بعضي وقتها اهالي سياست، در كنار كارهاي رايج خود ياد موضوعهاي ديگري هم ميافتند. بعضي از آنها گاهي يادشان ميآيد به گستره فرهنگ نيمنگاهي داشته باشند. نگاه اهل سياست به فرهنگ، در بيشتر مواقع نگاهي انتزاعي است. كساني پيدا ميشوند كه فرهنگ را زايد بر زندگي و پول و سياست به عنوان بخشهاي اصلي يك جامعه به حساب ميآورند و عدهاي ديگر كه اهميت بيشتري براي فرهنگ قايلند، اين گستره وسيع را فرصتي براي پيگيري هدفهاي ديگر خود مييابند!
--------------------------------------------------------------------------------
غرض فقط تقبيح رفتار اهالي سياست درباره فرهنگ نيست. مسئله اصلي اين است كه نگاه تفريحي به موضوع فرهنگ باعث ميشود مشكلات حوزههاي مختلف، اعم از مسايل اقتصادي، اجتماعي و سياسي، حل نشده باقي بمانند و وقتي حرفي از «فرهنگ» براي حل آنها به ميان ميآيد، عدهاي عاقل اندر سفيه مينگرند و از ربط ميان فرهنگ و بقيه بخشهاي يك نظام كامل مردمي ميپرسند.
2) شوراي عالي انقلاب فرهنگي مدتي پس از انقلاب و با دستور حضرت امام (ره) تشكيل شد و به تعبير رهبر انقلاب اسلامي، وظيفه مهندسي فرهنگي كشور را برعهده دارد و اگرچه براي عمل به وظيفههاي خود در حوزههاي فرهنگي، از سوي عاليترين مقام كشور تشويق ميشود، اما همچنان تاثيري نه در خور وظيفه خود در نظام فرهنگي ايران دارد.
3) ديدار اعضاي شورايعالي انقلاب فرهنگي كه بعد از مدتي تعويق اتفاق افتاد، مثل ديدارهاي ديگر رهبري با اعضاي شورا، حاوي گلايههاي رهبر انقلاب از اقدامات ناكافي شوراي انقلاب فرهنگي است. تاكيدهاي دايم و مكرر رهبري براي آن كه مصوبههاي شورا بايد در دستگاههاي فرهنگي كشور اجرا شود، اصرار ايشان بر اين كه شورا بايد فعالتر از چيزي باشد كه هست و ضرورت تعامل جدي و واقعي شورا با نخبگان فرهنگي، فكري و ... از جمله ترجيح بندهاي مكرر ديدارهاي رهبر انقلاب با اعضاي اين شوراست.
تقريبا در همه ديدارها، رهبر انقلاب به عنوان ناظر فعاليت شورا، اعضاي آن را به نقش محوري و پايهاي فرهنگ توجه ميدهد و تصريح ميكند كه فرهنگ موضوعي حاشيهاي و انتزاعي نيست. در ديدار ديروز رهبر انقلاب با شوراي انقلاب فرهنگي، نكتههايي درباره تاثير فرهنگ در رسيدن به جامعه بانشاط، عدالتطلب و داراي اعتماد به نفس و صاحب روح ايثار و گذشت مورد تاكيد قرار گرفت و ايشان مديران كشور و خود شوراي انقلاب فرهنگي را به دخالت دادن فرهنگ در تصميمگيريهاي حكومتي دعوت كردند. يكي ديگر از نكتههاي مورد توجه رهبر انقلاب، پرهيز از بحثهاي صرفا نظري و ذهني براي رسيدن به حل مسايل و مشكلات كشور بود و توجه به اين كه فعاليتهاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي بايد زمينه تحقق عدالت اجتماعي را فراهم كند.
بحثهاي نظري و تئوريك، از آفتهاي رفتار دانشگاهيان و متفكراني است كه بعد از مدتي تحقيق و مطالعه، خود را از متن مردم جدا ميبينند و در ميان خود به بحثهاي غالبا بيحاصل در حوزههاي كلان فكري مشغول ميشوند كه معمولا ما به ازايي در مسائل و مشكلات واقعي مردم ندارد و ميدان فرهنگ از اصليترين محلهايي است كه ميتوان در كنار آن نشست و دست زير چانه از مسايل كلان تئوريك حرف زد و با سرعت از درگيريهاي اصلي و نيازهاي مردم دور شد.
نمونه اين حرفها پرداختن جمعي از چهرههاي مشهور فرهنگي به موضوع «مهندسي فرهنگي»، بدون نزديك شدن به مصداقهاي آن است. بعد از تاكيد رهبر انقلاب بر ضرورت توجه به «مهندسي فرهنگي» و برشمردن آن به عنوان وظيفه اصلي شورايعالي انقلاب فرهنگي دكانهايي به اين نام باز شدند و علاوه بر گفتن و شنيدن حرفهاي كلي و بيمصداق در اين باره، حتي عدهاي از مسئولان فرهنگي، با برداشتي سطحي از بيان رهبري، وارد بحثهايي در اين زمينه شدند كه سعي ميكرد مسايل فرهنگي كشور را در قالب ادبيات مهندسي و رياضي بگنجاند و تكيه صرف اين «مهندسان فرهنگي» بر رسم نمودارهاي رنگي براي تحليل مسايل فرهنگي، نشانههاي جدي از درك ناصحيح آنها از موضوع داشت.
با تاسف بايد گفت تلاشهاي شوراي انقلاب فرهنگي در زمينه «مهندسي فرهنگي» كه رهبر انقلاب بار ديگر آن را ناكامي دانستهاند، در قالب چاپ چند كتاب و برگزاري همايش و سخنرانيهاي طولاني و در بيشتر اوقات بيحاصل، چيزي نيست كه از بيان رهبري و توجه به نيازهاي جامعه فرهنگي ايران برآمده باشد.
بعيد نيست حرفهاي روز گذشته رهبر معظم انقلاب اسالمي درباره اين كه «فرهنگ» اصليترين عامل دستيابي به عدالت است، در نگاه سطحي بسياري از مديران و جمعي از كارشناسان و نظريهپردازان فرهنگي به موضوع چند همايش و انتشار چند كتاب تنزل يابد. مديران و نظريهپردازاني كه مسايل فرهنگي را موضوعهايي مكانيكي در حد پايههاي سيماني مورد نياز براي ساخت يك پل براي عبور ماشينها ميدانند و با صدور بخشنامههاي فرهنگي! اوضاع و احوال فرهنگ و هنر اين سرزمين را روزبهروز، بدتر از چيزي ميكنند كه از ديگران تحويل گرفتهاند.
حضور جمع انبوه كساني كه در رشتههاي مهندسي و فني يا پزشكي و علومتجربي تحصيل و كار كردهاند، در حوزههاي فرهنگي ـ كه نگاه فيزيكي به فرهنگ از نتيجههاي آن است ـ از جمله خطرهايي است كه همچنان «فرهنگ» را به عنوان مهمترين موضوع و البته مظلومترين بخش جامعه تهديد ميكند. به خصوص كه اين مهندسان و دكترهاي حاذق! از جمله تصميمگيران و سياستگذاران و مديران فرهنگي به شمار ميروند.
نظرات کاربران :