پرچم عدالت خواهي را همواره پيامبران الهي و پيروان راستين آنان بر دوش كشيده‌اند.امروز و هميشه مجاهدت در زير اين پرچم، صادقانه ترين نشانه‌ي پيروي از رسولان الهي است. آنچه در كنار همه‌ي الزامات اين حركت، ضروري و حياتي است آن است كه اوّلاً مراقبت شود كساني با انگيزه هاي ديگر، اين شعار حق را ابزار نكنند. و ثانياً به نام عدالت طلبي، حركتي غير منصفانه از سر جهل يا غفلت انجام نگيرد. صبر و بصيرت را براي شما و ديگر تشكلهاي عزيز دانشجوئي از خداوند متعال مسألت ميكنم. مقام معظم رهبري

گفتاري در باب نهضت علمي
خاموش ازكنارهم عبور ميكنيم3  (مقالات)  

ما برخی از غرب‌زده‌ترین افراد را در حوزه می‌شناسیم، آن هم در سطوح بسیار بالا، نه در سطوح میانی و پایین. من برخی از غرب‌زده‌ترین افراد را در حوزه و هم‌زمان برخی از ارزشمندترین و باتقواترین آدمها را در حوزه سراغ

  
 
یکشنبه 18 شهریورماه 1386  

 

اما در صحبت از محور سوم بحث موانع وحدت حوزه و دانشگاه را ذكر خواهم كرد. پاسخ من به این مشكلات بسیار ساده است. پاسخ همان است كه در سه محور بخش اول سخنانم بدانها اشاره كردم. یعنی جدایی و همپوشانی بسیار اندك بین حوزه‌‌های معرفتی یعنی حوزه‌ها و دانشگاهها، یكی از موانع وحدت است. عدم تعامل فكری پژوهشی مانع بزرگ دیگری است. سومین مانع، نگرشها و قضاوتهایی است كه حوزویان نسبت به دانشگاهیان و دانشگاهیان نسبت به حوزویان دارند. عده‌ای هم فكر می‌كنند كه هر كس در لباس روحانیت باشد دیگر مجسمه تقواست! كی این حرف را زده است؟! این طوری نیست! ما برخی از بی‌تقواترین آدمها را در این لباسها می‌شناسیم. باید این حرفها را بزنیم. باید این مسائل را از هم تشخیص بدهیم. باید جرئت كنیم و بگوییم كه متأسفانه برخی از بی‌تقواترین آدمها را در این لباسها سراغ داریم و عكس آن نیز صادق است كه برخی از متقی‌ترین آدمها را در لباس شخصی و میان دانشگاهیان سراغ داریم. این تعرض به نوعی نگرش حوزویان و دانشگاهیان است. اعتبار و خدماتشان نسبت به فرهنگ كه مشخص است. ارتزاقشان هم مشخص است. منبری می‌روند و نمازی می‌خوانند و كار به آن صورتی ندارند و اینها نگرشهای رایج نسبت به حوزویان است و عكس آن هم می‌گویند كه این دانشگاهی مجسمه علم و دانش است یا اینكه مجسمه معاصی و گناه و فساد است! در صورتی كه این طور نیست. ما باید با نگرشها و قضاوتهای قالبی و فرمالیستی مبارزه بكنیم. این طور نیست كه هر دانشگاهی، غرب‌زده و فاسد است و هر كس حوزوی است اصیل، ارزش‌مدار و اهل دیانت است. اصلا‌ً این طور نیست.

ما برخی از غرب‌زده‌ترین افراد را در حوزه می‌شناسیم، آن هم در سطوح بسیار بالا، نه در سطوح میانی و پایین. من برخی از غرب‌زده‌ترین افراد را در حوزه و هم‌زمان برخی از ارزشمندترین و باتقواترین آدمها را در حوزه سراغ دارم و عكسش را هم در دانشگاه سراغ دارم. یعنی برخی افراد دانشگاهی مخالف با غرب و اندیشه‌های غربی و متعصب به ارزشهای دینی می‌شناسم. هدف من از طرح این مسائل این است كه از این لباسها بیرون بیایید و معیار و میزان شما وابستگی نهادی یا لباس نباشد. هم در حوزه تقوا دیده می‌شود هم در دانشگاه. بی‌تقوایی، جهل و تحجر هم در حوزه پیدا می‌شود و هم در دانشگاه. از این قالبها باید بیرون بیاییم. این یكی از موانع بزرگ وحدت حوزه و دانشگاه است. یعنی همین نگاههای قالبی كه به همدیگر داریم از موانع اصلی است در صورتی كه ما از كنار آن به راحتی می‌گذریم. اما راهكارهای راهبردی ایجابی جهت تعمیر و بسترسازی وحدت حوزه و دانشگاه وجود دارد كه برای استمرار و تحكیم انقلاب اسلامی به شدت به اجرای این راهكارها نیازمند هستیم. وحدت حوزه و دانشگاه برای استمرار و تحكیم انقلاب اسلامی ضروری و حیاتی است، خیلی لازم است، نمی‌گویم از نان شب واجب‌تر است. من در شش محور این راهكارها را ذكر می‌كنم:

1) مبارزه جدی جهت تعدیل و تغییر نگرشها و قضاوتهای متقابل. یعنی به طور یك‌پارچه، با برخوردها و قضاوتهای ناشایست و نافیانه برخورد كنیم. من خودم هر جا می‌نشینم یا در جمعی شركت می‌كنم كه برخوردهای نافیانه ویرانگر نسبت به حوزه یا دانشگاه وجود دارد بلافاصله برخورد می‌كنم. شما هم به سهم خود می‌توانید در تغییر و تعدیل این نگرشها و قضاوتها مؤثر باشید كه هستید. با این دسته از افراد و نگرشها باید جدی برخورد كرد تا این نگرشهای ویرانگر، مهلك و موذیانه در جامعه ما نتوانند به این دو نهاد ارزشمند و مؤثر صدمه بزنند.

2) تعامل فكری پژوهشی جدی غیر تشریفاتی غیر متكلفانه. متأسفانه تعامل فكری پژوهشی بین حوزویان و دانشگاهیان وجود ندارد. جامعه‌شناسان دانشگاهی ما كه جامعه‌شناسی غربی خوانده‌اند حرفهای خودشان را می‌زنند و حوزویان هم حرف خودشان را. باید با این برخوردهای غیر جدی مقابله كنیم و آنها را به تعامل جدی واداریم. باید بسترها و زمینه‌هایی را فراهم كنیم كه اینها با هم حرف بزنند. انتقاد كنند، تعامل داشته باشند، یقه فكری هم را بگیرند! بحث كنند. به مفت‌خواری، فساد، غرب‌زدگی یا تحجر یكدیگر را متهم نكنند. این نوع كارها هیچ فایده‌ای ندارد. آخر و عاقبتی جز ضرر و زیان به این مملكت و به این مردم ندارد. باید با هم بنشینند و تعامل فكری داشته باشند. مثلا‌ً بنشینند و بحث كنند كه مشكلات این است آقای حوزوی شما نظرت چیست؟ آقای دانشگاهی شما چه می‌گویید؟ بستری فراهم كنیم تا اینها با هم بنشینند و درباره معضلات مملكت، نه معضلات غربیها بحث كنند. مسائل، مشكلات و معضلات جامعه خودمان را حل كنند و راجع به آن بحث و جدل بكنند، آن هم به مدد منابع بومی اسلامی، نه به مدد ارزشها و بینشهای غربیان. ما در كشور، پدیدارهایی چون افسردگی جوانان، رانت‌خواری مسئولان و غیره را داریم، باید این مسائل موشكافی و تجزیه و تحلیل شود. ممكن است ما ده بیست سال درباره عدالت اجتماعی سخنرانی كنیم اما هم‌زمان میلیاردها میلیارد را غارت كنیم!


این پدیده‌ها را متأسفانه در مملكتمان داریم. عالمان حوزوی و دانشگاهی ما باید با هم تعامل كنند تا پی ببرند چگونه باید با این پدیده‌ها برخورد كرد. ما جامعه اسلامی درست كردیم. وقتی در كشورهای دیگر مسئولی هزاران دلار را غارت می‌كند یا در سازمانی اختلاس می‌شود آن مسئول، معاونش و تمام سلسله مراتب آنجا را اخراج می‌كنند و از پست و مقام و وزارتخانه طرد می‌كنند. اما متأسفانه در كشور ما چنین غارتهایی صورت می‌گیرد اما به جای برخورد با این افراد، آنها پست بالاتری می‌گیرند! این مسئله، معضل اجتماعی سیاسی مهمی برای كشور محسوب می‌شود. عالم حوزوی و دانشگاهی باید درباره چنین پدیده‌هایی صحبت كنند و بحث كنند و راه حلهای راهبردی برای آن را پیدا كنند. بحث كنند كه این پدیده خاستگاهش كجاست؟ چه عواملی زمینه‌ساز بروز رانتهای دربارگونه است؟ چه كار باید كرد؟ سعی ما در انقلاب این بود كه این نوع روابط شاهنشاهی را از بین ببریم اما متأسفانه برخی از چیزها مثل تشكلها و باندهای ثروت و قدرت، در جامعه تجدید حیات پیدا كرده است. با این پدیده‌ها چه باید كرد؟ حل این معضلات، تعامل و هم‌فكری می‌خواهد، بحث و گفت‌وگو می خواهد آن هم به مدد ارزشها و بینشهای اصیل و بومی اسلامی.

3) انحای جدی و بنیانی هر گونه تبعیض محسوس و ملموس نهادینه شده، از قبیل تبعیض قضایی و حقوقی، تبعیض در نیل به مسئولیتهای مدیریتی و... چرا باید نماینده ولی فقیه در تمام دانشگاهها روحانی باشد؟! مگر می‌خواهد درس فقه فردی بدهد؟! مگر می‌خواهد برای دانشجویان استخاره بكند؟! مگر قرار است مشكلات و مسائل فقهی از قبیل نجاست، طهارت و غیره را رفع كند؟! این سمت، سمت و مسئولیت مهمی است. این سمت متعلق به افرادی است كه بیش از دیگران نسبت به دانشگاه شناخت داشته باشند و معارف اسلامی را به معنای ارزشی ـ بینشی كلمه، نه به معنای فقه فردی، بشناسند. خیلی از دانشگاهیان هستند كه بهتر می‌توانند این كار را بر عهده بگیرند. اصلا‌ً برای این پست به فرد آشنا به فقه فردی احتیاج نداریم. التزام در روحانی بودن آن نماینده نیست. چرا باید این طوری باشد؟! چرا باید این نوع تبعیضها را روا بداریم؟!
 
4) سوق دادن هر چه بنیانی‌تر حوزه و دانشگاه در جهت تعدیل دروس متعارف موجود در جهت نظریه‌پردازیهای معطوف به معضلات و مشكلات دارای ابعاد اجتماعی، اقتصادی و سیاسی جامعه این نظریه پردازیها باید با توجه به مباحث فرهنگی و ارزشی بینش اسلامی صورت بگیرد. نظریه‌پردازیها در خلأ انجام نمی‌شود بلكه با ارزشها، نگرشها و بینشهای كلان درباره انسان، مبدأ، حیات و ممات دنیا صورت می‌گیرد. نه تنها ما، بلكه هیچ كس دیگری در دنیا این گونه نظریه‌پردازی نمی‌كند. این كمال علم‌ناشناسی و معرفت‌ناشناسی است كه كسانی اعم از حوزویان و دانشگاهیان مدام توضیح می‌دهند و تصریح می‌كنند كه باید بی‌طرفانه نظریه‌پردازی كرد، باید تحقیق بی‌طرفانه كرد! معنی این عبارت را من نمی‌دانم. هر كس كه علم‌شناسی و معرفت‌شناسی بخواند و بداند می‌فهمد كه این حرف تناقض‌آمیز است، یك تناقض درونی دارد. نمی‌توان با یك ذهن خالی، بدون جهت‌گیری و ارزشها و بینشها نظریه‌پردازی كرد. بنابراین نظریه‌پردازیهای مربوط به حل مشكلات و معضلات اجتماعی، سیاسی و اقتصادی باید با توجه به مباحث فرهنگی و شاكله‌های مبنایی، ارزشی، بینشی و بومی صورت بگیرد.

5) گشودن در مراكز و مدارس حوزوی برای ورود منظم و سازمان‌یافته هر چهار حوزه علوم طبیعی، مهندسی، علوم اجتماعی و علوم انسانی غربی. این علوم باید وارد حوزه بشود تا حوزه تكان محكمی بخورد، تا ارزشها و بینشهای بومی در این چهار حوزه ریزش كند و ما مهندسی و تكنولوژی بومی را ایجاد كنیم تا از ارزشهای دینی بارور شود.

6) تغییر ساختار معیشتی حوزه راهكار دیگری است. این سخن دو جنبه دارد. اول امحاء تبعیض میان حوزویان و دانشگاهیان و دوم رفع رخوت فعلی و ایجاد تحرك ممكن. اینكه شما مطمئن باشید كه این شهریه همیشه هست و می‌توانید از آن بهره ببرید، كاری از پیش نمی‌برد. تا زمانی كه این آب باریكه بدون تمهیدات و مصوبات هست اوضاع همین است. باید پرسید شمایی كه از سهم امام استفاده می‌كنید چه كردید و چه می‌كنید؟! این مسئله به این معنا نیست كه دانشگاهیان ما كار و پژوهش می‌كنند و آنها از بیت‌المال استفاده نمی‌كنند، ابدا‌ً! دانشگاههای ما از لحاظ ساختاری، این حالت را ندارند ولی در عمل این گونه شده‌اند. فردی كه وارد دانشگاه می‌شود وقتی مشكل استخدامش بعد از دو تا پنج سال حل شد دیگر خیالش راحت است. برای اینكه مبنا و بنیان اینجا با حوزه متفاوت است. ظاهرا‌ً درمان این آسان‌تر است. شما استخدام رسمی را منتفی كنید، چه اتفاقی می‌افتد؟ آنها را به پژوهش و تحقیقات سوق بدهید آن وقت می‌بینید كه چه اتفاقی در كشور می‌افتد. شما یك استاد دانشگاه را می‌بینید كه سی سال این جزوه‌های پوسیده شدة دوران كارشناسی خودش را ارائه می‌كند! چنین استادی را سریع بازنشسته بكنید. اگر می‌خواهیم مملكتمان را بسازیم، انقلاب اسلامی استوار و محكم باشد و روی پای خودش بایستد، حاكمان ما برای ابقای اقتصادی اجتماعی و حتی سیاسی‌شان دستهایشان به سوی بالا و با دعای «بك یا الله» باشد، صاحبان معرفت دستهایشان به سمت غرب نرود، صاحبان ثروت، یعنی تجار و بازرگانان، برای رفع نیازهای مملكت به سوی غرب دست دراز نكنند چاره‌ای نداریم كه نخست، به لحاظ معرفتی روی پای خودمان بایستیم و برای اینكه روی پای خودمان بایستیم باید كاری كنیم تا این دو نهاد از این رخوت در بیایند و با هم تعامل كنند.

سوال می شود آیا هر كدام از نهادهای حوزه و دانشگاه وظایف خاصی دارند كه در جامعه باید انجام بدهند؟ آیا وظایف آنها تفكیك‌ شده است. به اعتقاد من، این راهكارهای راهبردی ایجابی برای این است كه ضرورتی ندارد این جدایی حوزه و دانشگاه حفظ شود و در واقع برای رفع این جدایی به دست آوردن عرصه‌های كاری جدید بیان شده است. این راهبردها بیشتر در جهت رفع این تمیزها و تبعیضهاست. یعنی همین وضعیت فعلی كه تقسیم كاری به وجود آمده است و یك سری عرصه‌ها، عرصه‌های اجرایی، مدیریتی، سیاستگزاری و علمی شده است و یك سری هم عرصة دین شده است، سكولاریزاسیون یعنی همین. یعنی همین تقسیم‌بندی موجود سكولاریزاسیون است كه بسیاری از دانشگاهیان و برخی از حوزویان برجسته قائل به همین وضع هستند! غالب دانشگاهیان مایل‌اند كه سیطره كارشناسی را حفظ كنند. كارشناسی كه بدنه سیاستگزاری مملكتی در سطح كشوری و بین‌المللی است باید توسط دانشگاهیان انجام بشود، توسط دانشگاهیانی كه معرفتهای آنها معرفتهایی است كه با هواپیما هلیبرد شده است و از غرب آمده است! این وضع باید عوض بشود. این جدایی، این نگاه سكولاریستی باید كاملا‌ً عوض شود. نگاه سكولاریستی كه حتی برخی از مراجع تقلیدمان مدافع و تحكیم‌كننده آن هستند، باید عوض شود. كاملا‌ً این وضع باید به هم بریزد. اینكه این دروس حوزوی است و این دروس دانشگاهی، باید این نوع افكار خرد شود و بشكند. باید طوری شود كه این دروس به رفع معضلات جامعه خودمان بپردازند هم در حوزه و هم در دانشگاه. الآن ما مشكلات عدیده‌ای داریم مشكلاتی مانند ترافیك، افسردگی، تجاوز به عنف، رانت‌‌خواری، فساد مسئولان و غیره. جامعه‌‌شناسان حوزوی و دانشگاهی، معماران، مهندسان و متخصصان مربوطه باید بنشینند و برای رفع معضلات بحث و بررسی بكنند و راهكار پیشنهاد بدهند. اینكه فقط مهندسان دانشگاهی بنشینند و راهكار بدهند یعنی چه؟ معمول است كه آقایان مجهز به معارف و نظریه‌هایی هستند كه غربیان تعریف كرده‌اند. پس ارزشهای دینی و فرهنگی ما در این میان چه می‌شود؟ آیا ما می‌خواهیم انتحار و افسردگی را با بینشها و ارزشهای غربی حل كنیم؟! در صورتی كه چه بسا با توجه به ارزشها و بینشهای بومی و اسلامی‌مان بتوانیم این مشكلات را حل كنیم. اگر قرار باشد وحدتی رخ بدهد و اگر به وحدت این دو نهاد معتقد هستیم، باید این تبعیضها و نگاههای سكولاریستی رفع و طرد بشود.

بنابراین، این تقسیم ‌و توزیع كار فعلی كه مثلا‌ً حوزه متكفل دین مردم، نماز و روزه و زكات مردم، مستحبات، مبطلات و مكروهات و غیره باشد و دانشگاه هم به دنبال ساختن جامعه باشد چه به لحاظ نرم‌افزاری و چه به لحاظ سخت‌افزاری، باید به هم بریزد. مگر سكولاریسم چیست؟ آیا شاخ دارد و پدیده عجیب و غریبی است؟! سكولاریسم یعنی همین. هر حوزوی كه قائل به این وضع است یك سكولار بزرگ و جد‌ّی است ولو لباسش لباس پیامبر باشد، با كروات باشد یا بی‌كراوات با عمامه باشد یا بی‌عمامه!


سوال این است که آیا دخالت حوزه در دانشگاه باعث محدود شدن علم در دانشگاهها نمی‌شود؟ از قضا من عكس این موضوع فكر می‌كنم. فكر می‌كنم به نحوی حوزه باز می‌شود. یعنی حوزه تازه متوجه می‌شود كه چقدر عرصه‌های وسیع، تازه و بكر وجود دارد و در عین حال متوجه می‌شود كه همین عرصه دانشگاهی حدود و ثغور و خطوط قرمز خودش را دارد. عموم از بیرون خودشان خیلی متوجه نیستند. حوزویانی كه با دانشگاههای برجسته غربی خصوصا‌ً آمریكایی، ارتباط دارند متوجه این مسائل هستند اما قاطبه حوزویان تصورشان این است و حتی این پیش‌فرض را دانشگاهیان هم دارند كه دانشگاهیها هر چه گفتند، گفتند. قید و بندی هم ندارند. اصل صورت مسئله‌شان غلط است چه برسد ارزیابی‌اش. اصل صورت مسئله هر دوی آنها هم حوزویان و هم دانشگاهیان غلط است. یعنی دانشگاهی فكر می‌كند كه این علوم هیچ قید و بندی ندارد آنها آزادند و حوزوی درگیر قالب است و عملش محدود. به عقیده آنان، حوزویان باید در مسیر مستقیم حركت كنند مثلا‌ً بگویند حلال یا حرام است!

در صورتی كه این طور نیست. همه آن معارفی كه در دانشگاه می‌آموزیم یا تدریس می‌كنیم، حدود و ثغور دارد. شما دانشگاهیان نظریه‌پرداز و نوآور باید ارزشها و بینشهای خودتان را در علوم فنی و مهندسی و پزشكی و علوم انسانی كه آموزش دیده‌اند، بریزید و كما اینكه این دانشگاهیان نظریه‌‌پرداز چنین كاری هم می‌كنند. حوزویان هم باید با دروس دانشگاهی و معارف دانشگاهی چنین كنند. هر كدام از دروس و معارف حوزه و دانشگاه قید و بندهای خاص خودشان را دارد. این طوری نیست كه شما در جامعه‌شناسی هر چیزی را كه خواستید بگویید. علوم سیاسی و دیگر علوم هم همین طور است. یك سری چارچوبهایی وجود دارد چرا كه شما به عقیدة آنان، دانشگاهیان یا حوزویان ایرانی نمی‌توانید و نباید نظراتتان را بگویید و هر چیزی را خواستید بگویید. باید ما غربیان برای شما بگوییم! من به كر‌ّات گفتم و با كمال تأسف هم تكرار می‌كنم كه باسوادترین اساتید دانشگاهی، كسانی هستند كه اصل آثار فرنگی را می‌خوانند و نه ترجمه‌اش را. بنابراین مقالات كیهان، اطلاعات، همشهری، شرق و غیره را نمی‌خوانند. می‌روند اصل آن كتابها را می‌خوانند. در واقع این برتری ارزشها و بینشهای غربی را با آن قید و بندهایی كه درون این ساختارهای نظری بافته شده است، با همان گره‌ها و ارزشها و بینشها را خریداری می‌كنند سی سال در سر كلاسها به نسل دانشجو یاد می‌دهند.

بنابراین تمام رشته‌های دانشگاهی قید و بندها و حدود و ثغورهای ویژه خود را دارند و با زبان و بیان دیگری این حدود و ثغور احراز و انتقال داده می‌شود. اینها درست است كه حلال و حرام، باطل و واجب، مستحب و مكروه را به كار می‌برند. اما به زبان خودشان این نوع حدود و ثغور را بیان می‌كنند. بنابراین این طور نیست كه اگر حوزویان وارد بشوند یك بستگی و انجمادی رخ خواهد داد. من چنین نمی‌بینم. آنچه كه از ورود حوزویان به این عرصه‌ها انتظار می‌رود، ورود عمیقشان است نه ورودی گذرا، سطحی و در سطوح پایین در حد كارشناسی و كارشناسی ارشد. باید تا سطوح بالا به طور مستمر ورود كنند تا كم‌كم ارزشها و بینشهای بررسی نشده و پنهان شده درون تمام این حوزه‌های معرفتی دانشگاهی سرازیر شود. از ورود حوزویان این انتظار نمی‌رود كه مهندس شوند، سر ساختمانها بروند و لباس كارگری بپوشند و بعد بگوید كه ما هم این طور شدیم و بین حوزه و دانشگاه وحدت حاصل شد. نه باید به لحاظ نظری مراوده رخ بدهد نه به لحاظ شغلی. بحث من اصلا‌ً بحث شغل نیست. بحث وحدت معرفتی است. هدف بنده از آن راهكارهایی كه بیان كردم اساسا‌ً و بنیانا‌ً این است كه یك وحدت بسیار مبنایی و ژرف معرفتی رخ بدهد. حوزوی و دانشگاهی ایرانی و مسلمان ببیند كه در بخشهایی از رشته‌های فنی مهندسی، ارزشهایی نهفته است و می‌توان به جای این ارزشها، ارزشهای اسلامی، دینی، وحیانی و بومی جایگزین كرد. این كار را با مساعدت دانشگاهیان باید انجام داد تا ریزشی صورت بگیرد و این تفكیكها، تمیزها و تبعیضها از بین برود. راهكارهای بیان‌شده برای این بود كه این تمایزات به طور كامل برچیده بشود و مسلمان متخصص گروه فنی مهندسی، متوجه و متفكر و راعی ارزشها و بینشهای دینی تربیت شود. اگر این تمایزات و این لباسها كنار برود و هر دو در این عرصه معرفتی قدم بردارند، وقتی تبعیضها كنار برود، اتفاقاتی می‌افتد كه باید منتظرش بود.

            نظرات کاربران :


 
نظر شما درباره اين مطلب:







به خاطر سپردن اطلاعات؟



   

 

 

معرفي سايت تخصصي بررسي شبكه هاي هرمي
شهید بهشتی و جنبش سبز
تجمع دانشجویان صنعتی شاهرود در حمایت از ولایت فقیه
نقش عمار در جنگ صفین
سفره های رنگین سیما،حسرت کودک گرسنه و عرق شرم پدر
جدال جمهوري با زنگيان کافوري
راه 43 منتشر شد
موقعیت امروز جمهوری اسلامی موقعیت "قلب جهان" است
اگر از همت و متوسلیان برای نسل سوم گفته بودند، امروز کسی جرات دزدیدن نام آنها را نداشت
تقدیر و حمایت ویژه جنبش عدالتخواه دانشجویی از بیانات آیت ا... صادق آملی لاریجانی در تأکید بر مبارزه با مفاسد اقتصادی
انتقاد رئيس دستگاه قضا از مبارزه ضعيف با مفسدان اقتصادي/ مسير كنوني جواب نمي دهد
سخنراني شهيد حسين الحوثي در عيد غدير 1423
تأملی گذرا بر عملکرد دستگاه ها و نهادها در تحقق اسلام ناب
چرا حل مشكلات اساسي كشور روي زمين مي‌ماند؟
نشست تحليلي پيرامون ابعاد و پيامدهاي اجراي طرح هدفمند كردن يارانه‌ها
نقشه راه دانشجویان دانشگاه اسلامی
روشن فکران غرب زده نخواهند توانست رأی ملت را وتو کنند
سیر عدد شدی احمد جان!
مردم همچنان در انتظار سبد غذایی دولت
الحوثي: عربستان از بمب فسفري استفاده مي‌کند
گر "غدیر" به درستی محقق می‌شد،امروز نیازهای بشر اینقدر ابتدایی نمی‌ماند
اشاره به مافیای رسانه و سیاست در یک سریال
تظاهرات معلولان فلسطینی برای پایان دادن به محاصره غزه
وعده وزارت اطلاعات براي جمع كردن هرمي ها
نیمی از مساجد در طول سال فعالیتی ندارند
تشدید هجوم هوایی عربستان به یمن
تقابل اسلام ناب و اسلام التقاطی در انتخابات 88
نظریه ولایت فقیه و عقلانیت
روایت شهادت حسین الحوثی
جديدترين گزارش مركز پژوهشها از آثار فعاليت شركتهاي هرمي
مناظره بايد دور از فضاي جنجال سياسي و هياهو صورت گيرد
تشكل‌هاي دانشجويي نسبت به اتفاقات و فضاي كشور هوشيار باشند
انتقاد شديد نماينده جنبش از عملکرد صدا و سيما در به تصوير کشيدن تجملات و اشرافي گري
موقعیت امروز جمهوری اسلامی موقعیت "قلب جهان" است
رویش باید آگاهی مردم را نشانه بگیرد
اسكيزوفرني سياسي‏، انفجار جنسي‏، لكنت زبان، تفاوت فرهنگي‏ و انتخابات دهم
مردم، جریانات ریزشی را كنار می‌زنند
گفتگو با دکتر کوشکی درباره موضع نظام نسبت به یمن
همدستي نيروهاي القاعده با دولت صنعاء در سركوب شيعيان الحوثي
راز نسخه دوم

    


 


   

    



 

استفاده و باز نشر  مطالب سايت با ذکر ماخذ بلامانع مي‌باشد  |  ارتباط با ما
طراحي و برنامه‌نويسي از موسسه نرم‌افزاري آرمان