پرچم عدالت خواهي را همواره پيامبران الهي و پيروان راستين آنان بر دوش كشيده‌اند.امروز و هميشه مجاهدت در زير اين پرچم، صادقانه ترين نشانه‌ي پيروي از رسولان الهي است. آنچه در كنار همه‌ي الزامات اين حركت، ضروري و حياتي است آن است كه اوّلاً مراقبت شود كساني با انگيزه هاي ديگر، اين شعار حق را ابزار نكنند. و ثانياً به نام عدالت طلبي، حركتي غير منصفانه از سر جهل يا غفلت انجام نگيرد. صبر و بصيرت را براي شما و ديگر تشكلهاي عزيز دانشجوئي از خداوند متعال مسألت ميكنم. مقام معظم رهبري

بررسی عملکرد دانشگاه آزاد اسلامی:
گزارش شماره يك هیأت تحقیق و تفحص مجلس از دانشگاه آزاد(1)  (مقالات)  

هیأت تحقیق و تفحص مجلس از آموزش عالی کشور، متأسفانه به دلیل عدم همكاری دانشگاه آزاد اسلامی، موفق نشد تا جمع‌آوری اطلاعات مورد نیاز خود از سازمان مركزی و واحدهای دانشگاه آزاد اسلامی را به‌طور كامل انجام دهد ...

  
 
پنجشنبه 3 خردادماه 1386  

 

هیأت تحقیق و تفحص مجلس شورای اسلامی از آموزش عالی کشور دانشگاه آزاد اسلامی
گزارش شماره 1

 

بررسی عملکرد دانشگاه آزاد اسلامی
از دیدگاه اساسنامه آن

مقدمه
بررسی عملکرد دانشگاه آزاد اسلامی به عنوان جزء مهمی از نظام آموزش عالی کشور که از ابتدا با اهداف بسیار مقدس و ارزشمندی تشکیل شده است، از دیدگاه اساسنامه آن، اهداف و مأموریت‌های مراكز آموزش عالی و نیز دیگر قوانین مرتبط با این دانشگاه و آموزش عالی کشور، ضمن ارائه تصویری روشن از ساختار و عملکرد دانشگاه، می‌تواند در بهبود، ارتقاء و اصلاح عملکرد این مجموعه آموزشی و پژوهشی که با سرنوشت خیل عظیمی از جوانان این کشور ارتباط مستقیمی دارد، نقش به‌سزایی داشته باشد.
هیأت تحقیق و تفحص مجلس از آموزش عالی کشور، متأسفانه به دلیل عدم همكاری دانشگاه آزاد اسلامی، موفق نشد تا جمع‌آوری اطلاعات مورد نیاز خود از سازمان مركزی و واحدهای دانشگاه آزاد اسلامی را به‌طور كامل انجام دهد و بسیاری از اطلاعات مورد نیاز درباره نحوه عملكرد دانشگاه در ادوار مختلف در اختیار هیأت تحقیق و تفحص قرار نگرفت. نهایتاً در ابتدای اردیبهشت ماه سال 85 و با تصویب هیأت رئیسه هیأت تحقیق و تفحص، به دلیل عدم همكاری مسؤولان دانشگاه آزاد اسلامی، فعالیت كارشناسان هیأت در این دانشگاه خاتمه‌یافته اعلام گردید.
اطلاعات جمع‌آوری‌شده از سازمان مركزی و واحدهای دانشگاهی دانشگاه آزاد اسلامی، همزمان با آغاز نمایه‌سازی سایر اسناد جمع‌آوری‌شده از سایر ستادها و مراكز آموزش عالی‌كشور و بر اساس سرفصل‌های تعیین‌شده تحقیق و تفحص، كدگذاری و موضوع‌بندی شده و در نهایت در هفت سرفصل عملكرد دانشگاه از دیدگاه اساسنامه، آموزشی، پ‍‍ژوهشی، اداری ـ مالی، عمرانی و املاك و مستغلات، مركز آزمون و كیفیت اعضای هیأت علمی دانشگاه مورد بررسی و تحلیل قرار گرفتند که این گزارش در سرفصل اول تقدیم می‌شود.
فرآیند شکل‌گیری و رشد دانشگاه آزاد اسلامی دارای دو مقطع زمانی است؛ نخست فاصله زمانی تأسیس اولیه دانشگاه تا تصویب اساسنامه فعلی آن در شورایعالی انقلاب فرهنگی یعنی از تاریخ 11/9/61 تا 27/8/66، و دوم فاصله تصویب اساسنامه فعلی تا زمان حال.
اساسنامه فعلی دانشگاه آزاد اسلامی در جلسات 103، 127، 128 و 131 شورایعالی انقلاب فرهنگی به تصویب نهایی رسید و طی نامه شماره 3256/دش مورخ 27/8/66 به وزارتین علوم، تحقیقات و فناوری (فرهنگ و آموزش عالی وقت) و بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و نیز دانشگاه آزاد اسلامی ابلاغ گردیده است. (1)
این گزارش ضمن بررسی مفاد اساسنامه فعلی دانشگاه و دیگر قوانین مربوطه، عملکرد دانشگاه آزاد اسلامی را از دیدگاه اساسنامه و بر اساس اطلاعات ارائه‌شده به هیأت تحقیق و تفحص از سوی دانشگاه آزاد اسلامی، وزارت علوم، شورایعالی انقلاب فرهنگی و دیگر نهادهای ذیصلاح، مورد بررسی و تحلیل قرار داده است.
در نهایت لازم است خاطرنشان شود، از آنجا که تعدادی از وظایف هیأت امنا و رئیس دانشگاه آزاد اسلامی، مستقیماً با حوزه اجرایی معاونت‌های مختلف این دانشگاه در ارتباط می‌باشند، لذا مواد و بندهای مرتبط با آنها (بندهای ج، د، هـ، و، ز، ح، ط، ل، م، ن و س ماده 12 و کل ماده 14 اساسنامه) در این گزارش مورد تحلیل قرار نگرفته و بررسی عملکرد هیأت امنا و رئیس دانشگاه در خصوص آنها در گزارشهای هیأت تحقیق و تفحص از حوزه‌های مربوطه (نظیر اداری ـ مالی، آموزشی، …) ارائه خواهد شد. همچنین فصل سوم اساسنامه دانشگاه آزاد اسلامی مربوط به انحلال دانشگاه می‌باشد و طبیعتاً بدان پرداخته نمی‌شود.

 

فصل اول ـ کلیات
ماده 1- در جهت تحقق اهداف مندرج در کلیات آئین‌نامه تأسیس مؤسسات آموزش عالی غیردولتی ـ غیرانتفاعی، مصوب چهل و یکمین جلسه شورای عالی انقلاب فرهنگی، دانشگاه آزاد اسلامی، که در این اساسنامه دانشگاه نامیده می‌شود، تأسیس می‌گردد.
1. اهداف تأسیس دانشگاه
طرح تشکیل دانشگاه آزاد اسلامی پس از مشورت آقای دکتر عبداله جاسبی با حجت‌الاسلام و المسلمین هاشمی رفسنجانی، نخستین‌بار در سطح عمومی، در خطبه نمازجمعه مورخ 31/2/61 توسط حجت‌الاسلام و المسلمین هاشمی رفسنجانی اعلام گردید. ایشان ضمن ایراد خطبه‌های نمازجمعه، اهداف و چشم‌انداز تأسیس دانشگاه آزاد اسلامی را اینگونه اعلام کرد:
«یکی از طرق این است که از همین امسال در هر جا که دستمان رسید و شاید کم‌کم به روستا هم بکشد ـ البته به شهرهای کوچک به آسانی می‌رسد ـ مراکزی درست کنیم به نام دانشگاه آزاد اما نه دانشگاه آزاد رژیم گذشته، دانشگاه آزاد واقعی که مواد تحصیلی دانشگاهی را با روش تحصیلی که در حوزه‌های علمیه علوم دینی می‌خوانند، خوانده شود. امروز اگر یک دانشجو در سال به خاطر فضای دانشگاه و اساتید زیاد، کارمندان مؤسسه، وزارت علوم، آزمایشگاه‌ها و سایر چیزها، ده‌ها هزار تومان، صدها هزار تومان خرجش است، یک طلبه وقتی درس می‌خواند تقریباً هیچ خرجی ندارد و آن خرجهایی هم که دارد، خودش در یکی دو ماهی که می‌رود برای تبلیغ برمی‌گرداند و به مدرسه می‌آورد. اصلاً مدارس و خیلی چیزهای دیگر را پولهایی که طلبه‌ها به عنوان سهم امام، خمس و انفاقات از روستاها برمی‌گردانند، اداره می‌کنند. اصلاً مراجع با این پولها اداره می‌شوند.
ما فکر کردیم که برویم سراغ این مطلب و در مراکز استانها، جاهایی را آزاد شروع کنیم و کسانی که صلاحیت‌های فکری دارند را بپذیریم، هر کسی می‌خواهد بیاید، شرط دیپلم و اینها نکنیم. یک آموزشی بگذاریم برای کشف صلاحیتشان. وارد آنجا که شدند، کلاسهای محدود مثلاً سی نفری با استاد معین و در ساعت معین نباشد، مثل طلبه‌ها برگزار کنیم. ما وقتی در قم درس می‌خواندیم، آقایانی که اینجا هستند می‌دانند، طلبه‌های قم می‌دانند، بعد از سحر که نماز می‌خواندیم، می‌آمدیم مسجد بالاسر، در این مقبره، در آن مقبره، در مسجدها گوشه و کناری می‌نشستیم. یک استاد یک شاگرد داشت. یک طلبه، بنده که درس می‌خواندم مقید نبودم که استاد چه کسی باشد، کسی که یکسال از من جلو بود به من درس می‌داد. آن پایه را من می‌فهمیدم. استفاده‌کردن از شیوه تحصیل و تدریس دانشجو از مقام بالاتر به پایین‌تر، هم دانشجوهای بالاتری درس را بهتر می‌فهمند، چون آدم در درس‌دادن درس را می‌فهمد نه درس‌خواندن، درست فکر می‌کند چه باید بگوید؟ باید جواب سؤال را بدهد و بیشتر درسهای قم این طوری است. خود طلبه‌ها درس می‌دهند.
اساتید داوطلب امروز در دنیا زیادند، بازنشسته‌ها، پیرمردها، اینهایی که گوشه کتابخانه‌ها نشسته‌اند و مطالعه می‌کنند، در خانه‌هایشان نشسته‌اند، شاید در خارج از کشور، کربلا باشند، شاید پاریس باشند و شاید جای دیگر باشند؛ آرزو دارند یک محیط این طوری باشد و بیایند حرفهایشان را به یک عده طالب علم بزنند.
ما در قم به استاد، حقوق نمی‌دادیم، خودش فکر خودش را می‌کرد. برای دانشجو فکر خانه نمی‌کردیم. اگر خانه داشتیم، یک اتاق می‌دادیم و اگر نداشتیم، خودش می‌رفت و پیدا می‌کرد. چند نفر جمع می‌شدند یک خانه می‌گرفتند. اصلاً تقید نداریم. اگر داشته باشیم، خوابگاه می‌سازیم، می‌دهیم. غذا اگر داشتیم، می‌دهیم، اگر نداشتیم نمی‌دهیم، یک وعده غذا می‌دهیم. لباس اگر داشتیم، می‌دهیم، نداشتیم، نمی‌دهیم. بعد تعهد کار هم نداریم. او می‌خواهد درس بخواند. ما طالب علم می‌خواهیم. طالب مدرک نمی‌خواهیم آنجا بیاید. او می‌خواهد درس بخواند. البته هر کسی درس بخواند، یک پایان تحصیل به او می‌دهند که بتواند در صورت لزوم استفاده نماید و مردم بشناسد این فارغ‌التحصیل دانشگاه آزاد است، که اگر خواستند به او کار بدهند، اگر خواست در عین تحصیل کار کند، مجبورش نکنیم از صبح تا شب در مثلاً 5 تا کلاس شرکت کند، یک کلاس شرکت کند بقیه‌اش توی کارخانه است.» (2)
بر همین اساس حجت‌الاسلام و المسلمین هاشمی رفسنجانی، حدود 4 ماه بعد در تاریخ 14/6/61 به عنوان رئیس شورای موقت دانشگاه آزاد اسلامی، طی حکمی به شماره 4539/ده در سربرگ مجلس شورای اسلامی، آقای دکتر عبداله جاسبی را به ریاست موقت دانشگاه منصوب نمود. (3)
در کتاب «حدیث آفرینش، روایتی تاریخی از ایجاد، رشد و بالندگی دانشگاه آزاد اسلامی» که توسط اداره‌کل اسناد و مدارک دانشگاه آزاد اسلامی انتشار یافته، آمده است:
«البته این حکم بیشتر جنبه حقوقی داشت و به‌منظور تحقق عینی شخصیت حقوقی ریاست دانشگاه آنطور که در اساسنامه پیش‌بینی شده بود، صادر شد، و الا دکتر جاسبی همگام با آیت‌اله هاشمی رفسنجانی، خود یکی از دو طراح اصلی اندیشه دانشگاه آزاد اسلامی بود و ایده آن برای اولین بار میان وی و آیت‌اله هاشمی رفسنجانی مطرح شده بود.» (4)
آقای دکتر جاسبی نیز بیان می‌دارد:
«ما مشخص کردیم که رئیس دانشگاه توسط شورای عالی [دانشگاه] تعیین شود، لذا رئیس شورای عالی که جناب آقای هاشمی بودند، یک حکمی را به عنوان رئیس دانشگاه به اینجانب دادند و ما هم کار را شروع کردیم.» (5)
در ادامه این روند، هیأت مؤسس اولیه دانشگاه مرکب از آقایان:
 [حضرت آیت‌اله العظمی] سید علی خامنه‌ای
 [حجت‌الاسلام و المسلمین] اکبر هاشمی رفسنجانی
 [مهندس] میرحسین موسوی
 [حجت‌الاسلام و المسلمین] سید احمد خمینی (ره)
 [دکتر] عبداله جاسبی
در مورخ 11/9/61 اولین جلسه خویش را تشکیل داده و ضمن تصویب اساسنامه اولیه دانشگاه (6)، آقای دکتر عبداله جاسبی را به عنوان رئیس دانشگاه آزاد اسلامی انتخاب می‌نمایند. (7)
ماده 1 اساسنامه اولیه دانشگاه، اهداف تأسیس دانشگاه آزاد اسلامی را اینگونه بیان می‌دارد:
 بالابردن سطح اطلاعات علمی مردم در زمینه‌های مختلف
 تربیت و تعلیم افراد متعهد جهت رفع نیازهای مشروع جامعه
 خودکفا نمودن جامعه در زمینه‌های اقتصادی، صنعتی و …
 گسترش مرزهای دانش از طریق تحقیق و تبادل نظر با سایر منابع علمی جهان
بند ج ماده 4 اساسنامه اولیه دانشگاه نیز تأکید می‌کند که:
«نظام آموزشی دانشگاه ترکیبی از نظام‌های آموزشی رایج دانشگاهها و حوزه‌های علمیه خواهد بود.»
2. نگاه حضرت امام (ره)
هنگامیکه طرح ایجاد دانشگاه آزاد اسلامی به شکلی که اشاره شد، از سوی حجت‌الاسلام و المسلمین هاشمی رفسنجانی نزد حضرت امام خمینی (ره) مطرح گردید، ایشان از آن استقبال کرده و مبلغی را نیز به عنوان کمک مالی به دانشگاه اختصاص می‌دهند. حضرت امام (ره) در تاریخ 24/8/62 نیز در دیدار مسؤولان دانشگاه آزاد اسلامی فرمودند:
«و من امیدوارم که انشاءالله شما آقایان و سایرین کمک کنید تا این دانشگاهی که به پیشنهاد آقای هاشمی تأسیس گردید و پیشنهاد بسیار خوبی بود، فعالیتش زیاد گردیده و در همه جا توسعه پیدا کند. خداوند به همه شما توفیق عنایت کند.» (8)
3. تأسیس دانشگاه
دانشگاه آزاد اسلامی در سال 1361 با استفاده از کمک مالی بیست و پنج میلیون ریالی شامل ده میلیون ریال کمک اعطایی امام امت (ره) و پانزده میلیون ریال کمک نخست‌وزیری، مراحل تکوین خویش را آغاز نمود. فعالیت این دانشگاه از اوایل اردیبهشت ماه سال 1362 (یعنی قبل از بازگشایی کامل دانشگاههای دولتی پس از انقلاب فرهنگی) آغاز شد و در این سال نیز با دستور نخست‌وزیر، یکصد و پنجاه میلیون ریال از دادستانی انقلاب برای تأمین مخارج مالی، به دانشگاه آزاد اسلامی اختصاص داده شد. (9)
دانشگاه آزاد اسلامی در تاریخ 27/11/61 بر اساس ماده 584 قانون تجارت که تنها ماده مربوط به مؤسسات غیرتجاری است، با شماره 2451 در اداره ثبت شرکتها و مؤسسات غیرتجاری تهران ثبت گردید.
نکته قابل توجه این است که ثبت این دانشگاه بدون اخذ مجوز تأسیس از ستاد انقلاب فرهنگی و یا شورای گسترش آموزش عالی وقت انجام شده است. (10)
تکثیر و گسترش دانشگاه آزاد اسلامی به سرعت اتفاق افتاد، به طوریکه که در مدت کمتر از شش ماه، 18 واحد دانشگاهی در سطح کشور ایجاد کرده و تأسیس 12 واحد دانشگاهی دیگر را نیز در دستور کار خود قرار داد. (11)
4. شورای عالی دانشگاه
ماده 7 اساسنامه اولیه دانشگاه، عالی‌ترین مرجع تصمیم‌گیری دانشگاه را شورای عالی دانشگاه معرفی نموده و ترکیب آن را به شرح زیر تعیین نموده:
 هیأت مؤسس یا نمایندگان ثابت آنها
 نماینده امام امت (در صورت موافقت معظم‌له)
 نماینده جامعه مدرسین حوزه علمیه قم یا نماینده جامعه روحانیت مبارز
 وزیر فرهنگ و آموزش عالی و یا نماینده ثابت او
 نماینده ثابت ستاد انقلاب فرهنگی یا جانشین قانونی ستاد انقلاب فرهنگی
 رئیس دانشگاه
ماده 14 اساسنامه فوق‌الذکر نیز وظایف بسیار مهم و تعیین‌کننده ذیل را به شورای عالی دانشگاه واگذار کرده است:
 انتخاب رئیس دانشگاه
 تصویب سازمان و تشکیلات مرکزی دانشگاه
 تصویب بودجه سالانه دانشگاه و واحدهای تابعه
 بررسی و اتخاذ تصمیم در خصوص پیشنهادات رئیس دانشگاه در مورد تأسیس، توسعه، ادغام و انحلال واحدها و مؤسسات تابعه
 تصویب اصول کلی سیستم و برنامه‌های آموزشی و پژوهشی دانشگاه
 رسیدگی به حسابها و تصویب ترازنامه مالی سالانه دانشگاه
 نظارت عالیه برحسن جریان امور دانشگاه
 تجدیدنظر در مواد اساسنامه دانشگاه در صورت لزوم
 تصویب آئین‌نامه‌های استخدامی
 اتخاذ تصمیم در خصوص طرحهای پیشنهادی رئیس دانشگاه و شورای مرکزی در مورد ایجاد و گسترش روابط علمی و فرهنگی و مبادله دانشجو و استاد بین دانشگاه با سایر دانشگاهها و مراکز علمی داخل و خارج کشور
 اتخاذ تصمیم در مورد سایر پیشنهادهای واصله در خصوص بهبود و پیشرفت سریع امور مختلف دانشگاه
همچنین بر اساس ماده 10 اساسنامه اولیه دانشگاه، شورای عالی دانشگاه می‌بایست به‌طور عادی هر سه ماه یکبار با تعیین تاریخ قبلی تشکیل می‌گردید. با اینحال نکته بسیار قابل تأمل این است که شورای عالی دانشگاه هیچگاه تشکیل نگردید (!) که دلیل آن نیز نامعلوم است.
از سوی دیگر ماده 24 اساسنامه اولیه دانشگاه بیان می‌دارد تا تشکیل اولین جلسه شورای عالی دانشگاه، هیأت مؤسس جانشین شورای عالی دانشگاه بوده و به‌جای آن انجام وظیفه خواهد کرد.
در این میان نکته بسیار ظریفی وجود دارد مبنی بر اینکه با توجه به تأکید اساسنامه بر حضور 4 عضو بسیار تأثیرگذار علاوه بر هیأت مؤسس در شورای عالی دانشگاه، یعنی نماینده امام امت، نماینده جامعه مدرسین حوزه علمیه قم یا نماینده جامعه روحانیت مبارز، وزیر فرهنگ و آموزش عالی و یا نماینده ثابت او و نماینده ثابت ستاد انقلاب فرهنگی یا جانشین قانونی ستاد انقلاب فرهنگی، که با توجه به اهداف اولیه تأسیس دانشگاه لحاظ شده بود، علت عدم تشکیل این شورا بسیار سؤال‌برانگیز است.
به هر حال به علت عدم تشکیل شورای عالی دانشگاه، بر اساس ماده 24 اساسنامه، هیأت مؤسس عهده‌دار انجام وظایف خطیر آن بوده است. با این وجود جالب توجه است که اولین جلسه رسمی هیأت مؤسس در تاریخ 11/9/61 و جلسه رسمی بعدی، 5/6 سال بعد یعنی در تاریخ 20/3/68 تشکیل شده است! (12 و 13)
آقای دکتر عبداله جاسبی در مورد تشکیل جلسات هیأت مؤسس اظهار می‌دارد:
«هیأت مؤسس بعد از اینکه اساسنامه به ثبت رسید، به مشکلی برخورد و آن این بود که افرادی که به عنوان هیأت مؤسس بودند، افرادی بودند که خیلی درگیر مسائل انقلاب و اجتماع بودند و نیرو و فرصت نداشتند که برای ما [دانشگاه] اختصاصی جلسه تشکیل بدهند.» (14)
این اظهارات بدین معنی است که اگرچه جلسات هیأت مؤسس می‌بایستی به نیابت از شورای عالی دانشگاه (که به علل نامشخص هیچگاه تشکیل نشد) تشکیل شده و درباره مهم‌ترین مسائل دانشگاه تصمیم می‌گرفت، لیکن این جلسات نیز به علت درگیری کاری و مشغله فراوان اعضای هیأت مؤسس، نمی‌توانست تشکیل شود.
در اینجا باید متذکر شد که درگیری کاری و مشغله فراوان اعضای هیأت مؤسس نیز نمی‌تواند علت عدم تشکیل شورای عالی دانشگاه به عنوان عالی‌ترین مرجع تصمیم‌گیری دانشگاه (ماده 7 اساسنامه) بوده باشد، زیرا حل این مشکل در اساسنامه پیش‌بینی شده و طبق ماده 7 که پیش از این به آن اشاره شد، اعضای هیأت مؤسس می‌توانستند در صورت عدم حضور، نمایندگان ثابت خویش را برای تشکیل شورا معرفی نمایند.
5. تفویض اختیارات هیأت مؤسس اولیه
در مورد عدم تشکیل متمادی جلسات هیأت مؤسس به نیابت از شورای عالی دانشگاه، آقای دکتر عبداله جاسبی در ادامه مطلب فوق‌الذکر، بیان می‌دارد:
«برای تأسیس واحدهای دانشگاهی چون کار و گرفتاری داشت [اعضای هیأت مؤسس] به آقای هاشمی اختیار دادند و ایشان قبول کردند به نمایندگی از جانب هیأت مؤسس نظر بدهند.» (15)
ابتدا باید متذکر شد که هیچ سند رسمی دال بر تفویض اختیارات نیابتی هیأت مؤسس در خصوص تأسیس واحدهای دانشگاهی به جناب آقای هاشمی رفسنجانی، از سوی هیأت تحقیق و تفحص یافت نشد. در ثانی با فرض وجود چنین تفویضی، باز مشخص نیست که دیگر وظایف بسیار مهم شورای عالی دانشگاه که نیابتاً برعهده هیأت مؤسس بوده است، در فاصله سالهای متمادی (11/9/61 تا تصویب و ابلاغ اساسنامه جدید در تاریخ 27/8/66) چگونه و با چه کیفیتی و طبق کدام روال قانونی انجام شده است و هیأت تحقیق و تفحص علیرغم بررسی‌های فراوان، گزارش و یا سندی دال بر انجام وظایف نیابتی هیأت مؤسس در این فاصله زمانی، مشاهده ننمود.
6. تأسیس دانشگاه آزاد اسلامی از دیدگاه قوانین آموزش عالی کشور
یکی از مسائل مهم در خصوص دانشگاه آزاد اسلامی، چگونگی تأسیس دانشگاه از منظر قوانین آموزش عالی کشور است. مسؤولان دانشگاه آزاد اسلامی بیان می‌کنند که این دانشگاه کاملاً در چهارچوب قانونی و حتی با تأیید حضرت امام (ره) شکل گرفت و هیچگاه از روال قانون خارج نشده است، اما منتقدان اشاره می‌دارند که حضرت امام (ره) همواره در طول حیات مبارکشان از پیشنهادات ارزنده و مفید برای جامعه استقبال و حتی به آنها کمک مادی و معنوی نیز می‌نمودند و این امر اختصاص به دانشگاه آزاد اسلامی نداشته است.
با بررسی قوانین و مصوبات تأسیس دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی در سال 61 و 62 و نیز چگونگی شکل‌گیری دانشگاه آزاد اسلامی و مصوبات مربوط به آن، نکات زیر قابل توجه است:
1-6- طبق اساسنامه تأسیسی وزارت فرهنگ و آموزش عالی و مصوبات ستاد انقلاب فرهنگی، تأسیس هرگونه مؤسسه آموزش عالی در کشور با مجوز شورای گسترش آموزش عالی و با تأیید ستاد انقلاب فرهنگی امکان‌پذیر بوده است. (16)
دانشگاه آزاد اسلامی در تاریخ 27/11/61 بر اساس ماده 584 قانون تجارت که تنها ماده مربوط به مؤسسات غیرتجاری است، با شماره 2451 در اداره ثبت شرکتها و مؤسسات غیرتجاری تهران ثبت گردیده است. (17)
این در حالی است که ستاد انقلاب فرهنگی، تأسیس هرگونه مؤسسه و دانشگاه غیرانتفاعی در سال 61 را ممنوع اعلام کرده بود. این ستاد بر اساس مصوبه مورخ 11/2/62 خویش که طی نامه شماره 1279/7/م مورخ 12/2/62 به وزارت فرهنگ و آموزش عالی ابلاغ نموده، تأسیس مؤسسات آموزش عالی غیردولتی ـ غیرانتفاعی را تنها برای دایر نمودن رشته‌های معارف اسلامی مطابق با ضوابط خاصی مجاز اعلام نمود. بر اساس این مصوبه، دایر کردن رشته‌های معارف اسلامی و تنظیم برنامه‌های آن در این مؤسسات، می‌بایست به تصویب ستاد انقلاب فرهنگی رسیده و مقررات آموزشی دانشگاهها (مصوب جلسه 13/6/61 ستاد انقلاب فرهنگی) نیز در آنها رعایت گردد. نکته حائز اهمیت دیگر مصوبه مذکور این بود که اینگونه مؤسسات می‌بایست تحت نظر وزارت فرهنگ و آموزش عالی فعالیت می‌نمودند. (18)
همچنین ستاد انقلاب فرهنگی مجدداً طی نامه شماره 3666/7 مورخ 4/4/62 خطاب به وزارت فرهنگ و آموزش عالی تأکید می‌نماید که در شرایط فعلی، ایجاد دانشگاه و مؤسسه آموزش عالی غیردولتی به‌جز در رشته‌های معارف اسلامی به صلاح نمی‌باشد. (19)
بدین ترتیب تأسیس دانشگاه آزاد اسلامی و شروع فعالیت آن از اوایل سال 62 بدون اخذ مجوز تأسیس از شورای گسترش آموزش عالی و ستاد انقلاب فرهنگی و خارج از حیطه نظارتی وزارت فرهنگ و آموزش عالی و در رشته‌های گوناگون مهندسی و علوم انسانی، اقدامی سؤال‌برانگیز است.
2-6- ستاد انقلاب فرهنگی در نامه‌ای به شماره 1261/م‌س مورخ 17/9/63 به ریاست وقت مجلس شورای اسلامی در مورد معافیت سربازی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی، آورده است:
«به رسمیت شناختن دانشگاه آزاد اسلامی به عنوان یک مؤسسه آموزش عالی برای حل مسأله سربازی دانشجویان ذیربط، دارای پیامدهای حقوقی و قانونی قابل توجهی ـ به خصوص با توجه به اعلام تأسیس دوره‌های جدید تحت عناوین دکتری ـ می‌باشد، لذا بدون بررسی دقیق برنامه‌ها و نظام آموزشی و اساسنامه دانشگاه [معافیت] امکان‌پذیر نیست.» (20)
این نامه نشان می‌دهد که دانشگاه آزاد اسلامی از دیدگاه ستاد انقلاب فرهنگی، فاقد روال‌ها و مجوزهای پیش‌بینی‌شده قانونی و نظارت‌های لازم بوده است.
3-6- ماده 4 اساسنامه فعلی دانشگاه آزاد اسلامی که در سال 1366 در شورایعالی انقلاب فرهنگی به تصویب رسیده است، تأکید دارد که:
«دانشگاه از زمان صدور مجوز از سوی شورای گسترش رسمیت می‌یابد.» (21)
این ماده از اساسنامه خود نشان‌دهنده این حقیقت است که دانشگاه آزاد اسلامی پیش از تصویب این اساسنامه، فاقد مجوز لازم بوده و رسمیت نداشته است و دانشگاه آزاد اسلامی به واسطه تصویب اساسنامه جدید این دانشگاه در شورای گسترش آموزش عالی و شورایعالی انقلاب فرهنگی، به عنوان یک مؤسسه آموزش عالی غیردولتی ـ غیرانتفاعی رسمیت پیدا کرده است.
4-6- ماده واحده «تأیید رشته‌های دانشگاه آزاد اسلامی» در تاریخ 14/2/67 در مجلس شورای اسلامی به تصویب رسیده است. این ماده واحده به شورایعالی انقلاب فرهنگی این اجازه را می‌داد تا بر اساس ضوابط خاصی، مدارک تحصیلی آن عده از فارغ‌التحصیلان دانشگاه آزاد اسلامی را که پیش از تاریخ 14/2/67 فارغ‌التحصیل شده بودند، ارزیابی نموده، تا این افراد نیز بتوانند همانند فارغ‌التحصیلان دانشگاههای دولتی از دانشنامه (مدرک دانشگاهی) معتبر استفاده نمایند. (22)
تصویب این ماده واحده در مجلس در ابتدای سال 67 و بعد از تصویب اساسنامه دانشگاه آزاد اسلامی در شورایعالی انقلاب فرهنگی (در سال 66)، خود نشان‌دهنده این حقیقت است که دانشگاه آزاد اسلامی پیش از آن دارای هویت رسمی برای صدور دانشنامه معتبر نبوده و قانونگذار به نوعی در صدد رفع مشکل فارغ‌التحصیلان دانشگاه برآمده است.
5-6- مستندات موجود نشان می‌دهد که علیرغم آنکه حضرت امام (ره) پیش از آن دانشگاه آزاد اسلامی را مورد عنایت خویش قرار داده بودند، تنها پس از تصویب اساسنامه دانشگاه آزاد اسلامی در شورایعالی انقلاب فرهنگی در سال 1366 و قانونی‌شدن این دانشگاه به عنوان مؤسسه آموزش عالی، در تاریخ 16/7/67 و بنا به درخواست برخی از اعضای هیأت مؤسس دانشگاه، رئیس دانشگاه آزاد اسلامی را به عضویت در شورایعالی انقلاب فرهنگی منصوب می‌نمایند. (23)
به طور خلاصه، همانطور که در نکات فوق اشاره شده است، دانشگاه آزاد اسلامی در سال 1361، بدون اخذ مجوز تأسیس از ستاد انقلاب فرهنگی و شورای گسترش آموزش عالی وقت و خارج از ضوابط و قوانین آموزش عالی کشور تأسیس شده و تا سال 1366 به فعالیت خویش بر همین منوال ادامه داده است.
لازم به ذکر است که حضرت امام (ره) همواره رعایت قوانین کشور را به مسؤولان کشور و آحاد ملت گوشزد کرده و عدم رعایت قوانین کشور را خلاف شرع قلمداد می‌نمودند.
7. تأسیس دانشگاه آزاد اسلامی از دیدگاه ستاد انقلاب فرهنگی
دبیرخانه شورایعالی انقلاب فرهنگی در سال 1380 طی گزارش مفصلی، عملکرد ستاد انقلاب فرهنگی را در حوزه‌‌های مختلف از جمله مسائل آموزش عالی کشور ارائه نموده است. بخشهایی از این گزارش که در مورد تأسیس دانشگاه آزاد اسلامی است، زوایای دیگری را از روند پیدایش، شکل‌گیری و رشد این دانشگاه روشن می‌کند که در ادامه عیناً نقل می‌شود:
«ستاد انقلاب فرهنگی، با این که تأسیس مؤسسات آموزش عالی غیردولتی را به عنوان سیاست و برنامه مورد نظر و توافق خود برای کشور تلقی نمی‌کرد، در بهار سال 62 استثنائاً ایجاد مؤسسات آموزش عالی خصوصی (غیردولتی) در رشته‌های معارف اسلامی را مجاز دانست، اما گویا به سبب آنکه مؤسسین دانشگاه آزاد اسلامی جزو دست‌اندرکاران و گردانندگان اصلی انقلاب فرهنگی بودند، ستاد عملاً و در جریان شکل‌گیری اولیه دانشگاه آزاد اسلامی و تکثیر سریع آن، موضع‌گیری و اقدام خاصی نداشت و این نشان‌دهنده تابعیت و پیروی ستاد از سیاست‌های کلان مورد نظر مسؤولین طراز اول نظام جمهوری اسلامی بود.
بر اساس مصوبه 11/2/62 ستاد انقلاب فرهنگی، که طی نامه 1279/7/م مورخ 12/2/62 به صورت محرمانه به وزارت فرهنگ و آموزش عالی ابلاغ شد، تأسیس مؤسسات آموزش عالی خصوصی (غیردولتی) برای دایر کردن رشته‌های معارف اسلامی طبق ضوابطی مجاز گردید. دایر کردن هر رشته و تنظیم برنامه آن در این مؤسسات که بایستی حالت غیرانتفاعی می‌داشتند، لازم بود به تصویب ستاد برسد و در آنها مقررات آئین‌نامه آموزشی دانشگاهها مصوب 13/6/61 ستاد مراعات شود. این مؤسسات می‌بایستی زیر نظر وزارت فرهنگ و آموزش عالی فعالیت کنند. مؤسس یا یکی از مؤسسین این مؤسسات باید از مراجع تقلید و مورد تأیید مقام رهبری باشد که تشخیص آن بر عهده شورای نگهبان است.
… ستاد انقلاب فرهنگی در نامه شماره 3666/7 مورخ 4/4/62 خود به وزارت فرهنگ و آموزش عالی، بار دیگر تأکید کرد که در شرایط فعلی ایجاد دانشگاه و مؤسسه آموزش عالی غیردولتی به جز رشته‌های معارف اسلامی صلاح نمی‌باشد.
این موضوع در حالی که همان زمان، دانشگاه آزاد اسلامی به دنبال استفاده از کمکهای مالی حکومتی، مراحل پاگیری اولیه خود را طی و رسماً فعالیت خود را آغاز کرده و دانشجو پذیرفته بود، قابل تأمل به نظر می‌رسد.
در ارزیابی عملکرد ستاد انقلاب فرهنگی، این سؤال پیش می‌آید که اگر تأسیس مؤسسات آموزش عالی غیردولتی، برای جامعه لازم و مفید بود، چرا ستاد انقلاب فرهنگی آن را مجاز ندانست و اگر صلاح نبود که البته احراز این عدم صلاح، خود محتاج ادله و مستندات کافی و بررسی آینده‌نگر کارشناسی بود که ستاد انجام و ارائه نداده است، در عین حال چرا ستاد انقلاب فرهنگی که مسؤولیت سیاست‌گذاری، قانونگذاری، برنامه‌ریزی و حتی نظارت بر اجرای کلیه امور آموزش عالی کشور را بر عهده خود می‌دانست و تعطیلی دانشگاهها را برای انجام این مسؤولیتها تطویل می‌کرد، با وجود صلاح‌ندانستن تأسیس مؤسسات آموزش عالی غیردولتی در غیر معارف اسلامی، هیچگونه مداخله و هدایت و نظارتی بر روند اولیه شکل‌گیری دانشگاه آزاد اسلامی نکرد و گروهی یا سازمانی را موظف به آن نساخت؟
از سوی دیگر و صرف‌نظر از این که در واقع امر آیا تأسیس دانشگاه آزاد اسلامی، چه کارکردهای مثبت و منفی داشته است، همینکه ستاد انقلاب فرهنگی بر اساس معیارهای ایده‌آلی که توسط اعضای آن در مصاحبه‌‌ها اعلام می‌شده، دست به انحلال و ادغام مؤسسات زده بود و در مصاحبه‌ها مرتب بر لزوم [لحاظ نمودن] ضوابط کافی برای شروع به کار یک برنامه آموزشی و دوره تحصیلی و مرکز آموزش عالی تأکید می‌شد و همین موضوع توجیهی برای ادامه تعطیلی دانشگاهها اعلام می‌شد، اما در مورد تأسیس و سپس گسترش و تکثیر سریع دانشگاه آزاد اسلامی و تشکیل واحدها و دایر شدن رشته‌های متعدد آن در کوتاهترین زمان قابل تصور (در فاصله سالهای 61 تا 63) به حدی که در سال 63 در 12 رشته دانشجوی دکتری می‌پذیرفت و تدارک دایر کردن رشته پزشکی می‌دید، ستاد انقلاب فرهنگی به استناد مجموعه مصوبات و نامه‌های آن که در دسترس ما بود، موضع‌گیری و مداخله خاصی نداشته است؟
یکی از سیاست‌های مورد نظر ستاد در جهت رفع تمرکز مؤسسات آموزش عالی از تهران و توقف یا تعدیل گسترش آموزش عالی در تهران اعلام و اجرا می‌شد، در حالیکه واحد تهران دانشگاه آزاد اسلامی با تعداد زیادی دانشجو دایر شده بود، به گونه‌ای که در سال [تحصیلی] 64ـ63، جمع تعداد دانشجویان کاردانی و کارشناسی واحد تهران، 5/43 درصد کل دانشجویان در دانشگاه آزاد اسلامی و تعداد دانشجویان تکدرس آن 4/49 درصد مجموع دانشجویان تکدرس در دانشگاه آزاد اسلامی بود. آیا این امور تعارض‌آمیز و متناقض به نظر نمی‌رسد؟
… ستاد انقلاب فرهنگی در جلسه مورخ 1/3/63 خود، طرح آموزش‌های عالی در جمهوری اسلامی ایران را به تصویب رسانید و طی نامه شماره 2493/7 مورخ 8/3/63 به وزارت فرهنگ و آموزش عالی و هیأت وزیران ارسال کرد. بر اساس این طرح، آموزش عالی به صورت نمودار زیر تقسیم‌بندی شده بود:

 


… در این طرح، در اصل 11 فصل دوم آمده است که ستاد انقلاب فرهنگی برای ایجاد مؤسسات آموزش عالی آزاد با مدیریت غیردولتی، قواعد و مقرراتی را تنظیم خواهد کرد و وزارت فرهنگ و آموزش عالی بر همان اساس با ایجاد این نوع مؤسسات موافقت اصولی نموده و نظارت خواهد نمود. وزارت فرهنگ و آموزش عالی می‌تواند پس از احراز [صلاحیت] مدیران مؤسسات آموزش عالی آزاد، اجازه تأسیس مراکز آموزش عالی آزاد را صادر نماید. شروع به کار این قبیل مراکز پیش از صدور اجازه تأسیس ممنوع است و وزارت فرهنگ و آموزش عالی باید همواره نتیجه ارزیابی و نظارت خود را از این مراکز به اطلاع عموم برساند تا همگان از طرز کار آنها آگاه شوند. وزارت باید به‌منظور جلوگیری از سوءتفاهم و نارضایتی مرتباً مردم را در جریان این امر قرار دهد که آموزش عالی آزاد غیردولتی، جنبه رسمی ندارد و به هیچوجه منجر به اعطای مدرک رسمی تحصیلی نخواهند شد.
آنچه از محتوای این طرح و اصول و عبارات آن برمی‌آید، دانشگاه آزاد اسلامی علی‌القاعده می‌بایستی در ذیل تعریف نوشته «مؤسسه آموزش عالی آزاد غیردولتی» [فاقد صلاحیت و مجوز اعطای مدرک رسمی تحصیلی] قرار می‌گرفت، اما واقعیت عملکرد و نحوه اجرای برنامه‌های آموزشی در آن دانشگاه، که در مرئی و منظر ستاد انقلاب فرهنگی بود، همه با تعریف مصوب ستاد انقلاب فرهنگی برای «مؤسسه آموزش عالی آزاد» مغایرت داشت، زیرا دانشگاه آزاد اسلامی عملاً با همان الگوی دانشگاههای دولتی، در صدد برقراری نوعی آموزش عالی رسمی به صورت غیردولتی بود و نه آموزش عالی آزاد.
در ضمن بخشی از امکانات و اعضای هیأت علمی دانشگاهها را جذب خود می‌کرد و مورد بهره‌برداری قرار می‌داد. حتی اغلب مسؤولین دانشگاهها در تهران و شهرستان‌ها در قبال مزایای مادی، به دانشگاه آزاد اسلامی روانه می‌شدند و این موجب نرسیدن به مدیریت دانشگاه و گسیل امکانات به دانشگاه آزاد اسلامی می‌شد و این امر برای دانشگاههای دولتی خصوصا در شهرستان‌ها مشکلاتی پدید می‌آورد.
دانشگاه آزاد اسلامی حتی به صور مختلف از بودجه‌ حکومتی نیز استفاده‌هایی می‌کرد. در واحدهای آن هرچند به صورت غیر رسمی، به دانشجویان وعده مدرک رسمی معتبر جهت استخدام داده می‌شد (البته در حالت رسمی به هنگام ثبت‌نام، تعهدی کتبی از دانشجویان مبنی بر نخواستن مدرک دریافت می‌شد)، و چه بسا برخی مصوبات ستاد انقلاب فرهنگی نیز در این راستا مورد تأویل و استناد قرار می‌گرفت.
این در حالی بود که ستاد انقلاب فرهنگی نه آموزش عالی رسمی غیردولتی را ـ جز در معارف اسلامی ـ مجاز شناخته بود و نه در روند شکل‌گیری و فعالیت دانشگاه آزاد اسلامی به عنوان مؤسسه آموزش عالی آزاد غیردولتی، مراحل مورد نظر ستاد انقلاب فرهنگی (که در طرح آموزش‌های عالی فصل دوم بندهای 13 و 14 و فصل سوم قسمت چهارم بندهای 1 تا 3 آمده بود) طی شده بود. و مضافاً بر این، عملاً از حالت مؤسسه آموزش عالی آزاد به یک مؤسسه آموزش عالی رسمی تبدیل شده بود.
در ارزیابی عملکرد ستاد انقلاب فرهنگی در ارتباط با دانشگاه آزاد اسلامی در کنار ضعف موضعگیری که علل ساختاری داشت، باید به این جنبه از عملکرد ستاد انقلاب فرهنگی نیز توجه شود که ستاد انقلاب فرهنگی خصوصا از وقتی سوق‌یافتن دانشگاه آزاد اسلامی به آموزش عالی رسمی، بروز بیشتر و محسوس‌تری به خود گرفت، ستاد انقلاب فرهنگی کلیه مسائل مربوط به آن دانشگاه را در دستور کار و تحت رسیدگی قرار داد و این از اواخر تابستان و اوایل مهر سال 63 بود، به ویژه که قبلاً نیز از طریق شورای عالی ارزیابی و نظارت ستاد انقلاب فرهنگی، گزارشهایی مبنی بر سوق‌یافتن اعضای هیأت علمی و مسؤولین دانشگاهها در برخی استانها به دانشگاه آزاد اسلامی و ایجاد اشکال در اجرای برنامه‌های آموزشی دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی دولتی به ستاد انقلاب فرهنگی منعکس شده بود. برای نمونه می‌توان به نامه مورخ 22/1/63 رئیس شورای عالی ارزیابی و نظارت ستاد انقلاب فرهنگی در این خصوص اشاره کرد.
دستور کار جلسه 31/6/63 ستاد انقلاب فرهنگی، بررسی گزارشهای اولیه درباره دانشگاه آزاد اسلامی بود و دکتر احمدی‌ [دبیر وقت ستاد] طی نامه شماره 8017/7 به تاریخ 17/7/63 در پاسخ به دفتر ریاست وقت مجلس شورای اسلامی مبنی بر استعلام نظر از ستاد انقلاب فرهنگی در خصوص معافیت تحصیلی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی، اعلام کرد که پس از رسیدگی کلی به وضعیت دانشگاه آزاد اسلامی در ستاد انقلاب فرهنگی، موضوع معافیت تحصیلی نیز روشن خواهد شد.
سیر رسیدگی مسائل مربوط به دانشگاه آزاد اسلامی در ستاد انقلاب فرهنگی بدین ترتیب بود:
الف- بررسی اشکالات دانشگاه آزاد اسلامی و تصمیم به تهیه گزارشی مشروح در جلسه مورخ 10/6/63
ب- بررسی گزارش تهیه‌شده و تعیین هیأتی برای عهده‌داری مسؤولیت بازرسی نسبت به وضع دانشگاه آزاد اسلامی در جلسه مورخ 31/6/63
ج- بررسی اقدام دانشگاه آزاد اسلامی مبنی بر دایر نمودن دوره دکتری و تصمیم به بررسی موضوع در جلسه مشترک با هیأت مؤسس دانشگاه پس از تهیه گزارش مشروح و نیز انجام مصاحبه‌هایی عمومی توسط دکتر احمدی و مهندس میرحسین موسوی مبنی بر اینکه تحصیلات در این دانشگاه به مدرک منتهی نخواهد شد.
د- دکتر احمدی مصاحبه‌ای انجام داد ولی از صداوسیما پخش نگردید.
ه- نمایندگان ستاد انقلاب فرهنگی، وزارت فرهنگ و آموزش عالی و نخست‌وزیری برای بازرسی تعیین و طی نامه 17/7/63 برای صدور حکم به نخست‌وزیر معرفی شدند. حکم بازرسین در تاریخ 26/7/63 به شماره 23/07-802/م‌ن توسط نخست‌وزیر صادر شد.
بدین ترتیب می‌توان نتیجه گرفت که ستاد انقلاب فرهنگی در آخرین ماههای فعالیت خود، سعی داشت وضعیت دانشگاه آزاد اسلامی را مورد رسیدگی قرار دهد تا برای به رسمیت شناخته شدن آن دانشگاه، صور قانونی و موجهی فراهم شود. برای نمونه نامه 1261/م‌س مورخ 17/9/63 ستاد انقلاب فرهنگی [پیشنهاد مکانیزمی برای معافیت دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی در پاسخ به درخواست رئیس این دانشگاه] از این رویکرد حکایت می‌کند.» (24)

روند مکاتبات صورت‌گرفته در خصوص نمونه ذکرشده در گزارش فوق (موضوع معافیت تحصیلی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی از خدمت سربازی) که در پیوست همان گزارش ارائه شده، به این شرح است:
 در تاریخ 18/11/62 رئیس دانشگاه آزاد اسلامی طی نامه‌ای به رئیس شورای عالی دفاع، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای (که عضو هیأت مؤسس دانشگاه نیز بوده‌اند)، خواستار معافیت تحصیلی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی از خدمت سربازی (همانند دانشجویان دانشگاههای دولتی) شد. (25)
 در تاریخ 27/12/62 سرپرست نهاد ریاست جمهوری طی نامه‌ای، دو پیشنهاد ارائه‌شده از سوی رئیس شورای عالی دفاع را جهت اقدام در این باره، به شرح ذیل برای رئیس دانشگاه آزاد اسلامی ارسال می‌دارد (26):
1- دانشگاه آزاد اسلامی رسماً از طرف وزارت فرهنگ و آموزش عالی مورد تأیید قرار گیرد و مجوز لازم صادر شود.
2- طرحی از سوی نمایندگان محترم به مجلس شورای اسلامی تقدیم گردد که با دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی همانند طلاب علوم دینی رفتار گردد.
 رئیس دانشگاه آزاد اسلامی در تاریخ 19/1/63 طی نامه‌ای به حجت‌الاسلام و المسلمین هاشمی رفسنجانی موضوع معافیت تحصیلی دانشجویان را به اطلاع ایشان رسانده و ایشان نیز طی پی‌نوشتی خواستار بررسی موضوع در ستاد انقلاب فرهنگی می‌شود. (27)
 دکتر احمدی‌ [دبیر ستاد انقلاب فرهنگی] طی نامه شماره 8017/7 مورخ17/7/63 در پاسخ به دفتر ریاست وقت مجلس شورای اسلامی (حجت‌الاسلام و المسلمین هاشمی رفسنجانی) مبنی بر استعلام نظر از ستاد انقلاب فرهنگی در خصوص معافیت تحصیلی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی، اعلام می‌نماید (28):
«ستاد انقلاب فرهنگی مستقیماً دخالتی در صدور مجوز معافیت نداشته، لکن مطابق مصوبه آموزش‌های عالی در جمهوری اسلامی ایران، وزارت فرهنگ و آموزش عالی می‌تواند اجازه تأسیس مؤسسات آموزش عالی آزاد را صادر نماید و یا مؤسسات جدیدالتأسیس مذکور را تحت شرایط معین به رسمیت بشناسد که در این صورت دانشجویان این قبیل مؤسسات به‌طور طبیعی از معافیت تحصیلی بهره‌مند خواهند شد. به رسمیت شناختن دانشگاه آزاد اسلامی به عنوان یک مؤسسه آموزش عالی علاوه بر حل مسأله سربازی دانشجویان ذیربط، دارای پیامدهای حقوقی و قانونی قابل توجهی می‌باشد، لذا بدون بررسی دقیق برنامه‌ها و نظام آموزشی و اساسنامه دانشگاه [معافیت] امکان‌پذیر نیست.»
8. مصوبه جدید شورایعالی انقلاب فرهنگی در خصوص مؤسسات آموزش عالی غیردولتی ـ غیرانتفاعی
پس از انحلال ستاد انقلاب فرهنگی و تأسیس شورایعالی انقلاب فرهنگی در تاریخ 19/9/63، وظایف آن ستاد به شورایعالی انقلاب فرهنگی سپرده شد. شورایعالی انقلاب فرهنگی در تاریخ 23/7/64 با تصویب آئین‌نامه تأسیس مؤسسات آموزش عالی غیردولتی ـ غیرانتفاعی (دارای صلاحیت و مجوز اعطای مدرک رسمی تحصیلی)، مجوز تأسیس و فعالیت اینگونه مؤسسات را تحت نظر وزارت فرهنگ و آموزش عالی صادر نمود. با تصویب آئین‌نامه فوق‌الذکر، مسؤولین دانشگاه آزاد اسلامی خود را از نخستین مصداق‌های بارز این نوع مؤسسات تلقی کرده (29) و در تاریخ 25/11/65 با حک و اصلاح اساسنامه قبلی (اساسنامه اولیه مصوب 11/9/61 هیأت مؤسس اولیه دانشگاه) و تطبیق آن با مصوبه فوق‌الذکر، اساسنامه جدیدی را تهیه و آن را برای تأیید به شورای گسترش آموزش عالی وزارت فرهنگ و آموزش عالی ارسال کرد. شورای گسترش نیز پس از بررسی‌های مربوطه، اساسنامه جدید دانشگاه آزاد اسلامی را برای تصویب نهایی به شورایعالی انقلاب فرهنگی ارسال نمود (30). در نهایت اساسنامه جدید دانشگاه آزاد اسلامی مشتمل بر 20 ماده و 16 تبصره در جلسات 103، 127، 128 و 131 مورخ 7/11/65، 13/7/66، 21/7/66 و 12/8/66 به تصویب شورایعالی انقلاب فرهنگی رسیده و طی نامه‌ شماره 3256/دش مورخ 27/8/66 به دستگاه‌های اجراکننده مصوبه، ابلاغ شد. (31)
نکته بسیار ظریف و مهمی که غالباً از آن غفلت می‌شود، این است که با تصویب اساسنامه جدید دانشگاه آزاد اسلامی، عملاً آنچه که در مورد نظام آموزشی جدید یعنی تلفیقی از نظام آموزشی حوزه و دانشگاه و نیز سیستم شهریه و مالی دانشجویان (چیزی شبیه به اداره حوزه‌های علمیه) و چشم‌اندازها و اهدافی که از سوی طراحان تأسیس این دانشگاه بر آن تأکید می‌شد (که در بند 1 به آن اشاره شد)، به فراموشی سپرده شده و الگویی همانند دانشگاههای دولتی بر این دانشگاه حاکم گردید. قابل توجه است که در کتاب «حدیث آفرینش، روایتی تاریخی از ایجاد، رشد و بالندگی دانشگاه آزاد اسلامی»، در تشریح آرم تصویب‌شده برای دانشگاه در سال 65 ، آمده است:
«…
6- کلیت طرح، تلفیقی است از سردر ورودی دانشگاه تهران و حوزه علمیه که نشان‌دهنده سیستم آموزشی دانشگاه می‌باشد.» (32)
9. دانشگاه آزاد اسلامی از دیدگاه شورایعالی انقلاب فرهنگی
شورایعالی انقلاب فرهنگی از زمان تصویب اساسنامه جدید دانشگاه آزاد اسلامی در سال 66 تا پایان سال 84، در جلسات مورخ 25/7/68، 14/1/69، 24/10/70، 12/8/71، 17/1/73، 23/9/73، 18/11/73، 16/12/73، 31/5/74، 7/9/74 و 19/1/82 مصوباتی را در مورد دانشگاه آزاد اسلامی به تصویب رسانیده است. (33)
در ادامه، بخشهای دیگری از گزارش دبیرخانه شورایعالی انقلاب فرهنگی در سال 1380 را که در مورد عملکرد شورایعالی نسبت به دانشگاه آزاد اسلامی در مقطع پس از تصویب اساسنامه جدید دانشگاه آزاد اسلامی است، عیناً نقل می‌شود:
«همانگونه که از تعداد اندک مصوبات شورایعالی درباره دانشگاه آزاد اسلامی و درگیری بسیار اندک آن شورا با این دانشگاه نیز برمی‌آید، برخلاف سایر مؤسسات آموزش عالی غیردولتی و غیرانتفاعی که بخش اعظمی از مصوبات و درگیریهای شورایعالی را به خود اختصاص داده است، نه ستاد و نه شورایعالی در واقع امر، چندان اتوریته و مرجعیت نسبت به مجموعه هیأت مؤسس و مدیریت دانشگاه آزاد اسلامی نداشتند.
این دانشگاه در منطقه‌ای مسکوته و خارج از حوزه استحفاظی رسمی ستاد انقلاب فرهنگی شکل گرفت، رشد کرد و حتی شورایعالی انقلاب فرهنگی نیز کنترل و نظارت سیاستی و برنامه‌ای خاص ـ حتی در حد سایر دانشگاهها اعم از دولتی و غیردولتی ـ بر دانشگاه آزاد اسلامی نداشت.
هر چند پدیده دانشگاه آزاد اسلامی در بعد از انقلاب به لحاظ کارکردی برای جامعه پس از انقلاب و نظام جمهوری اسلامی ایران در برگیرنده بسیاری نتایج مثبت و بااهمیت بوده و هست و حتی به عنوان یک پروژه سرمایه‌گذاری و کارآفرینی و نهادسازی نیز، الگوی موفقی محسوب می‌‌شده و بازده اندکی نداشته است، اما واقعیت این است که این دانشگاه به رغم رشد کمی، از حیث شاخص‌های توسعه کیفی، نواقص اساسی عدیده‌ای داشته است و شورایعالی انقلاب فرهنگی در جهت رفع این نواقص و هدایت و نظارت بر دانشگاه برای بهبود و توسعه کیفی، عملکرد سیاستی، راهبردی و نظارتی مطلوبی نداشته است.
هنگامی‌که شورایعالی انقلاب فرهنگی، اساسنامه دانشگاه آزاد اسلامی را در سال 66 به تصویب می‌رسانید، این دانشگاه در پی چند سال رشد سریع، بار سنگینی از جمعیت انبوه دانشجویی را (بالغ بر 170 هزار نفر در سال 67) با خود حمل می‌کرد و انتظار می‌رفت در زمان تصویب اساسنامه، ضابطه‌ها و تضمین‌های کافی نظارتی به صورت حقوقی و ساختاری و سیستماتیک به عنوان پیش‌شرط تصویب اساسنامه تعبیه قانونی می‌شد، اما چنین نشد و دانشگاه آزاد اسلامی با استفاده از فرصتها، امکانات و رانت‌هایی که در دسترس او بود و البته مدیریتی کاربر نیز داشت، توانست به رشد کمی خود ادامه دهد، به‌طوریکه در سال تحصیلی 73-72 به اندازه 93 درصد کل بخش غیردولتی جمعیت دانشجویی را در خود پوشش دهد و تنها 8/10 درصد کمتر از بخش دولتی، دانشجو داشته باشد. این در حالی بود که 6/56% رشته‌های آن در گروه انسانی و فقط 1/10% در علوم پایه و 2/6% در علوم پزشکی [و بقیه در رشته‌های مهندسی] اشتغال به تحصیل دانشجویی را تشکیل می‌داد و طبعاً این تناسبی با اولویت‌های ملی و نیاز کشور که تقویت رشته‌های علوم پایه و پزشکی بود، تناسبی نداشت.
همچنین در آن زمان شاخص نسبت دانشجو به استاد بسیار نامطلوب و در حد وحشتناک 3/105 نفر بوده است (یعنی بدتر از وضع میانگین سایر مؤسسات آموزش عالی غیرانتفاعی!).
… در سال 79-78 با وجود غلبه کامل تعداد دانشجویان آن دانشگاه بر کل تعداد دانشجویان در بخش دولتی هنوز 56% جمعیت دانشجویی آن دانشگاه در علوم انسانی و فقط 1/8% در علوم پایه و 3/5% در علوم پزشکی درس می‌خوانند.
… پاسخگوی این رشد بی‌رویه کیست؟ چرا در سال 1993، 73% آموزش عالی غیردولتی کشور ژاپن عهده‌دار اجرای دوره‌های علمی ـ کاربردی در مقطع کاردانی بود، ولی در ایران، دانشگاهی اسلامی به عنوان بخش غیردولتی، برای آسان‌یاب بودن کادر خود و تحصیل درآمد برای سیستم خود، 60 الی 70 درصد دانشجویانش در علوم انسانی و 70 الی 80 درصد دانشجویانش در مقطع کارشناسی تحصیل می‌کنند؟ چرا دانشگاه آزاد اسلامی به رغم رشد کمی، توسعه کیفی مطلوب و کافی و مورد انتظار نداشته و چرا به لیسانس‌گرایی کاذب و تورم نامیمون در علوم انسانی دامن زده است؟» (34)
در انتهای این بخش از گزارش، نظرسنجی شورایعالی انقلاب فرهنگی درباره تأسیس و رشد

            نظرات کاربران :

به نظر من تغییر در مدیریتها موجب اصلاح ساختاری نمیشود و کلا تا زمانیکه قانون برای قانون گزار اجرا نمیشود ما در کشور با این مشکللات روبرو هستیم همانگونه قانون 1000 سال قبل با تکنولوژی امروز ما سنخیتی ندارد در عصری تکنولوژی بروز پیشرفت میکند قانون به طبعات آن میبایست بروز شود و قانون گزاز ملزم به اجرای آن میباشد و قانون میبایست برای همه یکسان عمل نماید خواه رهبر یا رییس جمهور باشد یعنی همانگونه که در دادگاه عدل الهی به حساب ما رسیدگی میشود
نويسنده نظر :aram


 
نظر شما درباره اين مطلب:







به خاطر سپردن اطلاعات؟



   

 

 

فياض و زاكاني در جمع متحصنين حضور يافتند
بازشناسي فرصت‌ها براي احياي روحيه آرمان‌خواهي ضروري است
بازخوانی واقعه حج خونین به دستور آمریکا
با بیشتر کشورهای اسلامی حتی عربستان مراودات تجاری داریم!
از عکس شهدا تا عکس شهدا
جغرافياي آينده پيشرفت
دانشجويان متحصن در جلوي وزارت امور خارجه در نامه‌اي به رئيس‌جمهور خواستار اخراج سفير عربستان از ايران شدند.
نامه جلال آل قلم به امام راحل
ما جراي رو كم كني از جانبازان در مهرآباد
قتل دلخراش فرزند و عروس فرمانده جنگ‎های نامنظم دفاع مقدس
تحصن دانشجويان در هوای سرد همچنان ادامه دارد
ابابیل شماره 11 - ویژه نامه یمن
انتشار «گفتمان عدالت و پیشرفت در دولت دینی
چند نگرانی از سرنوشت قانون کار
سال ۲۰۰۹ مرگبارترین سال برای فلسطینیان
پدیده "نفاق" از نگاه استاد شهید مطهری
مسجد سليمان ، 100 سال پس از اكتشاف نفت
افزایش 20 درصدی قیمت مرغ و تخم مرغ
گزارش روز اول تحصن مقابل وزارت خارجه/درخواست دانشجويان از وزارت خارجه براي اقدامي عاجل در قبال فاجعه يمن
نامه شماره يك دانشجويان متحصن در برابر وزارت خارجه خطاب به رييس‌جمهور
تجمع خود جوش دانشجویی در اعتراض به کشتار شیعیان یمن بدست آل سعود/بيانيه
پاسخ تشكل هاي دانشجويي به نامه رييس جمهور امريكا به ايران
ازدواج، مسكن و شغل مهم ترين اولويت هاي كشور نه كار فرهنگي و عمراني
'مطلوب احمدی‌نژاد، مطلوب هاشمی'
پرونده بی‌فرجام استات‌اویل در ایران
"دا" اثر برتر حوزه تاريخ‌ جايزه ادبی جلال شد
چگونه قاچاقچیان دولت را وادار به عقب نشینی کردند
منوی مردن از تهران تا زاهدان
تحمیل هزینه 200 میلیارد تومانی به مردم
سيماي زنان و زنان سيما
آمار عجیب از خرید و فروش گربه و مرگ پسرك چوپان
صيغه وقف اموال دانشگاه آزاد باطل است
جنگ دو صهیونیست در اقتصاد ایران
موج وبلاگي دفاع از مسلمانان يمن
خاطراتی از شیوه زندگی شهید بهشتی
سکوی پرتاب، شمارش معکوس، نقطه ی اوج و باقی قضایا
جنبش شیعیان یمن و جنگ ششم صعده
«نقش بصیرت در ولایت پذیری در زمانه فتنه» + دانلود فایل صوتی
70 درصد خانوارها كمتر از 450 هزار تومان درآمد دارند
آزادی شاليت، در برابر آزادي 450 اسير فلسطيني