هيچ چيز نويي رو پيدا نميكني، حتي خودشون هم نو و تميز نيستن، بچههايي كه دفتر و كتاباي دست دوم و بازيهاي فكري نصفه از اين دنيا بهشون رسيده!
دوتايي سرشون گرمه و چند تا تيكه از پازل برنامه كودك ديجيمونا رو هي بالا و پايين ميكنن، شايد يه شكلي از توش در بياد، پازل ناقصه، اما ذوق و خوشي اين چند تا بچه با اون كامله!
پسرها شلوغترن، روي ميز راه ميرن و از بارفيكس دم در هي بالا و پايين ميرن و چرخ ميخورن!
همه چيز شبيه كلاس درسه، ديوارها انگار رنگ و نقاشي داشته، ولي الان كثيف شده و جملههاي بچهگانهاي به تنش نشسته. ميزها همون شكل و اندازه ميزاي باقي مدرسهها رو داره، فقط اينجا بچهها هميشه پشتش نميشينن و براي راه رفتن روي ميزا آزادن!
روي برد كنار در نوشته؛
ساعت كاري نداريم!
سلام بر بازي!
درس بخوني تو خيابون نميمونيا!
اين جملهها يعني كه اگه شيطوني، اگه يه پسر يا دختر بلا و بيش فعالي، اگه هر روز توي خيابونا براي فروختن فال و كبريت و بند موبايل و هر چيز ديگه، هزار تا جفتك و بارو ميزني و حالا اومدي تا درس بخوني، كسي جلو تو رو نميگيره، كسي نميگه كه اينجا بايد منظم باشي و سر وقت بياي، هيچ معلمي بهت تشر نميزنه! يا حتي نميگن كه بيادبي و بيتربيتي! فقط ميخوان بهت كمك كنن، تا ياد بگيري چطور بزرگ بشي و ديگه توي خيابونا نموني، يا حتي اگه موندي بتوني مراقب خودت باشي!
به گزارش خبرنگار «اجتماعي» ايسنا، همه بچههايي كه تو خيابونا سرگردون و رها هستن! همه بچههايي كه بيخانوادهاند و جايي جز خيابونا ندارن! همه بچههايي كه هنوز بچهاند، اما بيشتر از بزرگترا درد رو ميفهمن! همه بچههايي كه به اجبار يا از روي غيرت كوچكيشون نونآور خونههاشون شدن! هيچ كدام نميخوان بيسواد و بيآينده بمونن! نميخوان همون پولي رو كه هر روز از خيابانواي بابركت تهران درميآورن رو، يك سري آدم فرصتطلب بگيرن!
و اينجا همون جايي كه تبديل شده به خونه اميد اونا! خونه اميد براي اونايي كه روزگار بيرحم بهشون اجازه نميده براي خودشون باشن و پي بازيشون برن!
اينجا مدرسه كودكان خياباني كه هر روز ميبينيمشون! از كبريت و آدامس و فال گرفته تا انواع مواد مخدر در بين شاخههاي پر مهر گل!
بچههايي كه نميدونن هر روز كه در اين خيابونا بزرگتر ميشن خشنتر و خيابونيتر ميشن!
اكبر يزدي ـ مدير عامل جمعيت دفاع از كودكان كار و خيابان ـ در گفتوگو با خبرنگار اجتماعي ايسنا در مورد مدرسه كودكان کار و خيابان در منطقه نعمت آباد، با بيان اين كه علي رغم تعاملات و ارتباطات گسترده با نهادهاي دولتي و غير دولتي؛ اين مدرسه به صورت مستقل و بدون كمك اين سازمانها و ارگانها فعاليت ميكند، افزود: بخش قابل توجهي از كودكان ايراني و افغان اين مدرسه از خانوادههاي محروم و بيبضاعت و كودكان كار و خيابان هستند.
وي اظهار كرد: مدرسه کودکان کار و خيابان بخشي از يک پروژه گستردهتر با عنوان «پروژه آموزشي ـ حمايتي كودكان كار و خيابان» است كه در چهار سال گذشته اين مدرسه شروع به كار كرده و نزديک به هزار کودک دختر و پسر در اين مدرسه تحت پوشش آموزشي قرار گرفتهاند.
يزدي خاطرنشان كرد: با توجه به اشكال مختلف، همكاريهايي که از سوي ارگانها و سازمانهاي مختلف نظير نيروي انتظامي، آموزش و پرورش، شهرداري، سازمانهاي آب، گاز و برق منطقهاي و حتي مالك ساختمان با اين مدرسه و مدارس مشابه داشتهاند، اما در عين حال با مشكلاتي قابل توجه نيز رو به رو هستيم.
وي تصريح كرد: بسياري از اين نهادها و سازمانها، تنها قول همكاري را ميدهند، ولي همكاري از طرف آنها ديده نميشود و حتي در مورد تامين ساختمان و محلي مناسب براي مدرسه، چندين بار قول دادهاند، اما توافقات خود را زير پا گذاشتهاند.
مدير عامل جمعيت دفاع از كودكان كار و خيابان تاكيد كرد كه به هيچ وجه مدرسه "جمعيت دفاع" را يك ارگان خيريهاي محسوب نميكند و اين جمعيت سعي دارد، با فعاليت خود به عنوان يك اهرم موثر در موضوع كودكان كار و خيابان عمل كند.
وي با اشاره به جمعيت حدود 5/1 ميليون نفري پيشبيني شده از كودكان كار و خيابان گفت: با احتساب كارگاههاي خانگي و كودكاني كه از خانوادههاي محروم هستند و در خيابان كار ميكند، اين جمعيت بيشتر خواهد شد.
وي در مورد كمكهاي مالي وزارت كشور، بهزيستي و سازمانهاي ديگر خاطرنشان كرد: كمكهاي مالي بهزيستي و وزارت كشور در چهار سال گذشته در مجموع 15 ميليون تومان بوده كه حتي براي هزينه اجاره ساختمان مدرسه هم جوابگو نبوده است و در حال حاضر براي تامين هزينه اجاره همين ساختمان محدود و كوچك دچار مشكل هستيم.
وي همچنين اذعان كرد كه به دليل مشکلات مالي و محدود بودن امكانات و فضاي مدرسه، امكان رفتن به دنبال كودكان و دعوت از تعداد بيشتر آنها را نداريم و تنها آنهايي كه خودشان به اين مدرسه مراجعه ميكنند را پذيرش ميكنيم كه شايد بتوان اين مساله را تنها عيب اين مجموعه دانست.
يزدي با اشاره به آمار يونيسف در مورد مرگ بسياري از كودكان خياباني و كار افزود: مدرسههايي نظير اين مدرسه تلاش ميكنند، تا در مقابل اجباري كه اين كودكان براي كارشان دارند؛ مورد حمايت قرار داده و آموزشهايي را در يك رابطه بدون خشونت و سرگرم كننده بياموزند، تا از اين ابزار (حداقلهاي سواد و تحصيل) براي حضور در اجتماع برخوردار باشند.
وي افزود: تعداد قابل توجهي از اين كودكان به مرور زمان علاقه خاصي به درس خواندن نشان ميدهند و ميخواهند، به هر قيمتي ادامه تحصيل بدهند. سازمان آموزش و پرورش و ديگر مراجع ذيربط نسبت به علاقه و حق آموزش اين كودكان توجه زيادي نداشته و تنها در صورت شرکت در آزموني كه چنانچه اين كودكان در آن قبول شوند و از عهده هزينههايشان برآيند؛ ميتوانند در مدرسههاي عادي مشغول به تحصيل شوند.
وي ادامه داد: كودكاني كه از كار خيابان بيرون ميآيند و به درس خواندن علاقه نشان ميدهند، به دليل مشكلات مالي، با محروميت در تحصيل رو به رو ميشوند و کماکان در وضعيت سابق باقي ميمانند.
وي گفت: بسياري از خانوادههاي اين كودكان تحت پوشش كميته امداد هستند، اما تحصيل و آموزش اين كودكان جزو سبد خانواده آنها محسوب نشده و عموما هيچ اهميتي به تحصيل آنها داده نميشود. به همين دليل وجود فضايي آموزشي و رايگان براي اين بچهها ميتواند، بسيار مفيد براي حال و آينده آنان باشد.
كارت هويت و يا بيمه به جاي سر و ساماني كه ندارند
مدير عامل جمعيت دفاع از كودكان كار و خيابان به طرحي با عنوان حمايت از کودکان کار و خيابان اشاره كرد و افزود: اين طرح، جهت ارائه يک راهکار عملي در حمايت همه جانبه از اين کودکان که يک جنبه از آن صدور كارت هويت و يا بيمه براي كودكان كار است، براي سازمان بهزيستي ارسال شده است. موافقت اوليه با اين طرح از سوي بهزيستي و شهرداري اعلام شده، اما در حد حرف باقي مانده و ما ديگر شاهد پيگيري اين سازمانها در اين رابطه نبودهايم در حالي كه حداقل صدور اين كارت ميتواند، بسياري از كودكان را در خيابانها محفوظ نگه دارد.
داشتن كارت هويت يا بيمه، به معني اين است كه اين كودك كه در خيابان رها شده و يا مشغول فروش كالا، تحت پوشش ارگاني است و شهرداري و نيروي انتظامي يا هر فرد ديگري نميتواند، بدون حساب و كتاب اموال اين كودك را بگيرد و او را چند روز نگه دارد. اين اتفاق به گفته مسوولان اين مدرسه، بارها افتاد و اين كودكان چند روز در بهزيستي و يا شهرداري نگه داشته ميشوند و اموال و پول آنها توسط افراد شناخته شده يا ناشناختهاي گرفته ميشود.
خيانتهايي كه معمولا پنهان ميماند
يزدي بر اين عقيده است كه بسياري از كودكان در خانوادههاي خود مورد بي مهري، سودجويي پدر، مادر و برادران خود قرار ميگيرند، اما اعلام نميشود، چرا كه ممكن است "بي كفايتي خانواده" را به جامعه يادآور كند و آبروي آنها را ببرد و درست به همين دليل بيهوده است كه حقوق اين كودكان مورد غفلت قرار ميگيرد.
وي ادامه داد: بسياري از كودكان از سالهاي اولي كه توانايي پيدا ميكنند، توسط پدرانشان و در كارگاههاي خانگي مشغول به كار ميشوند و چارهاي جز اطاعت ندارند و در نهايت سرنوشتي محتوم دارند. بخش قابل توجهاي از آنان به کار در خيابانها ميرسند و اين نتيجه غفلت آشکاري است که سيستم و جامعه به "سرنوشت" کودکان محروم از حقوق اجتماعي و انساني خويش، دارد.
به گزارش ايسنا، طبق ماده يك كنوانسيون حقوق كودك، يک کودک، انساني است که سن هجده سالگي را هنوز تمام نکرده است، مگر اين که سن بلوغ از نظر حقوق جاري در کشورهاي مربوطه زودتر تعيين شده باشد و در ماده دو آن، موضوع مهم «منع تبعيض» را مطرح ميكند و ميافزايد: دولتهاي عضو اين پيمان، براي هر کودکي که در قلمرو آنهاست، بدون تبعيض و يا فرقگذاري و بدور از هرگونه وابستگي به نژاد، رنگ پوست، منشا اجتماعي و قومي و يا ملي، ميزان دارايي، معلوليت، وضعيت سرپرست و يا والدين و هر موقعيت ديگري که کودک در آن است، اجراي حقوق مندرج در اين پيمان نامه را تضمين ميکنند و در عين حال تمام اقدامات لازم را انجام ميدهند، تا اين اطمينان کامل را بوجود آورند که هر کودکي از همه اشکال تبعيض و فرق گذاري در امان است و به خاطر ابراز عقيده و جهانبيني و فعاليتهاي والدين يا سرپرست يا اقوام خودش مجازات نميشود.
در همين حال ماده 19 اين كنوانسيون كه به موضوع حمايت کودکان در برابر سوءاستفاده اشاره دارد، آمده است: دولتها با تکيه بر تمام امکانات قانوني، اداري، اجتماعي و آموزشي، کودک را در مقابل هر شکل از رفتار سهل انگارانه با آنها، سوءاستفاده جنسي و تجاوز جسمي يا رواني، حمايت ميکنند و اقدامات حمايتي آنها همراه اجراي روشها و برنامههاي اجتماعي است که براي کشف و پيشگيري اين جرايم نسبت به کودک موثر باشند.
به گزارش ايسنا، موضوع مهم و اصلي اين كنوانسيون يعني ضرورت رسيدگي و پوشش مناسب آموزش كودكان مسئله ديگري است كه در ماده 28 به آن پرداخته شده است و توضيح ميدهد كه دولتهاي امضا كننده اين پيماننامه موظف به ارائه آموزشهاي دوره ابتدايي به صورت اجباري و رايگان به همه كودكان شدهاند.
بر اين اساس دولتها موظفند كودكان كار و خيابان خود را از آموزش دوره ابتدايي به صورت اجباري و رايگان مستثنا نكنند؛ كودكان كار و خياباني كه با توجه به آمارهاي مختلف، بخش قابل توجهي از آنها از حداقل امكانات بهداشتي آموزشي و تربيتي نيز برخوردار نيستند.
اگر دستي بر نميآوريم! دست ديگران را هم نبنديم
به گزارش ايسنا در بسياري از سوالهاي مطرح شده در مورد كودكان كار و خيابان و ساماندهي آنها، پاسخ نهادهاي مسوول دولتي روشن و مشخص است. در بيشتر موارد، نبود آمار دقيق جهت شناسايي كودكان كار و خيابان، كمبود اعتبار براي پوشش مالي آنها و خانوادهايشان و از همه مهمتر مشخص نبودن متولي اصلي در اين مسئله مطرح ميشود و اين در روال اداري و بروكراتيك ما يعني اين كه به اين زوديها، ترتيب اثري در مورد آنها داده نميشود و تا دولت به خود بجنبد، اين كودكان در خيابانهايي ناامن و پرآسيب بزرگ شدهاند و در بيشتر موارد نيز همان مجرمان سالهاي آينده خواهند بود!
در اين ميان شكل گيري موسساتي غيردولتي و رايگان براي آموزش و ساماندهي ابتدايي اين كودكان كه گاهي از سوي خانوادههاي خود مورد حمايت نيستند، ميتواند نويد روشني براي ايجاد زمينهاي در ساماندهي اين كودكان باشد.
اين مراكز غيردولتي كه معمولا به صورت مستقل عمل ميكنند و مجوزهاي رسمي نيز از وزارت كشور و ساير ارگانهاي مربوطه دارند، با هدف «محو کار حرفهاي کودک در جامعه و دفاع از کودکان کار و خيابان» بدون توجه به تفاوتهاي جنسي، نژادي، رنگ، مليت، تولد و مذهب وارد اين عرصه شدهاند و به فعاليتهايي چون آموزش سواد، مهارتهاي اجتماعي، بهداشت فردي و مهارتهاي فني و هنري، تحقيق در عرصه «کودک کار و خيابان» و اطلاع رساني به مردم، سازمانها و نهادهاي فعال در اين زمينه، جذب و به کارگيري نيروهاي داوطلب فعاليت و کمکها و ياريهاي بدون قيد و شرط، کمک عملي به کودکان کار و خيابان که در زندگي خود نيازمند حمايت فوري هستند (مددکاري) و در نهايت به پيگيري امور بهداشتي و درماني کودکان کار و خيابان به طور عام و خاص ميپردازند.
به گزارش ايسنا، به نظر ميرسد اگر ارگانهاي متولي دولتي توان و زمان لازم براي ساماندهي كودكان كار و خيابان را ندارند، بهتر است، زمينه حمايت از اين نوع از سازمانهاي غيردولتي را فراهم كنند و يا حداقل در سر راه فعاليت اين گروهها مشكل بيشتري را ايجاد نكنند.
جمعيت دفاع از كودكان كار و خيابان، سازماني غيردولتي است که فعاليت خود را از سال82 آغاز كرده و محور فعاليتهاي آن آموزش و حمايت مددکارانه از کودکان کار و همه کودکاني است که به هر علت از آموزش و حمايتهاي اجتماعي محروماند. مدرسهاي كه از سال 83 درپاسگاه نعمتآباد براي اين كودكان تاسيس شده در کنار سوادآموزي، كلاسهاي آموزش خلاقيتهاي ذهني و داستاننويسي، نقاشي، تئاتر و عكاسي، آموزش مهارتهاي زندگي و حقوق کودک براي كودكان و برگزاري هفتگي كارگاه حقوق كودك را نيز به طور هفتگي برگزار ميكند.
افسانه كوچولو روي لبه ميز نشسته و در حالي كه با زگيل رو انگشتش بازي ميكنه، پاهاشو به لبه ميز ميكوبه! بعد سرش رو برميگردونه و به دختر بچه كناريش با همون لحن خودموني، تشر ميزنه كه يعني زودتر مشقاتو بنويس! داره دير ميشه! راهشون دوره! پاسگاه نعمت آباد كجا و ميدون ونك و پارك لاله كجا !!
الان كه هنوز ظهر نشده اما نگران اينه كه كي بايد براي خريد فال برن پيش عمو يحيي! هنوز نميدونه آبجي كوچولو رو هم بايد ببره يا اون امروز ميتونه بره پيش باباشون كه آهن و ضايعات ميخره و ميفروشه!
ازش ميپسم مامات كجاست و اون با يه لحن لات و پسرونه وقتي كه داره از روي ميز ميپره، ميگه: به مامانم چكار داري! من جاي پسر بزرگ بابامم! مواظب آبجي كوچيكمم هستم!
باز ميپرسم پس مامانت كار نميكنه!؟
اينبار دفتر و كتاب رو جمع مي كنه و دست آبجي كوچيكشو ميگيره و ميره سمت در: مامانم مرده!
نظرات کاربران :