یکی از اعضای تشکل های دانشجویی می گفت: در سال 1313 وقتی رضاخان پهلوی وارد دانشگاه تهران شد دعا کرد خداوند دانشگاه را برای پایداری نظام پهلوی محکم و استوار بدارد؛ دعایی که هیچ گاه مستجاب نشد و هنوز نفس های رضاخان بر غبار زمان ننشسته بود که سال 1314 اولین حرکت های اعتراضی دانشگاه تهران آغاز شد.
با این گریز تاریخی می شود فهمید که دانشگاه ها از همان ابتدا نه تنها مهد علم و فکر و اندیشه، بلکه جایی برای حرف زدن و نقد کردن و تبلور روح آرمانگرا و عدالتخواه اهالی جوانش بوده است. آنچه در سال 1314 رخ داد اعتراض و جوششی صنفی محسوب می شد اما آنچه در 16 آذر 1332 در دانشگاه ها اتفاق افتاد به چنان حدی از رشد و بالندگی سیاسی دانشگاه ها اشاره می کرد که 16 آذر را به پاس چشم بیدار دانشجو، "روز دانشجو" نامیدند و امروز که بیش از 40 سال از آن می گذرد انجمن ها و تشکل های دانشجویی بسیاری در جامعه ی دانشگاهی کشور فعالند تا پا جای پدران بیدار و هوشیار خود بگذارد.
در همین راستا به مناسبت 16 آذر، میزگرد "جنبش دانشجویی، دانشگاه و جامعه" عصر دیروز در کانون اندیشه جوان برگزار شد. در این میزگرد که جمعی از نمایندگان انجمن ها و تشکل های دانشجویی حضور داشتند چیستی جنبش دانشجویی، رابطه ی آن با احزاب و گروه های سیاسی، ارتباط آن با مردم و رسالت جنبش های دانشجویی به بحث گذاشته شد.
عباس بیات نماینده ی جامعه اسلامی دانشجویان در مورد چیستی جنبش دانشجویی گفت: جنبش دانشجویی ترکیب دو واژه ی "جنبش" و "دانشجو" است. جنبش یا نهضت به حرکت های درازمدت فکری و فرهنگی در سطح اجتماع گفته می شود که حتی انقلاب ها نیز در آن قرار می گیرند که اقشار مختلف مثل جنبش های کارگری، زنان و امثال اینها دیده می شود و وقتی در دانشگاه اتفاق می افتد یعنی در محیطی پرانرژی، پرنشاط و همراه با مباحث علمی و فکری مطرح می شود.
وی افزود: ترکیب این دو با هم، جنبش دانشجویی را معنا می کند، یعنی نهضتی که تمام فاکتورهای انرژی، علمی بودن و جوان را داشته باشد.
مهدی میرزایی نماینده ی بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی شریف، جنبش دانشجویی به معنای کارگری، کشاورزی و امثال اینها را مفهومی چپ دانست. وی با اشاره به اینکه جنبش دانشجویی در می 1968 از فرانسه آغاز شد، ادامه داد: دانشگاه آکسفورد 700 سال قدمت دارد ولی از عمر جنبش دانشجویی در غرب 40 سال می گذرد در حالیکه ایران 73 سال است دانشگاه تأسیس گشته و جرقه های جنبش دانشجویی در آن به 16 آذر 32 یعنی 54 سال پیش باز می گردد.
میرزایی با بیان اینکه دو تفکر در مورد جنبش های دانشجویی وجود دارد ادامه داد: برخی معتقدند جنبش دانشجویی یک سری جوان پرانرژی با تفکر مستقل و بالذات هستند که افکارشان را دنبال می کنند و انتقال می دهند، اصلاحات می کنند، رییس جمهور می گذارند و بر می دارند و فعالیتهایی شبیه به این دارند. برخی دیگر جنبش دانشجویی را پیاده نظام احزاب و تشکل ها می شناسند که دستاویز آدم های منفعت طلب و ساختارشکن می شوند که خودشان نمی خواهند مستقیماً ساختارشکنی کنند. وی تأکید کرد: جنبش دانشجویی بین این دو تفکر حرکت می کند و وظیفه ی آن بلند نگه داشتن عَلَم آرمانها است و هرگاه این عَلَم سقوط کرد شکست خورده ایم، کما اینکه هرگاه این عَلَم کج شده است خبر از حوادث ناخوشایندی داده است.
مرتضی فیروزآبادی نماینده ی جنبش عدالتخواه نیز در تعریف جنبش دانشجویی آن را ایفای نقش تحول آفرین قشر دانشجو در سرنوشت یک کشور دانست که باید منجر به تحول شود؛ تحولی که نتوان به طور طبیعی در ساختارهای مرسوم پیگیری کرد و فراتر از امر عادی و منشاء تحول جامعه، مسایل اجتماعی و سرنوشت کشور باشد. وی افزود: جنبش دانشجویی در شاخص های بیداری دانشجویی، ابراز وجود، بیان ایده و حرکتهای دانشجویی معنا پیدا می کند.
علی خضریان نماینده ی اتحادیه انجمن اسلامی دانشجویان مستقل با بیان اینکه دو گفتمان در جریان دانشجویی تعریف می شود گفت: بعد از جنگ تحمیلی شاهد گفتمانی بودیم که همه چیز را توجیه می کرد، با این تصور که اگر نقدی از مسؤولین بشود نفس جمهوری اسلامی زیر سؤال می رود، این گفتمان تا سال 1375 غالب بود. بعد از آن گفتمان ساختار شکن غالب شد که هر نقص و تناقضی حتی در رتبه های پایین نظام را به اصل نظام وصل می کرد و نهایتاً نظام ناکارآمد شمرده می شد. به این معنی که اگر رییس دانشگاه اشتباهی می کرد، اشکال از وزیر بود، وزیر را رییس جمهور انتخاب کرده و رییس جمهور تأیید شده ی رهبری است و این همان گفتمان توجیهی بود که می گفت مخالف هاشمی مخالف رهبری است، مخالف رهبری، دشمن پیغمبر است.
خضریان تأکید کرد: هر دو این گفتمان ها یک اشتباه مشترک داشتند و آن عدم تفکیک حاکمیت و حکومت بود. وی با اشاره به تغییر و باز تولید آرمانهای جنبش دانشجویی بعد از انقلاب اسلامی تصریح کرد: نقطه ی آرمانی جنبش دانشجویی مشخص نیست و این باعث می شود هر کس با یک نگاه، آرمان را تعریف کند و نگاه به اروپا نیز نتیجه اش این می شود که هر کس با تفکر لیبرال، مارکسیست و امثال اینها پرچم بلند کند و بگوید ما آرمانگرا هستیم.
در ادامه ی جلسه، غلامحسین محمدی نماینده ی انجمن اسلامی دانشگاه تهران در پاسخ به چیستی جنبش دانشجویی با بیان اینکه برای رسیدن به چیستی جنبش دانشجویی باید پرسش از صفت آن بکنیم، گفت: جنبش دانشجویی در ایران با وجود همه ی قداست و خدماتش مثل بسیاری پدیده های دیگر حاصل توسعه نیافتگی است. در یک جامعه ی توسعه نیافته خیلی چیزها سرجایش نیست و یکی از آنها هم جنبش دانشجویی است. در واقع چون یک جامعه ی توسعه نیافته داریم، یک جنبش دانشجویی هم داریم که آرمانهای بلندی دارد. آرمانهایی که تحقق آنها باید بر عهده ی دولت و حکومت باشد اما وقتی می بیند دولت ناکارآمد است لانه ی جاسوسی را اشغال می کند، عدالتخواهی می کند و فریاد اصلاحات سر می دهد در حالیکه با یک فضای سیاسی مناسب، نیازی به این کارهای جنبش دانشجویی نیست. وی اغلب این اقدامات را عقیم و بی نتیجه دانست زیرا دانشجو قدرت و تجربه سیاسی ندارد و از سوی دیگر رسالتی که دارد فراتر از توان اوست.
وی با تأکید بر اینکه انقباضات و انبساط های سیاسی و رسانه ای، دانشگاه ها را تبدیل به تریبون و استادیوم کرده است، این مشکل را نیز در اثر توسعه نیافتگی دانست. محمدی همچنین به جنبش دانشجویی در ایران بعنوان مؤلفه ای از قدرت حاکمیت اشاره کرد و گفت: اگر حاکمیت بخواهد فضا را برای فعالیت باز می کند و اگر نخواهد فضا را می بندد و این روند باعث می شود در زمان آزادی، سر و صدای انفجاری اتفاق می افتد و وقتی بستری فراهم نیست فعالیت های زیرزمینی تهییج و تشدید می شود.
اما عباس بیات با بیان اینکه جنبش دانشجویی در یک کشور اسلامی متفاوت از یک کشور چپ مارکسیستی یا سکولار است گفت: تمام حرکات جنبش های دانشجویی یک خصوصیت مشترک دارد که تمام آنها را به هم وصل می کند و آن آرمانگرایی است. به این معنی که دانشجو برخلاف خیلی از طیف های دیگر مصلحت صنفی ندارد و هیچگاه وارد مسایل داخلی اش نمی شود بلکه آرمانگرایی او نسبت به مباحث اقتصادی، فرهنگی، سیاست خارجی و موضوعاتی از این قبیل است. دیگر اینکه جنبش دانشجویی، بیداری اصیل دارد نه آنکه در چنبره ی احزاب باشد و سیاسی عمل کند.
وی در پاسخ به اینکه آیا جنبش های دانشجویی توانسته اند فاصله ی خود با احزاب را حفظ کنند گفت: اینکه در ابتدا فریاد استقلال زد یک حقیقت است اما قضاوت درباره ی موفقیت او در دولت جدید با توجه به آنکه دو سال بیشتر از آن نگذشته کمی زود است ولی می تواند یک زنگ خطر باشد.
نماینده ی جنبش عدالتخواه نیز با بیان اینکه آرمانگرایی نقطه ی مقابل محافظه کاری است و باید واقع بینانه باشد گفت: جنبش های دانشجویی در ارتباط با مردم باید رسالت پیشتازی خود را حفظ کنند، یعنی مطالبی را که احساس می کنند نیاز روز جامعه است منتقل و سعی کنند رفتار مردم را در آن موضوع مشخص، تحت تأثیر قرار دهند. وی مطالبه ی حقوق مردمی را جزء کارکردهای تقریباً انحصاری جنبش های دانشجویی دانست و ادامه داد: عناصری که دوم خرداد را گفتمان کردند، پژواک آن اندیشه شدند و هادیان، این جریانات را به سمتی سوق دادند که منجر به پرت کردن صندلی ها در دانشگاه ها و نهایتاً یأسی شد که امروز شاهد آن هستیم و فضای فعلی نتیجه ی آن رفتار غلط بود.
فیروزآبادی در مورد ارتباط جنبش های دانشجویی با احزاب و گروه های سیاسی افزود: به هر حال یک حزب سیاسی به دنبال ماهیتی به نام قدرت است و در همین شروع با فضای واقعی دانشگاهی یعنی آرمانخواهی تعارض دارد.
علی خضریان نیز معتقد بود: اگر جنبش دانشجویی روند استقلال از جریان های سیاسی به معنای قدرت و جریانهای پشت پرده به معنای ثروت را حفظ کند، تأثیرگذاری و تصمیم گیری اش در دانشگاه حفظ می شود، چون جنبش دانشجویی جدای از فضای دانشگاه تعریف نمی شود و زمانی که استقلال فکری و سیاسی مان حفظ شود در درون دانشگاه سنبل فکرهای مختلف می شویم و برآیند نظرات ما همان می شود که دانشگاه به سمتش حرکت می کند.
اما نماینده ی بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی شریف با بیان این سؤال که چه کسی گفته باید از احزاب فاصله بگیریم گفت: وقتی چیزی به نام حق و آرمان تعریف می کنیم جنبش دانشجویی باید به آنجا برسد. اگر به این نتیجه برسیم که این آرمان در فلان حزب تحقق یافته، باید از آن حمایت کنیم اما وقتی سرکار می آید در واقع داریم از صاحبان قدرت حمایت می کنیم و آن جاست که دچار اشتباه می شویم، حق را کنار می گذاریم و احساس می کنیم آنها حق هستند. یعنی اگر فلان آقا 6 شغل دارد چون زمانی نماد تفکر حق بوده است، حق است. میرزایی افزود: در این مواقع برخی همان برخوردی را که با معصوم دارند پیش می گیرند، یعنی در برابر بسیاری رفتارها می گویند لابد حکمتی داشته و جنبش دانشجویی نفهمیده است. وی با تأکید بر غلط بودن چنین تفکر و روندی در مقایسه جنبش های دانشجویی ایران و جوامع توسعه یافته تصریح کرد: در کشورهای اروپایی هیچگاه جنبش دانشجویی ساختارشکنی نمی کند. مثلاً نمی گوید " ما ولایت فقیه می خواهیم" اما جنبش دانشجویی ما ساختارشکن است، می خواهد قاعده ی بازی را به هم بزند و این دو در واقع خودباوری جنبش دانشجویی است.
یکی دیگر از موضوعات مطرح شده در این میزگرد، نگاه تاریخی به جنبش دانشجویی بود که نمایندگان تشکل های دانشجویی به ارایه نظرات خود در این باره پرداختند.
علی خضریان دهه ی 30 را به عنوان آغاز بروز و ظهور حرکت های دانشجویی دانست که کم کم در دهه ی 40 به یک تفکر و وضعیت تثبیت شده می رسد و آن حضور یک جریان معقول روحانیت در درون بدنه ی فکری دانشگاه ها است.
وی با بیان اینکه ظهور جریان دانشجویی مسلمان در سالهای ابتدایی دهه ی 20 با تأسیس انجمن دانشجویی دانشجویان دانشکده پزشکی دانشگاه تهران مهیا شد گفت: در این سالها دانشجویان مسلمان با فشاری که از سوی سایرین به ویژه زمان خواندن نماز در راهروهای دانشگاه و رفتارهای دیگر متحمل می شدند آنها را به فکر تأسیس انجمن اسلامی انداخت که با این پیشینه می توان گفت بنای شکل گیری آن یک حرکت حی علی الصلوتی به معنای عام آن است.
غلامحسین محمدی نماینده ی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران نیز با بیان اینکه جنبش دانشجویی نیازمند تبارشناسی در یک بستر تاریخی است گفت: جامعه ی امروز ایران سالهاست که برای رسیدن به راههای پیشرفت در کنکاش است و این جنبش پیشرفت خواهی به زمان عباس میرزا بر می گردد. پس از شکست وی از روس ها، عباس میرزا رو به سردار روسی گفت: "خورشید از شرق طلوع می کند، آفتاب مال ماست و تا بوده ما بر شما غالب بوده ایم، حال چه شده که امروز ما از شما شکست خورده ایم." محمدی ادامه داد: از همان جا که این سؤال مطرح شد، جنبش پیشرفت خواهی نیز آغاز شد.
گفتنی است این سلسله جلسات جهت هم اندیشی در مورد مفاهیم غالب در دانشگاه ها اعم از عدالت، آزادی، دموکراسی و ... با حضور فعالان دانشجویی در روزهای آتی ادامه خواهد داشت.
نظرات کاربران :