بعد از جلسه ي پرسش وپاسخ هفته ي قبل مسوولين دانشگاه وصحبت هاي پرفسور خزايي رياست دانشگاه در مورد جنبش عدالتخواه دانشجويي، بر آن شديم تا گفتگويي داشته باشيم با دبير اتحاديه ي جنبش عدالتخواه دانشجويي تا شبهات بي اساسي را که رياست دانشگاه در ذهن دانشجويان ايجاد نمود ،برطرف کنيم .ب اشد که رياست دانشگاه اين گفتگو را با سعه ي صدر همراه با تامل مطالعه کنند:
- با سلام خدمت آقاي فيروز آبادي. به عنوان اولين سوال نظر شما در مورد ندادن مجوز فعاليت به مجمع دانشجويان دانشگاه بوعلي چيست؟
متاسفانه در دانشگاه همدان هيئت نظارت از آيين نامه مصوب شوراي عالي انقلاب فرهنگي عدول کرده است. اولا زمان را رعايت نکرده است و ثانيا به مواردي غير از آنچه که قانون مشخص کرده است رسيدگي نموده اند.
بنابراين هيئت نظارت دانشگاه و بويژه رئيس و دبير آن متخلف هستند. ما تا کنون سعي کرديم از راه تعامل اين مسئله را حل کنيم و به دانشگاه بفهمانيم که بايد قانوني عمل کند. اما اگر دانشگاه هم چنان اصرار داشته باشد که خلاف قانون عمل کند، مسير ديگري را در هفته هاي آينده پيگيري مي کنيم.
-آقاي دکتر خزايي در جايي از صحبت هايشان گفتند: اگر رهبري دستور تشکيل مجمع دانشجويان عدالتخواه را بدهند من هم مجوز مي دهم ،به نظر شما اين گفتار به نوعي پاک کردن صورت مسئله نيست؟
متاسفانه آقاي دکتر خزائي با اين سخن نشان دادند که مسئوليت پذير نيستند. محافظه کاري در ايشان نهادينه شده است. البته در مسئولين جديد دانشگاهها اين يک بيماري رايج است. اين جمله كه رهبري دستور دهند چند تا مفهوم را به همراه دارد :
اولا اين سوال مي شود كه چرا شما مي خواهيد از خودتان سلب مسئوليت كنيد و مسئوليت را گردن رهبري و يا وزارت خانه بياندازيد. مگر ما قانون نداريم. قانون كجا به شما حق داده است كه به صلاحديد خودتان تشخيص دهيد؟ قانون گفته حداكثر 45روز صلاحيت هاي مصرح در متن آيين نامه را بررسي كنيد. حتي قانون براي اينكه اختيار را از شما بگيرد گفته است كه اعلام كتبي هيئت موسس در موارد مشخص كافي است مگر سند ديگري داشته باشيد و حتي براي شما تكليف كرده است كه اگر درباره صلاحيت ها ايراد داشتيد مكتوب اعلام كنيد. وظايف شما در مسير مجوز مشخص است. لذا بسياري از مسائلي كه الان طرح مي كنيد به شما اساسا ارتباطي ندارد ( چرا كه دور از وظايف قانوني شما مي باشد )
ثانيا اين جمله نشان مي دهند كه ايشان آشنايي كافي با انديشه رهبري ندارند. اگركسي آشنايي حداقلي با سخنان رهبري داشته باشد به ايشان خواهد خنديد. انتظار ايشان بي جا است. اي كاش آقاي خزايي صادقانه جواب مي دادند چند تا از سخنان رهبري در جمع تشكلهاي دانشجويي در سالهاي اخير را گوش كرده اند. يا بگويند كه آيا اين سخن رهبري را شنيده اند؟ و نظر ايشان درباره اين جمله از رهبري چيست؟ براي اين امر رهبري چه كرده اند؟ و ....
"در دانشگاههاى ما، اين هستههاى علم و معرفت و سياست، انجمنهاى گوناگون - انجمنهاى اسلامى، جامعهى اسلامى، جنبش عدالتخواهى، بسيج دانشجوئى، دهها مجموعهى جوان - كه با نامهاى گوناگون در دانشگاهها، در دبيرستانها مشغول فعاليتند، هر كدام از اينها يك برگ زرين برندهاى هستند از تلاش ملت ايران؛ اينها را بايد تقويت كنيم. اين ميشود بسيج يك ملت. بدخواهان اين ملت، بسيج را بد معنا ميكنند؛ بسيج يعنى اين. " (9/8/86)
ثالثا اگر رهبري دستور دهد ، ديگر شما كاره اي نيستيد كه بخواهيد تصميم بگيريد بشود و يا نشود. البته الان هم طبق قانون شما چندان اختياري نداريد. متاسفانه خلاف قانون عمل مي كنيد و ما همه وقت هايي را كه به خاطر برخورد سليقه اي شما و ساير اعضاي هيئت نظارت تلف كرده ايم را قطعا در آخرت مطالبه خواهيم كرد.
رابعا :تشكلي را كه رهبري دستور دهد كه ديگر دانشجويي نيست. ما تشكل دانشجويي مي خواهيم يعني بر آمده از دل دانشجو. مگر جز بسيج بقيه تشكلها با دستور رهبري تشكيل شده اند؟
خامسا چرا اين حرف را که در جلسه با من هم زديد و در جلسه عمومي هم که فيلمش وجود دارد گفتيد را بعد از مدتي تكذيب مي كنيد و اعلام مي داريد من چنين چيزي نگفته ام؟ مفهوم اين قصه چيست؟
-آقاي خزايي فرمده اند"معتقدم يکي از محتويات کارهاي همه ي دانشگاهيان ودانشجويان عدالت وعدالتخواهي است من معتقدم همه ي شما (خطاب به حضار)وتشکل ها عدالت را داريد ولي اين که عده ي محدودي بيايند واعلام کنند فقط ما عادليم،اين واقعا درست نيست" نظر شما در مورد اين مطلب چيست؟
البته اين حرف درست است . همانطور كه همه مسلمانند، اما جامعه اسلامي و انجمن اسلامي داريم و همانطور كه بنابر تعريف رهبري – كه گفته شد- بسياري بسيجي هستند اما تشكيلاتي هم به نام بسيج داريم و ... يك عده دانشجو مي خواهند كه تشكلي بزنند كه مطالبه عدالت بكند. بقيه دانشجويان هم بروند و تشكلهاي ديگر بزنند. اين چه اشكالي دارد؟ شما چرا مخالفت مي كنيد؟ كسي ادعا نكرده است كه فقط ما عدالتخواهيم! در تاريخ عملكرد تشكلها و قشرهاي مختلف بسيار روشن است.
پاسخ دادن به اين مسائل منجر به اختلاف ميان تشكلها مي شود؛ در حاليكه ما معتقديم همه تشكلها بويژه تشكلهاي مذهبي بايد با يكديگر تعامل مثبت داشته باشند.
متاسفانه امثال همين اظهار نظرهاي نسنجيده و تبعيضهاي بي مبنا باعث شده كه در برخي دانشگاهها مثل همدان و صنعتي اصفهان و ... تشكلهاي مذهبي و ارزشي با هم اختلاف پيدا كنند.
-آقاي خزايي گفتند که جنبش عدالتخواه فقط در دو دانشگاه تشکل دارد و چون رييس دانشگاه صنعتي اصفهان از دست شما ناراضي بوده ما هم مجوز نداديم ،نظر شما در اين مورد چيست؟
به طور خلاصه ما در جنبش به دنبال كميت نبوده و نيستيم. ما مبنايمان " كم من فئه قليله غلبت فئه كثيره باذن الله" است. مگر تشكلهايي كه در كشور دهها و صدها دفتر دارند چه گلي به سر مملكت زدند كه ما هم برويم مثل قارچ دفتر بزنيم. ما آنجايي كه نيروهاي قوي، توجيه و معتقد حضور داشته باشند پيگيري مي كنيم. البته ما در بيش از 15 دانشگاه دولتي و حوزه هاي علميه و دانشگاه آزاد داراي مجموعه هاي فعال مرتبط مي باشيم كه عضو شوراي عمومي اتحاديه جنبش عدالتخواه دانشجويي هستند. آنچه من به ايشان گفتم تشکلهايي بود که مطابق با آيين نامه شکل گرفته اند که در آن صورت وضع بسياري ديگر از اتحاديه ها –نمي خواهم اسم ببرم- بهتر از ما نيست. اين که فکر کنيم هر تشکلي که الان فعال است مطابق آيين نامه شکل گرفته خلاف واقع است.
متاسفانه مسئولين دولت نهم در دانشگاهها به دنبال تشكلهاي بي خاصيت هستند. اي كاش آقاي خزائي يك بار به توصيه ما گوش مي كرد و با اطلاعات دقيق صحبت مي كردند. مثلا در دانشگاه صنعتي اصفهان هم مسئوليني محافظه كارتر از همدان روي کار هستند. آنجا هم برخورد غيرقانوني كردند، ما شكايت كرديم به هيئت نظارت مركزي و آنجا هم حق را به ما دادند. آدم با اين صحبت ها ياد ضرب مثلي مشهور مي افتد. ما روزي كه چهار تا مسئول محافظه كار از ما تعريف كنند دفاترمان را تعطيل مي كنيم. آقايان به جاي قانوني عمل كردن مي خواهند ما را وادار كنند كه بياييم با آقاي دكتر، آقاي دكتر، گفتن و تحويل گرفتن آقايان و... سرخم كنيم كه ما بچه هاي خوبي هستيم تو رو خدا اجازه بدهيد ما تشكل بزنيم. مگر در خواب ببيند كه عدالت خواهي چنين كند. ما يك حرف بيشتر نداريم آن هم قانون است.
-نظر ساير مسوولين در اين مورد چيست؟
به ما تلويحا مي گويند برويد با اينها كنار بياييد. من نميفهمم يعني چيكنار بياييد؟ من يك سوال دارم كه به زودي به طور رسمي و علني از وزير مي پرسم كه اگر يك رئيس دانشگاهي خلاف قانون عمل كرد و به جاي 45 روز چند ماه طول داد و بعد هم به جاي اعلام نتيجه صلاحيت هيئت موسس يك جواب نامربوطي داد؛ مسئول برخورد و مجازات و توبيخ اين رئيس دانشگاه كيست؟ چرا برخورد نشده است؟ در دولتي كه رئيس جمهورش ادعاي قاطعيت دارد و وزير بركنار مي كند؛ ما بايد پيگير باشيم كه با متخلف از قانون برخورد شود. هر كه مي خواهد باشد رئيس دانشگاه باشد يا نباشد.
- وسخن آخر شما؟
اين آقايان آبروي دولت نهم را برده اند. روساي دانشگاهها با فضاي تشكها و فعاليتهاي دانشجويي آشنا نيستند و ميخواهند با محافظه كاري تشكلها را اداره كنند.
من به آقاي خزايي تلويحا گفتم كه ما تا حد توانمان نمي گذاريم آب خوش از گلوي مسئولي كه مصمم به اجراي عدالت بر طبق قانون نيست پايين برود و استثنا هم ندارد. به همين دليل مسئولين جزئي نگر و بخشي مي خواهند دانشگاه مثل مرداب راكد باشد و نمي تواند چنين فضايي را هضم كنند. هر موجي كه ميايد مي ترسند.
البته متاسفانه همه الان سه چهار تا جمله را ياد گرفتند و اين طرف و آن طرف مي گويند : "دانشجو بايد آرمانخواه باشد" ، "نقد خيلي خوب است" ، " فضاي دانشگاهها بايد باز باشد" و... منتها در مقام عمل ...
مسئولين مياني دولت نهم نشان دادند كه براي چنين مسائلي توانمند نيستند. انشا ا...روند مدارا و تعامل ما تمام خواهد شد و مسير ديگري براي تحقق عدالت پيگيري مي شود. همان طور که در دولت قبل رفتيم و به نتيجه رسيديم.
نظرات کاربران :