همه تقصيرها گردن يزيد نيست
حقيقت قرباني سكوت خواص
خيليها سعي كردهاند كه امام حسين(ع) را فقط در روز عاشورا خلاصه و عاشورا را در روز دهم محرم سال 61 هجري محبوس نمايند.
خيليها سعي كردهاند، يزيد و يزيديان (لعنتاللهعليهم) را تنها مقصر اصلي فاجعه عاشورا قلمداد كنند تا از آنهايي كه با سكوت خود راه را بر ظلم يزيديان باز نمودند سخن گفته نشود.
البته تا زماني كه هياتها و مجالس عزاداري ما تنها در فكر آهنگ و ريتم جديد مداحي باشند و براي جذب جوانان(!) به سبكهاي مدرن غربي نوحه بخوانند و مردم مجالس عزاداري را با مداحانشان بشناسند تا خطبايش و برخي خطبا نيز تنها بر مسائل ظاهري تكيه كنند و... بايد هم جوانان ما ندانند كه در لشكر مقابل سيدالشهداء هم نماز جماعت ميخوانند و آنانكه بر پيشانيهايشان جاي سجده مانده بود، به قصد قربت بر فرزند رسول خدا شمشير كشيدند.
با اين وضعيت، جوانان ما نبايد هم سئوال كنند كه چگونه پس از 50 سال از رحلت رسول خدا و تنها پس از 20 سال از حكومت سراسر عدل علي(ع)، جامعه اسلامي به اين قهقرا كشيده شد؟! چرا كسي نميپرسد كه بزرگان و علماي دين و آنها كه حتي رسول خدا را از نزديك ديده بودند و حسين(ع) را كه زينت دوش نبي (ص) و سيد جوانان اهل بهشت لقب يافته بود ميشناختند، در اين واويلا كجا بودند، چه كردند و چگونه با سكوت و تاييد ظلم يزيديان، سياهترين ايام تاريخ اسلام را زمينه سازي كردند؟
اتمام حجت سالار شهيدان با خواص جامعه
رمز شكلگيري حكومت فاسد اموي و استمرار آن طغيان علني يزيد (لعنها... عليه) را ميتوان با مراجعه به تاريخ و خطبه مهم امام حسين(ع) در جمع صحابه و بزرگان اسلام در سرزمين مني كه اتمام حجت ايشان با علما و نخبگان مصلحتپرست جامعه اسلامي است جستجو كرد. حضرت سيدالشهدا(ع) در سالهاي آخر عمر معاويه از تمام كساني كه رسول خدا را ديده بودند و افتخار صحابگي آن حضرت را داشتند و ساير بزرگان بلاد اسلامي را دعوت كرد و با نوشتن نامه به همگي صحابه و تابعين حدود هزار نفر از آنها را در سرزمين مني جمع نمود و در خطبهاي صريح و انتقادي با اشاره به ظلم و ستم و هوسراني حكومت اموي، سكوت و بيتفاوتي خواص و نخبگان را عامل اصلي بروز ظلم حكومت معرفي كرد و فرمود: «آنان(بني اميه) را بر شما مسلط نكرد مگر گريز شما از مرگ و دلخوش بودن شما بدين زندگي چند روز دنيا.»
امام حسين(ع) در اين خطبه مهم كه يقينا خطاب آن بزرگان و خواص جامعه اسلامي در همه زمانها هستند و امروز نيز مردم و خصوصا خواص جامعه و نخبگان و علما و ... مخاطب آن خواهند بود، از فراموش شدن امر به معروف و نهي از منكر و سكوت در برابر بيعدالتيها و ظلمهاي حكومت اموي انتقاد كرد و خواص جامعه را از كيفر خداوند به سبب فراموشي قيام عليه ظلم انذار داد.
مستضعفان را به حال خود رها كرديد
امام حسين در اين خطبه بارها به فراموشي حقوق مستضعفان و محرومان جامعه اشاره كرده و از صحابه و تابعين به خاطر آنكه به مسئوليت خود در مقابله با اين بيعدالتيها و فراموشي ضعفا عمل نكردهاند هشدار داد و فرمود: « ... و به چشم خود مى بينيد كه پيمان هاى الهى را مى شكنند و با قوانينش مخالفت مى كنند و هراس نمى نماييد، با آنكه از نقض عهد پدرتان ناراحت مـى شويد و به هراس مى افتيد پيمان هاى رسول خدا شكسته يا خوار و بى مقدار گشته و شما اهميت نمى دهيد. كورها و لال ها و زمين گيرها در همه بلاد بدون سرپرست هستند بر آنها ترحّم نمى شود و شما در خور مسئوليت خويش و در حد توانايى خود كار نمى كنيد و نسبت به كسى هم كه وظيفه خود را در اين مورد انجام مى دهد اعتنا نداريد و خضوع نمى نماييد و به مسامحه و سازش با ظالمان و همكارى با آنان خود را آسوده مى داريد، همه اينها از جهت آن است كه خداوند فرمان جلوگيرى از منكرات و بازداشتن مردم را از آنها داده و شما از آن غافليد...»
حقوق ضعيفان را تباه ساختهايد
در بخشي ديگر از اين خطبه معروف كه در تحف العقول آمده است، سالار شهيدان خطاب به خواص و بزرگان جامعه اسلامي با اشاره به احترام و جايگاه آنها در نزد مردم ميفرمايد: «آيا همه اين (احترامها) از آن رو نيست كه مردم به شما اميدوارند كه به حق خدا قيام كنيد؟ اگر چه از بيشتر حقوق خداوندي كوتاهي كردهايد از اين رو حق امامان را سبك شمرده، حقوق ضعيفان را تباه ساختهايد و به پندار خود حقّ خود را گرفتهايد. شما در اين راه نه مالي خرج كرديد و نه جاني را براي خدا كه آن را آفريده به مخاطره انداختيد و نه براي رضاي خدا با عشيرهاي درافتاديد، آيا شما به درگاه خدا بهشت و همنشيني پيامبران و امان از عذاب او را آرزو داريد؟
اي آرزومندان به درگاه خدا! من ميترسم كيفري از كيفرهاي او بر شما فرود آيد، زيرا شما از كرامت خدا به منزلتي دست يافتهايد كه بدان بر ديگري برتري داريد و كسي را كه به وسيلة خدا (بر شما) شناسانده ميشود گرامي نميداريد...»
خطبهاي كه مظلوم مانده است
اما براستي امروز چند درصد از مردم و جوانان جامعه ما اين خطبه امام حسين (ع) را خواندهاند؛ خواص جامعه ما كه مخاطب امروز اين خطبهاند، چقدر بدان توجه كردهاند. اگرچه خون امام حسين و يارانش تا قيامت شجره اسلام ناب را آبياري خواهد كرد و عامل حيات و زنده ماندن دين خداست، اما بر پيروان اوست، كه عبرتهاي عاشورا را بازگو كنند و جامعه اسلامي بار ديگر از همان سوراخ (سكوت و بيتفاوتي نخبگان در برابر بيعدالتيها) گزيده نشود.
موضوعي كه جامعه اسلامي ما پس از پيروزي انقلاب شكوهمند اسلامي دائما در معرض آن قرار داشته و بعضا
آسيب ديده است و لذا اين خطر و عبرتها براي همه زمانهاست.
همانطور كه رهبر معظم انقلاب در سخنراني معروف «عبرتهاي عاشورا» در سال 77 تاكيد نمودند، غفلت و سكوت خواص در هر عصري ميتواند فاجعه عاشورا را تكرار نمايد و لذا امروز هم انقلاب اسلامي با اين خطر روبروست.
«جنگ فقر و غنا»، جنگي كه درنگرفت!
در سالهاي پس از انقلاب اگر چه آمريكا و ايادياش مرتبا عليه نظام اسلامي دسيسه كردهاند اما بايد توجه داشت كه بيعدالتيها و افزايش شكاف طبقاتي در جامعه ما نيز بيش از آنكه به دشمنان خارجي مربوط باشد به رفاهزندگي و دنيازدگي برخي مسئولان و سكوت خواص جامعه در برابر اين بيعدالتيها مربوط ميشود. اتفاقي كه متاسفانه پس از جنگ تحميلي رخ داد و آن «جنگ فقر و غنا» و «جنگ پابرهنگان و مرفهين بيدردي» كه حضرت امام(ره) در پيام قبول قطعنامه از آغاز آن خبر داده بود عليرغم هشدارهاي مكرر رهبر فرزانه انقلاب در دوران سازندگي در خصوص رواج اشرافيت و تجملگرايي، به سبب سكوت خواص جامعه (بخش كثيري از دانشجويان، روحانيون و اساتيد حوزه و دانشگاه، صاحبان رسانه و ...) شكل نگرفت و متاسفانه پيروز جنگ نابرابر «فقر و غنا»، اغنياء و «سرمايهداران زالوصفتي» شدند كه آرام آرام در صدد تصاحب «انقلاب مستضعفين» و تغيير ارزشهاي آن بودند.
فاصله طبقاتي و سكوت خواص
براستي در سالهاي پس از جنگ تحميلي نخبگان و بزرگان علمي، فرهنگي، ديني و سياسي كشور تا چه اندازه نسبت به بيعدالتيها و افزايش فاصلههاي طبقاتي و شكاف فقر و غنا حساس بودهاند؟ در شرايطي كه طبق آمار رسمي امروز درجامعه ما 2/ 9 ميليون نفر زير خط فقر شديد و مطلقاند، اين موضوع چقدر حساسيت خواص جامعه را برانگيخته است؟ اساتيد حوزه و دانشگاه، دانشجويان، طلاب، ائمه جمعه و جماعات، رسانهها، صدا و سيما، مطبوعات و ... چقدر از حق محرومان دفاع كردند و چقدر با نفوذ باندهاي قدرت و ثروت در ساختارهاي جامعه مقابله كردهاند؟
از موارد استثناء و اندك افراد انقلابي كه بگذريم، قاطبه خواص جامعه در برابر بيعدالتيها ساكت و منفعل بودهاند. از ياد نبردهايم، مرگ بيش از 40 تن از كارتن خوابهاي شهر تهران ـ امالقراي اسلام ـدر سرماي شديد سال 83 را كه در سكوت اكثر رسانهها و خواص جامعه اتفاق افتاد و نهايتا جمع اندكي از دانشجويان عدالتخواه و علما و طلاب انقلابي حوزههاي علميه به نجات بقيه كارتن خوابها شتافتند و مسئولان را به تكاپو واداشتند.
سخن آخر اينكه، رشد و حركت هر جامعهاي به سوي آرمانهايش در گرو بيداري و آگاهي نخبگان و خواص آن جامعه است و انقلاب اسلامي نيز كه با آگاهي بخشي خواص جامعه و بيدار شدن عموم مردم به پيروزي رسيد، براي استمرار و ادامه راه نيز نياز به هوشياري و آگاهسازي نخبگان جامعه دارد و آنها هستند كه بايد با امر به معروف و نهي از منكر خود دولتمردان را در ادامه راه آرمانهاي جهاني انقلاب اسلامي كمك نمايند و امروز بدون شك مبارزه با يزيدها و شمرهاي زمانه كه آمريكا و رژيم صهيونيستي در راس آنها هستند، نياز به حضور نخبگان در وسط ميدان مبارزه دارد.
و جان كلام آنكه خاموشي خواص در برابر نقايص و ضعفها بدون شك به انحراف جامعه اسلامي از اصول و آرمانهايش خواهد انجاميد و اين عبرت بزرگ عاشورا براي جامعه امروز ماست. باشد كه از آن پند گيريم.
منبع:سرمقاله سياست روز 24 دي
نظرات کاربران :