پرچم عدالت خواهي را همواره پيامبران الهي و پيروان راستين آنان بر دوش كشيده‌اند.امروز و هميشه مجاهدت در زير اين پرچم، صادقانه ترين نشانه‌ي پيروي از رسولان الهي است. آنچه در كنار همه‌ي الزامات اين حركت، ضروري و حياتي است آن است كه اوّلاً مراقبت شود كساني با انگيزه هاي ديگر، اين شعار حق را ابزار نكنند. و ثانياً به نام عدالت طلبي، حركتي غير منصفانه از سر جهل يا غفلت انجام نگيرد. صبر و بصيرت را براي شما و ديگر تشكلهاي عزيز دانشجوئي از خداوند متعال مسألت ميكنم. مقام معظم رهبري

آنجا كه عدالت مظلوم است!
سلسله گزارشات تفصیلی از زمین خواری سیرجان و دستگیری و شکنجه عدالتخواهان(1)  (اخبار)  

در آن زير زمين نمور و ‌تار‌يك آقاي،« الف»، گفت: علاوه  بر دست‌ها، پاهايم را هم ببندند و بعد با لگد چنان بر سينه‌ام زد كه افتادم، گونه‌ام شكست، پروتز چشم مصنوعي‌ام شكست و تمام بدنم كبود شد... با اينكه مي‌دانست پاي راست من شش بار عمل شده و تركش داخل آن است با «تعليمي» مي‌‌زد به كف پاهايم و من فرياد مي‌كشيدم...

  
 
سه شنبه 4 دیماه 1386  

 

گزارش حزب‌الله از هزار دستان زمین خوار ی در شهرستان  سيرجان

 

آنجا كه عدالت مظلوم است!

روح الله بهرامي - بخش اول

 افشاگری یک روحانی  جوان  در شهرستان سيرجان استان كرمان و به دنبال آن اعلام جرم  عليه او و محكوميت اين روحانی  جوان  به تحمل سه ماه و يك روز حبس غيرقابل تبديل در اواخر سال گذشته علاوه بر اينكه  تبديل به يكي از مهم‌ترين اخبار محافل خبري كشور شد پرده از بسياري واقعيت‌ها برداشت.افشاگري حجت الاسلام جهان‌شاهي نه تنها باعث توجه محافل خبرساز كشور به پديده زمين‌خواري و مهم‌تر از آن رشد فزاينده فساد اداري در كشورشد باعث شد، واقعيت‌هاي تازه‌اي نيز از فعاليت مافياي زمين‌خواري در اين شهر آشكار شود. اگرچه اخبار ابتدايي از سيرجان حاكي از اعتراض اوليه يك جانباز 68 درصد شيميايي و به دنبال آن دستگيري وي و ضرب وشتم شديد او در يكي از نهادهاي  دولتي شهر حكايت داشت اما بعدها د ستگيري مجدد اين جانباز باعث شد تا سرلشكر ايران نژاد ـ جانباز 70درصد نمونه كشوري وعضو شورای شهر  ـ در اعتراض به فعاليت‌هاي پيوند مافيايي زمين‌خواري و برخي مسئولان شهر دست به انتشار چند نامه اعتراض‌آميز زده و حتي با بخش خبري 30: 20 شبكه دوم سيما مصاحبه كند.در همين حال و با انتشارخبر محكوميت طلبه جوان و با دعوت يك نهاد امنيتي در شهرستان سيرجان خبرنگار حزب‌الله در يك سفر 60 ساعته به سيرجان از واقعيت‌هايي تازه از رشد فساد و زدوبندهاي برخي مسئولان شهر با مافياي ثروت و قدرت پرده برداشته است.اگرچه زمان اندك حضور خبرنگار ما در اين شهر و از سويي جو به شدت محدود و بسته سيرجان اجازه كند و كاو بیشتر  در پشت پرده حوادث اين شهر را از خبرنگار ما گرفت اما به نظر مي‌رسد اعزام گروه‌هاي خبره بازرسي و حقيقت‌ياب به اين شهرستان و البته اطمينان از پايداري و قوت اراده مأموران در مقابل پيشنهادات چشمگير اين باندهای فساد مي‌تواند منجر به كشف واقعيت‌هاي تلخ‌تري از آنچه در اين شهر مي‌گذرد شود.انتظار به جايي كه بسياري از مسئولان سالم و شهروندان سيرجاني از مديريت كلان كشور مطالبه  مي‌كنندهر چند كه در حال حا ضر حجت الاسلام جهان شاهي دومين هفته محكوميت خود را در زندان سير جان مي گذراند و شايد اين نوشتار نوشدارويي پس از مرگ سهراب باشد .لازم به ذكر است به دليل حفظ هويت تمامي افرادي كه در اين گزارش به عنوان متهم مطرح شده‌اند از درج نام آنان خودداري شده است كه اطلاعات مبسوط آن در دفتر روزنامه موجود و در اختيار مسئولان نظارتي و امنيتي كشور قرار داده خواهد شد. پيشاپيش مراتب سپاسگزاري خود را از سربازان گمنام امام زمان (عج) كه ما را در تهيه اين گزارش ياري كردند اعلام مي‌دارد.مجموعه حاضر ترکیبی است از مجموعه اطلاعات و اخبار ویژه زمین خواری در این شهر و حاشیه هایی که گاه خواندنی تر از متن شده است.

 « .... در آن زير زمين نمور و ‌تار‌يك آقاي،« الف»، گفت: علاوه  بر دست‌ها، پاهايم را هم ببندند و بعد با لگد چنان بر سينه‌ام زد كه افتادم، گونه‌ام شكست، پروتز چشم مصنوعي‌ام شكست و تمام بدنم كبود شد... با اينكه مي‌دانست پاي راست من شش بار عمل شده و تركش داخل آن است با «تعليمي» مي‌‌زد به كف پاهايم و من فرياد مي‌كشيدم ... آقاي «ح» آب سرد از آب سردكن پر مي‌كرد و مي‌ريخت روي صورتم تا به هوش بيايم بعد دوباره مي‌زدند...

 از همان روز مادرم سكته كرد، از صبح چيزي نخورده بودم، از نماز جمعه مرا ربودند، تا به خودم بيايم در آنجا داشتم كتك مي‌خوردم.

 صداي مرد مي‌لرزد و با يادآوري آن حادثه‌ چندش‌آور بغض‌ها‌يش را مي خورد و از ادامه آن روزهاي وحشتناك اين‌طور مي‌گويد: شب مرا داخل صندوق عقب يك اتومبيل گذاشتند و بردند نزديكي‌هاي يك پل بزرگ خارج از شهر . باران مي‌باريد، زير پل دست‌بند و پابندم را باز كردند و با طناب از پشت بستند، آويزانم كردند، زير پل در مسير سيلاب، صداي ماشين‌هايي كه از روي پل رد مي‌شدند مي‌آمد، بي‌هوش شدم، از سرما، لباس نداشتم و درد مي‌كشيدم ...»

 باورش بسيار دشوار است، اين‌حرف‌ها نه درد و دل‌هاي يك مبارز از زندان‌هاي مخوف قبل از انقلاب است و نه خاطرات يك آزاده سرافراز از دوران اسارت، بلكه برشي است كوتاه از جفاهايي كه بر يك جانباز 68 درصد سيرجاني رفته است؛ در زير زمين محل كار يكي از طرفداران زمين خواري ! 

 براي من هم باورش دشوار بود، دشوار از اين جهت كه نمي‌توانستم باور كنم، دشوار به اين دليل كه اين اتفاقات نه در دوران دولت نهم كه در آخرين سال‌هاي دولت اصلاحات روي داده بود و من بودم و معمايي كه يك سوي آن يك روحاني دستگير شده و محكوم به زندان، يك جانباز 68 درصد جنگ كه جانش به مشتي قرص و كپسول و مخزن اكسيژن هميشه همراهش بند است و يك جانباز 07  درصد نابينا كه اتفاقاً عضو شوراي شهر است؛ كه فرياد مي‌كشيدند از فساد دامنگير مسئولان شهر و سويي ديگر مسئولاني كه با خونسردي از پشت تلفن مي‌گفتند واقعيت ندارد و همه‌چيز امن و امان است و چندتايي هم بهانه سكوتشان را حفظ انقلاب و نظام مي‌دانستند و فراموش كرده بودند درخت استوار ايران اسلامي بدون چند مسئول متخلف هم سراپا مي‌ماند.

 اين حرف‌ها و حديث‌ها درست لحظه‌اي از مقابل چشم‌هايم عبور كرد كه هواپيماي غول پيكر «ايرباس»  نيمه شب تنها و سرگردان در فرودگاه كرمان رهايم كرد و من ماندم و معمايي به نام معماي سيرجان و هزاران راه گذشته از پشت سر و كيلومتر‌ها راه تا سيرجان.

از سيرجان تا كرمان با سواري‌هاي آنجا نزديك به دو ساعتي راه است و در اين فاصله هيچ‌چيز نمي‌تواند به اندازه مردي سيرجاني كه از سير تا پياز شهر اطلاع دارد، مفيد باشد. مرد سيرجاني از همه جا گفت، تقريبا تمام مسئولان شهر را به هم ربط داد، از لاپوشاني واعظ و مطرب و داروغه شهر در حادثه دستگيري فرزند يكي‌شان در يك خانه فساد بگير تا زدو‌بندهاي آنان در پروژه فلان  و رشد سريع و تعجب‌انگيز يكي‌‌شان در قم و خريدهاي عجيب و غريب يكي ديگر در بندرعباس و تهران. اينها را مردي مي‌گفت كه سبيل داشت.

تقريبا مرد سيرجاني از تمام ماجراهاي شهر گفت و اين سخنان درست وقتي به پايان رسيد كه من و او بوديم و خيابان‌هاي خلوت نيمه شب سيرجان . شب تمام هتل‌ها لبريز از مسافران خسته بودند. به ناچار و با ضرب ‌و زور مرد سيرجاني شب را در ميهمان‌سراي صدا و سيماي سيرجان اتراق كردم. خودم را لاي ژاكت پشمي‌ام پيچيدم و به اميد صبح خواب چشم‌هايم را در ربود. فردا ششم اسفند 85 بود.

****

 ماجراي زمين‌خواري‌هاي گسترده در سيرجان وقتي بر سر زبان‌ها افتاد كه حجت‌الاسلام جهان شاهي روحاني جوان سيرجاني از بروز انواع فسادهاي مختلف در سطح مديران شهر اطلاع پيدا كرد، او دريافت كه برخي از مسئولان شهر با زدو‌بند با يكديگر و بذل و بخشش زمين‌هاي مرغوب سكه بر سكه مي‌گذارند و آنجايي كه بيم‌رسوايي مي‌رود با زد‌وبند با دلالان پشت پرده شهرام جزايري‌هاي كوچكي متولد مي‌كنند تا در سايه‌سار آن خود نيز به نوايي رسيده باشند.

 او دريافته بود محرومان سيرجان بايد سال‌هاي سال به انتظار تسهيلات دولتي بنشينند و دست آخر به آنچه خواسته‌اند نرسند و عده‌اي ديگر با تشكيل تعاوني‌هاي ريز و درشت و به مدد آشنايان خود در گلوگا‌ه‌هاي حساس اداري يك شبه تبديل به سرمايه‌داراني شوند كه همان زمين‌‌ها را به چند برابر قيمت به محرومان شهر مي‌فروشند.  تا مستضعفان رنج ديده سيرجاني هر روز فقير‌تر و فقيرتر شوند، گوشواره دخترانشان را بفروشند و فرش زير پايشان را و در عوض سرمايه‌داران قدرتمند و زالو صفت شهر هر روز فربه و فربه‌تر شوند.

 حجت‌الاسلام جهان شاهي در ابتدا با انتشار نامه‌اي با عنوان «فرياد عدالت» خطاب به مردم شهر و با تشكيل ستاد مردمي به مصاف فساد روزافزون شهر رفت، او در اولين نامه خود نوشت : «سوء استفاده‌هاي برخي مسئولان شهر از مقام ، منصب و امكانات بيت‌المال و دردو‌دل‌هاي ما در اين باب مقوله تازه‌اي نيست اما بحث زمين‌خواري‌هاي بزرگ در سيرجان مسئله‌اي است كه به تاز‌گي بر سر زبان‌ها افتاده.

 «...اعتراض يكي از جانبازان جنگ تحميلي به ماجراي زمين معروف «دولاب» در سيرجان تا خبر شبكه دو سيما كه بزرگ‌ترين زمين‌خواري كشور را در سيرجان اعلام كرد و ساير اخباري كه اين روزها از جرايد رسمي كشور منتشر مي‌شود همه‌وهمه حكايت از واقعيت تلخ دارد.

نويسندگان و امضا‌كنندگان اين نامه نگرانند كه اين‌بار هم عدالت و حقيقت و منافع شهروندان اين شهر در پيچ‌و خم مصلحت‌هاي حزبي و شخصي عده‌اي خاص فدا شده و اين بحث ابزاري براي جلب آراء مردم بيچاره براي سوء استفاده‌ گران شود و هيچ كس به فكر اجراي عدالت و احقاق حق مردم محروم و مستضعف نباشد.»

 روحاني جوان سيرجاني وقتي با تكرار همين سخنان در نامه خود به مردم و مسئولان شهر تاثيري نديد راه پايتخت را در پيش گرفت و با تلاش بسيار با مسئولان ارشد قوه قضائيه و مجلس شوراي اسلامي ديدار كرد و البته به ديدار حاج‌داود  احمد‌ي‌نژاد – مسئول بازرسي  دفتر رئيس جمهور و برادر محمود احمدي نژاد – رفت و از او خواست هيئت ويژه‌اي براي كشف حقيقت عازم ديار سيرجان كند اما برادر رئيس جمهور از او خواست تا براي اثبات خواست عمومي شهروندان سيرجان طوماري مردمي جمع‌آوري كند. مسئول دفتر بازرسي ويژه رئيس جمهور مي‌پنداشت آنچه مي‌شنود با واقعيت‌ها فاصله‌اي بسيار دارد و حتما شهروندان سيرجاني در سايه عدالت‌گستري و مهرورزي نهمين رئيس جمهور از حداقل‌ها بر‌خوردارند.

 هزار دستان سيرجان

 روحاني جوان سيرجاني به سيرجان بازگشت؛ او به دليل خواسته مسئولان نامه‌اي ديگر نوشت و اين بار طوماري تهيه كرد كه ضمن افشاي برخي از فسادهاي مسوولان مختلف شهر از شهروندان خواسته بود طوماري را امضا كنند كه به ادعاهاي مسئولان ارشد پاسخ مي‌گفت. در اين طومار آمده بود: « و اما پيشنهاد ما به تمامي كساني كه تا كنون از طرف دولت زمين نگرفته‌اند يا ساير مردمي كه از اين بي عدالتي ها رنج مي‌برند و مايلند در اين امرخداپسندانه

( مبارزه با زمين خواري و برقراري عدالت در واگذاري زمين) سهيم باشند اين است كه با مراجعه به دفتر مجمع جوانان مسجد واقع در بولوار دكتر صادقي ،‌ بالاتر از چهار راه رضوي طوماري را كه در آن از رياست محترم جمهور و ساير مسئولان  درخواست رسيدگي به اين مسئله مطرح شده است را امضا كنند  بعضي از مسئولان شهر معتقدند هيچ كس وجود ندارد كه حداقل يك قطعه زمين از دولت دريافت نكرده باشد لذا تقاضاي ما، اين  است كه هر كس تا كنون زمين دولتي ( رايگان) نگرفته است براي ثبت نام به آدرس مذكور مراجعه كند تا يا به همه زمين داده شود يا جلوي زمين خواران گرفته شود.»

 زندگي حجت الاسلام جهان شاهي بعد از اين ماجرا دچار تغييرات عمده‌اي شد زيرا به مجرد انتشار اين نامه سيل جمعيت شهروندان سيرجاني كه يا به تصور اعطاي زمين و يا براي اثبات عدم بهره مندي شان از دريافت زمين دولتي به سوي مسجد امام حسن‌مجتبي(ع) سرازير شدند باعث ايجاد ازدحام در خيابان‌هاي منتهي به مسجد شد. نقطه اشتراك همه شهروندان قبول واقعيت بي عدالتي در اعطاي زمين بود، درست به همين دليل و فرداي آن روز حجت الاسلام جهان شاهي به اتهام نشر اكاذيب،  تشويش اذهان عمومي و ثبت نام خودسرانه براي اعطاي زمين از سوي نهادهاي امنيتي شهر دستگير و در دادگاه ويژه روحانيت محاكمه و به سه ماه و يك روز حبس ( غير قابل تبديل) محكوم شد تا نزديك به 91 روز از عمرش را در زندان سيرجان بگذراند.

****

 اولين مقصد و مقصود در صبح سرد سيرجان يكي از نهادهاي دولتي شهر است كه ميزبان ما است. از پشت تلفن مردي مي‌گويد كه خاطرش از چنين وعده‌اي تهي است و بعد از بارها تماس بالاخره آدرس مي‌دهد و بعد هم تماس هاي بي‌نتيجه.

درخيابان تختي ابتدا متوجه مي‌شوم آدرس متعلق به يك نهاد دولتي ديگر است و بعد اينكه به تازه‌گي فرمانده آنجا عوض شده و آقاي « الف» متهم به ضرب و شتم  يك جانباز 68 درصد مدتي است منتظر دوران بازنشستگي است.

 بعد از گذار از حصار دژبانان و ملاقات با رياست آنجا عاقبت دست خالي و تنها با يك آدرس به سراغ ميزبانان فراموشكار خود مي‌روم. مثل مردم خونگرم سيرجان مسئولان و مخصوصا نهادهاي امنيتي آنجا هم ميزبانان خوبي‌اند.

 در مقابل دوربين مدار بسته آنجا مي‌ايستم و خود را به قدم زدن مشغول مي‌كنم؛ تصور من اين است كه حتما ميزبانان فراموشكار، الان در حال بحث و چانه زني يا انديشيدن راه حلي درست براي برخورد با خبرنگار سمج آمده‌ از  پايتخت اند.

 بعد از نزديك به 20 دقيقه پنجره كوچك ميانه در باز مي‌شود و جوان سرباز نام و مشخصاتم را مي‌پرسد و بعد از چند دقيقه مي‌گويد كه مي‌توانيد وارد شويد.

 در اطاق انتظار  و بعد از ملاقات بامسئولان آنجا باز هم دست‌هايم خالي است. پاسخ ها كاملا شبيه به هم است. آنها هم مي‌گويند كه حجت الاسلام جهان شاهي با سوء استفاده از عنوان نماينده رئيس جمهور كاملا خودسرانه به ثبت نام زمين پرداخته و بعد هم به پشت پرده‌اي اشاره مي‌كنند كه قرار مي‌شود بعدها مفصل درباره‌اش توضيح دهند.

 بر اساس يافته‌هاي آنان پرونده تخلفات اداره‌اي كه به شكنجه جانباز سيرجاني پرداخته هم باز است و در حال رسيدگي. آنان با قبول تلويحي اين فاجعه از آن به عنوان حادثه‌اي تاسف بار ياد مي‌كنند.

و هر بار كه موضوع بحث را به سمت طلبه محكوم سيرجاني مي چرخانم كاملا قاطعانه به سراغ اصل بحث مي‌روند و تلاش براي اثبات بي گناهي خود و توهم طلبه مغضوب همت آنان مي‌شود.

 ناهار را با « دوستان» آن نهاد امنيتي صرف مي‌كنم  و به سراغ اسباب و اثاثيه ويلان و سرگردانم در ميهمانسراي جهانگردي سيرجان مي روم تا لااقل به تلافي بي‌خوابي شب گذشته استراحتي ولو كوتاه  داشته‌باشم.

***

 تخلفات و زمين خواري‌هاي سيرجان در يك تقسيم كلي به دو گروه بزرگ تقسيم مي‌شود:در گروه نخست بحث « زمين خواري» جاي مي‌گيرد و بحث گسترده «‌فساد» را بايد بخش دوم اين تقسيم بندي دانست.

 اما نسبت زمين خواري با «فساد» حاكم بر سيرجان و خط و ربط منطقي آن با ساير مباحث را به قول اهل منطق بايد عموم  و خصوص مطلق دانست كه برخي از تخلفات اگرچه فساد هست ولي زمين خواري نيست و بسياري « زمين‌خواري »هاي

قابل بحث هم « فساد» است و هم زمين‌خواري.

« فسادهاي» اداري حاكم بر شهر اگرچه در بسياري صورت‌ها ظاهر مي‌شوند اما همه لزوما زمين خواري نيست بلكه بسيارند زمين هايي كه به وسيله  مسئولان شهر بين يكديگر تقسيم شده و به تفكيك و با قيمت گزاف به شهروندان فروخته شده‌اند اما هيچ كدام «‌زمين خواري » نبوده‌اند بلكه «بذل و بخشش» بيت المال و سرمايه‌هاي ملي به نام هاي عجيب و غريب و عناوين ظاهرا  قانوني است.نسبت رابطه « دخالت مسئولان شهر در بحث زمين خواري‌ها» را هم بايد عموم وخصوص من وجه دانست.بسياري زمين‌خواري‌هاي بزرگ با اطلاع و دخالت مسئولان بوده و بسياري نبوده.اما براي سهولت در «هضم» و دوري از ابتلا به بيماري فراگير مسئولان سيرجان يعني قاطي كردن همه مسائل و دست يافتن به نتايج عجيب، تخلفات «زميني» را به زمين‌هاي بزرگ و كوچك تقسيم مي‌كنيم و  زمين هايي كه غالبا از حد و اندازه وسيع تري برخوردارند را تحت عنوان « زمين خواري» و زمين‌هاي كوچك تر را به عنوان فساد بحث خواهيم كرد.

ادامه دارد ...

            نظرات کاربران :


 
نظر شما درباره اين مطلب:







به خاطر سپردن اطلاعات؟



   

 

 

معرفي سايت تخصصي بررسي شبكه هاي هرمي
شهید بهشتی و جنبش سبز
تجمع دانشجویان صنعتی شاهرود در حمایت از ولایت فقیه
نقش عمار در جنگ صفین
سفره های رنگین سیما،حسرت کودک گرسنه و عرق شرم پدر
جدال جمهوري با زنگيان کافوري
راه 43 منتشر شد
موقعیت امروز جمهوری اسلامی موقعیت "قلب جهان" است
اگر از همت و متوسلیان برای نسل سوم گفته بودند، امروز کسی جرات دزدیدن نام آنها را نداشت
تقدیر و حمایت ویژه جنبش عدالتخواه دانشجویی از بیانات آیت ا... صادق آملی لاریجانی در تأکید بر مبارزه با مفاسد اقتصادی
انتقاد رئيس دستگاه قضا از مبارزه ضعيف با مفسدان اقتصادي/ مسير كنوني جواب نمي دهد
سخنراني شهيد حسين الحوثي در عيد غدير 1423
تأملی گذرا بر عملکرد دستگاه ها و نهادها در تحقق اسلام ناب
چرا حل مشكلات اساسي كشور روي زمين مي‌ماند؟
نشست تحليلي پيرامون ابعاد و پيامدهاي اجراي طرح هدفمند كردن يارانه‌ها
نقشه راه دانشجویان دانشگاه اسلامی
روشن فکران غرب زده نخواهند توانست رأی ملت را وتو کنند
سیر عدد شدی احمد جان!
مردم همچنان در انتظار سبد غذایی دولت
الحوثي: عربستان از بمب فسفري استفاده مي‌کند
گر "غدیر" به درستی محقق می‌شد،امروز نیازهای بشر اینقدر ابتدایی نمی‌ماند
اشاره به مافیای رسانه و سیاست در یک سریال
تظاهرات معلولان فلسطینی برای پایان دادن به محاصره غزه
وعده وزارت اطلاعات براي جمع كردن هرمي ها
نیمی از مساجد در طول سال فعالیتی ندارند
تشدید هجوم هوایی عربستان به یمن
تقابل اسلام ناب و اسلام التقاطی در انتخابات 88
نظریه ولایت فقیه و عقلانیت
روایت شهادت حسین الحوثی
جديدترين گزارش مركز پژوهشها از آثار فعاليت شركتهاي هرمي
مناظره بايد دور از فضاي جنجال سياسي و هياهو صورت گيرد
تشكل‌هاي دانشجويي نسبت به اتفاقات و فضاي كشور هوشيار باشند
انتقاد شديد نماينده جنبش از عملکرد صدا و سيما در به تصوير کشيدن تجملات و اشرافي گري
موقعیت امروز جمهوری اسلامی موقعیت "قلب جهان" است
رویش باید آگاهی مردم را نشانه بگیرد
اسكيزوفرني سياسي‏، انفجار جنسي‏، لكنت زبان، تفاوت فرهنگي‏ و انتخابات دهم
مردم، جریانات ریزشی را كنار می‌زنند
گفتگو با دکتر کوشکی درباره موضع نظام نسبت به یمن
همدستي نيروهاي القاعده با دولت صنعاء در سركوب شيعيان الحوثي
راز نسخه دوم

    


 


   

    



 

استفاده و باز نشر  مطالب سايت با ذکر ماخذ بلامانع مي‌باشد  |  ارتباط با ما
طراحي و برنامه‌نويسي از موسسه نرم‌افزاري آرمان