|
گفتگوی خیزش با دکتر کوشکی(عضو هیات علمی دانشگاه خواجه نصیر):
دولت نهم هیچ تصوری از فرهنگ ندارد!
(گفتگو)
|
|
عملکرد فرهنگی دولت نهم به گونه ایست که اکثر شخصیتهای فرهنگی، هنرمندان، صاحب نظران و حتی مسولان فرهنگی کشور دل پری از آن دارند. این مساله بصورت استقرایی در گفتگوهای چند ساعته ای که بچه های خیزش با چندین تن از اساتید و هنرمندان داشته اند...
|
|
جمعه 2 آذرماه 1386
|
|
اشاره: عملکرد فرهنگی دولت نهم به گونه ایست که اکثر شخصیتهای فرهنگی، هنرمندان، صاحب نظران و حتی مسولان فرهنگی کشور دل پری از آن دارند. این مساله بصورت استقرایی در گفتگوهای چند ساعته ای که بچه های خیزش با چندین تن از اساتید و هنرمندان داشته اند برایم اثبات شد. دکتر کوشکی یکی از این افراد است. وی اعتقاد دارد دولت نهم اولین قدم را در مسیرفرهنگ درست برنداشته؛ یا اصلا برنداشته است. گفتگویمان با ایشان، با صحبت در مورد وظیفه ای به نام نقد حکومت اسلامی آغاز شد و بعد وارد نقد عملکرد فرهنگی دولت شدیم: *** نقد به معنای ارزیابی و نمایاندن ارزش آنچه که وجود دارد بهترین راه برای تعالی هر مجموعه بشری است. همچنین نقد یک وظیفه دینی است که در قالب کاملتری به اسم امر بمعروف و نهی از منکر متجلی شده است و اگر دوستدار حکومت دینی و هیات حاکمه دیندار باشیم وظیفه داریم در حوزه های کارشناسی، حکومت اسلامی را با هدف اصلاح نقایص نقد کنیم. نقد با این تعریف برترین عامل رشد و تقویت یک دولت است. س) در حوزه فرهنگی چه مساله ای را بعنوان اساسی ترین مشکل دولت نهم می شناسید؟ ج) اولین ایراد این دولت این است که دولت نهم هیچ تعریف یا تصویر دقیقی از مقوله فرهنگ ندارد. هیچ چارچوبی را در حوزه فرهنگ ارائه نکرده است تا ما متوجه شویم این دولت چه فهمی از مقوله فرهنگ دارد و این مقوله چقدر برایش اولویت دارد. س) قبل از اینکه بخواهیم عملکرد فرهنگی دولت را نقد کنیم، به نظر شما با توجه به نهادهای مختلف متولی فرهنگ که در کشور هستند اصلا جایگاه دولت در فرهنگ کشور چیست؟ ج) این که بنده عدم وجود تعریفی از فرهنگ را به عنوان اولین مشکل ذکر کردم رویش فکر شده است. قبل از اینکه ببینیم قوه مجریه در حوزه فرهنگ چقدر سهم دارد می بینیم که دولتمردان نهم اصلا تعریف و چارچوب ذهنی از فرهنگ ارائه نکرده اند. یک وقت بنده بر فرض هیچ اختیاری در حوزه اقتصاد ندارم. اما تعریف خودم را از اقتصاد ارائه می کنم. ولی دولت نهم فهم خودش را از فرهنگ ارائه نکرده است و در این زمینه حتی تلاش ناموفق هم نداشته است. وقتی مجموعه ای نتواند فهم خودش را از یک مفهوم مثل فرهنگ ارائه دهد دیگر نباید انتظار برقراری رابطه بین آن مجموعه و آن مفهوم را داشته باشیم. لذا با این توصیفات خیلی بیجاست که از دولت نهم مطالبه کنیم که چرا در حوزه فرهنگ فلان نقص را داشته اید. س) برای رسیدن به این تعریف و هدف گذاری، دولت باید چه سیری را طی کند؟ ج) وقتی کسی به قدرت می رسد باید اینها را داشته باشد. چرا که عرصه قدرت جای کار تئوریک نیست. کار تئوریک باید در مراکز دانشگاهی انجام شود و دولت باید مدیریت فرهنگی را به کسی بسپارد که این شرط را داشته باشد. پس اگر متولیان فرهنگی به این تعریف نرسیده اند، نباید در آن جایگاه قرار می گرفتند. س) البته می توان گفت که یک تصور کلی ومبهم از فرهنگ وجود دارد. اما این تصور تبیین نشده است. بله مساله این است که این تصور، آنقدر کلی و مبهم است که هیچ مشکلی را حل نمی کند. دولت فعلی، یک مجموعه تفکر های بشدت پراکنده و بی نسبت با هم را دارد. یعنی مثلا اگر احمدی نژاد برداشت خودش را از فرهنگ بگوید، صفار هرندی (وزیر ارشاد) بگوید، رحیم مشایی (رئیس سازمان گردشگری) و حاج علی اکبری (رئیس سازمان ملی جوانان) هم بگویند، شما به چهار گزاره متفاوت می رسید که هیچ نسبتی با هم ندارند. وقتی به مسوولیت اجرایی می رسید مردم از شما عمل می خواهند. شما باید قبل از رسیدن به مسوولیت، این مسائل را برای خودتان تبیین کرده باشید. س) خب این ارائه یک تعریف از فرهنگ، در دولتهای قبلی چگونه بوده است؟ ج) مثلا دولت خاتمی می گوید من تعریف رسمی ارائه شده از فرهنگ در قانون اساسی را قبول ندارم. حالا خودش یک تعریف مشخص ارائه می دهد که می گوییم این تعریفی ماخوذ از تمدن غرب بود. اما خودش می دانست که چه می خواهد و اهداف و اولویتش مشخص بود. یعنی شخص خاتمی، شخص مهاجرانی و شخص معین برداشتی از فرهنگ داشتند که خیلی به هم نزدیک و هماهنگ بود. لذا یک حرکت هماهنگ در عرصه آموزش و پرورش، مطبوعات، دانشگاهها و... آغاز کردند که موفقیت آمیز هم بود. یعنی بر جامعه تاثیر گذاشت. تاثیر منفی. آمدن و رفتن خاتمی تاثیرات عمیقی بر فرهنگ کشور گذاشت که عمدتا هم مخالف با آموزه های دین بود. همه نهاد های فرهنگی به سمتی می رفتند که فضای فرهنگی کشور هر روز به الگوی تمدن غرب نزدیکتر می شد. چون آن فهم را داشتند استراتژی هم داشتند، اولویت فرهنگ را می دانستند، تاکتیک هم داشتند و حالا فقط باید اجرا می کردند. اما دولت فعلی اصلا همان فهم اولیه را هم ندارد. به همین خاطر اولویت فرهنگ را هم نمی داند و درکی از استراتژی فرهنگی ندارد. لذا می گوییم دولت فعلی در حوزه فرهنگی هیچ کار به خصوصی نکرده است. س) این ادعای خودتان را مصداقی تر بیان می فرمایید؟ ج) اگر دولت یک لایحه یا مصوبه خالص فرهنگی داشته است اعلام کند. شاید برای ساخت سینما، گسترش کتابخانه ها یا افزایش متراژ دانشکده ها بودجه صرف شده باشد اما اینها که کار فرهنگی نیست. اینها بخشهای عمرانی است. ساخت دانشگاه و استخر و... بخشهای سخت افزاری است که می تواند در خدمت فرهنگ قرار گیرد. اما فرهنگ این نیست. س) با این اوصاف فکر می کنید مقوله فرهنگ به نسبت اقتصاد و سیاست خارجه و... چقدر برای دولتمردان اولویت دارد؟ ج) هیچ. وقتی یک مساله ای برای شما مبهم باشد چقدر می توانید روی آن اولویت گذاری کنید؟ انسان خود بخود به دنبال مسائلی می رود که برایش شفاف باشد. الآن تربیت بدنی در گزارشهایش آمار ورزشگاههای ساخته شده را می دهد، رئیس جمهور آمار مدارس ساخته شده را ارائه می کند، وزیر ارشاد از کمبود بودجه برای ساخت سینما صحبت می کند. چرا؟ چون مسائل عمرانی برایشان شفاف است و درک روشنی از آن دارند. اما از آنجا که درک روشنی از فرهنگ ندارند، لذا این مساله برایشان اولویتی هم ندارد و در قبال صدها مصوبه عمرانی یک مصوبه خالص فرهنگی ندارد. این است که در گزارش به مقام معظم رهبری، در زمینه اقتصادی گزارشی به آن مفصلی ارائه می کند اما در زمینه فرهنگ حتی به اندازه یک خط حرف برای گفتن ندارد. س) برای اینکه پیشرفت هر کاری سنجیده شود باید یک سری معیار داشته باشیم. اگر معیارهای اقتصادی و کمّی برای سنجش کارهای فرهنگی جوابگو نیست، چگونه می توان به معیارهای حقیقتا فرهنگی رسید؟ ج) خب وقتی شما تعریف و چارچوب ذهنی خود را از فرهنگ مشخص کردید، آن وقت بر اساس آن تعریف، برنامه های فرهنگی خودتان را ارائه می کنید. سپس می توانید برنامه ها را بر اساس آن تعاریف اصلی بسنجید و تعیین کنید که ثمرات کوتاه مدت و بلند مدت این برنامه ها در جامعه چه خواهد بود. مثلا دولت خاتمی را با معیارهای خودش در زمینه فرهنگی موفق می دانم. زیرا توانست نگرش تعداد زیادی از جوانان کشور را غربی کند و همین را هم می خواست. س) در یکی از مواد برنامه چهارم توسعه هم آمده است که وزارت ارشاد وظیفه دارد شاخصهای فرهنگی کشور را متناسب با اهداف و آرمانهای جمهوری اسلامی تعریف کند. ج)البته وزارت ارشاد خیلی کوچکتر از این است که بخواهد برای فرهنگ، شاخص سازی کند. دانشگاهها، حوزه های علمیه و مراکز فرهنگ ساز متولی این قسمتند و تولید کننده هستند. وزارت ارشاد می تواند این تولیدات فرهنگی را جمع آوری و تدوین کرده و بعنوان خط مشی خودش اجرا کند. اما جایگاه وزارت ارشاد، ساحت تولید اندیشه نیست. س) یک مساله هم این است که مدیر فرهنگی حتی اگر دید فرهنگی هم داشته باشد، مجبور است از عملکرد خود به جامعه گزارش دهد. حالا اگر می فرمایید با معیارهای اقتصادی و کمّی نباید گزارش دهد پس چگونه گزارش بدهد؟ ج) اصلا در حوزه فرهنگ، گزارش خواستن و گزارش دادن غلط است. س)خب بالاخره عملکرد آن مدیر فرهنگی با یک معیاری باید سنجیده شود. ج) عرصه فرهنگ، عرصه کمیت نیست عرصه کیفی است. لذا گزارش دادن در این عرصه با گزارش دادن در عرصه اقتصادی و کار عمرانی متفاوت است و جنس گزارش در آن متفاوت است. اگر دولت می خواهد در حوزه فرهنگ گزارش دهد بعنوان مثال بگوید در این حوزه این تعداد قوانین با شرع اسلام منافات داشتند که دولت این آیین نامه ها و مصوبات را که با دین منطبق نبوده اند شناسایی و اصلاح کرده است. این کار کیفی است. لذا می بینیم که جنس گزارش در حوزه اقتصاد با جنس گزارش در حوزه فرهنگ متفاوت است. چرا که دو مقوله جدا هستند یکی مقوله کمیت و یکی مقوله کیفیت است. س) به شرطی که محتوای فرهنگ را درست تعریف کرده باشیم آن وقت می توان گفت که مثلا ساخت مدرسه، کار فرهنگی است؟ ج) حتی اگر بر فرض نظام آموزش و پرورش اسلامی را تعریف کرده باشیم آن موقع می توان گفت ساخت مدرسه یک کار عمرانی است که در خدمت فرهنگ قرار گرفته است. چرا که خود ساختمان مدرسه ماهیت فرهنگی ندارد و می توان از آن هر استفاده ای کرد. مدرسه ابزار است. ابزاری که می تواند در خدمت فرهنگ باشد یا در خدمت فرهنگ نباشد. اما دولت نهم ساخت مدرسه را عین فرهنگ فرض کرده است. این دولت افزایش تعداد افرادی که به سینما می روند را یک کار فرهنگی می داند، در حالی که این اصلا یک کار فرهنگی نیست و حتی در شرایطی می تواند یک کار کاملا ضد فرهنگی باشد و ارزشهای ضد دین را در ذهن بیننده تثبیت کند. س) آیا وقتی می گوییم نگاه کمّی به فرهنگ نداشته باشیم، این نگاه کیفی به مبهم و تاریک بودن تصورمان از فرهنگ منجر نمی شود؟ ج) نه، نگاه کیفی هم می تواند کاملا چارچوب داشته باشد. مثلا دولت می تواند بگوید من می خواهم احکام فقهی را در کشور نهادینه کنم. این یک نگاه کیفی است که چارچوبش هم واضح است. البته این فقط یک مثال است. س) برخی مدیران هم بصورت کمّی و اقتصادی از عملکرد فرهنگی خود گزارش نمی دهند اما با یک سری عبارات کلی مثل«تقویت ارزشهای انقلاب» و «دمیدن روح امید» و... عملکرد خود را توصیف می کنند. ج) بله. باید اول برداشت خودش را از این مفاهیم تبیین کند و بعد بگوید ساز و کاری که برای تقویت این ارزش استفاده می کند چیست. چون اگر ساز و کار را ارائه نکند این جملات تنها بیان یک آرزوی دور و دراز است و به اجرا منتهی نمی شود. در حالی که کار دولت، اجرا است و جامعه از دولت، عمل می خواهد. س) بخاطر وقتی که در اختیارمان گذاشتید تشکر می کنم.
|
|
| |
|
|
|
نظرات کاربران :