پرچم عدالت خواهي را همواره پيامبران الهي و پيروان راستين آنان بر دوش كشيده‌اند.امروز و هميشه مجاهدت در زير اين پرچم، صادقانه ترين نشانه‌ي پيروي از رسولان الهي است. آنچه در كنار همه‌ي الزامات اين حركت، ضروري و حياتي است آن است كه اوّلاً مراقبت شود كساني با انگيزه هاي ديگر، اين شعار حق را ابزار نكنند. و ثانياً به نام عدالت طلبي، حركتي غير منصفانه از سر جهل يا غفلت انجام نگيرد. صبر و بصيرت را براي شما و ديگر تشكلهاي عزيز دانشجوئي از خداوند متعال مسألت ميكنم. مقام معظم رهبري

گزارش حزب الله از هزاردستان زمین خواری در سیرجان(2):
مرزهای دفاع از مفسدان تا كجاست؟  (اخبار)  

از ارتباطات عميق و همبستگي شديد مسئولان شهر مي‌گويد و اينكه در سيرجان حمايت از نظام و انقلاب با لاپوشاني تخلفات مرز بسيار باريكي دارد. به نظر او و در حال حاضر مجرمان بيشتر مسئولان‌اند تا قانون‌شكنان ديگر.

  
 
سه شنبه 4 دیماه 1386  

 

گزارش حزب الله از هزاردستان زمین خواری در سیرجان

مرزهای دفاع از مفسدان تا كجاست ؟

روح‌الله بهرامي قرقاني -  بخش دوم

زمين خواري‌هاي آقاي م. و

 يكي از راه‌هاي نفوذ زمين خواران در سيستم اداري و قانوني  تملك ‌زمين، روزنه‌هايي مانند ماده 56   قانون تملك اراضي دولتي است. براساس اين قانون دولت بسياري از زمين هاي اطراف سيرجان را با انتشار آگهي «‌ملي» اعلام كردو بر همين اساس پس از انتشار آگهي يكي از شهروندان ذي نفع با اعتراض به اين مسئله ادعاي خود را مطرح كردند. از شرايط اين آگهي اين است كه پس از اعلان آگهي و گذشت مدت زمان قانوني تملك اراضي به وسيله دولت قطعي ولازم الاجرا بوده و به هيچ ادعاي ديگري توجه نمي‌شود.

آقاي «م.و»  اما پس از گذشت زمان مقرر و قطعيت پيدا كردن اعلان دولتي مدعي مالكيت 2 هزار هكتار از زمين‌هاي اطراف سيرجان مي‌شود كه تحت عنوان پلاك 5619 مشهور است. دستگاه‌هاي دولتي مسئول در سيرجان به دلائل نامعلوم اقدام به اعلان آگهي‌ 600 هكتار ديگر مي‌كنند و پس از گذشت مدتي يك‌صد هكتار  (1 ميليون مترمربع) زمين به او واگذار مي‌كنند.

بعد از پيروزي انقلاب كميسيون ماده واحده اين واگذاري‌ها را بازنگري و در كميسيون مربوط زمين‌هاي او را به 39 هكتار و 7500 متر مربع(397500مترمربع) تبديل مي‌كند. اين پايان كار آقاي «م.و» نيست زيرا در حالي‌كه  بخش‌ اعظمي از اين زمين‌ها فاقد كشت و زرع و هر نوع تصرف بوده و از سوي ديگر او بر اساس قانون  نمي‌تواند به رأي كميسيون ماده واحده اعتراض كند و بعد از اينكه اسناد 39 هكتار و 7500 ( 397500 متر مربع)را به صورت قطعي دريافت كرد و پس از بازپس‌گيري شكايت اوليه‌اش از دادگاه به كميسيون ماده 34 مراجعه و بخش‌هايي از زمين‌هاي پلاك 6519 و 5577 را فاقد پلاك اعلام كرده و با ضميمه كردن برگ تشخيص براي پيگيري روانه كميسيون ماده 13 مي‌شود.

دقيقا چگونگي ارتباطات و روش‌هاي پيگيري و نفوذ در دستگاه‌هاي دولتي به وسيله آقاي «م.و» روشن نيست هر چند كه تعدادي از متخلفان به وسيله سربازان گمنام امام زمان(عج) دستگير شده‌اند  اما در حالي‌كه بايد تصرفات مدعيان تملك زمين‌هاي ملي داراي سابقه‌اي قبل از سال 65 بوده و علاوه بر اينكه بايد خارج از حوزه استحفاظي شهر قرار گرفته و قيمت كارشناسي‌اش هم پرداخت شده باشد در كميسيون ماده 34 راي به مالكيت آقاي «م.و» صادر مي‌شود.

آقاي «م.و» ، مالك بسياري از زمين‌هاي پلاك‌هاي مذكور مي‌شود و در حالي‌كه زمين‌ها در حوزه استحفاظي شهر سيرجان و فاقد كشت‌‌ و زرع بوده و بهاي اندكي هم براي آن پرداخت مي‌شود پرونده به كرمان ارجاع و از طريق مقامات مسئول كرمان از واگذاري اين زمين‌ها جلوگيري شده و دليل اين مسئله را عدم ارجاع پرونده به كميسيون 13 عنوان مي‌كنند.

در كميسيون ماده 13 تمامي كارشناسان عدم مالكيت‌هاي «م.و»   را تاييد و اسناد به نام دولت صادر مي‌شود.

آقاي «م.و»  پس از اين بن‌بست به سيرجان بر مي‌گردد و به صورت مشكوكي بحث را به كميسيون ماده 148 مي‌برد. در آنجا اداره ثبت اسناد از اداره كل منابع طبيعي درخواست مي‌كند تا مالكيت آقاي «م.و»  را بررسي و اعلام‌نظر كند اما اداره منابع طبيعي پاسخ مي‌دهد: «اگر اراضي مورد ادعاي او در نقشه كميسيون ماده واحده است صدور سند بلامانع بوده و در غير اين صورت خودداري شود.»

اداره منابع طبيعي پس از دو ماه و پيرو نامه اول خود اعلام مي‌كند كه « صدور سند براي زمين‌هاي مورد ادعاي آقاي «م.و»  بلامانع اعلام مي‌شود.»

و به دنبال اين نامه اداره منابع طبيعي آقاي «م.و» مالك 65 هكتار (056  هزار متر مربع) از زمين‌هاي مرغوب اطراف شهر شده و براي اين بسيار تنها 2 ميليون تومان مي‌پردازد.آقاي «م.و»  پس از تصرف اين زمين‌ها كه بعدها مشخص شده متعلق به اهالي بيچاره بخش «خرم‌آباد» است و پس از دريافت اسناد رسمي آن در سال 82، 300 هزار متر مربع از اين زمين‌ها را به شركت تعاوني نيروي دريايي سيرجان فروخته است. پايان  كار آقاي «م.و» و زمين‌هاي بادآورده سيرجان لقمه‌اي است كه در گلوي «م.و»  گير كرده است زيرا سربازان گمنام امام زمان (عج) پس از بررسي پرونده اين زمين‌خوار زيرك از اداره دادگستري كرمان درخواست ابطال اسناد مربوطه را كرده اند، اما ظاهرا اداره حقوقي اداره مسكن و شهرسازي استان كرمان در پيچ‌و‌خم‌ مباحث حقوقي اين زمين‌ها مانده است كه مانده است!

 

مرزهاي حمايت از مفسدان

يكي از منابع خبري و البته امنيتي را در يكي از چهارراه‌هاي شهر ملاقات مي‌كنم؛ او درباره همه چيز بحث مي كند. از تفاوت‌هاي سبك فيلم‌‌سازي حاتمي‌كيا و ده‌نمكي تا روش‌‌هاي جامعه‌شناسي ديني و دست‌ آخر مي‌گويد كه براي بديهيات آمده‌اي و احتمالا باز‌خواهي گشت با دست‌هاي خالي!

از ارتباطات عميق و همبستگي شديد مسئولان شهر مي‌گويد و اينكه در سيرجان حمايت از نظام و انقلاب با لاپوشاني تخلفات مرز بسيار باريكي دارد. به نظر او و در حال حاضر مجرمان بيشتر مسئولان‌اند تا قانون‌شكنان ديگر. او مي‌گويد كه مسئولان شهر به نام حمايت از نظام اطلاعات تخلفات يكديگر را افشاء نمي‌كنند. در چنين وضعيت مزمن و رنج‌آوري اگر كسي قانون‌شكني ديگري را و حتي حيف‌و‌ميل‌هاي بيت‌المال را افشاء كند در چشم دلسوزان و حتي مردم شهر خائن است اما زمين‌‌خواران و غارت‌گران بيت‌المال چون خائن‌اند و با افشاء‌ شدنشان «نظام و انقلاب» تضعيف مي‌شود و خون شهدا به هدر خواهد رفت در حاشيه امنيت به كارشان مشغول‌اند. گفته مي‌شود كه از قرار  آقاي «س» رئيس يكي از نهادهاي دولتي شهركه در حال حاضر در شهرستان «ج» به مسئوليت چشمگيري رسيده به دليل ارتباطات گسترده با آقاي «ب» سرمايه‌دار، و متهم به زمين‌خواري  و به مدد ارتباط آقاي «ب» با يكي از نهادهاي دولتي شهر از سفر من به سيرجان آگاه شده است و بعد از چند تماس با زعماي قوم از آنان خواسته  تا ماست‌ها را كيسه‌ كنند و تا اطلاع ثانوي نه با خبرنگار جماعت مصاحبه كنند و نه درباره زمين‌خواري‌ها موضعي داشته باشند. اين مقام دولتي كه از قرار ارتباط فاميلي نزديكي با آقاي «ب»متهم به زمين خواري هم دارد از مسئولان شهر خواسته است تا ضمن محكوم كردن هر نوع زمين‌خواري ؛ ذهن خبرنگاران احتمالي را به زمين‌خوارهاي حاشيه شهر معطوف كنند و از حيف‌و‌ميل و غارتگري بيت‌المال در داخل شهر به عنوان زمين‌خواري‌ها و تخلفات كوچك ياد كنند تا در مقايسه با زمين‌خوارهاي عمده حاشيه شهر به چشم نيايد. دام ناشيانه آقاي «س» كارگر افتاده است و هر ذهن ساده‌اي احتمالا با دريافت انبوه اطلاعات زمين‌خواري‌هاي در حاشيه شهر كه گاه از دهها هزار متر تجاوز مي‌كند بذل‌و‌بخشش چند هزار يا چند صدمتر زمين ناقابل  از سوي آقاي «خ» به يكي از اقوام خود با سوء استفاده از منصب مهم سياسي‌اش را به حساب نخواهد آورد.

در اين افكار غوطه‌ور‌شدن در مقابل چهره مات و مردد منشي مهمان‌سرا تنها گذاشتن او با انبوهي از سوالات است. از قرار آن طفلك بيچاره وقتي با چهره خواب‌آلوده ژنده‌اي كه از او مي‌خواسته در صورت مراجعه هر شخصي  براي بازرسي اتاقم مرا در جريان بگذارد حسابي ترسيده است. نيم‌ساعت ارزشمند بعد از ظهري‌ام تبديل به يك‌و‌نيم ساعت‌ گران‌قدر مي‌شود تا حداقل به انبوه تماس‌هاي نافرجام تلفني‌ام پاسخ بگويم. غالب شماره‌ها با پيش شماره‌هاي مخصوص سيرجان آغاز مي‌شود و اين مهر بطلان بر خيال خام  من است كه تصور مي‌كردم با ورود ناگهاني در نيمه‌شب ديشب مسئولان و زمين‌خواران شهر را غافلگير كرده‌ام.

باز هم زمین خواری ،باز هم  آقاي «م.و»

ريشه تخلفات و غفلت‌ها را بايد در دو گلوگاه جست‌وجو كرد. گلوگاه‌هاي قانوني به همان اندازه براي زمين‌خواران منفعت دارد كه زد و بند مسئولان مي‌تواند مفيد باشد.در گناه زمين‌خواري‌هاي آقاي «م.و»- يكي از زمين‌خواران بزرگ سيرجاني – علاوه بر دستگاه‌هاي امنيتي و نظارتي اداره‌هاي ثبت اسناد و منابع طبيعي بيش از همه سهيم‌اند زيرا صدور سند براي تملك زمين هاي آقاي «م.و» جز با تباني اين دو اداره امكان‌پذير نيست.

آقاي «م.و» بعد از اينكه براي 85 هكتار از زمين‌هايش سند مي‌گيرد در دادگاه سيرجان طرح شكايت كرده و مدعي مالكيت 21 هكتار ديگر از اين زمين‌ها نيز مي‌شود.او با زد‌و‌بند با اداره منابع طبيعي در دادگاه ادعا مي‌كند كه اسناد زمين‌هاي من 37 هكتار  است ولي بيشتر از 21 هكتار در تصرف من نيست و بدين ترتيب اسناد 21 هكتار ديگر را نيز مي‌گيرد.

در باقي تصرفات در پلاك 6519 او با زد‌وبند با كارشناس سازمان مسكن و شهرسازي ترتيب حضور آنان در دادگاه را مي‌دهد و قرار مي‌شود آنان در دادگاه دفاع موثري از حقوق دولت نداشته باشند. دادگاه از اداره منابع طبيعي دعوت مي‌كند و اداره منابع طبيعي با تاييد ادعاي «م.و»  ادعا مي‌كند كه باقي تصرفات او در پلاك 6159 است و سازمان مسكن و شهرسازي مزاحم تصرف او است و بايد از اين زمين‌ها كنار برود.نماينده حقوقي سازمان مسكن و شهرسازي در دادگاه محكوم مي‌شود و دادگاه بدون اينكه به كروكي‌ها و اسناد كميسيون ماده واحده مراجعه كند حكم را به نفع او صادر مي‌كند.

 در حال حاضر مجموع زمين‌هاي در تصرف اين زمين‌خوار معروف 113 هكتار (1 ميليون و 130 هزار متر) است اما با يك محاسبه ساده او در اين محدوده 73 هكتار(730 هزار متر) زمين را بدون هيچ دليل و بهانه‌اي در تصرف خود دارد و بدون اينكه حتي يك عدد گندم در اين زمين‌ها كاشته باشد اسناد آن را در كميسيون ماده 148 تحت عنوان مستثنيات كشاورزي دريافت كرده است. با كمي دقت در عملكرد كميسيون ماده 148 اداره ثبت مي‌توان دريافت كه اين كميسيون هر كاري خواسته انجام داده و به نام احياء زمين‌ها و با زد‌و‌بندها به راحتي اقدام به صدور سند كرده است.

«م.و»   به اين مقدار هم قانع نيست او در حال حاضر با تاسيس شركت «خ» زمين‌هاي بادآورده مردم بيچاره سيرجان را به عنوان سرمايه خود اعلام كرده است.

نقش مسئولان شهر در اين زمين‌خواري غيرقابل انكار است. يكي از مسئولان شهر آقاي «خ» در واگذاري زمين‌ها نقش بسزايي داشته است. او با اينكه از واقعيت امر مطلع بود و براي اينكه «م.و»  بتواند زمين‌هاي خود را بدون هيچ دردسري به مردم سيرجان بفروشد  اسناد  زمين‌ها را كه داراي كاربري كشاورزي بوده به كميسيون ماده 5 برده و به كاربري مسكوني تغيير داده است.

در اين ميان چه بسيار بودند شهرونداني كه بدون اطلاع از فسادهاي پشت پرده در ليست ثبت‌نام‌كنندگان خريد زمين از اين زمين‌خوار بزرگ ديده مي‌شوند. يكي از سربازان گمنام امام زمان(عج) در سيرجان مي‌گفت كه برخي از شهروندان حتي گوشواره گوش فرزندشان را فروخته‌اند تا بتوانند با خريد قطعه‌اي كوچك از اين زمين‌ها همسر و فرزندانشان را از رنج اجاره‌نشيني نجات دهند.

با بررسي‌هايي كه سربازان گمنام امام زمان (عج) انجام داده‌اند در حال حاضر 311 هكتار از زمين‌هاي سيرجان به تصرف اين زمين‌خوار بزرگ در آمده است كه ارزش تقريبي آن بيشتر از 80 ميليارد تومان است.  در حال حاضر و با تلاش سربازان گمنام امام زمان(عج) از تصرفات بيشتر و فعاليت گسترده‌تر «م.و»  جلوگيري شده و از اداره مسكن و شهرسازي درخواست شده است تا عليه او اقامه دعوي كند اما اين پايان ماجرا نيست!

 

اين است عصر انفجار اطلاعات!

 

از قضا همانگاه كه من در حسرت يك چرت نيم ساعته به سر مي‌برده‌ام در شهرستان قم ماموران پليس براي بازداشت روحاني جوان سيرجاني مراجعه كرده‌اند اما تعدادي از دانشجويان عضو جنبش عدالت‌خواه مانع شده  و حتي تا مرز درگيري با ماموران هم پيش رفته‌اند. اين روحاني سيرجاني – حجت‌الاسلام جهان‌شاهي- شايد روي هم‌رفته از قدي  حدود  1 متر و 60 سانتي‌متر و وزني زير 50كيلوگرم برخوردار باشد و هرگز نمي‌تواند جزء شهروندان خشن محسوب شود بلكه سكون و آرامش اخلاقي‌‌اش در اولين برخورد مخاطب خود را تحت‌تاثير مي‌گذارد.

در ملاقاتم با او  سعي مي‌كنم كمي‌ غيرت صنفي‌اش را تحريك كنم و از او بخواهم درباره اينكه چرا نظام اسلامي با يك روحاني برخوردي  اين‌گونه دارد سخن بگويد اما او تنها چيزي كه گفت اين جمله بود: « مي‌ترسم مطرح شدن پرونده زمين‌خوارهاي سيرجان در نهايت به زيان نظام باشد»!

از حال او – به عنوان يك قسمت از گزارش نهايي‌ام – جويا مي‌شوم و او از پشت تلفن مي‌گويد كه خوب است و نمي‌داند بايد به همراه ماموران برود يا به حرف دانشجويان خشمگين در خانه بنشيند! او بيشتر طالب دستگير شدن است و دانشجويان با او مخالف‌اند و در نهايت قدرت بر منطق پيروز مي‌شود و ماموران دست خالي از خانه حجت‌الاسلام جهان‌شاهي باز مي‌گردند.

 

با يكي از دلسوزان شهر به سمت ميدان نيروي دريايي به راه مي‌افتم، در آنجا با رابط اصلي پرونده زمين‌خوارهاي سيرجان آشنا‌ مي‌شوم ، انساني تمام و كمال است و مردي بسيار نيك .

 

تا شب درباره انواع زمين‌خوارها مي‌گويد،قند و عسل از لبانش مي‌ريزد و دست آخر و بعد از اينكه بيشتر زمين‌هاي تصرف شده را دور مي‌زنيم غروب آفتاب و در حالي‌كه از شدت  اطلاعات گيج و منگ شده‌ام نماز را در امامزاده‌اي نزديك جاده بافت- سيرجان مي‌خوانيم و بعد از نيم‌ساعتي نرسيده به مسجد جامع شهر از هم خداحافظي مي‌كنيم.

 در مسجد جامع شهر تعدادي از بچه‌هاي مسجد كه عموما از نسل سوم انقلاب تشكيل شده‌اند گرد آمده‌اند و من بدون اينكه متوجه شوم براي آنها تبديل به يك سوال بزرگ شده‌ام. آنها يك‌يك صحبت مي‌كنند و عموما وقتي صورت كامل‌تر اطلاعاتشان را از من مي‌شنوند شوكه مي‌شوند.

 يكي‌شان مظلومانه مي‌گويد:«شما با آمدنتان از تهران ما را از خواب غفلت بيدار كرديد. واقعا هيچ‌كس حرف حاج‌آقا را نفهميد.» بچه‌هاي مسجد عموما دچار وجدان درد شده‌اند و از اينكه امام جماعت مسجد امام حسن(ع) به سه‌ ماه زندان محكوم شده و عملا نتوانسته كاري از پيش ببرد خود را مقصر مي‌دانند، طبق روال، آنها هم به فكر حركت‌هاي سريع و معترضانه‌اند اما از آنها دعوت مي‌كنم تا ضمن حفظ آرامش اجازه دهند بي‌طرفانه به كار خود مشغول باشم و به همين دليل سمت‌و سوي صحبت‌ها بعد از دقايقي به سوي سياست‌هاي مبارزه با مفاسد اقتصادي، رابطه با آمريكا ، نقد فضاي فرهنگي حاكم و مباحثي اين‌چنيني مي‌رود اما هنوز شروع نشده يكي ديگر آن را به بحث‌هاي سيرجان مربوط مي‌كند دوباره بحث اصلي مي شود سيرجان.

 از بچه‌هاي مسجد اجازه مي‌خواهم تا با تماس‌هاي تلفني‌ام كه اتفاقا بعد از ورود به مسجد افزايش قابل توجهي داشته اند، پاسخ دهم.

 آقاي «ح» تا امروز عصر تقريبا پنج ‌بار، آقاي «د» هفت بار، آقاي «م» سه بار تماس داشته‌اند. باقي تماس‌ها ناشناس بوده است. از ابتداي ورود به مسجد تا انتهاي جلسه بچه‌هاي مسجد كنجكاوانه مي‌پرسند و مي‌پرسند و در ميان آنان فقط يك‌نفر ساز مخالف مي‌زند. آقاي «ب» يكي از چهره‌هاي اصلي پرونده سيرجان نزديك عصر تماس مي‌گيرد و قرار مي‌شود ملاقاتي با او داشته باشم. نزديك به دوازده تماس از تماس‌هاي آغاز شب تا آخرين ساعات شب مربوط به يك ناشناس است كه اصرار دارد حتما ملاقاتي خصوصي  و به دور از حضور ديگران داشته باشد. درخواست‌هاي او در آخرين تماس‌ها به تهديد تبديل مي‌شود و من وعده مي دهم حتما در اواخر شب او را در مهمانسرا ملاقات كنم.آقاي «ح» با لحني بسيار مودبانه دعوت مي‌كند و يك ناشناس كه بازهم درخواست ملاقات خصوصي دارد. تعجب‌آورترين سوال اين است: چگونه و به سرعت زياد تمام طيف‌هاي سياسي شهر و به‌خصوص صاحب‌نظران درباره پرونده سيرجان از حضورم در مسجد جامع شهر و جلسه خودماني با بچه‌هاي مسجد آگاه شده‌اند؟ اين است عصر انفجار اطلاعات!

 ادامه دارد...

            نظرات کاربران :


 
نظر شما درباره اين مطلب:







به خاطر سپردن اطلاعات؟



   

 

 

اعتراض بسيج دانشجويي دانشگاه شريف به احضار مسئول بسيج دانشجويي اميركبير
دانشجویان به اقدام های عملی دفاع از مسجد الاقصی، جایزه 200 هزار دلاری می دهند
رونمایی از پوستر جایزه 200 هزار دلاری دفاع از مسجد الاقصی
لزوم پايان دادن به شعارها و اقدام عملي جدي در مبارزه با مفاسد اقتصادي و دانه درشت ها و اعتراض به برخي برخورد ها با عدالت خواهان
خاطره شيخ‌الاسلام از صدور انقلاب اسلامي به فيليپين
محاصره غزه؛ تداوم درد و رنج كودكان يتيم فلسطيني
مراسم رونمایی پوستر جایزه 200 هزار دلاری عملیات موفقیت آمیز علیه اماکن صهیونیستی+سخنراني دكتر كوشكي درباره مسائل جاري فلسطين
خدمت به مردم، و حضور در زمان نیاز به حضور، كارهای خدایی هستند
زبان مشترک!
النفط وماادریک ماالنفط!
ویرایش جدید "لبنان به روایت امام موسی صدر"
مناظرات انتخاباتی از واجبات بود
مهار قدرت در مردم سالاری دینی
طرح تدوین تاریخ شفاهی جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی
بصیر در فراز و فرودهای تاریخ
چگونه می مکند این اقویا خون ضعیفان را
ما پیروزیم
مسجد الاقصی ماست نه معبد آنها ...
آنان که امام را پذیرفتند/ اسلام قیام را پذیرفتند
جنگ با ظلم و فساد و ستم و جور و جفا/ کنم از راه وفا
نمی بینی مگر این فتنه سازان را؟
ما صبح عدالتیم، اینک
بنویسید که اسلام غریب است هنوز . . .
راهبردهای رهبری در مهار فتنه
عید ما روزی بود کز ظلم آثاری نباشد
جايي­که­زندگي­دردِ­مردمه
ای گوشه نشینان! بكوشيد و بجوشيد و غوغاي زندگي را برپا داريد...
دومين يادنامه "محمدرضا آقاسي" نوشته شد
عرضه 50 هزار نسخه كتاب تاریخ انقلاب در یک ماه
"تبسم‌هاي فيروزه‌اي"
«پیاده‌ها» راهی بازار نشر شدند
انشای احکام قضایی ساده و قابل فهم می شود
مناسبات قدرت و قانون در ايران معاصر
خواستم بی خبر نمانی!
شمع های صف کشیده!
نظريه ولايت و دولت در دوران معاصر
عباس سلیمی‌نمین و مظلومیتی مضاعف
قوه‌ی قضائیه؛ بیم ها و امیدها/ نگاهی به عملکرد هاشمی شاهرودی و آینده لاریجانی آملی:
یدالله مع الجماعه
صاویری ناب از قبه الصخره و مسجد الاقصی

    


 


   

    



 

استفاده و باز نشر  مطالب سايت با ذکر ماخذ بلامانع مي‌باشد  |  ارتباط با ما
طراحي و برنامه‌نويسي از موسسه نرم‌افزاري آرمان