دكتر مصطفي دلشاد تهراني در دومين شب از سلسله نشستهاي مجمع ديني احياي فضيلت كه به مناسبت ايام محرم در دبيرستان زهره تهراني برگزار ميشد، طي سخناني با موضوع «تحريفشناسي كربلا و عاشورا» تصريح كرد:« از مهمترين مسايلي كه بايد به آن توجه كرد، منقولات واقعهي كربلا است و تا زماني كه تكليف منقولات را روشن نكنيم حركات بعدي ما در زمينهي شناخت اين واقعه ابتر است و احتمال دارد كه از بيخ و بن خراب باشد. نميتوان در مورد حادثهاي تحليل داد؛ درحالي كه نفهميد كجاي آن صحيح است و كجاي آن غلط.»
وي با بيان اينكه در تحريفشناسي بايد به دو موضوع مفهومشناسي و مصداقشناسي توجه شود، افزود:« دو راه به عنوان راههاي مشهور در زمينهي مصداقشناسي تحريف كربلا وجود دارد؛ اول آنكه يك بار ابتدا تا انتهاي ماجرا را با مقدمات و موخرات دنبال كنيم. يعني اين حادثه را از نيمهي رجب سال 60 هجري تا نيمهي صفر سال 61 و سخنراني نيمه تمام امام سجاد (ع) را مورد بررسي قرار دهيم و قدم به قدم مسايل تاريخي را نقد كنيم.»
اين مدرس دانشگاه ادامه داد:« حجم اطلاعات تاريخي ما در اين زمينه به مقاتل اوليهاي برميگردد مانند مقتل ابي مخنف در تاريخ طبري، كتابي كه به قطر يك سانتيمتر است اما به قرن 13 كه ميرسيم بزرگاني مانند ملا آقا دربندي كتابي به نام اسرالشهادت در سه جلد مينويسد كه هركدام 800 صفحه دارد. چگونه ممكن است چنين اتفاقي بيافتد؟ لذا بايد اين مساله مورد بررسي قرار گيرد.»
دلشاد تهراني، راه دوم مصداقشناسي در بحث تحريف را نمودارسازي و تحقيق از برشهايي از واقعهي كربلا عنوان كرد و گفت:« در بحث مفهومشناسي تحريف، ابتدا بايد معناي تحريف را بررسي كنيم. يكي از معاني تحريف، زير و رو كردن است كه مقصود از تحريف در تاريخ كربلا همين معناست. يكي از تقسيمبنديهاي اعتباري تحريف، تقسيمبندي آن به دو بخش لفظي و معنوي است. تحريف لفظي آن است كه كلمهاي تغيير كرده باشد كه در اين مورد شايد زياد مسالهي حائز اهميت نباشد. البته بايد در مورد آن دقت كرد، اما زياد مشكلي ايجاد نميكند.»
وي ادامه داد:« نوع دوم تحريف، تحريف معنوي است كه بسيار مهم بوده و بايد نسبت به آن حساس بود؛ زيرا در اين نوع تحريف، معنا و روح چيزي عوض ميشود و منظور تغيير ميكند. وقتي اين تحريف اتفاق ميافتد ديگر قابل تشخيص نيست و متاسفانه تبديل به يك فرهنگ ميشود. آنوقت بسيار خطرناك خواهد بود و مقابله با آن نيز سخت است. يكي از چيزهايي كه در قضاياي كربلا به نظر ميرسد مورد تحريف معنوي قرار گرفته، روح، اهداف و مقاصد اين نهضت بزرگ است.»
اين مدرس دانشگاه با بيان اينكه روح نهضت حسيني اين است كه ما افرادي را كه به حقوق مردم تجاوز ميكنند و آنها را فريب ميدهند لااقل نبايد تاييد كنيم، خاطرنشان كرد:« ما ممكن است عزاداري كنيم، گريه كنيم و خرج بدهيم اما اعمالمان يك سر سوزن با جهتگيريهاي حسيني مناسبتي نداشته باشد.»
دلشاد تهراني با اشاره به مثالي در اين زمينه اظهار داشت:« حدود 100 سال پيش يعني در سال 1330 قمري در چنين ايامي ثقهالاسلام تبريزي در زمان اشغال تبريز توسط روسها به جرم عدالتخواهي و مقابله با استعمار دستگير شد و تصميم گرفتند روز عاشورا او را اعدام كنند. نقل شده است زماني كه او را براي اعدام ميبردند چند نفر از آزاديخواهان تصميم گرفتند حركتي صورت دهند. به همين دليل سراغ تكيهاي رفتند كه بسيار بزرگ بود و عزاداران پرشوري داشت كه غالبا قمه ميزدند. سراغ سردستهي آنها رفتند و جريان را گفتند و از آنها كه حدود 12 هزار نفر بودند خواستند در مقابل نيروهاي حداكثر 200 نفري روس كاري بكنند. نقل كردهاند كه سردستهي اين عزاداران به آزاديخواهان گفت نيروهاي روسي تفنگ دارند و آدم را ميكشند. لذا تمام آن 12 هزار نفر عزاداري كردند و قمه زدند و جلوي چشم آنها ثقهالاسلام تبريزي اعدام شد! اين به معناي تحريف معنوي است. يعني افرادي دم از حسين ابن علي ميزنند اما اجازه ميدهند كه ستمگران بر گردهشان سوار شوند.»
وي ادامه داد:« روح نهضت حسيني در كلمات مسلم بن عقيل زماني كه در چنگال ابن زياد قرار گرفت، ديده ميشود. اگر با اين روح همراه شديم يعني واقعهي عاشورا را تحريف نكردهايم. در آنجا به مسلم سخنان بسيار زشتي گفتند و تهمتهاي زيادي مبني بر قدرتطلبي زدند. مسلم در پاسخ به آنها گفت من براي اين چيزها نيامدهام بلكه اين شماييد كه منكر را آشكار كرديد و آن را به نام اسلام ميگذاريد. شما معروف را دفن كرديد و مدعي امر به معروفيد. بدون رضايت مردم بر آنها حكومت ميكنيد و بجز آنچه كه خدا فرمان داده، مردم را بر آن وادار ميكنيد. به روش كسري و قيصر رفتار ميكنيد و خودمحوري و چپاول شيوهي شماست. ما آمدهايم در ميان مردم تا آنها را به درستي، پاكي و عدالت دعوت كنيم و از زشتيها باز بداريم. حال اگر ما با اين اموري كه در كلام مسلم ابن عقيل است، نسبت نيافتيم، تحريف معنوي صورت دادهايم كه اين تحريف، تعاريف فراواني دارد.»
اين پژوهشگر مسايل ديني با اشاره به عوامل پيدايش تحريف در واقعهي عاشورا گفت: « در حوزهي تاريخ و حديث، مجموعهاي از دليلها در پيدايش تحريف دخيل بوده است. نقش حكومتهاي ستمگر، درگيريهاي قومي و قبيلهيي، تعصبات، شفاهي بودن منقولات، مخالفان و معاندان اهل بيت، زنادقه و بيدينها، مسايل نژادي، خوشخدمتيها، محبتهاي افراطي و ... در اين زمينه قابل بررسي است.»
دلشاد تهراني دربارهي راههاي مقابله با تحريف اظهار داشت:« تدقيق براي مقابله با تحريفات مسالهاي است كه ويژهي خواص نيست و همه بايد در مورد آن تلاش كنند. به صرف آمدن مطلبي در يك كتاب يا بيان مسالهاي از قول يك فرد بزرگ، ملاك صحت آن مطلب نيست. به طور مثال سيد ابن طاووس، مقتل بسيار باارزشي نوشته است اما اين مقتل در آغاز نوجواني وي نوشته شده و لذا دقتهاي لازم در آن لحاظ نشده است. خود سيد ابن طاووس در سالهاي بعد مطالب اين مقتل را نقد كرده و بنابراين هر قولي دليل بر صحت نيست.»
اين مدرس دانشگاه، دقت در اسناد روايات و اخبار را يكي از مهمترين مسايل در زمينهي مقابل با تحريفات عنوان كرد و افزود:« نوع و قدمت منبع و همچنين توجه به مولف و گرايشات و سبك او بسيار حائز اهميت است. مسالهي ديگر بررسي عقلي يك موضوع است. به طور مثال در حادثهي عاشورا عقل انسان چهطور قبول ميكند كه حضرت عباس (ع) از ميان يك ميليون و 600 هزار نفر افراد دشمن، چند صد هزار نفر را در چند حركت كشته باشد؟ مسالهي ديگر آن است كه هر مطلبي خلاف قرآن كريم را نبايد پذيرفت. همچنين مطالبي كه خلاف مسلمات حديثي، سيرهي معصومين و اصول كلي ثابت عملي معصومين عليهمالسلام مانند عزت و عدالت آنان است نبايد مورد پذيرش قرار گيرد. مورد ديگر، بررسي زماني يك مطلب است. به طور مثال عبارتي در قرن 9 هجري از قول اميرالمومنين آمده كه فرموده است من نقطهي زير باء بسم الله هستم. در حالي كه در زمان ايشان خط مرسوم كوفي بوده و اصلا نقطه نداشته است! بنابراين آنچه از قول اميرالمومنين نقل شده خلاف مقتضيات زماني است.»
دلشاد تهراني ادامه داد:« بررسي مكاني و مخالفان يك خبر از ديگر مواردي است كه بايد به آن توجه كرد. البته در واقعهي عاشورا به اندازهي كافي خبر صحيح وجود دارد و اينطور نيست كه نگران باشيم مطلب واقعي در زمينهي اين حادثهي بزرگ وجود ندارد؛ زيرا حادثه آنقدر بزرگ و باارزش است كه خبر قابل اعتماد به اندازهي كافي در مورد آن وجود دارد.»
به گزارش ايسنا، وي در ادامهي سخنان خود با اشاره به مسالهي مصداقشناسي تحريف، يكي از راههاي مصداقشناسي را محور قرار دادن يك موضوع دانست و گفت:« در حادثهي عاشورا ميتوان امام حسين (ع) را محور قرار داد و همه چيز را در اين واقعه نسبت به اين محور شاخه شاخه كرد و مورد بررسي قرار داد. به طور مثال در مورد خود امام حسين (ع) از قول ايشان جملاتي نقل ميشود كه بايد اين جملات مورد بررسي قرار گيرد كه آيا ميتوانسته از ايشان صادر شود يا خير. مثلا جملهي معروف "اگر دين جدم جز با كشته شدن من باقي نميماند، پس اي شمشيرها مرا دريابيد" از امام حسين (ع) نيست بلكه شعري زيبا از شيخ محسن هويزي حائري در ديوان الحائريات وي است كه متاسفانه آن را به امام حسين (ع) نسبت ميدهند. يا اين عبارت كه "امام حسين (ع) رو به لشكر عمر سعد كرد و خواست كه يك جرعه آب به ايشان بدهند" اولين بار در قرن 11 در كتاب تريحي آمده است. اين فرد انسان بزرگي است اما وقايع عاشورا را با مسامحهي زيادي شرح داده است.»
اين استاد دانشگاه با اشاره به مصاديق ديگر افزود:« داستاني كه ميگويند امام حسين (ع) حضرت علياصغر را روي دست گرفت و گفت كه "اي قوم اگر به من رحم نميكنيد به اين طفل رحم كنيد" فقط در قرن 7 از قول سبط ابن جوزي نقل شده كه وي نيز از شخصي مشكوك به لحاظ روايي آن را نقل كرده است. لذا سخنان و حرفهايي را به امام حسين (ع) نسبت ميدهند كه از امام صادر نشده است.»
وي در مورد قضيهي همسران امام حسين (ع) و مسايلي كه در برخي منابع در مورد آن ذكر شده است، گفت: « يكي از مهمترين تحريفاتي كه صورت گرفته جريان شهربانو است كه مرحوم دكتر شهيدي، آن عالم بينظير سالها قبل در اين زمينه بحث كرد و اثبات كرد كه ماجراي ازدواج امام حسين (ع) با شهربانو جعل است؛ زيرا اساسا وقتي نخستين شكست در غرب ايران به سپاه يزدگرد وارد شد او خاندانش را برداشت و به شمال خراسان رفت و هيچيك از اعضاي خانوادهي او اسير نشدند.»
دلشاد تهراني ادامه داد:« اشعار سوزناكي كه به حضرت امالبنين نسبت دادهاند قطعا جعل شده است و حضور ليلا مادر علي ابن حسين (ع) نيز در واقعهي كربلا جعل است كه اين مطلب را اولين بار ملا آقا دربندي در سال 1285 قمري ساخته است. در مورد فرزندان امام نيز تصويري كه از امام سجاد به عنوان فردي بيمار درست كردهاند قطعا ساختگي است و حتي در منابع، خبر از شركت امام در نبرد هم وجود دارد كه درست هم به نظر ميرسد. علاوه بر اين خبر بستن امام سجاد (ع) زير پاهاي شتر نيز از ساختههاي مرحوم فاضل دربندي است. داستان دختر چهار ساله در خرابهي شام نخستين بار در "كامل بهايي" از عمادالدين طبري در سال 675 نوشته شده است و سر به محمل كوبيدن حضرت زينب (س) نيز كه در كتابي ساختگي به نام "نورالعين في مشهد الحسين" آمده و گفتهاند متعلق به قرن 5 است اما نثر كتاب، نثر قرن 13 است و قمهزنان نيز با استناد به همين امر اقدام به قمهزني ميكنند، قطعا مطالبي جعلي است.»
اين مدرس دانشگاه همچنين در ادامهي سخنان خود به جعلياتي كه در زمينهي فضايل عاشورا پديد آمده اشاره كرد و گفت: « اينكه برخي فضايل مانند روز تولد حضرت آدم يا روز نبوت حضرت نوح را به روز عاشورا نسبت ميدهند در دورهي معاصر پيدا شده و قبلتر از آن وجود نداشته است. بازگشت اسيران در اربعين به كربلا نيز از ديگر جريانات است كه اساسا احتمال وقوع آن هم وجود ندارد. عروسي حضرت قاسم نيز از جمله ديگر جعليات است كه در كتاب روضهالشهداء ملاحسين واعظ كاشفي ذكر شده و به قدري اين كتاب از نظر ادبي زيباست كه هر انساني وسوسه ميشود مطالب آن را نقل كند.»
دلشاد تهراني، فتواي شريح قاضي مبني بر كشتن امام حسين (ع) را نيز از ديگر تحريفات واقعهي عاشورا عنوان كرد و افزود:« اين فرد خطاهايي داشته اما دادن فتوا براي كشتن امام حسين (ع) در تاريخ وجود ندارد. اين داستان از يك كتاب معاصر در 60 سال پيش است كه آرام آرام از مسلمات تاريخي شده است.»
وي در جمعبندي سخنان خود اظهار داشت:« تحريفشناسي مسالهاي جدي است و بر هر شخص است كه نسبت به آن دقيق باشد. اگر هر شنيدهاي را نپذيريم و به مطالبي كه منابع آن ذكر نميشود اعتراض كرديم همه چيز درست مي شود ، اما اگر با مطلب دروغ گريستيم و با مطلب حقيقي گريه نكرديم ميدان دروغگويي روز به روز گستردهتر خواهد شد. لذا به قول برخي از بزرگان معاصر، بر مسايلي كه بر عاشوراي حسيني ميگذرد بايد عاشورايي ديگر برپا كرد. به همين جهت وظيفهي ماست كه از ديگران بخواهيم مطالب را درست نقل كنند و خودمان نيز بنا را بر اين بگذاريم كه به مطالعهي اين واقعهي بزرگ بپردازيم.»
دلشاد تهراني بار ديگر با تاكيد بر اينكه تحريفات معنوي به مراتب خطرناكتر از تحريفات لفظي بوده و ميتواند بنياد دين را زير و رو كند، ابراز داشت:« ممكن است برخي افراد اين گفتهها را ناصواب بدانند اما در كل اهل تفكر بودن در مسايل، ضروري است؛ چنانكه امام راحل از قول ابن سينا نقل ميكنند كه "پذيرفتن چيزي بدون دليل، خلاف فطرت است." »
منبع:ایسنا
نظرات کاربران :