بنای عالم بر تفکر و آزادی گذاشته می شود و به تدریج که عالم بنا می شود تفکر پا پس می کشد و در پرده می رود و عادات واداب جای ان را می گیرد و حوالتی که با تفکر اغاز شده بود متعین و مشخص می شود ....مردمی که از تفکر دور می شوند و به ادات تاریخی خود تسلیم می شوند دیگر نسبت به گذشته تذکر ندارند و از تاریخ در س نمی اموزند و امکان های اکنون و اینده را نمی شناسند .تذکر به گذشته و همزبانی با ان که مایه تذکر تاریخی و توجه به اینده است شرط امکان درک مسائلو طرح درست انهاست و فرهنگ که حواس و خواطر و دل ها و عقل ها را جمع می کند و مایه وحدت و همدلی و همزبانی و همداستانی می شود باز کننده چشم ها و گوش ها یا شرط باز بودن انهاست.از این راه می توان قدری از عمل زدگی و اکنون زدگی و اصرار در قشریت ازاد شد .این همان ازادی است که ما به ان احتیاج داریم و اگر به ان نرسیم نیاز مندی های دیگر هم رفع نمی شود.
مقالات این کتاب به نسبت میان فرهنگ با فلسفه،علم،دین،سیاست،سنت،تجدد و ازادی می پردازد.کتاب مجموعه ای است از 31 مقاله از دکتر داوری در 5 فصل.ایشان بعنوان فیلسوفی که کاملا به مباحث در گیر در جامعه حساس هستند و عکس العمل دارند و این ویژگی را در مقاله ها ،تنوع و مو ضوعات انها می توان دید همه ی مقالات طی 5 سال در نامه ی فرهنگ به چاپ رسیده است
نظرات کاربران :