عصر شنبه مصادف با عید سعید غدیر خم جمعی از دانشجویان دانشگاههای شیراز تحت عنوان " مجمع دانشجویی مطالبه آرمانهای انقلاب " با عبدالله شهبازی ،مورخ و مردم شناس برجسته کشوردر منزل استیجاری ایشان ! دیدار کردند. به گزارش خبرنگار آرمان57، دانشجویان با استقبال از حرکت های عدالتخواهانه و افشاگرانه متفکرین و فرهیختگان کشور ، از مجاهدتهای علمی ایشان در عرصه تاریخ انقلاب و شناسایی کانون های توطئه و تهدیدات مختلف قدردانی نمودند.در این دیدار اعضای مجمع حمایت خود را از اقدامات اخیر ایشان در افشاگری زمین خواری در منطقه دشت سیاخ اعلام نموده ضمن ابراز تاسف از احضاریه های متعدد برای ایشان از سوی دستگاه قضایی و انتظامی استان برای وی و 3 تن از بزرگان و ریش سفیدان عشایر سرخی ، خواستار تأمل و رسیدگی سریع دستگاه قضایی و دادستانی استان به این موضوع گردیدند. ...
در این دیدار عبدالله شهبازی ضمن شرح وقایع هفته های اخیر که منجر به صدور 2 نامه سرگشاده ایشان به عنوان نماینده 2000خانوار عشایر سرخی خطاب به مسئولان عالی رتبه کشور گردید، تصریح نمود :"پس از ترک شیراز در سال 1354 و انجام کارهای تحقیقاتی در تهران ، این اواخر در سن بازنشستگی با هدف تاسیس مرکز پژوهشی تاریخی و احداث کتابخانه بزرگ دیجیتال (کتاب و اسناد تاریخی) وارد شیراز شدم که متاسفانه مفاسدی که در کتاب ها و اسناد با آن برخورد نموده بودم را به صورت ملموس مشاهده کردم و تکلیف خود را در اعتراض به روند موجود و سیستم بسته خویشاوندسالارانه استان می بینم ."
وی ضمن اشاره به تحقیقات گذشته خود پیرامون تحولات ساختاری 20 ساله اخیر حیات جمهوری اسلامی ، عدم چرخش و تسلب نخبگان و خطرات ناشی از آن ، خواستار تعبیه مکانیسم هایی جهت گردش نخبگان در عین حفظ تجربه نسل اول با حفظ شوون آنان گردید .
به گزارش خبرنگار آرمان 57 ، وی ضمن اشاره به تجربه شوروی سابق و حضور نخبگان انقلابی که حاضر به تحویل قدرت به نسل بعد از خود نبودند خاطر نشان ساخت : در صورت تسلب نخبگان و الیت حاکم و همچنین فساد در میان عناصر اولیه ، سیستم و نظام متکی به این نسل خاص شکل گرفته ، در هنگام فوت و فقدان این نسل به تدریج از بین می رود .
عبد الله شهبازی در بخش دیگری از سخنان خود ضمن اشاره به بیانات مکرر مقام معظم رهبری ( مدظله ) در خصوص ایجاد " طبقه جدید " در جمهوری اسلامی ، نسبت به پیدایش و ریشه دار شدن این طبقه هشدار داد و تمایل این طبقه جدید به استفاده از اهرم های دولتی جهت کسب قدرت و ثروت و حتی وجاهت علمی و مدارک دانشگاهی را خاطر نشان ساخت. وی اقدام پیش بینی نشده صعود دکتر احمدی نژاد را ضربه بزرگی به این طبقه جدید دانست و حضور او را کند کننده روند الیگارشیک شدن ساختار سیاسی نظام جمهوری اسلامی برشمرد .
نامبرده ضمن تشریح وقایع چند سال اخیر ، پیروزی دولت نهم را تحولی اساسی در این پروسه ندانست ولی حضور دولتی با شعار عدالتخواهی و بازگشت به آرمانهای اصیل انقلاب و کار و خدمت صادقانه را از الطاف خفیه الهی برشمرد و آن را شروعی خوب برای بازسازی تفکر انقلابی ذکر نمود.
شهبازی در ادامه ضمن تشریح برخی مسائل تئوریک در حوزه مفاسد اقتصادی و سیاسی تصریح کرد آنچه در پژوهش های خود به کرات برخورد کرده و غالبا در مقالات و کتابهای خود اشاره نموده بودم به بدترین و حاد ترین شکل آن در شیراز وجود دارد و متاسفانه سیستم بسته خویشاوند سالارانه و تعارفات رایج و چشم پوشی های غیر شرعی کارگزاران استان ، این روند را تشدید نموده است .
در ادامه جلسه امیر قلی سرخی دهداری از ریش سفیدان طایفه سرخی و از بازنشستگان اداره منابع طبیعی استان به بیان خاطرات و نقطه نظرات خود پرداخت. وی با اشاره به خدمات عشایر سرخی در پیش از انقلاب و مبارزه با ساواک و همچنین تقدیم 100 شهید در دوران دفاع مقدس و فعالیت در سپاه و بسیج عشایر فارس ، از خلع سلاح بی سر و صدای عشایر و التهاب آفرینی در منطقه ابراز نگرانی نمود و نارضایتی خود و مردم منطقه را نسبت به حوادث اخیر بیان داشت .
عبدالله شهبازی در ادامه جلسه ضمن اشاره به خصوصیات منطقه سیاخ و کوه دلو در 35 کیلومتری شیراز و تهاجم شرکت های مختلف به اراضی کوهپایه دلو و مراتع عشایر ، وقف نامه موجود در منطقه را جعلی دانست و به بیان سیر تاریخی ثبت وقف نامه فعلی و تغییر وقف نامه های دوران صفوی در کل کشور توسط خانواده های زرسالار و متنفذ دوران پهلوی اول و دوم پرداخت و نسبت به جعل و چپاول موقوفات دوران صفویه در کشور هشدار داد .
وی ضمن اشاره به شیوه های غارت زمین های وقفی بیان داشت : بیشتر زمین های وقفی به صورت شخصی ثبت گردید و آنهایی که اشتهار به وقف داشته و قادر به فروش نبودند ، تغییر تولیت داده اند .
ایشان ضمن اشاره به ماجرای احضاریه های متعدد و تخریب منابع طبیعی و آتش زدن مراتع ! در هفته های اخیر و تجمع عشایر سرخی در محل و اعلام نفوذ برخی از افراد درگیر در این ماجرا در دستگاه قضایی ، خواستار پایان یافتن اقداماتی از این دست و حضور هیات بازرسی از تهران و رسیدگی به طومار و درخواست عشایر سرخی استان فارس گردید .
یکی از دانشجویان در خصوص مترادف دانستن " احیاء زمین " به معنای زراعت و کشتکاری در قوانین و ابعاد آن و همچنین طرح های تحت عنوان "باغ شهر " در استان فارس سوال نمود که ایشان در پاسخ گفت :
دیدگاه کلی بنده در خصوص مسئله باغ شهر در استان فارس و مدافعان و مخالفان آن به این صورت است که اساس ایده را ایده خوبی می دانم ؛ ولی شرط و شروطی برای آن قائل هستم و مسائل مبهمی هم در این خصوص مشاهده می کنم . اینکه ما اراضی شیبدار کم بازده دیم کار را که بازدهی کمتر از نیم تن در هکتار دارند و شخم زدن مداوم آن در شیب باعث فرسایش خاک در برابر باران های سیل آسا می باشد را درختکاری و تبدیل به باغ نمائیم امر مثبتی است ولی باید این اراضی یا شیبدار بوده یا بایر و از همه مهمتر بدون معارض و مدعی باشد و نهایتا در اختیار همه مردم با اولویت مردم محلی و عشایری که این اراضی جزو مراتع آنان است ، قرار بگیرد و کسی از رانت های دولتی برای تصرف زمین های مختلف که حتی بعضا سند دار ، دارای پروانه چرا و بنچاق های چند صد ساله و دایر ( و نه بایر ) استفاده نکند.
عبدالله شهبازی در ادامه با اشاره به نقطه شروع نهضت امام خمینی ( ره ) که همان تحریم رفراندوم 6 بهمن 41 و غیر شرعی دانستن این رفراندوم که بند دوم آن قانون ملی شدن جنگل ها و مراتع است اشاره کرد و با اشاره به مفاسدی که با تصویب این قانون ایجاد شد ، نسبت به ساختار مالکیت در ایران خاطر نشان ساخت : مراتع ایران همواره دارای مالک بوده و کمتر اراضی در ایران سراغ داریم که بدون مالک بوده باشد.هوش و نبوغ ایرانی سبب ایجاد تمدن کوچ نشینی و شبانی عشایری گشت و در واقع کوچ نشینی عشایری جزو لاینفک اقتصاد ما بوده است .غالب مراتع ما در سال حداکثر دو الی سه ماه دارای علوفه مناسب هستند و سپس خشک می شوند و لذا مغز خلاق ایرانی سیستمی را ابداع کرد که بتواند از علفی که 15 الی 20 روز عمر دارد فرآورده ای مانند گوشت قرمز و لبنیات و پوست و ... تولید نماید و این سیستم کوچ نشینی نه از سر نادانی و یا تقلید بلکه کاملا آگاهانه چند صد سال است به حیات خود ادامه میدهد. در زمان پهلوی این مسائل درک نشد و ما از قطب تولید کننده گوشت قرمز دنیا به مرور به شرایط فعلی رسیده ایم . در قانون غیر شرعی ملی شدن جنگلها و مراتع نیز هیچ حقوقی برای عشایر دیده نشد و بنچاق های چند صد ساله که نشانه اسناد خرید مراتع توسط آنان بود باطل اعلام گردید و با ایجاد سازمان ثبت اسناد و املاک ، از جهل عشایر نسبت به تغییرات و قانون استفاده شد و نهایتا مراتع آنان که مثلا برای طوایفی از اصفهان تا بوشهر و یا از کهکیلویه تا خوزستان بوده است ، حقوقی قائل نشدند و چون در هر فصلی باید در یک منطقه ای می بودند لذا از غیبت آنان در محل استفاده می شد و روستانشینان محلی و شهرنشینان متمول و متنفذ یا سند اراضی را می گرفتند یا پروانه های چرای متعدد برای یک مرتع صادر می شد و دولت ها نیز در طول این سالها فقط برای عشایر و دامداران پروانه چرای مدت دار صادر می کردند و از آنان سلب مالکیت نمودند و صرفا حق انتفاع قائل شدند . در سالهای اخیر هم که غالب این مراتع در حومه شهرها واقع شده اند و هیولای شهرنشینی لجام گسیخته و بی برنامه وسعت می یابد پس از یک کوچ و رفت و برگشت عشایر -که گاهی تا یک سال طول می کشید - مراتع آنان به شهرک و برج و باغ شهر تبدیل شده است و به تظلم و دادخواهی آنان نیز توجهی نمی شد و بدین ترتیب اقتصاد شبانی کوچ نشین امروز به شدت ضعیف شده است .
عبد الله شهبازی در ادامه سوالات متعدد دانشجویان در بحث اراضی و مالکیت و باغ شهر ها در استان چنین پاسخ داد :
" مشکل اصلی ما نوع نگاه قانونگذار به مالکیت زمین است ؛ می گویند زمین مال کسی است که آن را احیا کند ؛ این حرف درست بوده ولی احیا به چه معنایی است ؟ آقایان احیاء را دقیقا معادل زراعت و کشت گری معنا می کنند در حالی که agriculture در دایره المعارف به معنای فرهنگ کشاورزی است – culture به معنای فرهنگ است – این فرهنگ کشاورزی شاخه های متعدد دارد که از جمله آن پرورش گل ، پرورش زنبور عسل ، دامداری ، باغداری ، کشت گری و ... می باشد. Farming به معنای زراعت و کشت فرق دارد و یک شاخه کوچک آن است و لذا احیا به معنای عام است و نه خاص زراعت ؛ در خیلی از موارد زراعت به معنای تخریب پوشش گیاهی است !! و شخم بوته ها و کندن درختان و ... پس اگر کسی از یک مرتعی و چمنزاری حفاظت کند و برای دامداری از آن استفاده کند او هم احیا کرده است ؛ همینطور است کسی که مرغزاری خوش و آب و هوا را برای پرورش زنبور عسل حفاظت می کند ..... آقایان میگویند این کارها مالکیت نمی آورد !! در گذشته یک فرد با یگ گاو نهایتا می توانسته یک هکتار شخم بزند ، در حالی که زراعت به مفهوم وسیع که یک نفر بتواند 1000 هکتار را شخم بزند یک پدیده مستحدثه است و تراکتور 100 الی 120 سال است اختراع شده است که بعد از سالهای دهه 30 وارد ایران شده است – توسط اصل ترومن و تشکیلات آن در ایران اولین بار وارد شد – و پس از انقلاب توسط دولت مهندس میر حسین موسوی 120 هزار عدد از آن در سراسر ایران پخش شد و لذا شخم با تراکتور که شما بوته ها را تخریب و زمین را زیر و رو کنی ، احیا محسوب نمی شود وگرنه هرکس با یک تراکتور می تواند هزاران هکتار را در طول چند ماه احیا کرده و مالک آن شود !! و این استدلال غیر منطقی است . در فقه اسلامی هم این معنا دقیق آورده شده و حتی در توضیح المسائل در باب مزارعه بر اساس 5 گانه زمین ، گاو ( نیروی کار ) ، بذر ، انسان و آب برای مالک و رعیت (زارع ) تقسیم در آمد می شده است البته به نسبت تامین هر کدام از این عوامل توسط طرفین و می بینیم که در فقه اسلامی خیلی دقیق مسائل بررسی شده است .
بر این مبنا سلب مالکیت کردند از عشایر و دامداران ؛ یعنی گفتند چون آقایان نیامدند که این مراتع را تخریب کنند و کشت نمایند لذا مالک نیستند و متعلق به دولت است و چون متعلق به دولت است ، پس این حق را دارد که مثل امروز یک مرتع مرغوب را مثلا مانند همین 2000 هکتار مراتع مرغوب سرخی درجه یک سینه کوه دلو که بارندگی آن در حد بارندگی دامنه های شمال کشور است و 35 کیلومتر هم بیشتر با شیراز فاصله ندارد ، به شکل شخص یا یک تعاونی که توسط چند نفر تشکیل می شود بدهد. مانند منطقه لواسان تهران که اراضی مردم و دامداران را تحت این عناوین تقسیم کردند و امروز منشا و مایه ثروت آقایان ، احزاب و گروههای انتفاعی سیاسی شده است و امروز شما به ندرت نماینده یا وزیر یا معاون وزیر یا ... پیدا می کنید که چند هکتاری از این زمین ها را به عنوان های مختلف مالک نباشد . گفتند این اراضی بایر است در حالی که دایر بوده و امروز دایر اختصاصی شده است .
دومین ایراد بحث باغ شهرها بحث واگذاری آنهاست ؛ خوب اولویت با مردم محلی است که یا مرتع آنان بوده یا دیم کار آنها بوده و حتی الان کسی را من می شناسم که پدر 6 شهید است و 15 هکتار زمین سند دار او را که با چاه و تلمبه آبیاری می کرده توسط موسسه فلاحت در فراغت تبدیل به باغ شهر شده است !؟ کدام منطق می گوید شما زمین این افراد را غصب کرده و در آن درخت بکارید ؟ یا در مناطقی روستانشینان را شکنجه ، زندان و تحقیر کرده و برای آزادی آنان چک سفید امضا گرفته و به مردم و عشایر بگویند زن های شما باید ضامنتان بشوند که این حرف برای آنها بدترین تحقیر ها بوده است و از این دست بسیار است ... در نهایت این زمین ها را به بورس بازها بدهید و آنها سودهای میلیاردی برده و مسئولان و مدیران سابق آنها بدون بازخواست با سودهای کلان با آرامش به کار خود ادامه دهند ؟! لذا ما اراضی وسیع استان را بی برنامه و بدون توجه به شرایط زیست محیطی منطقه و جنس خاک و نوع آن و توپولوژی و کار کارشناسی با خط کش جاده ساخته و اطراف آن را باغ درست می کنیم . نمونه باغ شهرهای کانادا که کاتالوگ های آن در اینترنت موجود است نگاه کنید و ببینید کار کارشناسی یعنی چه ... پس بدون توجه به طبیعت و آیندگان این سرزمین که الان دیگر زمینی برای طرح های بزرگ برای آنها باقی نمانده و همه تحت تصرف است با عدم تطابق نیازها و برنامه ها و بدون مطالعات جامع فرهنگی اجتماعی که خطرات عمده ای در آینده ایجاد خواهد کرد در حال گسترش زمین خواری هستیم که سهم اصلی آن در حومه شهرها بر عهده مسکن و شهرسازی و در جاهای دیگر بر عهده منابع طبیعی ، امور اراضی ، حفاظت محیط زیست و جهاد کشاورزی است .
محور بعدی در بحث باغ شهرها هم ، فساد در اجراست که مثلا آقای سرهنگ الف . توسط واسطه هایی از جمله برادر خانم خودش می تواند 1000 هکتار از زمین های مرغوب غرب شیراز را به قطعات کوچک تقسیم کرده و بفروشد و پس از دستگیری توسط اداره اطلاعات الان به آسودگی در شهر تردد کند !! این پول ها کجا رفته ؟ آیا به صندوق دولت ریخته شده است ؟ من پس از 54 که به تهران رفتم و اخیرا بازگشته ام می بینم که شیراز عقب مانده ترین کلان شهر کشور است ! چند موسسه تحقیقاتی در شیراز داریم ؟ چقدر کار فرهنگی مطالعاتی اجتماعی قوی داریم ؟ این موسسات خیریه متعدد چه می کنند ؟ آیا غالب آنها برای فرار از مالیات و پوشش جهت فعالیتهای اقتصادی تعبیه نشده اند ؟
کل خانواده کندی که جزو اشراف و الیگارشی آمریکا هستند ثروتی تقریبا 2 میلیارد دلاری دارند که معادل 2 تریلیون تومان است ؛ بنده می بینم همین ارقام باغ شهرها و تصرفات زمین در شمال و شرق و غرب شیراز از کل ثروت خانواده کندی بیشتر است !! الان برخی متنفذین برای زمین های اوقاف نقشه های خطرناکی کشیده اند و می بینیم که هوشیاری و دقتی هم در مسئولین امر دیده نمی شود . "
عبدالله شهبازی در ادامه بر نقش جنبش دانشجویی به عنوان روشنفکران آگاه و دغدغه دار در روشن شدن چالشهای پیشاروی انقلاب اسلامی تاکید کرد و در خصوص حرکت های عدالتخواهانه دانشجویی گفت :
" اگر جنبش عدالتخواهی از درون خود نظام و از درون نیروهای مدافع ارزشهای انقلاب بیرون نیاید – من از عنوانی زیبایی که انتخاب نموده اید به عنوان مطالبه آرمانهای انقلاب و همچنین نام سایت که آرمان 57 بوده لذت بردم و تبریک می گویم – و اگر شکل نگیرد یقین داشته باشید پرچم عدالتخواهی زمین نمی ماند و توسط نامحرمان به قصد رخنه و کسب مقاصد شوم برداشته می شود و جمهوری اسلامی با چالشهایی جدی مواجه میگردد .
یکی از مکانیسم هایی که خوشبختانه خداوند در این نظام تعبیه کرده اند این که رهبر جمهوری اسلامی ، خودش اپوزوسیون است !! یا بر خلاف خواست آقایان و غیر منتظره سیستم به هم می ریزد و شخصی مانند دکتر احمدی نژاد رئیس جمهور می شود . مرحوم صیاد شیرازی به بنده بارها می گفت : وای به روزی که فرزندان ما بخواهند به نام پدرانشان بر این مردم حکومت کنند و امروز تقریبا این اتفاق دارد می افتد.
در تاریخ شما دست خدا و مشیت او را به وضوح می بینید ؛ اگر نیرویی از درون انقلاب و نظام نجوشد و تحول ایجاد نکند ، انقلاب به سوی فساد روزافزون و متسلب شدن نخبگان و در نهایت یک ساختار الیگارشیک مثل پاکستان خواهد رفت . پاکستانی که علامه اقبال و دیگران آمدند با آرمانهای اسلامی ، خود و بنگلادش را از شبه قاره هند جدا کردند که البته دست استعمار انگلیس هم در کار بود و اگر این کار را نمی کردند الان هند بزرگترین کشور اسلامی بود ؛ زیرا از قدیم قدرت در هند در دست مسلمانها بود انگلیسی ها با این کار یک دولت هندو درست کردند و قدرت را از دست مسلمانان در آوردند ؛ پس از آن اشتباه تاریخی ، اکنون پاکستان یک ساختار الیگارشیک محض دارد که می بینیم پس از فوت خانم بوتو ، فرزندش در حزب مردم جایگزین او خواهد شد ؛ نهایتا باید متوجه بود اگر جنبشی برای جوانگرایی و گردش نخبگان و مبارزه با رانت های دولتی که سبب انباشت سرمایه و نهایتا کسب قدرت سیاسی برای دراز مدت خواهد بود ، ایجاد نشود دیگر اسمی از آرمانهای انقلاب نخواهد بود و ارزشها به صورت ظاهری با هیاتی ریاکارانه و ظاهر سازی صرف با مفاسد گسترده در خواهد آمد .
نکته مهمی که باید اشاره کنم که متاسفانه بصورت فرهنگ حکومتی در آمده و به رویه ای غیر انقلابی اسلامی تبدیل شده این است که سیستم می گوید باید در برابر مطالبات مردم کوتاه نیایید ؛ اگر منطقه ای طومار دادند توی دهن آنها هم بزنید تا رویه نشود که هر روز طومار نویسی بشود ولو که مطالبات آنها حقه باشد !! نباید جلو حرکت های جمعی کوتاه بیایید توجه نمی کنند که اگر مردم تظلم خواهی دسته جمعی می کنند یعنی حقوقی پایمال شده یا مطالباتی فوری و ضروری دارند که باید بررسی شده و اگر حق بود مورد رسیدگی واقع شود .
نهایتا من معتقدم جنبش عدالتخواه دانشجویی در عین حفظ مصالح کلی نظام باید در عین حفظ حرمت ها ، رودربایستی ها را شکسته و مسائل را شفاف کند و مطالب اصلی را بی آنکه حقی ضایع شود و با نهایت دقت پیگیری نماید. "
در پایان نمایندگان مجمع خواستار ورود وزارت اطلاعات و کارشناسان آنها به بحث های زمین خواری در فارس شده و معتقدندکارشناسان سالم و متعهد این مجموعه می توانند در عرض کمتر از یک ماه تمام گذشته و حال این مفاسد را استخراج و در اختیار دادگاه صالحه قرار دهند و آمادگی دارند اسناد و مدارک خود را در خصوص 43 الی 50 شرکتی که با این مستمسک سعی در ثروت اندوزیهای کلان دارند ، در اختیار این کارشناسان قرار دهند و خواستار هوشیاری جهت شناسایی نفوذی ها در نهاد های حساس نیز بوده و هستند .
خبرنگار آرمان 57 خاطر نشان می سازد بهرغم دستور قاطع و سریع دادستان کل کشور، نه تنها مقامات مربوطه قضایی و مراجع ذیربط در اداره کل منابع طبیعی فارس به توقیف عملیات اجرایی شرکت احرار فارس و دلالان و عوامل محلی آن در تخریب مراتع و اراضی عشایر فوق، تا رسیدگی نهایی به مسئله، دست نزدند بلکه پس از گذشت چند هفته، با تصوّر اینکه ماجرا به فراموشی سپرده شده، اقدامات مافیای زمینخوار فوق از سر گرفته شده است. در اوّل دی شعبه نهم دادسرای شیراز (توسط بازپرسی بهنام اولیایی) احضاریه جدیدی برای عبدالله شهبازی، مورخ سرشناس کشور که کتاب زرسالاران وی در سال 1385 به عنوان «کتاب سال» شناخته شد و در همایش فجرآفرینان به عنوان کسی که بیشترین خدمات را در حوزه تاریخنگاری به انقلاب کرده مورد تجلیل قرار گرفته، ارسال نموده و مجدداً مرجع رسیدگی شعبه پنج اداره آگاهی نیروی انتظامی شیراز (ویژه رسیدگی به پروندههای قتل که مسئولیت آن با فردی بهنام سرهنگ بیات است) تعیین شده. این احضاریه برای سه تن از ریشسفیدان محترم و معمر طوایف سُرخی (مشهدی امیرقلی سُرخی دهداری، حاج شلال تدریس و ملا شکرالله شکراللهی) نیز ارسال شده و مرجع رسیدگی همان شعبه تعیین گردیده است. همزمان، سرهنگ عزیزی (فرماندار شیراز که دارای روابط نزدیکی با مدیران شرکتهای ذینفع در تخریب و تفکیک و فروش مراتع است)، بهرغم قول قبلی به عشایر سُرخی دال بر دارای مجوز کردن سلاحهای آنها، از استرداد سلاحهایی که عشایر فوق داوطلبانه به فرمانداری دادهاند خودداری کرده و نارضایتی شدید آنها را برانگیخته است. بهنظر میرسد، عوامل دخیل در زمینخواریهای گسترده سالهای اخیر در شیراز میخواهند با ایجاد نارضایتی و فشار بهانهای به دست آورده و با «امنیتی» کردن مسئله به سرکوب پرداخته و از این طریق با فراغبال مراتع فوق را تخریب و تفکیک کرده و بفروشند.
شیراز 8/10/86
منبع:www.armane57.ir
نظرات کاربران :