پرچم عدالت خواهي را همواره پيامبران الهي و پيروان راستين آنان بر دوش كشيده‌اند.امروز و هميشه مجاهدت در زير اين پرچم، صادقانه ترين نشانه‌ي پيروي از رسولان الهي است. آنچه در كنار همه‌ي الزامات اين حركت، ضروري و حياتي است آن است كه اوّلاً مراقبت شود كساني با انگيزه هاي ديگر، اين شعار حق را ابزار نكنند. و ثانياً به نام عدالت طلبي، حركتي غير منصفانه از سر جهل يا غفلت انجام نگيرد. صبر و بصيرت را براي شما و ديگر تشكلهاي عزيز دانشجوئي از خداوند متعال مسألت ميكنم. مقام معظم رهبري

گفتاري در باب نهضت علمي
خاموش ازكنارهم عبور ميكنيم4  (مقالات)  

بعضی از مراكز حوزوی هستند كه در این زمینه دغدغه دارند. و هم‍ّتشان این است كه در این زمینه گامی بردارند. البته این مراكز معدودند و جریان اصلی حوزه هم این نیست و این گونه تجمعها و تشكلها به لحاظ مدیریتی و مالی هم بسیار كم‌توان هستند ولی هستند جوانهایی با عزم و اراده كه معتقدند باید سازندگی كرد و سالیان سال هم هست كه در این جهت فعالیت می‌كنند و تلاش می‌كنند تا گامهایی در این زمینه بردارند و كاری بتوانند انجام بدهند. من صادقانه، بی‌ هیچ نگرانی و هراسی این سخن و مفروض این سؤال را تأیید می‌كنم كه گام مهم، جدی و جا افتاده و مقبولی در این جهت برداشته نشده است.

  
 
یکشنبه 18 شهریورماه 1386  

 

سوال می شود، بومی‌سازی علوم، جامعه‌شناسی اسلامی، علوم اجتماعی اسلامی، اقتصاد اسلامی. آیا می‌توانیم پس از گذشت 27 سال از اول انقلاب، از این علوم سخن بگوییم و آیا می‌توانید چندین كتاب در این زمینه معرفی كنید؟ علوم اسلامی و مبانی دینی به چه نحو در این رشته‌ها و دیگر علوم فنی مهندسی می‌تواند ریزش پیدا بكند، مگر نه اینكه این امر مستلزم زمینه مشترك علوم می‌باشد؟ زمینه مشترك بین ریاضیات و فنی با علوم اسلامی چگونه است؟

سؤال دیگر این است كه راهكارهای عملی برای اینكه مهندسان وارد بحثهای حوزوی بشوند چیست؟ سؤال دیگر اینكه آیا علم دینی داریم یا می‌توانیم داشته باشیم؟ پیوند بحث وحدت حوزه و دانشگاه با علم دینی چیست؟ آیا علم دینی می‌تواند تأثیری بر بحث وحدت این دو نهاد داشته باشد؟ سؤال دیگر اینكه رابطه جنبش نرم‌‌افزاری و وحدت حوزه و دانشگاه چیست؟ آیا تقویت یكی منجر به تقویت دیگری می‌شود؟

بعضی از این سؤالها كاملا‌ً بجا و ضروری است و بعضی هم ارتباط وسیعی با هم دارند. از اینجا شروع كنیم كه آیا می‌توانیم بعد از گذشت 27 سال از اول انقلاب، باز از علوم اجتماعی و انسانی اسلامی سخن بگوییم؟ مفروض این سؤال این است كه خ‍ُب، كاری نشده، اتفاقی هم نیفتاده است كه فرض درستی است. بنده فرض ایشان را كاملا‌ً تأیید می‌كنم و كاملا‌ً هم موافقم. كار جد‌ّی و مهمی صورت نگرفته است. بعضی از مراكز حوزوی هستند كه در این زمینه دغدغه دارند. و هم‍ّتشان این است كه در این زمینه گامی بردارند. البته این مراكز معدودند و جریان اصلی حوزه هم این نیست و این گونه تجمعها و تشكلها به لحاظ مدیریتی و مالی هم بسیار كم‌توان هستند ولی هستند جوانهایی با عزم و اراده كه معتقدند باید سازندگی كرد و سالیان سال هم هست كه در این جهت فعالیت می‌كنند و تلاش می‌كنند تا گامهایی در این زمینه بردارند و كاری بتوانند انجام بدهند. من صادقانه، بی‌ هیچ نگرانی و هراسی این سخن و مفروض این سؤال را تأیید می‌كنم كه گام مهم، جدی و جا افتاده و مقبولی در این جهت برداشته نشده است. صادقانه این را می‌گویم كه آدمی نیستم كه كلی‌گویی بكنم و بگویم كه من اطلاع دارم، شما نمی‌دانید، و بعد آن را به آینده محو‌ّل كنم!

من معتقد هستم كه با جوان دانشجو نباید این گونه برخورد شود، لذا صریح و صادقانه می‌گویم كه چنین چیزی وجود ندارد. اما مایلم و حق می‌دانم كه بلافاصله اضافه كنم كه آیا می‌دانید جامعه‌شناسی غربی، یعنی جامعه‌شناسی كه ما حاق معرفت می‌دانیم، چند سال است كه تولید شده و به صورت امروزی در آمده است؟ مهم‌ترین گروههای اولیه جامعه‌شناسی در قرن نوزدهم در سالهای 50 ـ 1840 شكل گرفته است. نكته مهم بعدی این است كه نویسندگان اولین نوشته‌ها در این رشته، هیچ‌گاه تصور نمی‌كردند كه این ماجرا و این آثار به یكی از آثار كلاسیك و ماندگار جامعه‌شناسی و اقتصاد تبدیل شود. آنها نظریه‌پردازی می‌كردند و روی موضوعی كار می‌كردند مانند تقسیم كار اجتماعی. این آثار بعدا‌ً جامعه‌شناسی نام گرفت. اقتصاد امروزی مربوط به هزار سال پیش نیست مربوط به قرون اخیر است. فیلسوفانی راجع به ثروت به تأمل نشستند، آثارشان زمینه‌ساز چیزهایی شد كه بعدها در قرن بیستم علم اقتصاد نامیده شد. اگر علم‌شناسی بخوانید این مسائل برای شما روشن می‌شود. این طوری نبود كه كسی مثل آدام اسمیت بنشیند و بنویسد و بگوید حالا من اقتصاددانم. آن فیلسوفان تأمل می‌كنند، بحث و گفت‌وگو می‌كنند، تأملاتش‌ان را بر یك حوزه متمركز می‌كنند از تأمل بر حوزه‌های اجتماعی و حوزه قدرت، نظریات سیاسی استخراج می‌كنند. در تأملات خود متوجه انسان و رفتارهای انسانی می‌شوند كه از آن تأملات روانشناسی پدید آمده است. این طور نیست كه از ابتدا، چند صد سال پیش، كسانی به عنوان جامعه‌شناس یا اقتصاددان و... بودند و هر چیزی را كه نوشتند یكباره جامعه‌شناسی و اقتصاددان و... شدند.

تمام آثار اولیه‌ای كه حكم چشمه‌های جوشان دارد مثل آثار كارل ماركس، امیل دوركیم، هگل و... جنبه‌های كلی دارد، یعنی در آن، نظریه‌پردازی انسان‌شناسانه نهفته است یا چنین پیش‌فرضهایی وجود دارد. بنده به عنوان فیلسوف، اول آنها را یك فیلسوف می‌دانم و بعد به عنوان فیلسوفانی می‌دانم كه در زمینه جامعه، اجتماع یا اقتصاد كار كردند. تمام این آثار این گونه‌اند. یك جنبه‌های كلی و مبنایی دارند و بعدها از دل اینها، دیگرانی كه در این زمینه تربیت می‌شوند، حرفهای خاص‌‌تر و ویژه‌تری در می‌آورند و نظریه‌پردازی می‌كنند. و بعد این ادبیات، كم‌كم با این مبانی و با توجه به معضلات جامعه فرانسه، بریتانیا، ایتالیا و آلمان، مورد بررسی و نظریه‌پردازی قرار می‌گیرد و این اتفاقی است كه در غرب افتاده است. این اتفاقات مربوط به چند قرن پیش هم نیست، مربوط به قرن حاضر، گذشته است و حركتهای اولیه هم بلااستثنا راجع به اینكه انسان كیست، یا چیست و جامعه چیست، شروع شده است.

وقتی ما آثار كلاسیك و اولیه آن علوم را می‌خوانیم می‌بینیم كه فلسفه است. امروزه دانشجویان دوره‌های اقتصاد با آدام اسمیت و دانشجویان دوره‌های جامعه‌شناسی با پدران جامعه‌‌شناسی كاری ندارند، ولی كلیاتی را از آنها می‌خوانند و از آن به بعد به سراغ فرزندان و جانشینان آنها می‌روند و ادامه آن حرفها را مطالعه می‌كنند. این حرفها یعنی چه؟ یعنی ما به‌رغم تأیید ارزیابی سؤال‌كننده، می‌توانیم با توجه به انسان‌شناسی كه از كلام خداوند، سنت و معصومان استخراج می‌شود، در این زمینه‌ها گام برداریم. اگر طی بیست و شش هفت سال گذشته یا در سی یا صد سال گذشته كاری نكردیم، كار خاصی نكردیم و قدمی برنداشتیم، برای این است كه باور نداشتیم كه می‌توانیم چنین كاری بكنیم. فكر كردیم جامعه‌شناسی غربی، جامعه‌شناسی است و جامعه‌شناسی اسلامی یا غیر اسلامی نداریم. مگر امروزه، خیلیها این حرفها را نمی‌زنند؟ این باور جدید است كه بعد از انقلاب اسلامی، معدود آدمهایی در دانشگاهها و حوزه‌ها متوجه شدند كه عجب! اقتصاد و جامعه‌شناسی پر از ارزشهای غربی است. چیزی به نام اقتصاد غربی، جامعه‌شناسی غربی معنا دارد، یك برچسب نفی‌كننده نیست واقعا‌ً این طوری است.

بنابراین این خودباوری و این حیات‌شناسی یا دنیاشناسی، فرجام‌شناسی یا آخرت‌شناسی، انسان‌شناسی و ارزش‌شناسی چیزهایی هستند كه در هر حوزه علوم اجتماعی و علوم انسانی حضور جدی دارند. این تقد‌ّم، تقد‌ّم جدیدی است، تقد‌ّمی است كه عده معدودی از حوزویان و دانشگاهیان متوجه آن شده‌اند. بنابراین درست است در 27 سال گذشته هیچ كاری نشده و به عبارت دقیق‌تر و منصفانه‌تر كار ملموس، قابل اتكاء و قابل ارائه‌ای به وجود نیامده است، اما ببینیم كه چقدر تلاش شده است یا چند نفر در حوزه و دانشگاه واقعا‌ً این چنین تلاشی كرده‌اند؟ به زحمت می‌توانم بگویم، چرا كه تعداد این افراد از تعداد انگشتان یك دست فراتر نمی‌رود! من آنها را می‌شناسم و این ادعا را دارم و شما نمی‌توانید بگویید كه مگر شما چقدر از این ماجرا شناخت دارید یا شناخت شما چه اهمیتی دارد؟ برای اینكه رشته تخصصی من به گونه‌ای است كه هر كس در حوزه و دانشگاه می‌خواهد در این زمینه قدم بردارد طبق شناختشان تماسی با من می‌گیرند و می‌گویند كه فلانی می‌خواهیم این كارها را بكنیم و در این زمینه‌ها فعالیت بكنیم. خواستیم نظر شما را به عنوان یك روش‌شناس بدانیم. افراد بسیار بسیار انگشت‌شماری در این قصه‌اند. بنابراین، حاصل ملموس و بارز قابل عرضه‌ای ارائه نشده است.

ما كاری در این حوزه‌ها نكرده‌ایم همین طور كه در بعضی از حوزه‌های دیگر مانند كشاورزی كاری نكرده‌ایم. ببینیم كجاها كار كردیم و برای آن كار یك عزم ملی بوده است. امروزه هیچ عزمی در این زمینه نشان داده نشده است و كاملا‌ً تعطیل است! منهای حوزه الهیات كه حتی دراین حوزه هم مثل سابق نیست. حتی الهیات ما تا یك مقداری به طرز واردكننده‌ای به سمت غرب رفته است! نه به این صورت كه آگاه باشیم، تعامل كنیم و آنها را بشناسیم. بلكه منتظریم ببینیم اینها چه می‌گویند تا ما هم بپذیریم. جالب اینجاست كه صاحبان به اصطلاح معرفت به این شیوه دارند عمل می‌كنند! غالبشان را می‌شناسم.

 

بنابراین در دانشگاهها اقدامی جدی نشده است. در حوزویان هم تعداد معدودی را می‌شناسم. با توجه به اقدامات ناچیز صورت گرفته، نباید انتظاری هم

            نظرات کاربران :


 
نظر شما درباره اين مطلب:







به خاطر سپردن اطلاعات؟



   

 

 

معرفي سايت تخصصي بررسي شبكه هاي هرمي
شهید بهشتی و جنبش سبز
تجمع دانشجویان صنعتی شاهرود در حمایت از ولایت فقیه
نقش عمار در جنگ صفین
سفره های رنگین سیما،حسرت کودک گرسنه و عرق شرم پدر
جدال جمهوري با زنگيان کافوري
راه 43 منتشر شد
موقعیت امروز جمهوری اسلامی موقعیت "قلب جهان" است
اگر از همت و متوسلیان برای نسل سوم گفته بودند، امروز کسی جرات دزدیدن نام آنها را نداشت
تقدیر و حمایت ویژه جنبش عدالتخواه دانشجویی از بیانات آیت ا... صادق آملی لاریجانی در تأکید بر مبارزه با مفاسد اقتصادی
انتقاد رئيس دستگاه قضا از مبارزه ضعيف با مفسدان اقتصادي/ مسير كنوني جواب نمي دهد
سخنراني شهيد حسين الحوثي در عيد غدير 1423
تأملی گذرا بر عملکرد دستگاه ها و نهادها در تحقق اسلام ناب
چرا حل مشكلات اساسي كشور روي زمين مي‌ماند؟
نشست تحليلي پيرامون ابعاد و پيامدهاي اجراي طرح هدفمند كردن يارانه‌ها
نقشه راه دانشجویان دانشگاه اسلامی
روشن فکران غرب زده نخواهند توانست رأی ملت را وتو کنند
سیر عدد شدی احمد جان!
مردم همچنان در انتظار سبد غذایی دولت
الحوثي: عربستان از بمب فسفري استفاده مي‌کند
گر "غدیر" به درستی محقق می‌شد،امروز نیازهای بشر اینقدر ابتدایی نمی‌ماند
اشاره به مافیای رسانه و سیاست در یک سریال
تظاهرات معلولان فلسطینی برای پایان دادن به محاصره غزه
وعده وزارت اطلاعات براي جمع كردن هرمي ها
نیمی از مساجد در طول سال فعالیتی ندارند
تشدید هجوم هوایی عربستان به یمن
تقابل اسلام ناب و اسلام التقاطی در انتخابات 88
نظریه ولایت فقیه و عقلانیت
روایت شهادت حسین الحوثی
جديدترين گزارش مركز پژوهشها از آثار فعاليت شركتهاي هرمي
مناظره بايد دور از فضاي جنجال سياسي و هياهو صورت گيرد
تشكل‌هاي دانشجويي نسبت به اتفاقات و فضاي كشور هوشيار باشند
انتقاد شديد نماينده جنبش از عملکرد صدا و سيما در به تصوير کشيدن تجملات و اشرافي گري
موقعیت امروز جمهوری اسلامی موقعیت "قلب جهان" است
رویش باید آگاهی مردم را نشانه بگیرد
اسكيزوفرني سياسي‏، انفجار جنسي‏، لكنت زبان، تفاوت فرهنگي‏ و انتخابات دهم
مردم، جریانات ریزشی را كنار می‌زنند
گفتگو با دکتر کوشکی درباره موضع نظام نسبت به یمن
همدستي نيروهاي القاعده با دولت صنعاء در سركوب شيعيان الحوثي
راز نسخه دوم

    


 


   

    



 

استفاده و باز نشر  مطالب سايت با ذکر ماخذ بلامانع مي‌باشد  |  ارتباط با ما
طراحي و برنامه‌نويسي از موسسه نرم‌افزاري آرمان