این روزها زمزمه های ناخوشایندی از وضعیت سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی به گوش میرسد. چندی پیش نيز یکی از سایتها در گزارشی با عنوان «مصائب یک سازمان» برخی از مشکلات این سازمان را بازگو کرد.
به راستی چرا پس از گذشت تقریباً 12 سال از عمر این سازمان، شایعه انحلال آن مطرح میشود؟ چرا تعدیل نیروی گسترده صورت می گیرد؟ چرا پرسنل این سازمان از مدیران خود گلهمندند و خواستارند که دردهای خود را در قالب مطبوعات و رسانهها بیان کنند؟در این سازمان چه میگذرد؟ همگی این سئوالات و برخی از حواشیهای دیگر پیرامون این سازمان، ذهن ما را مشغول کرد و بر آن شدیم تا به سراغ یکی از کارکنان با سابقه سازمان فرهنگ و ارتباطات که بیش از دو دهه از عمر خود را در کشورهای مختلف سپری و لباس رایزن فرهنگی را در 4 کشور بر تن داشته ، برویم و پاسخ اين سئوالات را جويا و از نزدیک با مشکلات این سازمان آشنا شویم.
تشکیل سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی
وقتی از او در خصوص مسائل اخیر سازمان سئوال شد ، با کمی تأمل گفت: اجازه بدهید از اول و آغاز شکلگیری سازمان تا وضعیت فعلی آن را توضیح دهم، تا مخاطبان آگاه شوند که این همه اما و اگرها از کجا نشأت می گیرد و ریشه آن کجاست.
سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی سال 74 تاسیس شد. در آن زمان ، سازمان تبلیغات اسلامی، وزارت ارشاد، مجمع جهانی اهلبیت، وزارت امورخارجه و سازمان مدارس اسلامی و دینی خارج از کشور همگی در کشورهای خارجی دفاتری داشتند و هر کدام به طور مستقل به فعالیت های فرهنگی مشغول بودند و موازی کاری در سطح وسیعی وجود داشت. در برخی از کشورها 4 الی 5 ارگان دفتر داشتند که هر کدام برنامه های مستقلی اجرا میکردند و حتی بعضا" خنثی کننده فعالیتهای همدیگر بودند.
در سال 73 هر کدام از دستگاه های ذیربط، گزارشی مبنی بر گردش کار وضعیت خارج از کشور خود را به دفتر مقام معظم رهبری ارسال کردند و در آن گزارش ضمن بیان مشکلات تبلیغات فرهنگی در خارج از کشور، پیشنهاد دادند که برای رفع این مشکل ، یک سازمان مستقل تشکیل شود. نهایتا در مرحله بعد با موافقت مقام معظم رهبری همه این دفاتر در خارج از کشور یکی شد و با عنوان سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی مأموریت یافت كه به صدور ارزش های معنوی و فرهنگی انقلاب و گسترش اسلام در جهان مبادرت ورزد.
فعاليت سازمان و دوگانگی با ساير دفاتر خارج از كشور
متاسفانه عليرغم تاسيس اين سازمان و مشخص شدن اهداف آن و حتي تاكيد بر عدم موازي كاري فعاليت هاي فرهنگي مذهبي در خارج از كشور، برخي از دفاتر نامبرده تعطيل نشد و در طول فعاليت 12 ساله اين سازمان هر كدام از آنها به گونه اي باعث اختلافاتي مي شد كه در ذيل بطورمختصر به هر كدام از آنها اشاره اي خواهيم كرد.
بخش فرهنگی وزارت امور خارجه:
از سال 74 تا سال 85 بخش فرهنگی وزارت امور خارجه منحل نشد و تا 6 ماه قبل (زمستان 85) آقای متکی؛ وزیر امور خارجه آن را منحل کرد. دليل آن هم حضور آقاي منوچهر متكي وزیر امور خارجه فعلی در معاونت امور بين الملل سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي و آشنايي نزديك با فعاليت هاي آن مي تواند باشد. عدم انحلال این بخش در وزارت امور خارجه، در 12 سال گذشته باعث دوگانگی بین سیاستهای فرهنگی این وزارتخانه و سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی در خارج از کشور شده بود.
مجمع جهانی اهل بیت:
در سال 1376 که دکتر علی اکبر ولایتی دبیر کل مجمع جهانی اهل بیت شد، بودجه بسياري به سبد این مجمع وارد شد و دوباره فعالیتهای فرهنگی این مجمع در خارج از کشور گسترش یافت و موازی کاری با سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی از سر گرفته شد.
مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی:
در سال 1380 با پایان مأموریت آیتالله تسخیری در سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، وی به سمت دبیر کلی مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی و آقای محمدي عراقی به ریاست سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی منصوب شدند.
دبیر کلی آیتالله تسخیری در مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی باعث از سرگیری بیشتر فعالیت های این سازمان در خارج از کشور و موازی کاری مجدد با سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی شد. دقیقا" داستان های قبل از سال 1373 و خنثی سازی فعالیت ها و موازی کاری در خارج از کشور که بسیار پرهزینه است، شکل گرفت.جای بسی تاسف است که هنوز نتوانسته ایم حتی به نیمی از اهداف فرهنگی مان در خارج از کشور دست یابیم! مگر فلسفه تشکیل سازمان برای جلوگیری از موازی کاری در فعالیت های فرهنگی خارج از کشور نبود؟! عیب و ایراد کجاست؟
اخراج و تعدیل نیرو در سازمان
وقتی از او سوال کردم جریان تعدیل نیرو چیست؟ وی با حالتی متأسف چنین پاسخ داد:
سازمان فرهنگ و ارتباطات ، کارکنان خود را از نیروهای معاونت بین الملل وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، بخش بین الملل سازمان تبلیغات اسلامی و نیروهای مجمع جهانی اهل بیت انتخاب کرد. از این مجموعه 700 پست رسمی از سوی سازمان مدیریت و برنامه ریزی به سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی داده شد، این در حالی است که 1400 نفر نیروی این سازمان بود که 700 نفر قراردادی بودند. ناگفته نماند که 2 سال پیش نیز سازمان مدیریت به سازمان اعلام کرد که باید 700 نیروی رسمی خود را به 500 نیرو کاهش دهد و این بدین معنی بود که سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی نیروی اضافی دارد.
سال گذشته آقای محمدرضایی قائم مقام سازمان و معاون اداری ـ مالی سازمان شد . با ورود وی و گذشت تقریبا چندین ماه، ما شاهد تغییر پست های کلیدی نظیر مدیر کل اداری، مدیر کل مالی، مدیر کل طرح و برنامه، مدیر کل تدارکات و به تبع آن جابجایی های گسترده پرسنل و نیروها در این سازمان بودیم.
بعد از این تغییرات شاهد برخی تصمیم گیری های یکجانبه بودیم که اولین موضوع، قطع کردن حق مسکن مجردها و نیروهای خانم در سازمان بود.مرحله بعد قطع کردن اضافه کاری ها بود که حقوق خانم ها در این سازمان دقیقا نصف شد، همچنین حقوق رسمی ها (قراردادی) نیز قطع شد تا این که تجمعات گسترده ای در اعتراض به این اقدامات در حوزه ریاست و معاونت سازمان آغاز شد.
رسیدن خبر این تجمعات به دفتر ریاست جمهوری باعث شد که آقای داود احمدی نژاد رئیس بازرسی دفتر رئیس جمهور به این سازمان آمد و پیگیری هایی انجام شد اما به دلایلی، تاکنون مشکلات رفع نشده است.
وقتی از او در خصوص قطع حقوق پرسنل پرسیدم ، پاسخ داد: در فروردین ماه86، حقوق پرسنل قراردادی در این سازمان قطع شد و حتی حقوق پرسنل رسمی ها نیز با چندین روز تأخیر پرداخت شد. در پی پیگیری های قراردادی ها، دستور داده شد تا قراردادی 3 ماهه با افراد تنظیم شود و امضا کنند و این بدین معنی است که پس از 3 ماه، عذر آنها طلبیده می شود و اواخر خرداد نیز 38 نفر را تسویه کردند و متاسفانه از این به بعد، این روند ادامه خواهد داشت.
می خواستم گفتگو را تمام کنم ناگهان وسط کلامم اشاره کرد که حیفم می آید از وضعیت مأموریت های خارج از کشور در سازمان حرف نزنم. اجازه دادم که وضعیت را تشریح کند و صحبت های خود را با گلایه و شکوه از لابی گری در سازمان به پایان برد.
او گفت: ماموریت های خارجی پرسنل از وضعیت مناسبی برخوردار نیست، گردش کاری منظمی برای فرستادن به ماموریت در سازمان دیده نمی شود، هیچ نظم و قاعده ای ندارد، برخی افراد خاص، از شانس بسیار زیادی برخوردارند، اما افراد 25 سال سابقه بدون لابی، باید در ستاد سازمان مشغول باشند. نکته جالب تر این که در میان پرسنل سازمان در خارج از کشور، سه نوع پرداخت حقوق وجود دارد و دریافتی هر کدام از پرسنل بر اساس نوع ارتباطات آنها تعیین می شود.
گلایه های و شکوه های این رایزن فرهنگی سابق را شنیدم و در ذهنم این سئوال شکل گرفت که واقعا چه کسی باید پاسخگوی این مسائل باشد؟ در فضای کنونی نظام بین الملل که ایران اسلامی با هجمه بسیار زیاد و تهاجم فرهنگی و جنگ روانی مواجه است، صیانت از اندیشه های اسلامی و صدور انقلابمان را باید با کدام نهاد یا سازمان یا وزارتخانه پیش ببریم؟با این سازمان فرهنگ و ارتباطات...
نظرات کاربران :