس كتابخانه منظم و بزرگى مانند كتابخانه آيت الله مرعشى نجفى، كتابخانه دفتر تبليغات اسلامى، كتابخانه مسجد اعظم، كتابخانه مدرسه فيضيه و تعدادى ديگر از كتابخانههاى نسبتا بزرگ و نيز با رواج استفاده از ابزارهاى الكترونيك نظير كامپيوتر و استفاده از شبكههاى ارتباطى نظير اينترنت، تحول بزرگى در امكانات و ابزار تحقيقاتى در حوزه علميه بوجود آمده است كه با گذشته قابل مقايسه نيست.
در زمينه تسهيل استفاده از ابزار الكترونيك و همچنين استفاده از شبكههاى ارتباطى، موسسات بزرگى در قم تاسيس شده كه خدمات ارزنده و گستردهاى در اختيار محققان قرار مىدهند.
3ـ موضوعات تحقيق
پس از پيروزى انقلاب اسلامى كه منشأ تحول عظيمى در سراسر جامعه ايران بود، تحولات عمدهاى در حوزه علميه قم و ساير حوزههاى علمى بوجود آمد كه از آن جمله، موضوعات و مسائل جديدى بود كه از سوى نهادهاى حكومتى براى دستيابى به راه حل اسلامى آن مطرح مىشد. مسائلى نظير: قانون اساسى و نظام حكومتى اسلام، بانكدارى، قوانين دادرسى، حقوق مدنى، روابط موجر و مستاجر، كارگر و كافرما، قوانين كيفرى، نظام استخدام دولتى، نظام بيمه، حدود آزاديهاى اجتماعى و سياسى و اقتصادى، حقوق تعهدات قراردادهاى خارجى، نظام بازرگانى خارجى، نظام بازرگانى داخلى، مقررات توزيع، نظام مالياتى، مسائل گوناگون دفاعى، و دهها مسأله خرد و كلان ديگر، همگى از مسائل جديدى است كه به نحوى متفكران و انديشمندان حوزه را براى يافتن راه حل اسلامى مناسب به تكاپو و تلاش فراخوانده است. تحقيقات علمى گسترده و عميق كه در حوزه علميه قم و ساير حوزههاى علمى ايران در زمينه مسائل فوق و ساير مسائل مورد نياز جامعه كنونى انجام گرفته است در جهان اسلام بىسابقه و يا كمسابقه است. پيشرفتهاى علمى و تحقيقاتى كه در حوزه علميه قم در رابطه با اينگونه مسائل بدست آمده است، با آنچه در حوزههاى علوم دينى ساير كشورهاى اسلامى انجام گرفته است به هيچ وجه قابل مقايسه نيست.
ج ـ تأليف و نگارش:
دوران قاجار و پس از آن يعنى دوران رضاخانى به لحاظ جنبش علمى و بويژه تأليف و نگارش علمى از تاريكترين دورههاى تاريخ ايران به شمار مىآيد. در اين دو دوره ركود علمى كشندهاى بر سراسر حوزههاى علمى حكم فرما بوده است. در هيچ دورهاى جهل و بىسوادى همانند اين دو دوره بر ايران سايه نيافكنده بود. در اثر اين وضعيت، جنبش نگارش و تاليف در مدت حدود يك قرن و نيم حاكميت قاجار و رضاخان، حركت بسيار كندى داشته و به استثناى تعداد اندكى آثار علمى برجسته، كه آن هم اغلب تكرار مطالب گذشتگان بوده و در بهترين حالت شرح و تعليق بر آثار پيشينيان بوده است، چيز قابل توجهى به بازار علم و انديشه عرضه نشده است.
پس از پايان جنگ جهانى دوم و به دنبال آن سقوط و تبعيد رضاخان، جنبش نوينى در عرصه نگارش و تاليف بوجود آمد و در حوزههاى علمى بويژه حوزه علميه قم جنبش نگارش و تأليف از شور و شتاب ويژهاى برخوردار شد. انديشمندان حوزه، و بويژه طبقه فضلاى جوان حوزه مخصوصا در سالهاى 1330 تا 1350، علاوه بر نگارش و تأليف و ترجمه دهها كتاب ارزشمند در زمينههاى گوناگون علوم اسلامى، نشريات و مجلات علمى گوناگونى را منتشر نمودند كه «مكتب اسلام» و «مكتب تشيع» و نشريات «در راه حق» از معروفترين آنهاست.
پس از پيروزى انقلاب اسلامى جنبش تأليف و نگارش در حوزه علميه قم ابعاد تازهترى به خود گرفت و از نگارش و تاليف به زبان فارسى و عربى، به ساير زبانهاى زنده جهان گسترش يافت. هم اكنون حوزه علميه قم به مركز بينالمللى عظيمى، جهت نگارش، ترجمه، چاپ و نشر كتاب تبديل شده و يكى از بزرگترين مراكز توليد مطبوعات گوناگون علمى به زبانهاى زنده دنيا به شمار مىرود.
كثرت روز افزون و بىسابقه كتابفروشىها، چاپخانهها و كارگاههاى آماده سازى كتاب و انتشار فراوان مجلات علمى به زبانهاى مختلف از حوزه علميه قم، نشانههاى روشنى از حيات و نشاط جنبش نگارش و تأليف در اين مركز بزرگ علمى است.
د ـ خطابه و سخنورى:
در گذشته، خطابههاى دينى منحصر به موضوع وعظ و سوگوارى حسينى بوده، اما به علت تحولاتى كه از آغاز جنبش مشروطيت در جامعه مذهبى ايران بوجود آمد مسائل سياسى نيز، يكى از مهمترين محورهاى سخنورى و خطابههاى دينى را تشكيل داد. در مدت حكومت رضاخانى، در نتيجه استبداد شديد و خفقان بى سابقهاى كه ديكتاتورى رضاخانى بوجود آورد، سخنورى و خطابه دينى، به مجالس مخفى و سرى محدود شد؛ اگر چه سخنوران دينى در مجالس مخفيانهاى كه در خانهها تشكيل مىشد، به مسائل سياسى نيز مىپرداختند، اما محدوديتهاى تحميل شده بر سخنوران دينى، آنان را از ابتكار و پردازش نوين سبك و محتواى سخنورى بازداشته بود. پس از دوره رضاخان و پايان جنگ جهانى، بدليل ضعف و ناتوانى حكومت محمدرضا پهلوى، جنبش نوينى در سخنورى و خطابه دينى بوجود آمد. سخنوران و خطباى مذهبى، به ابتكارات فراوانى دست زدند و نوآورى گستردهاى چه در ناحيه سبك و شيوه سخنورى، و چه در ناحيه محتوا و مضامين، بوجود آمد. در اين ميان استقبال گستردهاى كه از طرف مردم از سبك و شيوه سخنورى و حتى از خود سخنوران و خطباى مذهبى صورت گرفت نقش بسيار مهمى در اين نوآورىها داشت.
در اين دوره، تحولات عمدهاى كه از نظر سبك و روش در خطابه و سخنورى مذهبى بوجود آمد عبارت است از:
1ـ گرايش به اسلوب فلسفى و استدلالى. يكى از دلايل رواج اين شيوه در خطابههاى دينى، موج افكار كمونيستى و ليبراليستى بود كه در برابر انديشه دينى به مبارزه برخاسته بود.
2ـ دگرگونى ادبيات خطابه مذهبى، و راه يافتن واژهها و عبارتهاى جديد به ادبيات خطابه مذهبى.
تحولاتى كه در محتواى مذهبى بوجود آمد عمدتا عبارت بود از:
1ـ پرداختن به موضوعات سياسى ـ اجتماعى، انديشهها و مكاتب فلسفى و اجتماعى جديد.
2ـ استفاده از مطالب علوم جديد در تأييد و تحكيم مطالب دينى.
3ـ استفاده فراوان از ادبيات شعرى و داستانى در تبيين موضوعات دينى.
در دوران انقلاب اسلامى و پس از آن، علاوه بر آنچه در بالا اشاره شد، از نظر شيوه و سبك، روشهاى عاطفى و حماسى نيز در خطابههاى دينى، رواج بىسابقهاى پيدا كرد و از نظر محتوى، مضامين انتقادى، سياسى و اجتماعى، بيشترين اهتمام سخنوران مذهبى را به خود جلب نمود.
برجستهترين سخنوران مذهبى در اين مقطع شيخ حسين على راشد و شيخ محمد تقى فلسفى به شمار مىروند. آقاى راشد پيش از پيروزى انقلاب اسلامى بدرود حيات گفت، ولى آقاى فلسفى نزديك به بيست سال پس از پيروزى انقلاب اسلامى حيات داشت، ايشان در دوران پيش از پيروزى انقلاب، نقش بسيار مهمى در بسيج مردم بر عليه رژيم پهلوى داشتند و پس از پيروزى انقلاب اسلامى نيز در سالهاى نخستين پيروزى، سخنرانىهاى موثرى در پشتيبانى از انقلاب اسلامى و رهبرى آن ايراد مىكرد؛ ولى بتدريج بدليل كهولت و ناتوانى، بجز چند مورد سخنرانى عمدهاى از ايشان صورت نگرفت.
ه ـ سازمان و تشكيلات حوزههاى دينى
حوزههاى علمى شيعه از دير زمان فاقد تشكيلات و سازمان رسمى بودهاند؛ مهمترين عامل اين وضعيت، موضع اعتراضآميز حوزههاى دينى شيعى نسبت به حكومتهاى ظالم و ستمگرى بوده كه قرنها بر سرنوشت مسلمين حكومت كردهاند.
دليل اين كه رهبران دينى شيعه، انگيزه چندانى جهت ايجاد تشكيلات متمركز نداشتهاند را مىتوان از يكسو وجود سازمان مذهبى متمركز به حكومتها امكان تسلط بر سرنوشت حوزههاى دينى مىداده و از سوى ديگر سركوبگريها و فشارهاى سياسى گوناگونى كه از سوى حكومتهاى ستمگر و گاهى هم از سوى متعصبين ساير مذاهب، طى دورانهاى مختلف بر حوزههاى شيعى وارد مىشده است فرصت لازم را جهت شكلگيرى سازمان متمركز مذهبى و دينى در حوزههاى شيعى منتفى ساخته بود.
يكى از دشوارترين و تاريكترين دورانهاى استبداد و فشار سياسى عليه حوزههاى علمى شيعى، دوران حكومت رضاخان پهلوى، معروف به «رضا قلدر» يا «رضا ميرپنج» بوده است. در اين دوره، جنايات فراوانى از سوى رضا خان قلدر در حق علماى دين و حوزههاى علمى صورت گرفته است. كشتن علماى آزادهاى نظير آيت الله سيد حسن مدرس و زندان و تبعيد جمع كثيرى از علماى حوزههاى علميه قم، تهران و مشهد و تصويب قانون مستبدانه اتحاد شكل، كه به موجب آن پوشش متعارف مردان و زنان به طور اجبارى به شيوه پوشش غربى تبديل مىشد و در نتيجه ممنوع كردن پوشش متعارف و معمول علماى دين، كه همان لباس متعارف اكثريت مردان در جامعه آن زمان ايران بوده، همچنين ايجاد محدوديتهاى طاقت فرسا براى دانشجويان علوم دينى كه عملاً راه را براى پيوستن علاقمندان به حوزههاى علمى مسدود مىكرده است؛ همه اينها بخشى از جناياتى بوده كه در دوران رضاخان پهلوى درباره حوزههاى علمى دينى انجام گرفته است.
پدرم كه از فقهاى حوزههاى علميه قم و نجف بوده مىفرمود:
«در دوران رضاخان وضعيت حوزه علميه قم چنين بود كه مأمورين دولتى هر روز به مدارس دينى يورش مىبردند و هر دانشجوى علوم دينى را كه مىيافتند با خود مىبردند و او را تنها به جرم تحصيل علوم دينى تحت شكنجه و آزارهاى طاقت فرسا قرار مىدادند. همچنين در آن زمان طلاب پيش از طلوع فجر به ناچار به روستاهاى اطراف قم مىرفتند و تا شب در آنجا در ميان خانههاى مردم يا برخى از مساجد آن روستاها به درس و بحث مىپرداختند و شب هنگام جهت استراحت به قم برمى گشتند، مدتى وضعيت به همين منوال بود.» اين وضعيت و امثال آن در غالب دورههاى تاريخى گذشته بر حوزههاى علمى شيعى حاكم بوده است. هم اكنون نمونه بارز آن وضعيتى است كه در دوران حكومت صدام حسين بر حوزه علمى نجف اشرف تحميل شده و همچنان ادامه دارد.
در هر صورت اين وضعيت مضطرب سياسى، مانع از پيدايش تشكيلات و سازماندهى متمركز حوزههاى علمى شيعى بوده است و در نتيجه تشكيلات دينى شيعى هميشه بگونهاى ساده و فارغ از پيچيدگيهاى سازمانى بوده است.
مركزيت تشكيلات دينى، چه درون حوزه و چه بيرون از حوزه به عهده مرجع تقليد كه برجستهترين فقيهان و عالمان دينى است قرار دارد. شيوه انتخاب مرجع تقليد بدين ترتيب است، كه مردم در نقاط مختلف جهان، به شخصيتهاى دينى برجستهاى كه مورد اعتمادشان است و به نظر آنها از عهده تشخيص فردى كه از عالمان ديگر جهت مرجعيت تقليد، شايستگى بيشترى دارد مراجعه مىكنند و با معرفى اين اشخاص كه در عرف فقهى به آنان «اهل خبره» گفته مىشود، مرجع تقليد شايسته خود را بر مىگزينند.
در دوران پس از جنگ جهانى دوم تاكنون، به ترتيب آيت الله العظمى شيخ عبدالكريم حائرى، آيتالله العظمى سيد ابوالحسن اصفهانى، آيت الله العظمى سيد حسين بروجردى، آيت الله العظمى سيد محسن حكيم، آيت الله العظمى امام روح الله موسوى خمينى رهبر انقلاب اسلامى و بنيانگذار جمهورى اسلامى ايران و آيت الله العظمى سيد ابوالقاسم خويى برجستهترين مراجع تقليد شيعه بودهاند.
مرجعيت تقليد اغلب در يك شخص محدود نمىشود؛ اگر چه در بسيارى از دورانها بتدريج و در طى زمان از ميان مراجع تقليد يكى از آنان برجستگى بيشترى پيدا مىكند و به عنوان مرجع اعلاى تقليد شناخته مىشود.
پس از مراجع تقليد، مجتهدين و سپس اساتيد و پس از آنان فضلا، عناصر برجسته حوزههاى دينى را تشكيل مىدهند.
خارج از حوزه در غالب شهرستانها، علماى دينى برجستهاى حضور دارند كه گاه از سوى مرجع تقليد گماشته شده و مأموريت استقرار در آن منطقه يافتهاند و گاهى نيز داوطلبانه جهت ارائه خدمات مذهبى به آن منطقه عزيمت كرده و در آنجا اقامت نموده و بتدريج مورد اعتماد و توجه مردم قرار گرفتهاند. اين علماى برجسته كه در اغلب مناطق زندگى شيعيان در سراسر جهان، حضور دارند محوريت فعاليتهاى مذهبى را بر عهده دارند و اغلب از سوى مراجع تقليد به عنوان وكيل و نماينده معرفى مىشوند، تا مردم و مقلدان ايشان بتوانند از اين طريق با مراجع تقليد خود تماس گرفته و فتاواى آنان را در مسائل مختلف مورد نياز، جويا شوند.
پس از دوران رضاخان كه دوران ركود و افول حوزههاى دينى بود، جهش و گسترش چشمگيرى در وضعيت حوزههاى علمى دينى بوجود آمد و با شكلگيرى مرجعيت مقتدر و توانايى همچون مرجعيت آيت الله العظمى بروجردى، حوزه علميه قم از شادابى و شكوفايى كم نظيرى برخوردار شد. حوزههاى علمى تهران، اصفهان، مشهد، شيراز، تبريز و اراك، كه در زمان رضاخان پهلوى به ركود كامل دچار شده بودند حيات و نشاط تازه يافتند و بتدريج حوزههاى علمى اغلب شهرهاى كوچك و بزرگ ايران چون اهواز، شوشتر، دزفول و كرمانشاه را فرا گرفت و دهها حوزه علميه در شهرستانها تأسيس شد.
يكى از تحولات ويژهاى كه در سى سال اخير در تاريخ حوزههاى علمى رخ داد، تأسيس حوزههاى علمى ويژه دختران و بانوان است. نخستين مدرسه بزرگ علمى كه بدين منظور تأسيس شد شاخه دخترانه مدرسه حقانى بود كه به نام مكتب توحيد شهرت يافت. اين مدرسه در حدود سال 1353 به همت آيتالله شهيد قدوسى و آيت الله شهيد بهشتى تأسيس شد. اين حوزه پس از پيروزى انقلاب به دستور امام خمينى (رحمهالله) توسعه يافت و به مجموعه بزرگ جامعةالزهرا تبديل شد كه در حال حاضر از بزرگترين مراكز علمى ويژه خواهران در سطح جهان به شمار مىآيد. پس از پيروزى انقلاب اسلامى و بنا به دستور حضرت امام خمينى(ره) تحولات فراوانى در وضعيت حوزه علميه قم و ساير حوزههاى علمى بوجود آمد. پس از رحلت امام خمينى(ره) تحولات گسترده جديدى به دستور رهبر انقلاب اسلامى حضرت آيت الله العظمى خامنهاى بوجود آمد كه بيان مشروح اين تحولات خود به بحث مفصلى نياز دارد. مجموع تحولاتى را كه در دوران پس از پيروزى انقلاب اسلامى تا كنون در حوزه علميه قم رخ داده است را مىتوان بطور خلاصه در چند مطلب دسته بندى نمود:
1ـ تحولات بزرگى كه در وضعيت مديريت حوزه علميه قم بوجود آمد؛ از قبيل تعيين شوراى مديريت و سپس شوراى سياست گذارى و ايجاد تشكيلات مديريت حوزه علميه قم و تعيين مدير حوزه و معاونين و سازمان ادارى حوزه علميه.
2ـ برنامه ريزى درسى و نيز تشكيلاتى براى حوزه علميه و سازماندهى وضعيت پذيرش داوطلبان دروس حوزوى و نيز مرحله بندى دروس حوزوى و سامان دهى به وضعيت امتحانات و آزمونهاى عمومى و مرحلهاى.
3ـ سازماندهى و برنامه ريزى گرايشهاى تخصصى در علوم اسلامى.
4ـ سازماندهى حوزههاى علمى شهرستانها و تأمين خدمات آموزشى و رفاهى براى آنها.
5ـ سامان دهى وضعيت اعزام مبلغ و ايجاد تشكيلات لازم در اين رابطه.
6ـ سامان دهى وضعيت خدمات حوزهاى و ايجاد سازمانهاى خدماتى ويژه جهت تأمين نيازهاى خدماتى طلاب و سازمان دهى وضعيت حقوقى، بيمه درمانى، خدمات مسكن و وامهاى ضرورى.
7ـ سازماندهى آموزش و خدمات دانشجويان غيرايرانى و نيز مدارس و حوزههاى علميه خارج از كشور.
آنچه گفته شد گزارش كوتاهى از تحولات نوين، بزرگ و گستردهاى بود كه در وضعيت حوزههاى علمى شيعى در نيم قرن اخير بوجود آمده است.
*****
پی نوشت: (1)ـ در حوزههاى علمى شيعى سه دوره درسى وجود دارد: 1ـ دوره مقدمات: در اين دوره دانشجو علوم ادبيات عرب و منطق و مبادى فقه و اصول را فرامىگيرد، 2ـ دوره سطح است كه در آن فلسفه و كلام و فقه و اصول را در سطح متوسط فرامىگيرد، 3ـ اين دوره به آموزشهاى عالى اختصاص دارد و از آن به دوره خارج تعبير مىشود.
نظرات کاربران :