(( و همانا برترين روشنيِ چشم زمامداران ، برقراري عدل در شهرهاست.))
نهج البلاغه - نامه به مالك اشتر
از آن روزي كه در ايران دانشگاه تاسيس شد دانشجويان همواره به عنوان چشم بيدار ملت پيجوي منافع ايران، آرمان ،
عدالت، حقطلبي و ظلم ستيزي بودهاند.
16 آذر 1332 صحنه دانشكدهي فني دانشگاه تهران شاهد به خون غلطيدن سه دانشجوي جواني بود كه در راستاي پيگيري آرمان استكبارستيزي جنبش دانشجويي به حضور معاون رئيس جمهور وقت آمريكا در دانشگاه تهران اعتراض داشتند.
امروزه 16 آذر به يك سمبل و الگو براي حضور دانشجويان در عرصه مسائل كشور تبديل شده است، بنابراين بايد مباني را از دل الگو و سمبلها بيرون كشيد و با تحليل آن براساس شرايط زماني حركت كرد.
واقعه 16 آذر 1332 ناشي از تشخيص، تحليل و عمل درست بود .يكي از شاخصههاي بارز 16 آذر، ايفاي نقش صحيح جريان دانشجويي در راستاي مصالح ملي در آن برهه از شرايط كشور بود.
دانشجوي آگاه مسلمان ايراني نسبت به مسائل مهم داخلي و بينالمللي و آنجا كه حق و عدالت و كرامت انساني ذبح ميشود احساس مسووليت ميكند و فرياد حقطلبي برميآورد و با نهايت توان با ظلم و فساد به مبارزه برميخيزد.
در اين سال ها مجموعه تشكلهاي ارزشي، عدالتخواهي را به گفتمان اصلي در كشور تبديل كردند. اما گفتمان عدالتخواهي با مشكلات و سختيهاي فراواني در كشور، حاكم شده است. هنوز فراموش نكردهايم كه عدهاي به بهانه اينكه تضعيف نظام يا رهبري است ، پذيراي اين مباحث نيستند.
حاكم شدن گفتمان عدالتخواهي دستاورد خوبي است ، البته اين يك نتيجه مقدماتي خوب است كه بايد به حاكم شدن عدالت و رفع تبعيض و ... منجر شود.
رهبر معظم انقلاب بحث مبارزه با فقر و فساد و تبعيض را از سال 72 مطرح كردند، با اين حال سال 80 هم ايشان بحث مبارزه با مفاسد اقتصادي را از سران سه قوه خواستند كه در آن زمان مقدمات براي حركت دانشجويي فراهم بود اما به دليل مسامحه در اين زمينه، حركت دانشجويي كشور عملكرد مقتدرانه اي از خود نشان نداد.
به یقین جنبش دانشجويي در صورت عدم اتخاذ استراتژی مشخص و عقبه لازم و همراهی همه جانبه تشکل های همسو و نه هم خط سیاسی ، محکوم به شکست است، از اينرو :
1- نخبگان سیاسی و رهبران فکری جریان دانشجويي می بایست با یک همگرایی، اتاق ِ فکري را جهت تبیین راهکارها و ساز وکارهاي ِ سامان دهی این حرکت خطیر، تشکیل دهند و اجازه ندهند بدنه پر پتانسیل جنبش دانشجویی در برخی موارد با روزمرگی و سرگرم شدن به مسائل سطحی و ظاهری و دست چندم هزینه شود.
2- دولت عدالت محور می بایست با همراهی جنبش دانشجويي صف بندی منسجمی را در برابر مافیای قدرت و ثروت تشکیل دهد و بدون ارتباط نزديك مدیریت اجرائی عدالت خواه با توده های مردم در مسیر مطالبه ي عدالت ، این شعار ، فقط جنبه ویترینی خواهد داشت و به یقین مافیای قدرت و ثروت است که برنده این فاصله خواهد بود.
3- جنبش دانشجویی فارغ از گرایشات جناحی، می بایست عدالت را به عنوان مطالبه مشترک خود قرار داده و از سیاسی و جناحی شدن آن پرهیز نماید. سکوت طیف های مختلف دانشجویی در برابر قربانی شدن ابوذرهای عدالت خواه دانشجو ، آینده حقیر و تاریکی را برای آنها ترسیم می کند. طیف های عدالت محور نیز باید توجه داشته باشند که مطالبه عدالت، خود نیازمند رعایت عدالت است. واقعی کردن مطالبات و پرهیز از اغراق و بزرگ نمایی مشکلات و مستند بودن مدعیات و اولویت بندی آنها از الزامات مبارزه است. اگر برای طرح این مطالبات، رفتار عقلانی و علمی و مبنایی حاکم نباشد مانند تب تندی است که فروکش خواهد کرد و چه بسا با پرداخت هزینه هایی نیز به یأس و انزوا و حتی ریزش و رویگردانی از آرمان ها منجر شود که در بسیاری از نیروها و تشكل ها، قبلا اینگونه شده است.
*ضعف ديگر، نبود الگويي در نقد و انتقاد از عملكردها در بين تشكلهاي دانشجويي است. تشكلهاي دانشجويي هنوز نتوانستهاند معماي نحوه تعامل با دولت را حل كنند و كمتر به طور جدي و صريح و با لحن تلخ ِنقادي وارد صحنه شدهاند.
در اين راستا از مهمترين انتقاداتي كه به دولت فعلي وارد است پیرامون نحوه انتخاب مدیران در سطوح مختلف مي باشد.
دولت مردان بدانند كه:
امروز اول انقلاب نیست که از فرط کمبود نیرو مجبور شویم نیروهای غیرمتخصص یا بعضا غیرمتعهد را برگزینیم . امروز به برکت انقلاب اسلامی نیروهای متخصص و انقلابی در حوزه های مختلف کشور کم نیستند و دیگر ادامه سیره غلط مسوولان گذشته ، موجه و قابل قبول نیست. چه بسیارند نیروهای کارآمد و متعهدی که به دلیل عدم نزدیکی به برخی افراد و جناحها در عین صلاحیت ، ناشناخته و در حاشیه مانده اند .
ادعای انتخاب شایسته ترین ها بدون جستجوی حساب شده در میان جامعه نخبگان و مدیران دلسوز کشور قابل قبول نیست و طبعا عدم اجرای این مساله با بهانه عدم آشنایی یا فرصت اندک و ... توجیه پذیر نمي باشد .
*و اما نكته ي مهم ديگر، آسيب شناسي تشكل هاي دانشجويي مي باشد . عملزدگي، عدم جذب نيرو و نيروسازي و فعالين دانشجويي پر توقع از بارزترين آسيبهاي مبتلا به تشكل هاي دانشجويي است .
در پايان اميد است جامعه دانشجويي كشور بخصوص تشكل ها ، در عصر حاضر كه دوران شكوفايي عقل بشري است با تمسك به اين گوهر فراموش شده ي الهي و به دور از اميال نفساني و تقليد كوركورانه از نابخردان زمانه ، نه صرفا ايرانيان بلكه آحاد جامعه انساني را به افقي جديد و درخشان رهنمون شوند.
((والسلام علي من التبع الهدي))
نظرات کاربران :